توماس فتس والر، اسطوره جز (II)

Fats Waller 1904 – 1943
Fats Waller 1904 – 1943
در همین دوران (۱۹۲۰) والر اولین صفحه خود را ضبط کرد که در آن با یکی از خوانندگان طراز اول بلوز، سارا مارتین (Sara Martin) همراهی میکرد.

او همچنین با بسی اسمیت (Bessie Smith)، خواننده افسانه ای هم صفحه ای ضبط کرد و بعد در سال ۱۹۲۶ در تور بین ایالتی این خواننده هم شرکت کرد. اولین صفحه پیانو سولو والر Muscle Shoals Blues بود.

audio fileThat old feeling

در طی سالهای ۲۹-۱۹۲۶ او در یک کلیسای متروک واقع در کمدن (Camden) نیو جرسی (New Jersey) به نواختن ارگ بادی و ضبط این موسیقی مشغول بود. والر که از سنین نوجوانی آهنگسازی را با معلمین مختلف از جمله لئوپولد گودووسکی (Leopold Godowski) و کارل بوهم (Carl Bohm) آموخته بود، در ۱۹۲۸ برای ساختن موسیقی یک برنامه برادوی به نام Keep Shuffling با جیمز پی. جانسون (James P. Johnson) و کلارنس تاد (Clarence Todd) همراهی کرد. اینکار که در حقیقت دنباله اثر پرطرفدار Shuffle Along ساخته نوبل سیزل (Noble Sissle) و یوبی بلیک (Eubie Blake) در سال ۱۹۲۱ بود که در آن ستاره سیاه پوست برادوی جوزفین بیکر (Joséphine Baker) شرکت داشت و گفته میشود برنامه ای بود که با آن، تماشاگران – سفید پوست – برادوی ، موسیقی سیاه پوستان را در این مرکز هنری به رسمیت شناختند.

با وجود اینکه والر در اجرای برنامه Keep Shufflin روی صحنه برنامه اجرا نمی کرد و همراه بقیه اعضای ارکستر در محل مخصوص زیر سن قرار داشت، اما با شیوه خاص اجرایش تاثیر قابل توجهی بر بینندگان گذاشت. اندی رزاف (Andy Razaf) که شاعر بیشتر ترانه های برنامه از جمله ترانه شاخص “Willow Tree” بود، تبدیل به همکار دائمی و نزدیکترین دوست فتس والر شد.

یک سال بعد در ژوئن ۱۹۲۹ والر و رزاف برای اثر بعدی برادوی خود، “Hot Chocolates” که یک برنامه دیگر از گروه تمام سیاه پوست برادوی بود را آماده کردند. این بار در محل مخصوص ارکستر نوازنده ترومپت لویی آرمسترانگ (Louis Armstrong) بود که نقشش در طول اجرای برنامه روز به روز بیشتر میشد. از امتیازات دیگر “Hot Chocolates” ترانه غم انگیز “What Did I Do To”، “Be So Black And Blue” و یکی از ماندگارترین آثار این گروه یعنی “Ain’t Misbehavin” بود که نسخه بدون کلام آن اولین کار بسیار موفق والر بود. این کار سالها بعد برای ثبت در تالار شهرت “NARAS Hall of Fame” انتخاب شد.

گوش کنید : audio fileAin’t Misbehavin

هردو برنامه “Keep Shufflin” و “Hot Chocolates” برای اولین بار در “Connie’s Inn” هارلم، یعنی یکی از بزرگترین انجمنهای سیاه پوستان در جهان، اجرا شد. والر تا زمانی که بسیار موفق و مشهور شد در مرکز هارلم زندگی می کرد و بعد به سنت آلبانس (St. Albans) لانگ آیلند، نقل مکان کرد.

