نمودی از جهان متن اثر (XIII)

به یاد آوریم که آنالیز در دو نقطه به داوری برای ارزش‌گذاری متوسل می‌شود: ۱- انتخاب اثری که موضوع آنالیز است. ۲- انتخاب آنچه در یک اثر باید به آن پرداخت. در هر دوی این موارد به شکل پیدا و پنهان از احکام زیباشناسانه بهره می‌گیرد.

به عنوان مثالی از همین قضیه گفته‌ی «نیکلاس کوک» در مورد آنالیز شنکری را در نظر گرفته و این پرسش را مطرح می‌کنیم که چرا اگر موسیقی‌ای «حقیقتا منسجم» باشد ثابت می‌شود که باارزش است؟ این آشکارا یک حکم زیباشناسیک است.

بررسی ادبیات تحلیلی موسیقی نمونه‌های فراوانی از این نوع داوری‌های زیباشناسیک را فاش می‌کند. مهم‌ترین مثال از این نوع جهت‌گیری آنالیز در قرن نوزدهم است.

گرایش‌های تحلیلی در این دوره بر ایده‌ی «چه چیز باعث می‌شود یک اثر موسیقی شاهکار باشد؟» متمرکز بود و این تمرکز تابعی از ایده‌ی رومانتیک «هنرمند نابغه» است.

این گرایش همچنان در بعضی از گونه‌های آنالیز در قرن بیستم هم پابرجا ماند. مثال دیگری از همین موضوع را می‌توان در حوزه‌ی موسیقی دستگاهی ایران مشاهده کرد؛ اگر گفتمان زیباشناختی مسلط در موسیقی دستگاهی، اصالت و بازگشت به ریشه‌ها باشد و اگر بتوانیم اصالت را در این‌جا به معنی نوعی رابطه (هر چه نزدیک‌تر) با یک اصل بگیریم (که به گمان من چنین است)، بنابراین هدف داوری‌های زیباشناسانه‌ی تجزیه و تحلیل موسیقی ایرانی هم چیزی مرتبط با همین موضوع خواهد بود.

مثال‌هایی از هرمز فرهت (۶۳) و جلال ذوالفنون (۶۴) و محمدرضا آزاده‌فر (۶۵) کاملا این پدیده را نشان می‌دهد (۶۶)؛ در این مثال‌ها همه جا هدف روشن ساختن رابطه‌ی عناصر سازنده‌ی یک قطعه با ساختارهای اجرایی (به‌ویژه روند حرکتی گوشه‌ها) است.

به این نمونه از ذوالفنون توجه کنید: «همان‌طور که می‌دانیم اساس موسیقی ایرانی ردیف است و تمام خلاقیت‌هایی که در این موسیقی پدید آمده به نحوی در ارتباط با همین مجموعه است… این کتاب… به بررسی ارتباط بین… آثار [درویش خان] و ردیف موسیقی سنتی از طریق آکادمیک و به صورت تجزیه و تحلیل علمی… می‌پردازد…. بنابراین انتخاب [آثار درویش خان] به عنوان الگوی موسیقی ایران، معقول و منطقی است.» (۶۷)

ترکیباتی از قبیل «اساس موسیقی ایرانی» و «الگوی موسیقی ایران» آشکارا ارزش‌گذارانه‌ و معطوف به همین مفهوم اصالت است و جدای از آن‌ها قصد مولف برای اثبات رابطه‌ی میان ردیف و قطعات برای فراهم کردن تاییدیه‌ای بر ارزش هنری آثار درویش خان کاملا روشن است.

