موسیقی به مثابه ابزار ژست! (II)

در بسیاری از موارد نیز اگر احتمالا اجراها و آثار برخی از این گروه ها دارای ارزشی هنری است، این ارزش هنری نه به خودِ موسیقی که به سایر عوامل شکل دهنده ی اجرا بازمی گردد(۱)؛ ارزش موسیقایی بسیاری از این آثار نیز تنها در برخی فضاسازی های خاص آنان خلاصه می گردد، برخلاف گونه هایی از موسیقی که با نام موسیقی هنری می شناسیمشان.

در اغلب موارد نیز که به نظر می رسد که این قشر در کنار “کلدپلی” و “تام ویتس” افتخاری نیز به آهنگسازان موسیقی کلاسیک می دهند، نگاهشان بیشتر مبتنی بر نمایش این تصویر جذاب از خودشان است که “من موسیقی کلاسیک هم گوش می دهم، پس متفاوتم”، یا اگر به موسیقی جاز گوش می دهند نه برای درک و لذت از ساختارهای آزادانه ی ریتمیک، ملودیک و هارمونیک جاز که برای کامل شدن صحنه آرایی آشنای فنجان اسپرسو – دفترچه ی باز – سیگار روی میزشان است.

آشکار است که این قشر از شنوندگان موسیقی هدایت نشده اند و در سرگردانی یافتن آنچه ارزشمند است، تنها به آثاری روی می آورند که فارغ از ارزش واقعی هنری شان، در ظاهر دارای جنبه هایی متفاوت اند.

اما چرایی این مساله، برخلاف خود مساله، تا حدی به “بالادستی”ها بازمیگردد، به آنهایی که نه دانشی از موسیقی هنری دارند و نه اجازه ی خودنمایی به آن می دهند، نه کمکی برای اجرایش می کنند و نه عرصه ای برای عرض اندام آن فراهم می کنند (شنیدن تنها یک اجرای زنده از موسیقی آکوستیک کلاسیک غربی یا کلاسیک ایرانی، می تواند بسیاری را که حتی یک بار هم موسیقی هایی از این دست نشنیده اند را به آنها علاقه مند کند).

اگر هم لطف کنند و مثلا “نی نوا” را پخش کنند، آنقدر روی تصاویر عزاداری پخشش می کنند تا ناخودآگاه کسانی که می خواهند برای اولین بار این شاهکار را گوش دهند، از فرط تداعی شدن این تصاویر آن را بی درنگ قطع کنند، اتفاقی که نگارنده خود بارها شاهدش بوده است.

حتی بایکوت ظاهری موسیقی های عامه پسند نیز به تشدید این وضعیت کمک می کند، موسیقی کلاسیک ایرانی نماد موسیقی دولتی می شود و موسیقی پاپ نماد موسیقی غیر رسمی! از طرف دیگر کمک های مالی دولتی که در تمام دنیا نسبت به موسیقی های هنری وجود دارد، در اینجا معنایی ندارد، نتیجه آن که اجراهای جدی و ارزشمند به دلیل بازده مالی کم حذف می شوند و یا به سمت عامه گرایی گرایش پیدا می کنند، بلیط گرانتر می شود و مخاطب کم تر. قشر “خاص”ی که ذکرش رفت و قاعدتا باید بزرگترین حامی این نوع موسیقی ها باشد، عملا فلج است و گوش تریبت شده ای ندارد تا بتواند دو ساعت بنشیند و با حظ تمام –مثلا- یک رسیتال پیانو را گوش کند.

این سیر قهقرایی تا آنجا ادامه خواهد یافت که موسیقی هنری، محدود به چند کنسرت کوچک در سال شود با مخاطبانی محدود و تکراری، اتفاقی که در حال حاضر تقریبا رنگ واقعیت به خود گرفته است.

