پیانو – نحوه انتخاب، قسمت دوم

پیانو بزرگ (رویال) با طول 159 سانتیمتر
پیانو بزرگ (رویال) با طول 159 سانتیمتر
پیانوی بزرگ (رویال)
همانند پیانوهای دیورای پیانوهای بزرگ (رویال) در اندازه های مختلف ساخته می شوند که تفاوت اصلی آنها با یکدیگر در طول پیانو است. طول یک پیانو بزرگ (رویال) از قسمت جلوی کیبورد تا انتهای پشتی آن اندازه گیری می شود. امروزه با توجه به ساخت صنعتی این پیانوها قیمت آنها نیز کاهش چشمگیر پیدا کرده بگونه ای که می توان با بودجه نه خیلی زیاد اندازهای کوچک آنرا تهیه کرد.

کوچکترین سایز این پیانوها Baby (بچه) نامیده می شود. طول این پیانوها از حدود ۱۴۵ سانتیمتر شروع می شود و تا حداکثر ۱۶۰ سانتیمتر ادامه دارد. پیانوهای Baby طرفداران بسیاری دارد چرا که ابعاد آنها بگونه ای است که در بسیاری از خانه ها می توان برای نگهداری آن محلی را اختصاص داد. تجربه نشان داده است که اغلب پیانوهای Baby بهتر از پیانوهای خوب دیواری نیستند پس اگر الزام خاصی ندارید، خرید یک پیانو خوب دیواری بر یک پیانو Baby ارجحیت دارد.

سایز بعدی پیانوهای متوسط یا Medium Grand هستند. طول آنها از حدود ۱۶۰ سانتیمتر شروع می شود و تا حدود ۲۱۵ سانتیمتر ادامه دارد. Professional Grand سازی در حدود ۱۹۰ سانتیمتر در این رنج است که معمولآ نوازندگان حرفه در منزل از آن استفاده می کنند. از حدود ۲۰۰ – ۲۱۵ سانتیمتر پیانوهای بزرگ را با نام Artist می شناسند که هنرمندان در اجراها از آنها استفاده می کنند.

طول سیم بلند، صفحه صدای وسیع و جعبه بزرگ از جمله ویژگی های این پیانوها است که به آن توانایی تولید حجم صدای بالا می دهد. با توجه به ابعاد این رنج از پیانوهای بزرگ (رویال) از آنها معمولآ بعنوان پیانوهای خاص در مدارس موسیقی، استودیوهای ضبط، سالن های کوچک و متوسط کنسرت و … استفاده می شود.

بزرگترین سایز پیانوهای بزرگ (رویال) ممکن است تا ۲۷۵ سانتیمتر هم طول داشته باشند که معمولآ جز در اجراهای بسیار جدی موسیقی و سالن های کنسرت بزرگ و تالارهای اجرای موسیقی کاربردی ندارند. برخی از این سازها در قسمت باس تعداد کلید های بیشتری هم دارند و ممکن است بجای ۸۸ تا ۹۶ کلاویه داشته باشند. پیانوها در این رنج با نامهای Half Concert یا Full Concert با توجه به طول آنها نیز نامیده شوند.

مقایسه بین پیانو دیواری و بزرگ (رویال)
سئوالی که همواره برای نوازندگان مبتدی و خریداران پیانو مطرح است اینکه کدام یک از این نوع ساز بهتر است و یا تفاوت عمده آنها در چیست؟

اگر تفاوت قیمت و شکل ظاهری این دو ساز را کنار بگذاریم تفاوت اصلی این دو ساز که بسیار قابل هم توجه است، تنها در سیستم انتقال نیرو (Action) از کلاویه ها به چکشها – و البته سیستم های خفه کن هر سیم (Damper) – است. این اختلاف طبیعتآ به این دلیل است که سیم های پیانو دیواری عمودی و سیم های پیانو بزرگ (رویال) افقی است. نمود بارز این تفاوت تفاوت حسی است که هنگام نوازندگی با این دو ساز آنرا احساس می کنیم.

