نمودی از جهان متن اثر (XIV)

نقدها و ایرادهایی که بر آنالیز وارد می‌کنند
اولین موضوعی که در برخورد با آنالیز معمولا مطرح می‌شود این است که آیا آنچه در فرآیند تجزیه و تحلیل به‌دست می‌آید، رابطه‌ای با خواست آگاهانه‌ی آهنگساز دارد یا خیر؟ این مسئله حاوی این نگرانی است که آیا دلیلی داریم که ثابت کنیم اگر تحلیل‌گری ویژگی ۱ را در اثری یافت و آن را در تحلیل خود گزارش کرد، این ویژگی‌ بر اساس اراده‌ی آهنگساز در قطعه هست؟ این مسئله را در شکل بسیار ساده‌اش به صورت «آیا آهنگساز هم این موضوع را می‌دانسته؟» بیان می‌شود.

آدورنو به این مسئله تحت عنوان «دانش مرده» (Dead Knowledge) (68) اشاره می‌کند. پرسشی که درباره‌ی همه‌ی آن چیزی است که از اثر هنری حذف شده؛ اتفاقاتی که در جریان خلق اثر رخ داده و برای تحلیل‌گر ممکن نیست به آن‌ها دست یابد، مگر آن‌که اطلاعاتی فراتر از آنچه در خود قطعه موجود است در اختیار داشته باشد.

این ایرادی است که همیشه بر آنالیز وارد می‌کنند: آنالیز چیزهایی می‌گوید که خود آهنگساز هم بر آن آگاه نیست، اما این سوال به دو دلیل موضوعیت ندارد: اول این‌که از ابتدا هم ادعای آنالیز در مورد حوزه‌ی کارش بر بررسی «اثر» به عنوان «عینیت موسیقایی» متمرکز بود، بنابراین اصلا اهمیتی ندارد که آهنگساز از گزاره‌ی تحلیلی خبر داشته است یا نه (۶۹)، موضوع مورد اشاره در اثر «دیده» شده و تا آن‌جا که به آنالیز مربوط می‌شود همین کافی است.

دوم این‌که پیش‌تر شرح دادم آنالیز عملی است از جنس تفسیر، گونه‌ای تفسیر موسیقایی و اگر آن را به همین شکل بپذیریم، باز هم ایراد وارده بی‌ربط خواهد بود چرا که در تفسیر هم اصالت برداشت بر اساس موضوع کار از پیش پذیرفته شده است. در این‌جا هم اصلا اهمیتی ندارد که آهنگساز چه فکر می‌کرده بلکه مهم این است که تحلیل‌گر چه چیزی را از قطعه‌ی موسیقی بیرون می‌کشد. (۷۰)

ایراد دیگری را که بسیاری (به خصوص آهنگسازها) به آنالیز وارد می‌کنند «ادگار وارز» به بهترین شکل بیان کرده است: «توضیح دادن به‌وسیله‌ی آنالیز، تجزیه کردن، اخته (یا مثله) کردن روح اثر است.» (۷۱) تجزیه و تحلیل چه بخواهد و چه نخواهد مجبور به تکه تکه کردن اثری موسیقایی است؛ به یاد آوریم که در تعریف آنالیز «تجزیه به عناصر جزیی» موجود است.

آنالیز اثر را می‌گسلد و در مورد هر یک از تکه‌های آن و در مورد ارتباط آن‌ها صحبت می‌کند. حال پرسشی که پیش می‌آید این است که آیا مجموع اجزای یک اثر با خودش به عنوان یک کل برابر است؟ (۷۲) پاسخ دادن به این ایراد از قبلی بسیار دشوارتر است چرا که برخلاف مورد پیشین نمی‌توان به سادگی نشان داد که موضوعیت ندارد.

به عکس، چون آنالیز مدعی است که نتیجه‌ی کارش مطالعه‌ی اثر است، باید بتواند این ایراد را هم رفع کند. تا آن‌جا که آشنایی با تاریخ نظریه‌های آنالیز و تلاش‌های فلسفی برای حل این مشکل اجازه می‌دهد، باید گفت که هنوز راه حل موفقی برای پاسخ دادن به این ایراد پیدا نشده (۷۳)؛ آنالیز هنوز در مظان اتهام مثله کردن آثار موسیقایی و جا زدن آن به جای کلیت اثر است.

