موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (X)

تا اینجا با روشی تدریجا گسترش یابنده، گام به گام نشان داده شد که حتا اگر آن دید باریک و سخت‌گیرانه را نسبت به کتاب نداشته باشیم و تنها از منظر تنگ یک کتاب دیگر -که احتمالا مدل اولیه‌ی این فرهنگ یا نخستین محرک ذهنی مولف بوده است- بدان ننگریم و از رهگذر آن مستبدانه حق اندیشیدن یک مولف را هر چند از دیگران تاثیر پذیرفته باشد، سلب نکنیم، اشکالات کتاب برسرجای خود باقی می‌ماند و گاه حتا شدیدتر هم می‌شود.

آخرین گامی که در این روند تدریجی باید برداریم این است که به شکلی فرضی بپذیریم نام کتاب به کلی نادیده گرفته شود و با خود بیاندیشیم که این اصلا یک کتاب در مورد موسیقی‌شناسی نیست بلکه نوعی فرهنگ‌نامه است که برخی عناوین مرتبط با موسیقی را در خود دارد و آنگاه با این مرزبندی جدید متن را وارسی کنیم. به کمک یک مثال شرح خواهم داد که حتا با این عقب‌نشینی زیاد و چشم‌پوشی از همه‌ی ادعاهایی که در نام و روش کتاب به چشم می‌خورد باز هم با متنی مطمئن سر و کار نداریم.

مدخل «سازشناسی» در این کتاب مثال جالبی است که فقدان روش‌مندی و یکدستی در فرآوری اطلاعات این کتاب را شکل داده است. در متن این مدخل جز تعریفی کلی از موضوع، با هیچ یک ازموضوعات اصلی زیررشته‌ی سازشناسی؛ روش‌های مختلف طبقه‌بندی، متن‌های تاثیرگذار و تغییرات سازشناسی دست‌کم در طول تاریخ معاصر، به طور دقیق آشنا نمی‌شویم.

حجمی از متن به موضوع سازشناسی در کتاب مقدس اختصاص یافته و بخش دیگری نیز به شرح بسیار سطحی و گاه نادرست نحوه‌ی طبقه‌بندی سازها، سپس به طرح موضوع کارگاه‌های ساز پرداخته و بعد به معرفی چند اثر که در آن از سازهای مختلف استفاده شده (۳۳)، بسنده کرده است. بی‌سامانی و عدم یکدستی و روشمندی در چیدمان این اطلاعات در همین شرح کوتاه هم به خوبی مشخص است.

بر همین اساس به نظر می‌رسد که حتا یک هنرجوی جستجوگر موسیقی که مایل است چند صفحه‌ای در مورد سازشناسی بخواند و با وضعیت امروزی آن آشنا شود، نتیجه‌ای جز این سردرگمی عایدش نخواهد شد که آیا سازشناسی طبقه‌بندی سازهاست؟

آیا دانستن تاریخچه‌ی کارگاه‌های سازنده است؟ آیا دانستن اطلاعات اولیه در مورد نوازندگان برخی سازها هم بخشی از آن است؟ آیا آثاری که رنگ‌آمیزی آنها به صورتی انجام شده که ممکن است به عنوان معرفی سازها به شمار بیایند جزیی از زیررشته‌ی سازشناسی است؟

نتیجه‌ی تمام این بررسی‌ها دو نکته‌ی کلی را برایمان روشن می‌سازد؛ نخست میزان آشنایی و شناخت مولف از حوزه‌ای که به آن وارد شده عمیق نبوده (۳۴) و باعث مشکلاتی در سازمان دادن مطالب و گاه در صحت اطلاعات، شده است (۳۵). دوم که بخش بعد را به خود اختصاص داده تلقی بابک احمدی از موسیقی‌شناسی است.

پی نوشت
۳۳ – به نظر می‌رسد این بخش بیشتر در زیر مبحث ارکستراسیون و در نظریه‌ی معطوف به عمل موسیقایی مطرح باشد. دست‌کم تا بحال در کمتر کتاب سازشناسی طرح چنین مباحثی دیده شده است.
۳۴- البته به جز آشنایی با آثار صوتی که گاه کاملا در متن نمود یافته و تا مرز خودنمایی پیش رفته است.
۳۵- در صفحه‌ی فیس بوک «آهنگساران معاصر ایرانی» به مدیریت «احسان صبوحی» (http://www.facebook.com/photo.php?fbid=10150101996611744&set=pu.311217831743&type=1&theater) بحث‌هایی در مورد اشتباه‌های موسیقایی این کتاب از ۹ آوریل ۲۰۱۱ تا ۲۴ همان ماه جریان داشت، که شامل خطاهایی در تلقی از فرم، نام بردن از بعضی ویژگی‌های تئوری موسیقی مانند گام و … می‌شد. این موارد در مقاله‌ی حاضر مورد بررسی قرار نگرفت به همین دلیل نمی‌توانم در مورد صحت یا عدم صحتشان نظر بدهم اما در هر حال آنها هم نمودی از واکنش موسیقی‌دانان و نه موسیقی‌شناسان، نسبت به کتاب بابک احمدی است که نباید از نظر دور داشت.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نامه ای از سیاوش بیضایی درباره سرود «وطنم» یا «ایران جوان»