در پیانوهای بزرگ (رویال) سیم ها افقی هستند و چکشها بصورت افقی از پایین به بالا ضربه می زنند برای همین هنگام زدن ضربه به کلاویه، نیروی انتقالی به چکش در جهت خلاف جاذبه زمین است و این باعث می شود کلاویه های پیانو بزرگ (رویال) هنگام زدن ضربه سنگین تر باشد. برعکس هنگام برگشت چکش، جاذبه به برگشت آن کمک می کند و چکش سریعتر برمی گردد و لذا نوازنده می تواند با سرعت بالاتری یک کلاویه را درجا نواخته و نت هایی با تمپوی بالا روی یک کلاویه اجرا کند. به همین دلیل معمولآ سرعت پاسخگویی یک کلاویه در پیانوهای بزرگ (رویال) بهتر از پیانوهای دیواری است.

اما در پیانوهای دیواری سیم ها و چکشها عمودی هستند و جاذبه تقریبآ تاثیر یکسانی به چکش چه در هنگام ضربه زدن و چه در هنگام بازگشت، وارد می کند. به همین خاطر سرعت اجرا در پیانوهای عمودی عمومآ از پیانو با کیفیت مشابه افقی پایین تر است.
Grand Piano
Action یک پیانو بزرگ (رویال)


دقت کنید که فاکتور توان اجرای سریع تنها برای نوازندگی قطعات بسیار پیچیده با تمپوهای بسیار بالا مورد نیاز است و یک پیانوهای خوب دیواری می تواند در سرعت های معمولی و حتی بالا بازده خوب و قابل قبولی را از خود نشان دهد.

یک راهنمایی مهم آنکه اگر بودجه محدودی دارید هرگز اقدام به خرید پیانو بزرگ (رویال) نامرغوب و با ابعاد کوچک نکنید، در عوض یک پیانو دیواری مرتفع با سیم های بلند و کیفیت خوب تهیه کنید.

در مطلب آینده به بررسی مختصر پیانوهای دیجیتال و نیز کیفیت جنس و قطعات بکار برده شده در سازهای آکوستیک و تاثیر آنها روی احساس نوازندگی و Touch پیانو خواهیم پرداخت.

یک دیدگاه

  • محمود
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۷, ۱۳۸۵ در ۲:۱۰ ب.ظ

    کاره شما بسیارجالب بود
    ممنون

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (III)

محمدالله مستوفی گوید: در زمان بهرام کار مطربان بالا گرفت چنانکه مطربی روزی بصد درم قانع نمیشد بهرام گوراز هندوستان دوازده هزار لولی آورد که نوادگان ایشان هنوز در ایران مطربی می کنند.

از روزهای گذشته…

سلطانی: مشخصه اصلی موسیقی داوودیان هویتش است

سلطانی: مشخصه اصلی موسیقی داوودیان هویتش است

اولین بار من نام کاظم داوودیان را در سال ۱۳۶۸ شنیدم و به طور اتفاقی با ایشان آشنا شدم، بعدا با اینکه از دوستان در مورد جایگاه هنری و اخلاقی و منش ایشان، میشنیدم ولی خبری از ایشان نبود تا اینکه اواخر دهه ۷۰ از آقای محمدرضا شجریان شنیدم که مجموعه ای را با آقای داوودیان کار میکنند که متاسفانه بعد از گذشت ۱۲ سال هنز این آثار منتشر نشده است!
سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (IV)

سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (IV)

سال ۱۳۶۸ با مرگ پدرم مرتضی حنانه، حشمت سنجری نیز از این سمت کناره گیری کرد. به یاد دارم که آثار پدرم را به همراه پیانوی من در آذر ماه ۱۳۶۸ با ارکستر نواختیم و از آن پس ایشان نیز کناره گرفت و در سال ۱۳۶۹با زنده یاد فریدون ناصری در بزرگداشت پدرم کنسرتی را به روی صحنه بردیم که شامل روندو کاپریچوزو و هزاردستان بود و در بخش های دیگر این کنسرت آثار دیگری از پدرم اجرا شد.
مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (II)

مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (II)

نخست خلاقیت وی در دگرگونه شیوش صدای ساز رخ نمود. صدایی که پلی شد میان صداهایی از خاطره سنتور و آینده هنوز آفریده نشده اش. او این همه را بر بنیاد راست، استوار نشستن در پشت سنتور، یکی شدن دست و مضراب و بهره بردن از تمامی جان دست برای به فریاد آوردن آن همه سیم به دست می آورد. به حرکت های دست، جز از گردش از سر مچ یا بازی حلقه مضراب به دور انگشتان باز، تازش مچ، هم گیری و فشردن انگشتان انتهایی و نرمی ته دست را افزود، بنابراین ظرافت نواختن مضراب با صلابت همنشین شد.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XI)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XI)