شاید راه حل این باشد که آنالیز فروتنانه اذعان کند که درباره‌ی اجزای آثار و رابطه‌ی آن‌ها است و نه کلیت آن‌ها. تا آن‌جا که به تاریخ آنالیز مربوط می‌شود، تاکنون نوشته‌ای تحلیلی به وجود نیامده که توانسته باشد به کلیت یک اثر -به مفهومی که در این‌جا مد نظر است- بپردازد.

پی نوشت
۶۸- Adorno, Theodor w. (1969) “On the Problem of Musical Analysis” in essays on Music, Translated by Max Paddison, Berkeley: University of California Press. P 162.
۶۹- این موضوع را در تجزیه و تحلیل «پیر بولز» بر «پرستش بهار» اثر «استراوینسکی» هم می‌توان دید: «آیا لازم است در این جا تکرار کنم که دعوی کشف فرآیند خلاقه نکرده‌ام، بلکه خودم را بر نتیجه‌ -که تنها چیزهای ملموس‌اش روابط ریاضی است- متمرکز کرده‌ام؟ اگر من می‌توانم همه‌ی این ویژگی‌های ساختاری را بیابم، به این دلیل است که آن‌ها در قطعه وجود دارند و من اهمیتی نمی‌دهم که آگاهانه یا ناآگاهانه در آن‌ جا قرار گرفته‌اند… اهمیت خیلی کمی برای این چنین برهم‌کنش‌هایی میان اثر و «نبوغ» قائلم.»
۷۰- تنها موردی که حل نشده باقی می‌ماند -که البته مربوط به اصل این ایراد نیست بلکه یک موضوع فرعی است- این است که آزادی عمل کنش تفسیری تا کجا است؟ چیزی که پیش از این هم به آن پرداختیم. این موضوع بیش از آن که با دانش مرده ربط داشته باشد به دغدغه‌ی صحت در آنالیز برمی‌گردد.
۷۱- نقل قول وارز در Bernard, Jonathan. 1981. “Pitch/Register in the Music of Edgar Varèse.” Music Theory Spectrum 3: 1–۲۵٫ از دانش‌نامه‌ی آزاد ویکی‌پدیا: www.wikipedia.com
۷۲- و این البته تابعی از این پرسش عمومی است که: آیا مجموع اجزای یک چیز با خودش برابر است؟
۷۳- یکی از این راه‌ها در حوزه‌ی آنالیز موسیقی، آنالیز گشتالت است که می‌توان نمونه‌هایی از آن را در نوشته‌ی دالهاوس دید (برای دیدن بعضی نظرات وی درباره‌ی آنالیز موسیقی رک. Dahlhaus, c. (1983) Analysis and Value Judgment, translated by S.Levarie, New York, Pendragon Press.). هر چند در این جا هم اثر به عنوان مجموعی از عوامل دیده می‌شود اما چون در نتیجه به عنوان یک کل مورد بررسی قرار می‌گیرد می‌توان آن را رهیافتی در جهت رفع این اشکال دانست.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آیین رونمایی و کنسرت آلبوم آوای ایران

آیین رونمایی آلبوم آوای ایران (محلی‌ها)، به آهنگسازی «شریف لطفی» در روز جمعه، ۶ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۸، ساعت ۱۶ الی ۱۸، در فرهنگسرای ارسباران برگزار خواهد شد. اثر حاضر به همراه پارتیتورِ قطعات ضبط شده، به همّت «انجمن فیلارمونیک ایران» طبع شده‌است.