در اواخر دهه ۲۰ و اوایل دهه ۳۰ والر هنوز در آستانه شهرت واقعی قرار داشت. او علی رغم دوران سختی که در زمان رکود اقتصادی برایش به وجود آمده بود توانست تعدادی از تاثیر گذارترین ترانه هایش را بنویسد، از جمله “Blue”، “Honeysuckle Rose”، “Turning Grey Over You” و “Keeping Out Of Mischief Now” (همه با همکاری رزاف) و “I’ve Got A”، “Feeling I’m”، “Falling” همراه با بیلی رز (Billy Rose) و هری لینک (Harry Link) و “I’m Crazy ‘Bout My Baby” همراه با الکساندر هیل (Alexander Hill). در ۱۹۳۲ او همراه با دوست آهنگسازش اسپنسر ویلیامز (Spencer Williams) به یک تور اروپا رفت و روی صحنه های معتبری چون کیت کت کلاب لندن و مولن روژ پاریس برنامه اجرا کرد.

شهرت جهانی با تشکیل گروه (Fats Waller And His Rhythm) در ۱۹۳۴ نصیب او شد. این گروه که تماما از ستاره های موسیقی تشکیل شده بود شامل ال کیسی (Al Casey) نوازنده گیتار، هرمن اوتری (Herman Autrey) نوازنده ترومپت، بیلی تیلور (Billy Taylor) نوازنده بیس، درام نوازان هری دایل (Harry Dial) و ینک پورتر (Yank Porter) و نوازنده کلارینت رودی پاول (Rudy Powell) بود.

گفتگوی هارمونیک

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (XIII)

قطعا راه های مختلفی برای آموزش دادن به کودکان وجود دارد. آموزش نکات اخلاقی و مهارتهای زندگی یکی از آموزشهای مهمی است که از طرق مختلف می‌توان به کودکان ارائه داد و یکی از راههایی که می‌توانید به کودکان این آموزشها را بدهید، اشعار و ترانه های کودکانه است.

رحمت الله بدیعی: تجویدی چیز دیگری بود

آقای شهرام صفارزاده که در امریکا هستند. ایشان ۵ سال پیش من ویولون کار کرده اند، البته بعدها پیش حبیب الله بدیعی رفتند اما در شرح حالی که خود صفارزاده نوشته بود گفته اند که «من ۵ سال شاگرد رحمت اله بدیعی بوده ام»، اگر ایشان نمی گفتند، شاید من هم یادم نبود! در حقیقت گرفتن ویولون از آرشه، انگشت گذاری و کلاً تکنیک ویولون را پیش من بودند. آقای گرگین زاده شاگرد من بودند، پروین پیشه و…

از روزهای گذشته…

دیواری به نام شورای شعر (II)

دیواری به نام شورای شعر (II)

نکته مبهم بعدی در مورد شاعران معاصری است که قداست و مرتبه ی معنوی دسته اول را ندارند ولی کتاب های اشعارشان قبلاً چاپ شده است. چاپ یک کتاب شعر بدین معناست که به طریق اولا اشعار فوق از زیر نظر و تیغِ اصلاح وزارت مجترم ارشاد گذشته است و به ناچار باید بپذیریم که اینگونه شعر ها مشکلات خاصی را که قبلاً به آن اشاره کردیم ندارند. حالا چرا باید انرژی مضاعفی را هزینه کنیم و این دوباره کاری را به جان بخریم و یک بار دیگر اشعار مذکور را ممیزی کنیم؟ و مثلاً شعری را که یک سال قبل به عنوان یک شعرِ قابل چاپ، مجوز گرفته، امسال مجوز آلبومش را رد کنیم و سال دیگر احتمالاً به چاپ دوم کتابش مجوز بدهیم.
نگاهی به وضعیت خواننده و خواننده سالاری در موسیقی معاصر ایران (III)

نگاهی به وضعیت خواننده و خواننده سالاری در موسیقی معاصر ایران (III)