نوشته ای که پیش رو دارید، نامه ای از سیاوش بیضایی است که برای رعایت قانون مطبوعات در این ژورنال منتشر می شود. لازم به ذکر است که جلسه ای مطبوعاتی درباره موضوع این نامه در روز سه شنبه ۲۸ خرداد با حضور سیاوش بیضایی برگزار می گردد. بدینوسیله از پیمان سلطانی و کارشناسان قوه قضاییه دعوت می گردد که در این نشست که به منظور رونمایی از اسناد بیشتر درباره این پرونده برگزار می گردد حضور یابند. این نشست در ساعت ۱۰ بامداد در خبرگزاری ایلنا به آدرس پستی: تهران، خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه نرسیده به روانمهر، پلاک ۱۳۲ برگزار می گردد.

معیار چیست؟ معیار کجاست؟ (II)

دیدیم که سلیقه و درستی معیارهای خوبی برای ارزشیابی نبودند. اگر کمی بیشتر بگردیم راه دیگری برای پیدا کردن ارزش یا اهمیت چیزها به ذهنمان می‌رسد. ما اغلب برای پیدا کردن اهمیت چیزها با چیزهای مشابه مقایسه‌شان می‌کنیم. ذهن آدم‌ها این‌طور است. برای این که بفهمیم این ماشین خوبی است یا نه آن را با یک یا چند ماشین دیگر مقایسه می‌کنیم و می‌پرسیم؛ سرعتش از آنها بیشتر است؟ پایداری سطحی‌اش چطور؟ مصرف سوخت چطور؟ و بعد روی‌هم از مقایسه‌ی این عوامل نتیجه می‌گیریم.

از روزهای گذشته…

“رازهای” استرادیواری (III)

“رازهای” استرادیواری (III)

بواسطه فضای موسیقایی که در اطراف Molinari در جریان بود، Sacconi توانست با بسیاری از ویولونیست‌ها و ویولون سلیست‌های این قرن ارتباط برقرار کند. این افراد چه در زمینه آگاهی پیدا کردن در مورد سازهای قدیمی و چه در زمینه سازهایی که در اختیار داشتند در زمره مراجعین وی قرار می گرفتند. او نام تمام مراجعینش را برای من ذکر کرد و مایل بود که من تمام آن‌ها را به همراه ویژگی‌ها و شخصیت هنری‌شان بیان کنم. اسامی این فهرست با لحنی آهنگین در کلام او طنین‌انداز شد و گویی بیانگر مرحله‌ای خاص از زندگی وی و روزهای بیاد ماندنی مواجه و رویارویی با مردمانی استثنایی بود.
رمضان: ریتم در آثار آهنگسازان ایرانی جایگاه خاصی دارد

رمضان: ریتم در آثار آهنگسازان ایرانی جایگاه خاصی دارد

من خودم الان حدود سه سال هست که مشغول انجام این پروژه هستم، جدیداً متوجه شدم چون من هم ایرانی هستم و ریتم را مثل همه‌ی ایرانی‌ها جور دیگری احساس می‌کنم و این را وقتی متوجه شدم که دیدم یک قطعه‌ای که از یکی از همین آهنگسازهای جوان من اجرا کرده بودم را روی سایت آهنگساز دیدم که با اجرای نوازنده دیگری توانستم این را بشنوم و برای من خیلی جالب بود که آن جور که من ریتم آن قطعه را احساس می‌کنم آن نوازنده کاملاً مدل دیگری احساس می‌کند و این یک چیزی هست که حتی اگر خود آدم هم به آن واقف نباشد، به طور غریزی این بیان را داشته باشد.
شناخت کالبد گوشه‌ها (I)

شناخت کالبد گوشه‌ها (I)

سرانجام آخرین حلقه از پژوهشی که ربع قرن از عمر یک موسیقی‌دانِ پژوهشگر را به خود اختصاص داده بود کامل و به جهان موسیقی ارایه شد. داریوش طلایی با انتشار «تحلیل ردیف: براساس نت‌نویسی ردیف میرزا عبدالله با نمودارهای تشریحی» (۱) سومین و به گمانی آخرین گامش را در راه کشف دستور زبان موسیقی دستگاهی (۲) برداشت. با این گام، تریلوژی/سه‌گانه‌ی او کامل شد. در گام نخست او با فهرست کردن، دسته‌بندی و تحلیل دانگ‌های مولد و سپس ترسیم نقشه‌ی مقام‌شناختی هر دستگاه در کتاب تئوری و مقاله‌ی تکمیلی‌اش زیرساخت‌های انتزاعی ردیف را تبیین کرد (طلایی ۱۳۷۲ و ۱۳۷۸).
شناخت کالبد گوشه‌ها (V)