مروری بر آلبوم «ایران زمین»

سوال این است که آیا می‌توان خلاقیت را آموزش داد؟ و جواب این که حتا اگر هم نتوان، حداقل می‌شود با برانگیختن و آزاد گذاشتن، آدم‌های صاحب خلاقیت را تشویق به استفاده از آن کرد و پروراند. آنچه هشت آهنگساز نوجوان آلبوم ایران‌زمین و مدیر هوشیار «پروژه‌ی آهنگسازان جوان»، امیرمهیار تفرشی پور، به اعتبار موسیقی‌شان به صحنه‌ی امروزین موسیقی ما می‌آورند دقیقا پاسخی است که دیدیم.

از روزهای گذشته…

نقش گم شده‌ی ویراستار (III)

نقش گم شده‌ی ویراستار (III)

در بقیه‌ی قسمت‌های کتاب نیز همین بی‌دقتی‌ها به چشم می‌خورد. نام‌های خاص (به ویژه نام آثار آهنگسازان) با چنان برگردان‌های غریبی جانشین شده که حتا خواننده‌ی آشنا به موسیقی نیز باید مدتی تامل کند تا بتواند بفهمد منظور کدام اثر شناخته‌ شده‌ی آهنگساز است. در ترجمه‌ی متون تخصصی گاهی دیده شده که مترجمی بنا به دلایلی که معمولا به آن اشاره می‌کند، اصطلاحات و اسامی آن حوزه‌ی کاری را با معادل‌هایی جز آن‌چه تا پیش از آن مرسوم بوده جایگزین کرده است.
فریدون شهبازیان و رهبری ارکستر ملی

فریدون شهبازیان و رهبری ارکستر ملی

پس از گذشت چند روز از شایعه کناره گیری فرهاد فخرالدینی از رهبری ارکستر ملی و انتخاب فریدون شهبازیان به عنوان رهبر دائم، بالاخره به صورت رسمی حکم رهبری فریدون شهبازیان رسانه ای شد:
نقد آرای محمدرضا درویشی (VII)

نقد آرای محمدرضا درویشی (VII)

موسیقی‌دانان و متفکران قرون گذشته از آنجا که خود، تجسّم زنده‌ی معنویت شرقی بودند، همچون ما از فرط عجز و درماندگیِ فکری مدام به‌دنبال گریزگاه و پناهگاه هنری و فکری نبودند.» (درویشی۱۳۷۳/ج: ۲۰) و همان نگرانی‌ها در نوشته‌ی شایگان: «گفتنِ اینکه ما باید با خاطره‌ی قومیِ خود ارتباط داشته باشیم، دال بر این است که این خاطره و گنجینه‌های آن در معرض نیستی است. آیا متفکران گذشته […] چنین می‌اندیشیدند؟ […] نه، آن‌ها برای یافتن این ارتباط نمی‌کوشیدند، آن‌ها خود تجسّم زنده‌ی این خاطره بودند، نه در حاشیه. آن‌ها گنجینه‌های معنوی را به‌تجربه بی‌واسطه درمی‌یافتند و موجب باززاییِ مدامش می‌شدند. آن‌ها برخلاف درماندگان امروزی، در جستجوی گریزگاه و پناهگاهی نبودند.» (شایگان۱۳۵۶: ۵۷)
برگزاری مستر کلاسهای فلوت و تنفس توسط فیروزه نوایی

برگزاری مستر کلاسهای فلوت و تنفس توسط فیروزه نوایی

با همکاری موسسه چنگ فرزانه مستر کلاس‌های فیروزه نوایی برگزار می‌گردد. این کلاس‌ها شامل مباحث مختلفی می‌باشد؛ در کارگاه های ایشان شرکت برای همه هنرجویان در هر سطحی امکان پذیر است و اصول اولیه نوازندگی و آشنایی بیشتر و تخصصی تر با قسمتهای مختلف ساز بیشتر بررسی می‌شود.
مارتا آرگریچ، پیانیستی از آرژانتین

مارتا آرگریچ، پیانیستی از آرژانتین

مارتا آرگریچ (Martha Argerich) در بوینوس آیرس، آرژانتین متولد شد. از سن پنج سالگی آموختن پیانو را نزد Vicenzo Scaramuzza آغاز کرد. در ۱۹۵۵ او همراه با خوانواده اش به اروپا رفت و تحت تعلیم فردریک گولدا (Friedrich Gulda) قرار گرفت؛ همچنین از دیگر آموزگاران او نیکیتا ماگالوف (Nikita Magaloff) و استفان اسکناس (Stefan Askenase) بودند.
نغمه های بومی ایران با پیانو

