گفتگو با حسین علیشاپور (V) – گفتگوی هارمونیک Harmony Talk

گفتگو با حسین علیشاپور (V)

حسین علیشاپور
حسین علیشاپور
آوازخوان بدون نوازنده و ارکستر فایده ای ندارد. بخش عمده ای روایت ارکستر ایرانی بدون خواننده هم می لنگد چون موسیقی ما موسیقی روایی است، موسیقی کلام است. ما وقتی می خواهیم در موسیقیمان درخصوص یک واقعه ای صحبت کنیم، آثار بسیار معدودی وجود دارد که به صورت بدون کلام روایتگر باشند.

شاید پنج – شش تا هم نشود، مثل ”آوای مهر” آقای علیزاده که آن هم بیشتر با بهره گیری از دانش موسیقی غربی بود. موسیقی ما یعنی موسیقی ایرانی – خوب یا بد که من اعتقاد دارم خوب است – موسیقی کلامی است یعنی موسیقی ای روایتگر است و مخاطب ما با شعر سر و کار دارد، به هر حال شنونده ی ما با این قضیه ارتباط برقرار می کند و چاره ای نیست، چاره ای نیست به این معنا که این فرمت موسیقی ماست.

این فرمت در طول تاریخ شکل گرفته و همیشه هم مورد اقبال بوده. چه در حوزه های موسیقی های پاپیولار چه در حوزه ی موسیقی کلاسیک که البته از حوزه ی کلاسیک کمی باید بگذریم اگر چه در موسیقی کلاسیک هم در حوزه ی اپرا و امثال آن خواننده نقش مهمی دارد مثل پاواروتی، خولیو و…

اما گفته می شود که بیشتر شهرت اینها وقتی بود که موسیقی پاپ هم اجرا می کردند.
به هر شکل اگر بخواهیم این فرآیند را ترکیبی کنیم بحث زیاد می شود. اما شما به قول خودتان برآیند را حساب کنید و واقعیت کلی این است، تمام حوزه ها را در نظر بگیرید. آیا به نظر شما در همه جای دنیا نقش خواننده پررنگ تر نیست؟‌ دلیل آن این است که خواننده روایتگر است. مردم راوی را نگاه می کنند، مثل بازیگری که جلوی دوربین می رود.

هیچ کس نعمت الله حقیقی را نمی شناسد اما همه فلان بازیگر مشهور درجه ی چندم را می شناسند. در صورتی که اگر از لحاظ هنری نگاه کنیم می بینیم که نعمت حقیقی کجا و این بازیگر کجا. به هر حال این ها مسائلی است که وجود دارد و اتفاقا در ایران کمتر هم وجود دارد. در ایران اساتیدی مثل آقای علیزاده، زنده یاد مشکاتیان، آقای لطفی که کمی گرفتار شده اند، استاد شهناز و بقیه مورد توجه اند.

در نوازندگان برجسته ی ما وجوه کاریزماتیکی وجود دارد که جز دو سه نفر بین خواننده های ما نیست. شما چند نفر را می توانید نام ببرید؟‌ نهایتا آقای شجریان و آقای ناظری و بیشتر هم نمی توانیم نام ببریم. شاید بینش مخاطب موسیقی ایرانی از این لحاظ از بینش مخاطبان در سایر نقاط دنیا بالاتر هم باشد، به این وجه قضیه هم باید توجه کرد.

شما به شعر اشاره ای کردید که موسیقی باید مفهوم شعر را برساند. معمولا دو دیدگاه رایج در مورد رابطه ی موسیقی و کلام وجود دارد. یک دیدگاه رایج این است که موسیقی باید تابع شعر باشد و بعضی ها هم که عقیده دارند شعر در درجه ی دوم است و باید تابع موسیقی باشد. این نظر کسانی مثل دکتر فاطمی است که اخیرا کار ارزنده ی ”سرخانه” را هم منتشر کرده. با توجه به این که شما ظاهرا بیشتر پیرو اساتید مکتب آوازی اصفهان هستید، به نظر می رسد که به دسته اول نزدیک ترید. شما این دو نظر را ارزش گذاری ای در طول هم می دانید یا دو سلیقه ی شخصی متفاوت در کنار هم؟‌
من بحث را به دو قسمت تقسیم می کنم؛ یکی بحث آهنگسازی و کمپوزسیون است که در تخصص من نیست، در این مورد فقط می توانم به یک جمله بسنده کنم که به نظر من التقاط شعر و موسیقی – هر کدام که در یک درجه ی برتری قرار گرفت که این مساله نیز خود جای بحث دارد که چه چیزی این برتر بودن را تعیین کند و چطور باشد – باید به القای مفهوم بهتر کمک کند.

در خصوص آواز من معتقدم که شعر در مرتبه ی اولی قرار می گیرد، چون به قول آقای شاه زیدی ”دست خواننده جماعت در سفره ی شاعر است”. این یک بحث است و بیشتر بحث اخلاقی قضیه است. بحث دوم این است که ما در آواز مگر چه می کنیم؟ اگر به صوت باشد، بالاخره همه ی ما آوازخوان ها کم و بیش صوتی داریم. یعنی بحث نمایش صوت چیزی است که در خواندن ما به طور ذاتی وجود دارد؛ یکی کمتر و یکی بیشتر.