متاسفانه خوانندگان صاحب نام ما نیز هرگز تلاشی جهت رفع این معضل فرهنگی و هنری نمی کنند، چرا که حل این مساله را به ضرر خود دیده و به عبارتی هیچ کاسبی در تلاش برای کساد کردن بازار خود نیست. در ۳۰ سال اخیر با آمدن بزرگانی چون محمد رضا شجریان و شهرام ناظری و … این مساله مشهود تر شده و این هنرمندان هرگز تلاشی برای کمرنگ کردن این ماجرا نکرده اند.
بیژن کامکار: مرکز حفظ و اشاعه  موسیقی را زندانی کرده بود

بیژن کامکار: مرکز حفظ و اشاعه موسیقی را زندانی کرده بود

من با آقای ناظری به یکی از بهترین استودیهای دنیا که در پاریس بود رفتیم. فضای استودیو چنان خلاءی بود که آدم وحشت می‌کرد. رفتیم و از صدای ایشان و صدای دف من نمونه‌هایی گرفتند که بر اساس آنها بروند میکروفون‌های مخصوص تولید کنند. یک میکروفون اختصاصی برای دف. من چهل سال است دف می‌زنم هیچ وقت نشده است که یک صدای درست از دف بشنوم. صدای دف خانقاه را در هیچ ضبطی نشنیده‌ام.
روش سوزوکی (قسمت شصت و یکم)

روش سوزوکی (قسمت شصت و یکم)

این عمل چنین مفهومی دارد که حالا این توانایی در آنها نقش بسته است و طبیعت آنها شده است، اگر یک کودک در بین آنان وجود دارد که نواختن ویولن هنوز طبیعت دومش نشده است، معلوم است که هنوز با خودش مشغول است و جواب نمی‌دهد یا اینکه جواب می‌دهد اما به جای آن دست از نواختن برمی‌دارد.
گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

فراز بعدی از «ادوارد تی کُن» بود که مقاله‌اش، «مرجعیت نقد موسیقی» در فصلنامه‌ی ماهور شماره‌ی ۳۷ در جلسه‌ی ششم نیز مورد اشاره قرار گرفت:
نگاهی به سمفونی ایرانی علیرضا مشایخی و ادعاهایش

نگاهی به سمفونی ایرانی علیرضا مشایخی و ادعاهایش

پس از مطالعه کردن مصاحبه علیرضا مشایخی درباره سمفونی پنجمش با نام “ایرانی” تصمیم گرفتم یکبار دیگر به گفته های صاحب اثر اعتماد کرده و این اثر را تهیه کنم. مشایخی در این مصاحبه گفته بود: “این دو اثر؛ سمفونی شماره ۴ (زاگرس) و سمفونی شماره ۵ (ایرانی) هر یک نوعی نقطه اوج در آثار سمفونیک من است. سمفونی زاگرس نقطه اوج موسیقی سمفونیک آتونال من است و سمفونی ایرانی نقطه اوج موسیقی سمفونیک ایرانی من است.” پیش از این بارها شاهد ادعاهای مشایخی در مورد آثار و خط فکریش بودم و آشنایی نسبتا کاملم از آثارش به من در برداشتم از گفته های او کمک میکرد ولی اینبار موضوع جدیدی مطرح شده بود، اثری سمفونیک در راستای موسیقی کلاسیک ایران، نه موسیقی آوانگارد یا تصنیف موسیقی روی تزهای پیشین آهنگساز…
اشتوکهاوزن، عقل گرا و عارف (I)

اشتوکهاوزن، عقل گرا و عارف (I)