پی نوشت
۶۲- این موضوع ما را به سمت نوعی آمارگرایی موسیقایی خواهد برد.
۶۳- کلیه‌ی نمونه‌های تحلیلی در کتاب «دستگاه در موسیقی ایران» از این نوع است؛ فرهت، هرمز. (۱۳۸۰) دستگاه در موسیقی ایرانی، ترجمه‌ی مهدی پور محمد، تهران پارت.
۶۴- بحث اصلی کتاب «تجزیه و تحلیل موسیقی دستگاهی ایران» بر همین موضوع متمرکز است؛ ذوالفنون، جلال. (۱۳۸۰) تجزیه و تحلیل موسیقی دستگاهی ایران، بر اساس آثاری از درویش‌خان و مقایسه‌ی آن با ردیف موسیقی ایران، تهران: نشر هستان.
۶۵- او اثری از درویش‌خان را تحلیل کرده و سعی کرده رابطه‌ی آن با گوشه‌های مهم دستگاه «شاه گوشه‌ها» را نشان دهد. این تحلیل وقتی برای ما جالب‌تر می‌شود که بدانیم هدف او از تحلیل، نمایش خصوصیات «گونه‌های از پیش تصنیف شده» (Pre-Composed Genre) در موسیقی ایرانی بوده و بر حسب هدف کتاب باید به موضوع ساختار ریتمیک بیشتر توجه می‌کرده است.Azadefar, Mohammad. (2006) Rhythmic Structure in Iranian Music, Tehran:University of Art Press. Pp 218-224.
۶۶- این بحث را در این جا متوقف کرده و در بخش انتقادات وارد بر آنالیز موسیقی پی خواهیم گرفت.
۶۷- ذوالفنون، جلال. (۱۳۸۰) تجزیه و تحلیل موسیقی ایران، بر اساس آثاری از درویش‌خان و مقایسه‌ی آن با ردیف موسیقی ایران، تهران: نشر هستان. ص ۱۱٫ در متن اصلی بر بعضی قسمت‌ها با خط توپر تاکید گذاشته شده که در این‌جا همه حذف شده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر موسیقیِ متنِ فیلم «آندرانیک»

آنچه در موسیقیِ اغلب فیلم‌های گروه «هنر و تجربه» می‌توان شناسایی کرد این است که به نظر می‌رسد چنین باوری شکل گرفته‌ که فیلم‌های غیربازاری، کم‌کنش و درون‌گرایانه باید موسیقی‌ای کم‌کنش و دور از تلاطم داشته باشند. موسیقیِ «آندرانیک» گویی از چنین باوری حاصل شده‌است. درحالیکه لزوماً اینگونه نیست. به اقتضای هر فیلم این موضوع جنبه‌های متفاوتی می‌یابد و موسیقی گاه می‌تواند به جای تصویر، یک آشوب درونی را بازنمایاند.

گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری (I)

مطلبی که پیش رو دارید، گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری: تک‌نوازی کمانچه در فرهنگسرای سرو به تاریخ سوم بهمن ۱۳۹۸ که توسط شهاب مِنا تهیه شده است:

از روزهای گذشته…

نوازنده و تمرین (I)

نوازنده و تمرین (I)

بی شک، تمرین اساسی ترین عنصرسازنده هنرمندان است و بزرگترین نقش را خصوصآ برای به اوج رساندن نوازندگان ایفا می کند. مطالبی که در این مقاله آمده حاوی نکاتی است، به صورت پرسش و پاسخ، درباره تمرین های نوازندگی و مسائل مرتبط با آن، که قدم به قدم در این گفتار تشریح می شوند و امید است مفید واقع شوند.
جونی آلیده، سلطان راک فرانسه (II)

جونی آلیده، سلطان راک فرانسه (II)

در ابتدای کارش، جونی قدرت آوازی که به آن شناخته می شود را نداشت. آن چیزی که در اولین آلبوم هایش می شنویم صدایی بی ثبات است که به روشنی تحت تاثیر ستاره راک آمریکایی اِلویس پریسلی (Elvis Presley) قرار دارد. همانند سلطان راک، جونیِ جوان انتهای حرف های صدادار را به سمت زیر می سُراند و از نام آوا ها (onomatopée) خیلی استفاده می کرد (مثل yeah yeah معروف). او کلمات را بالا و پایین می برد همان طور که پایش را برای دعوت به رقص به زمین می کوبید.
نگاهی کوتاه به مقایسه آکوستیکی تمبک و کلام (IV)

نگاهی کوتاه به مقایسه آکوستیکی تمبک و کلام (IV)

از طرف دیگر می توان به خشه ای مانند “ش” با تغییر شکل لبها فرمانت بخشید. این کار با تغییر شکل لب جهت ادای “او” یا “ای” و ادای همزمان “ش” امکان پذیر است. تمام آواهای گفتاری از پارامترهایی مانند “شدت”، “کشش” نیز بهره می برند. مثلا با توجه به شدت بیشتر صدای سایش در “س” نسبت به “ز” و از آنجاییکه “س” صامت و “ز” مصوت است، می توان نتیجه گرفت که صامت ها “سخت”و مصوت ها “نرم” اند. کشش صامتها از مصوتها بیشتر است به همین دلیل صامت سایشی سخت مانند “س” از مصوت سایشی نرم مانند “ز” کشیده تر است یا صامت انفجاری مانند “ت” زمان خیلی کوتاهی دارد.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XVIII)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XVIII)