نغمه های بومی ایران با پیانو

گیتی آجودانی، پیانیست ایرانی مقیم واشینگتن، به تازگی آلبومی جدید با نام «خاطرات ایران» در آمریکا منتشر ساخته است. این آلبوم دربرگیرنده بیست ترانه محلی از مناطق مختلف ایران همراه با چهار اثر به نام های «پرلود»، «فانتزی ژیلا»، «خواب های طلایی»، «راپسودی اصفهان» اثر جواد معروفی (۱۳۷۱-۱۲۹۴) و ترانه «مرا ببوس» اثر مجید وفادار(۱۳۵۴-۱۲۹۱) است.
زنان و موسیقی (V)

زنان و موسیقی (V)

در قرن هجدهم نقش زنان در موسیقی پر رنگ تر شد و حتی زنان به آهنگ سازی نیز پرداختند. اما موفقیت آن ها بیشتر در نوازندگی بود تا آهنگ سازی. از بین آهنگ سازان زن این دوره می توان به نام های زیر اشاره کرد:
درامر ترانه سرا!

درامر ترانه سرا!

نیل پرت (Neil Ellwood Peart) بعنوان یکی از بهترین نوازندگان دنیای درام و همچنین ترانه سرایی قوی در زمینه موسیقی راک شناخته شده است. او در۱۲ سپتامبر سال ۱۹۵۳ و در اونتاریو کانادا متولد شد. در سن ۱۳ سالگی بود که وی علاقمند به نواختن درام شد و با اصرار توانست خانواده اش را راضی نماید تا چوب های مخصوص درام نوازی -drumsticks – و یک پد پلاستیکی برای تمرینش تهیه کنند، در مقابل وی متعهد شد که اگر در یک سال بصورت متمادی تمریناتش را ادامه دهد، برایش یک ست کامل از درام تهیه نمایند و چنین هم شد و در ۱۴ سالگی با بدست آوردن ساز مورد علاقه اش تمرینات شدید و بسیاری را انجام داد.
اگر نمی توانی مشهورترین باشی، بدنام ترین باش

اگر نمی توانی مشهورترین باشی، بدنام ترین باش

بدون شک فیلم شیکاگو (Chicago) به کارگردانی Rob Marshall بهترین فیلم موزیکالی است که در دهه اخیر ساخته شده است، فیلمی سراسر موسیقی ارکسترال، موسیقی با کلام و حتی مملو از کلام موسیقایی. فیلمی که با بازی زیبای هنرمندانی چون ریچارد گیر (Richard Gere) در نقش یک وکلیل، کاترینا زتا جونز (Catherine Zeta-Jones) در نقش یک خواننده معروف Jazz و رنی زلوگر (Renée Zellweger) در نقش یک خواننده معمولی کر، به روی صحنه آمد و پس از سالها جای خالی فیلم های موفق موزیکال در سینما را پر کرد.
نگاهی به موسیقی رپ با رویکرد جامعه شناسی (IV)

نگاهی به موسیقی رپ با رویکرد جامعه شناسی (IV)

این شاخه از گونه موسیقی رپ به همان سرعتی که در اوایل دهه ۸۰ میلادی شکل گرفت در اواخر همین دهه و به همان سرعت نیز در جوامع غربی به دلیل زبان هتاکانه و مفاهیم غیراخلاقی و غیرخانوادگی اش به سرعت منکوب شد و حالتی منزوی به خود گرفت تا جایی که همه ویژگی های محتوایی رپ گانگستری مانند خشونت و مواد مخدر، توسط برخی خوانندگان و گروه های ترانه ساز رپ که از اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی ظهور کردند، زیر سؤال رفت؛ تا جایی که ژانر جدیدی به نام «رپ مسیحی»، «انجیلی» یا «مقدس» توسط این منتقدان ایجاد شد.