پی نوشت
۱- می توان از این دسته به گروه تایگر لیلیز اشاره نمود که بیش از آنکه نکته ی بدیع خاصی در موسیقی آنها وجود داشته باشد، نحوه ی فضاسازی تئاتریکال سیاه و آبزورد موسیقی آنها hست که آنها را به امضایی مختص خود می رساند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تاریخ ادبیات عالمانه در موسیقی (II)

در نوشته‌های فارسی امروزی وقتی حرف از ادبیات و موسیقی به میان می‌آید عادت کرده‌ایم دنبال تحقیقاتی برویم که عمدتاً در پی رد پای اصطلاحات موسیقایی در آثار ادبی به مفهوم هنری آن هستند اما این کتاب از آن نوع نیست. در مقام مقایسه کتاب فلاح‌زاده کم و بیش رویکردی معکوس در پیش می‌گیرد و دگرگونی‌های ادبی متن‌های تخصصی موسیقی را در کانون توجه می‌آورد و تطور زبان آنها را بررسی می‌کند.

پیشنهادی در مورد فواصل زمانی نقطه دار

فواصل زمانی ترکیبی (که فواصل زمانی نقطه دار نوعی از آنها هستند) به واسطه تجمیع چند فاصله زمانی حاصل می شوند. همانند فواصل موسیقایی، فواصل زمانی نیز با هم جمع شده و در این میان، فواصل زمانی نقطه دار به دلیل تاثیر تغییر دهنده “Modifire” «نقطه» شکل می گیرند. به طور کلی تاثیر نقطه را می توان طبق فرمول زیر بیان کرد:

از روزهای گذشته…

موسیقی کانتری (II)

موسیقی کانتری (II)

هنرمندانی چون جرج جونز (George Jones)، پورتر واگنور (Porter Wagoner) و لورتا لاین (Loretta Lynn) موسیقی دانان دوران عصر طلایی بودند و بسیاری از آهنگهای آنان تا به امروز خوانده و اجرا می شود. در سالهای ۱۹۳۰ و ۴۰ موسیقی وسترن و آوازهای کابویی که از سالهای ۱۹۲۰ضبط شده بود، در فیلمهای مشهور هالیوود استفاده شد.
ضرابی: ممکن است استادان در مورد سونوریته خوب توافق نداشته باشند

ضرابی: ممکن است استادان در مورد سونوریته خوب توافق نداشته باشند

آقای پایور قبلا با صراحت زیادی درباره این نوازندگان صحبت میکردند ولی این اواخر که نظرشان را پرسیدم بسیار با لطافت و ظرافت جواب دادند و چیزی که جواب دادند تعریف شامخی از نوازندگی آقای مشکاتیان و کامکار نبود، البته این به نظر من رسید و نمیدانم تا چه حد دقیقا نظر ایشان است، برداشتی که من کردم اینطور بود که مثلا ایشان نسبت به زمانی که کار کرده اند خیلی خوب است مثلا آقای مشکاتیان نسبت به این استادانی که داشته و این زمانی که ساز زده است بسیار خوب مینوازد.
سرگذشت کتاب من و کپی رایت در ایران (I)

سرگذشت کتاب من و کپی رایت در ایران (I)

نوشته ای که که پیش رو دارد، نامه ای است از هنرمند گرامی مصطفی آخوندی، نوازنده و مدرس گیتار کلاسیک که درباره انتشار اولین کتابش در ایران تهیه و به سایت گفتگوی هارمونیک رسیده است. با هم می خوانیم:
گفتگو با زوکرمن (II)

گفتگو با زوکرمن (II)

«خیلی زود به من فهمانده شد که اگر خودت را وقف یک برنامه منظم بلند مدت نکنی، به جایی نخواهی رسید و می دانید چه شد؟ این اتفاق افتاد. بله، من در خیابان های نیویورک چیزهایی آموختم. باور کنید که من خیلی خوش شانس بودم که آن اطلاعات را از محیطم جذب می کردم و نه از کتاب های درسی. بیشتر از اینکه در کلاس های مزخرف درس حاضر شوم در تمرین ها و کنسرت ها شرکت می کردم. نمی توانستم سر کلاس بشینم. [یک حس] بسیار بسیار وحشتناک داشتم… واقعا نمی توانم تحمل کنم که کسی بخواهد معنی “دو ضربدر…” را توضیح بدهد، برایم مهم نیست. این چیزی نیست که من دنبالش هستم. مشروط شدم چون بر اساس برنامه کلاس درس نمی خواندم.»
بررسی سیر ترویج شیطانک نوازی