الگار این کنسرتو را در سال ۱۹۱۹ پس از پایان جنگ جهانی نگاشت. با بدبینی حاصل از تـخریب و نابودی به بارآمده توسط جنگ، الگار بر این باور بود که اروپای کنونی دیگر بسآن اروپای قبل از جنگ نخواهد شد. اولین واکنش او به جنگ ننوشتـن موسیقی در طی آن چهار سال بود. سپس، از اکتبر ۱۹۱۸ تا اکتبر سال بعد، او قریحه ی خود را صرف چهار اثر نمود که در زمره ی بهترین آثار وی جای می گیرند. سه اثر ابتدایی که آثار “مـجلسی” نام گرفته و اثر چهارم وی، هـمین کنسرتوی ویلنسل می باشد. این کنسرتو، گویی سوگ الگار برای جهان از دست رفته می باشد.
نگاهی به نقش ارکستر سمفونیک تهران در جشنواره بیست و دوم فجر (I)

نگاهی به نقش ارکستر سمفونیک تهران در جشنواره بیست و دوم فجر (I)

بیست و دومین جشنواره موسیقی فجر هم به پایان رسید و با اتمام این جشنواره اهالی و علاقمندان موسیقی مطمئن شدند که برگزار کنندگان این جشنواره ها کوچکترین درسی از ۲۲ سال برگزاری این مراسم نگرفته اند.
گریگوریان: حضوری دربرگیرنده (II)

گریگوریان: حضوری دربرگیرنده (II)

درباره فرهنگ ارمنی از گریگوریان سئوال میکنم. خیلی حرف میزنم. درباره ویژگی های آن میپرسم، درباره خط مشترکی که در شکل های مختلف فرهنگ و هنر ارامنه وجود دارد، درباره استحکام شخصیت فرهنگی ارامنه، در مورد پایگاهش، تاثیراتی که گرفته است، تاثیراتی که داشته است و چیزهای دیگر. اما تمام اینها از آن رشته سئوال هایی است که گریگوریان در پاسخ آن، حرف خودش را می زند:
لری ادلر، هنرپیشه هارمونیکا (I)

لری ادلر، هنرپیشه هارمونیکا (I)

لورنس سسیل ادلر (Lawrence Cecil Adler) در دهم فوریه ۱۹۱۴در بالتیمور، مریلند به دنیا آمد. پدر و مادر او از ارتدوکس های روسی-یهودی بودند که زبان اصلیشان عبری بود. لری قدرت اجرای برجسته ای داشت. او در سن دو سالگی می توانست با تقلید صدای ال جولسون (Al Jolson) بزرگترها را سرگرم کند. در ده سالگی کم و بیش پیانو می نواخت و در ده سالگی جوانترین خواننده مذهبی بالتیمور بود.
ارکستر سمفونیک تهران، چطور محو شد (II)

ارکستر سمفونیک تهران، چطور محو شد (II)

مشایخی بعد از چند اجرای ضعیف با ارکستر سمفونیک تهران، کنار گذاشته شد و پس از آن رهبری ارکستر به منوچهر صهبایی رسید. منوچهر صهبایی با برگزاری تمرین های هدفمند و منظم، وضعیت ارکستر سمفونیک را بهبودی بیشتری بخشید ولی اجراهای پی در پی برنامه های سفارشی و کم ارزش ارکستر سمفونیک تهران، مخل تمرینات منظم بود.
ملودی، همراهی و هارمونی

ملودی، همراهی و هارمونی

در این نوشته سعی می کنیم بطور خلاصه معنی اصطلاح های متداولی مانند ملودی، همراهی و هارمونی را تشریح کنیم.
استفاده از تیونر برای کوک سنتور (V)

استفاده از تیونر برای کوک سنتور (V)

پیشنهاد میکنم ابتدا سیمهای سفید را کوک کنید سپس به سراغ سیمهای زرد بروید. به این خاطر که سیمهای سفید از مقاومت بالاتری برخوردار هستند و احتمال پاره شدن آنها نسبت به سیمهای زرد کمتر است تا زمانی که دست شما آشنایی مختصری با انجام عملیات کوک پیدا کند.