ما باید ببینیم که داریم با این ابزار صوتی چه می کنیم. ما یک آوای خالی ارائه نمی دهیم، ما در حال ارائه دادن شعریم. پس وقتی شعر ارائه می دهیم باید ارائه ی شعر را در اولویت داشته باشیم. حتی اگر ضعف صوتی داشته باشیم، این ارائه ی درست شعر می تواند این ضعف را بپوشاند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تار و پودِ نشانه (I)

تار و پود بیش از آن که یک آلبوم باشد یک نشانه است؛ نشانی از دشواری‌های یک راه نکوبیده و نپیموده در موسیقی کلاسیک ایرانی. با آن، حمید متبسم که پیش از این طبع خود را رویاروی بلندترین قله‌ی شعر حماسی فارسی (شاهنامه‌ی فردوسی در قطعه‌ی سیمرغ) آزموده بود، حالا به صرافت طبع‌آزمایی موسیقایی با یکی از بلندترین ستیغ‌های شعر غنائی فارسی (خسرو و شیرین نظامی) افتاده است. به این ترتیب مجموعه‌ی تار و پود بدل به نشان مسئله‌ی موسیقی ما با روایت داستانی شده است. سیمرغ را می‌توانستیم «یک تجربه‌ی منفرد» (یا نادر) بشماریم و بگذریم یا همچون یک راه تازه‌گشوده با آن برخورد کنیم و منتظر آنچه در تداوم راه پیش می‌آمد بمانیم. اما با آمدن تار و پود، هنگامی که کار از یک گذشت، به وادی مقایسه می‌رسیم و خواه‌ناخواه آنچه پیش‌تر مبهم بود آشکار می‌شود. موقعیت این مجموعه به‌عنوان دومین تلاش است که آن را نشانه می‌کند.

امامی: استقبال خوبی از برنامه ما در سوئیس شد

من علاقه زیادی به موسیقی قدیم ایران داشته ام و سعی کرده ام در حد توانم بر روی آن حوزه موسیقی کارکرده و بر روی موسیقی دوره قاجار و هم قبل از آن دوره مطالعات مختصری داشته ام و به طبع در آثارم از آن ها بهره می برده ام در این سال ها آلبوم های تولید کرده ایم با همراهی دوستانم مثل آلبوم برافشان و آلبوم چهار سو که با آهنگسازی دوست خوبم حمید شریفی بوده و همچنین آلبوم بزم ۲ با آهنگسازی دوستانم سعید کورد مافی و علی کاظمی که همه این آلبوم ها توسط انتشارات ماهور منتشر شده است و تمامی این آثار رویکردی که ما داشته ایم استفاده از امکانات بالقوه موسیقی قدیم ایران بوده است و اینکه این امکانات بالفعل کرده و امکاناتی نظیر فرم و دورها و متدهای متفاوتی که در آن موسیقی وجود داشته است و الان کمرنگ شده است و یا کمتر استفاده می شوده است. این امکانات در هر صورت به ما راهی را نشان می دهند که شاید از این طریق بتوان رنگ و بوی تازه از موسیقی ایران رو شنید، البته شاید! در هر صورت راهی است که می شود در بستر تاریخی اصالت ها را حفظ کرد و موسیقی گذشته را به این شکل منتقل کرد.

از روزهای گذشته…

گفتگو با جیمز دپریست (I)

گفتگو با جیمز دپریست (I)

جیمز دپریست مدیر ارکستر مدرسه جولیارد (The Juilliard) و مدیر اُرگون سمفونی (Oregon Symphony)و از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸ رهبر دائم ارکستر سمفونیک متروپولیشن توکیو بوده است. به عنوان رهبر میهمان در تمام ارکسترهای بزرگ آمریکای شمالی حضور داشته و کارهای بین المللی او رهبری در آمستردام، برلین، پراگ، روم، رتردام، سئول، استوکهلم، بوداپست، کپنهاگ، هلسینکی، منچستر، ملبرن، مونیخ، اشتوتگارت، سیدنی، تلاویو، توکیو و وین می باشد. کنسرت لندن او به همراه ارکستر سمفونیک لندن در باربیکن در آپریل ۲۰۰۵ بود.
جان فیلیپ سوزا «شاه مارش» (I)

جان فیلیپ سوزا «شاه مارش» (I)

جان فیلیپ سوزا (John Philip Sousa) روز ششم نوامبر سال ۱۸۵۴ در واشنگتن دی سی به دنیا آمد. او آهنگساز و رهبر ارکستر آمریکایی اواخر دوره رمانتیک و سومین فرزند از ده فرزند جان آنتونیو سوزا (متولد اسپانیا از والدین پرتغالی) و ماریا الیزابت ترینخاوس (متولد باواریا، آلمان) بود. پدر جان فیلیپ در ارکستر نیروی دریایی آمریکا نوازنده ترومبون بود؛ به این دلیل سوسادر فضای موسیقی ارکستر های نظامی بزرگ شد.
کلارا راکمور، ترمینیست نابغه