کارلهاین اشتوکهاوزن که در ۷۹ سالگی درگذشت یکی از موزیسین های آینده بین و برجسته قرن بیستم بود. اشتوکهاوزن پیوسته یک بیت شعر از ویلیام بلیک را نقل می کرد: «کسی که لذت را در لحظه در می یابد، در طلوع جاودانگی به سر می برد». اشتوکهاوزن که مانند بلیک، تصویر های ذهنی خود را دنبال می کرد؛ همانند او به راه های عجیب غریب کشانده شد. در نتیجه او احترام فرقه ای را به خود جلب کرد که پیروی از آن در بین آهنگسازان قرن بیستم منحصر به فرد است. البته باید اشاره کرد که نتیجه فعالیت های او همچنین به تمسخر این آهنگساز نیز منجر شد. شاید این جمله از راجر اسکروتن که می گوید: «اشتوکهاوزن بیشتر از اینکه امپراطوری برهنه باشد، ستی از لباس های با شکوه است که یک امپراطور کم دارد» این دید تردید آمیز درباره اشتوکهاوزن را به خوبی توضیح می دهد. این دیدگاه از دهه ۷۰ قرن بیستم در کشورهای آنگلوساکسون حاکم است.
رمضان: سبک آهنگسازی آهنگسازان ایرانی بی ارتباط با عصر زندگی آنهاست

رمضان: سبک آهنگسازی آهنگسازان ایرانی بی ارتباط با عصر زندگی آنهاست

در مورد این سوال شما باید بگویم، خب قطعاتی که ابتدای قرن، مثلاً حدود ۱۰۰ سال پیش نوشته شده اند، بعضی از این آهنگ ها به نسبت خیلی ابتدایی هستند، فقط می توان گفت یک هارمونیزاسیون است، روی یک سری تم های ایرانی که به هر صورت وقتی که موسیقی غربی وارد کشور ایران شد، در آن زمان هنوز پیانیست های حرفه ای از غرب به ایران نیامده بودند که این ساز را به صورت حرفه ای آمورش دهند و پیانو در حقیقت ساز دوم بوده است که در کنار سازهای نظامی که تدریس می شده و در حقیقت پیانو برای درس های هارمونیک استفاده می شده است و همینطور به عنوان یک ساز دوم موزیسین ها روی آن کار می کردند.
وان موریسون، نوری در تاریکی (V)

وان موریسون، نوری در تاریکی (V)

آلبوم سال ۱۹۷۴ وی به نام “برای توقف کردن بسیار دیر است” اجرای زنده ای داشت که در لیست بهترین آلبومهای با اجرای زنده مقام اول را کسب کرد. در ۲۱ جولای ۱۹۹۰ موریسون به راجر واترز (Roger Waters) در اجرای بسیار بزرگ دیوار برلین با جمعیت سیصد هزار تا یک میلیون و نیم نفر حضور یافت که این اجرا به طور هم زمان از تلویزیون پخش شد و موریسون در این کنسرت بزرگ “خواب راحت” را خواند.
برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (III)

برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (III)

فشار داخل دهان نوازنده در حین نواختن سازهای بادی‌برنجی ممکن است بسیار بالا باشد و اختلالات گوش و حلق و بینی نظیر «ناکارآمدیِ وِلوفارنژیال» (۱۳) را سبب شود. این بیماری، ناتوانی بدن در بستن موقتی مجرای ارتباطی حفرۀ بینی و دهان به دلیل نقص در عملکرد کام نرم یا دیوارۀ پشتی یا جانبیِ حلق است که باعث فرار هوا از طریق بینی در طی نواختن، برگشت مایعات به بینی و صدای تودماغی (۱۴) و ناهنجار می‌شود. همین طور ممکن است نوازنده به بیماریِ لارینگوسل (۱۵) مبتلا شود: بیرون‌زدگی غشای مخاطی بخشی از حنجره که ممکن است به‌سمت داخل حنجره باشد و باعث خشک و خش‌دارشدنِ صدا و انسداد مجرای تنفسی شود و یا به‌سمت بیرون باشد و منجربه ایجاد برآمدگی قابل مشاهده در ناحیۀ گردن شود. ناکارآمدی ولوفارنژیال با استراحت و تمرینات دهانی، بهبود می‌یابد و برای درمان لارینگوسل نیز به‌ندرت نیاز به جراحی خواهد بود و عمدتاً با استراحت و مراقبت التیام می‌یابد.