شناخت کالبد گوشه‌ها (V)

چنان که اشاره شد، امروزه اغلب کسانی که با متن ردیف سر و کار دارند دست کم به نوعی دسته‌بندی و نقش خاص اجزای درون‌گوشه‌ای باور دارند؛ خواه مانند مسعودیه در تحلیلی ریزمقیاس تعدادی از نقش‌مایهها را با نقش‌های آغازگر و کادانسی تشخیص داده و دسته‌بندی کنند خواه مثل نمونه‌های با اهداف تحلیلی کم‌تر پیچیده، کنش‌های فرود و گسترش و خاتمه را به شکلی بسیار کلی به وصف درآورند.
لونی اسمیت و هموند B3

لونی اسمیت و هموند B3

من نوازندگی را برای مشهور شدن یا پولدار شدن که به تعبیر بسیاری از مردم معادل خوشبختی است انتخاب نکردم، بلکه فقط به این دلیل که موسیقی و نوازندگی را دوست داشتم به این سمت رفتم. من مدتها پیش از آنکه مشهور شوم، به خوشبختی دست پیدا کرده بودم و آن هنگامی بود که مسیر زندگی ام را به سوی نوازندگی ارگ سوق دادم.
ارکستر سمفونیک سین سیناتی (CSO)

ارکستر سمفونیک سین سیناتی (CSO)

ارکستر سمفونیک سین سیناتی (Cincinnati Symphony Orchestra) یا CSO پنجمین ارکستر قدیمی آمریکا، به خاطر سفرهای بین المللی، ضبطها و اجراهای تاریخیشان در تالار موسیقی (Music Hall) شهرت دارد. تاریخچه این ارکستر نشان دهنده تکامل تدریجی موسیقی در شهر سین سیناتی در جنوب غربی اوهایو می باشد.
داوودیان: وقت است را برای صدای شجریان نوشتم

داوودیان: وقت است را برای صدای شجریان نوشتم

این سئوال را پرسیدم به این دلیل که کنسرتو فرمی خاص است که میتواند تواناییهای آهنگسازی و موسیقایی زیادتری داشته باشد نسبت به فرم های دیگر. یک تصور عمومی هست در موسیقیدانان که اعتقاد دارند، کاملترین فرم سمفونی است ولی به اعتقاد من کنسرتو کاملترین فرم است، چراکه هم امکانات موسیقایی سمفونیک و هم امکانات موسیقایی تکنوازی در آن وجود دارد.
بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (XII)

بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (XII)

علاوه بر اینها در نگارش منا دقت بیشتری در نوشتن فواصل رعایت شده که در نغمه‌نگاری ردیف با اهداف اجرایی کمتر به چشم می‌خورد؛ وی با آوردن علامت (-) در کنار علائم تغییر دهنده مثلا در دستگاه چهارگاه (منا ۱۳۸۴: ۱۷۳) سعی در ثبت نزدیک‌تر به حقیقت نغمات و فواصل اجرا شده داشته است.
نمودی از جهان متن اثر (III)

نمودی از جهان متن اثر (III)

حال بیایید بدون هر گونه «پیش‌زمینه‌ی ذهنی» آنچه را که در (شکل ۱) می‌بینیم با توجه به تعریف‌های [۱] و [۲] «آنالیز» کنیم. نتیجه مشخص است؛ اگر حقیقتاً بدون پیش‌زمینه‌ی ذهنی یا هر چیز دیگر شبیه آن وارد این گود شده باشید تا این لحظه دو قسمت عمده از تعاریفی که گفته شد گرفتارتان کرده است: «هدف اصلی مطالعه با تمرکز بر بررسی ساختار داخلی اثر [است.]» و «معین کردن عناصر ساختاری» و این یعنی نتوانسته‌ایم حتی مرحله‌ی اول را از سر بگذرانیم؛ مواد لازم برای شروع آزمایش فراهم نشده است. در این مرحله شاید کسی بگوید علت این ناکامی آن است که معنای اصطلاحاتی مانند «ساختار داخلی» و «عناصر ساختاری» را نمی‌دانیم.
استفان گراپللی

استفان گراپللی

نام استفان گراپللی میتوانست تنها به خاطر نقش مهمش در کوینتت هات کلاب فرانسه، در کتاب تاریخ موسیقی جز جاودانه شود. دوران حرفه ای دیرپا و شیوه نواختن همیشه مشتاقانه گراپللی، نقش بسیار مهمی در تثبیت مقام ویولون به عنوان یک ساز موسیقی جز داشته است.