بررسی سیر ترویج شیطانک نوازی

اگر به صورت مدام در ۱۵ سال اخیر، شاهد اجرا های گروه های موسیقی ایرانی باشید، رواج یک تکنیک توجه شما را جلب می کند: «شیطانک نوازی» (۱). اجرای این تکنیک، به این صورت است که نوازنده، با لمس سیم بر روی شیطانک و بدون تماس زیاد با بخش آزاد سیم، به اجرای نغمه ای (تقریبا) فاقد هارمونیک های بالا و شبیه به صدای سازهای پرکاشن پوستی، می پردازد.
رابطه ضربان و مطبوع بودن فاصله

رابطه ضربان و مطبوع بودن فاصله

مطلب قبل با عنوان “مقدمه ای بر فیزیک فاصله ها” به بررسی تجارب برخی از محققان راجع به مطبوع بودن یا نبودن فواصل موسیقی پرداختیم و بطور مختصر راجع به پدید ضربان که ناشی از نزدیکی فرکانس دو منبع صوتی می باشد صحبت کردیم. در این قسمت می خواهیم کمی بیشتر از دید فیزیکی راجع به پدیده خوش صدایی و بد صدایی فواصل موسیقی بپردازیم. به شکل نگاه کنید :
گفت و گو با جان کیج (VII)

گفت و گو با جان کیج (VII)

من می خواهم از این تقلید کنم تا مسائل معماری و تکنیکی شگفت انگیزی را ارائه کنم. تئاتر اینگونه خواهد بود. در آمریکا ما دو یا سه بلندگو در سالن داریم، در اروپا آنها بین ۱۳ تا ۱۹ بلندگو و در روسیه صدها بلندگو دارند تا صدا بتواند حرکت کند یا به نظر برسد که صدا از هر نقطه ای در فضا ایجاد می شود. همچنین می خواهم که، همانطور که به واسطه ترانزیستورها اینگونه خواهد شد، صدا در وسط فضا پخش شود و به این ترتیب حرکت نیز وجود دارد. وقتی که یک مگس از کنار من رد می شود و وز وز می کند من، از نقطه نظر هنری، مشکل وحشتناکی دارم اما منطقی است که تصور کنیم بلندگوهایی داشته باشیم که بتوانند در فضا پرواز کنند.
فرایند خم کردن زه وارها و اتصال آن به ساختمان کلافها در ویولن (I)

فرایند خم کردن زه وارها و اتصال آن به ساختمان کلافها در ویولن (I)

محتوای این مقاله بخشی از دروس ارائه شده در شهریورماه ۱۳۹۷ در کارگاه رضا ضیائی (RZW) توسط رضا ضیائی است که فرشاد شالپوش آن را گردآوری و تدوین کرده و امیر خمسه ویراستاری آن را بر عهده گرفته است. متن کامل و دیگر مقالات مرتبط در آرشیو کارگاه موجود است.
حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (IV)

حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (IV)

دهلوی در سال ۱۳۵۴ یکی از مهمترین آثار موسیقی سمفونیک ایران را با نام “باله بیژن و منیژه” تصنیف کرد که اثری عظیم و با شکوه برای ارکستر سمفونیک بود. این اثر بعدا به صورت یک سوئیت پنج قسمتی زهی نیز تنظیم شد که بارها به اجرا در آمد. “بیژن و منیژه” هنوز هم یکی از قله های آهنگسازی در موسیقی سمفونیک ایران محسوب میشود و نشان از توانایی بی حد و حصر آهنگساز در تکنیکهای آهنگسازی و ارکستراسیون و همچنین تسلط او بر موسیقی اوایل قرن بیستم و ترکیب هوشمندانه آن با موسیقی ایرانی دارد.
رامین صدیقی: با کلی گویی به جایی نمی رسیم

رامین صدیقی: با کلی گویی به جایی نمی رسیم

حق با شماست. آقای هوشنگ کامکار هم جشنواره های قبلی را غیرحرفه ای دانسته اند که بهتر است بگویند کجا، کی، چه کسی و چه چیزی در جشنواره های قبلی غیرحرفه ای بوده است. باکلی حرف زدن که نمی شود جشنواره بهتری داشت و این مسایل تنها آزرده خاطری ایجاد می کند.