کلارا راکمور، ترمینیست نابغه

کلارا راکمور (نام خانوادگی پدری او، رایزنبرگ بود) نوازنده چیره دست ترمین (theremin) بود که در روز نهم ماه مارچ سال ۱۹۱۱ در ویلنیوس، لیتوانی کنونی، به دنیا آمد. کلارا اگر زنده بود می بایست امروز ۱۰۵ ساله شود.
فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (V)

فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (V)

در سال ۱۹۸۸، جفری گل (Jeffrey Gall) آمریکایی (که بازیگر علی البدل مریلین هورن در «ارلاندوی» هندل بود) نخستین کنترتنوری شد که نقشی اصلی را در Met خواند. اکنون با وجود خواننده های جوانی که نقش هایی را که روسینی و بلینی برای کنتر آلتوها نوشته اند اجرا می کنند، رپرتوار اوایل قرن نوزدهم به صحنه رقابت تبدیل شده است.
مینی مالیسم، فیلیپ گلاس و کامه راتا (I)

مینی مالیسم، فیلیپ گلاس و کامه راتا (I)

اگر چه تقاضا برای موسیقی معاصر در مقایسه با دوره های قبل بسیار کم شده است، اما بسیاری از آهنگ سازان با استعداد در پنجاه سال گذشته به محبوبیت گسترده ای دست یافته اند، یکی از آن گروه ها مینی مالیست ها هستند.
مرور آلبوم «باغ بی برگی»

مرور آلبوم «باغ بی برگی»

زبان اصالت برای مدرنیست‌ها یا آهنگسازان «موسیقی معاصر» ما معادل منطق زبانی است. عمدتاً گنجینه‌ی از پیش موجود دستگاهی را می‌کاوند تا بخشی از منطقش را در بستری آشنازدایی‌شده به‌کارگیرند و موسیقی به‌راستی پیشرو بیافرینند. برای بعضی (که بیشتر در خارج از ایران کار و زندگی می‌کنند) همین برداشت ماده‌ی اولیه کافی است. ماده‌ای که برداشته‌اند یا منطقی که ترکیب کرده‌اند به‌قدر کافی ناآشنا هست که «مدرن» بنماید. اما برخی دیگر از این پله فراتر می‌روند. درک و جذب منطق زبانی و توان تکلم با آن ولو با کلماتی که از آنِ همان زبان نیست، هدفشان می‌شود (گرچه گاه ناخودآگاه). آنها در پی چیرگی نوآورانه بر منطق کهن و تصعید آن به جهانی نو هستند.
نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (II)

نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (II)

آهنگسازی جوان که حساسیتی بیش از اندازه و تخیلی سرشار دارد، در نهایت یاس از عشقی ناکام، خود را با تریاک مسموم می کند. ماده مخدر آنقدر قوی نیست که او را بکشد، ولی او را در خوابی سنگین غوطه ور می سازد که رویایی غریب همراه دارد.
نماد‌شناسی عود (II)

نماد‌شناسی عود (II)

او موافق است که معنای اولیه‌ی عود، چوب است اما بیان می‌کند که دو واژه‌نامه‌ی قدیمی عرب، قاموس و جوهری، معنی لاک‌پشت را برای آن ارائه کرده‌اند. این موضوع بسیار جالب توجه است نه فقط به خاطر افسانه‌های شکوهمند یونانی (در افسانه، آپولو، اولین چنگ را از لاک یک لاک‌پشت و رگ و پی آن ساخت) بلکه به این خاطر که سازنده‌ی واقعی لوت از لاکِ لاک‌پشت برای ساخت آن استفاده کرده ‌است. با وجود معناهای افسانه‌ای و واژه‌نامه‌ای عود، خواهیم دید که بی‌تردید معنای اصلی عود، وقتی این کلمه به یک ساز موسیقی اشاره می‌کند، چوب است.
تنظیم همراهی برای ملودی – ۱

تنظیم همراهی برای ملودی – ۱

در ادامه مطلب قبل راجع به همراهی جلوتر از هارمونی در این نوشته سعی می کنیم با ذکر یک مثال موضوع را بیشتر روشن کنیم. هر چند در آینده روشهای بهتر و حرفه ای تری را برای همراهی و اجرای یک ملودی معرفی خواهیم کنیم.
رحمت‌الله بدیعی: «اگر در ایران بودم…»

رحمت‌الله بدیعی: «اگر در ایران بودم…»

رحمت‌الله بدیعی،‌ یکی از برجسته‌ترین هنرمندان موسیقی ایران، سالهاست که در هلند زندگی می‌کند. او در هنرستان عالی موسیقی (کنسرواتوار تهران) در رشته ویلن کلاسیک آموزش دیده و همچنین در زمینه موسیقی ایرانی با ابوالحسن صبا کار کرده است.