آقای شجریان گفته اند: « …نوازندگان امریکایی بی نهایت از این ساز ها استقبال کرده اند، چند تن از برجسته ترین نوازندگان ویلن و چللو (ویلنسل) امریکایی سازهای مرا برده اند و با آنها قطعات مختلفی نواخته اند ولی نوازندگان ایرانی همیشه با دیده ی تردید به آنها می نگرند و بجای “انتقاد سازنده” (عین واژه ی استاد را به کار میبرم) آنانرا تحریم می کنند.» نوازندگان غربی از سازی استقبال بکنند یا نکنند ملاک کیفی خوبی نیست؛ آیا استقبال آنها به این معنی بوده که این ساز قابل قیاس با یک ساز استاندارد است؟ (البته این توانایی را ممکن است تنها یک سازنده ساز آشنا به آکوستیک داشته باشد ولی اجرایی که کردند با ارکستری از این سازها نشان میدهد چقدر این سازها توانایی دارند؛ Audio File به فیلم کنسرت ایشان با پورناظری ها توجه کنید! یک ارکستر زهی از خانواده ویولون حتی با سوردین اینقدر صدای ضعیفی ندارد)
گفتگو با جیمز دپریست (I)

گفتگو با جیمز دپریست (I)

جیمز دپریست مدیر ارکستر مدرسه جولیارد (The Juilliard) و مدیر اُرگون سمفونی (Oregon Symphony)و از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸ رهبر دائم ارکستر سمفونیک متروپولیشن توکیو بوده است. به عنوان رهبر میهمان در تمام ارکسترهای بزرگ آمریکای شمالی حضور داشته و کارهای بین المللی او رهبری در آمستردام، برلین، پراگ، روم، رتردام، سئول، استوکهلم، بوداپست، کپنهاگ، هلسینکی، منچستر، ملبرن، مونیخ، اشتوتگارت، سیدنی، تلاویو، توکیو و وین می باشد. کنسرت لندن او به همراه ارکستر سمفونیک لندن در باربیکن در آپریل ۲۰۰۵ بود.
باغسنگانی: اگر اجازه داشتم، شب ها هم در رادیو می ماندم!

باغسنگانی: اگر اجازه داشتم، شب ها هم در رادیو می ماندم!

این موضوع بعد از مدتها یکی از مشکلات من هم شده بود. گاهی وقتها حجم کار به حدی بود که تقریبا هر روز یکی از مجلات یا روزنامه های آن روز یک مطلب از من را منتشر کرده بود یا حتی روزهایی هم بوده است که پنج روزنامه و مجله مطلبم را منتشر کرده اند. با تمام اینها هم افزایش این دیدارها و گفتگو و هم نفس مباحثی که با محققان و هنرمندان و شخصیت های فکری برجسته، همه و همه، این نکته را به من یادآوری می کردند که ای کاش می شد تمام این مباحث را به گونه ای بتوان بازنشر کرد. کاری که تقریبا اغلب کسانی که روزی روزگاری این حجم از کار را در اختیار داشته اند تقریبا مطالب خودشان را یکجا منتشر کرده اند. منتها اگر من می خواستم منتشر کنم ده ها جلد مطلب بود که خود این موضوع هم باعث شد که راه دیگری را انتخاب کنم. راه دوم تغییر مسیر بود؛ به این معنا که دست از پراکنده کاری بردارم و مستقلا درباره موضوعات و اشخاص کار کنم.
دومین رویداد صوتی الکترونیک و الکتروآکوستیک در رشت برگزار می شود

دومین رویداد صوتی الکترونیک و الکتروآکوستیک در رشت برگزار می شود

«رویداد صوتی الکترونیک و الکتروآکوستیک؛ رشت» با همکاری شعبه گیلان انجمن موسیقی و شهرداری رشت کارگاه «صدا؛ نویز، محیط و بازآفرینی» در تاریخ هشتم و نهم شهریور در این شهر شمالی کشورمان راس ساعت ۱۸در محوطه‌ سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری رشت برگزار می‌شود که حضور برای عموم علاقه‌مندان آزاد و رایگان است.
اردوان کامکار و سنتور نوازی معاصر

اردوان کامکار و سنتور نوازی معاصر

اردوان کامکار که کوچکترین عضو گروه خانواده کامکار است، در زمانی که هنوز پا به دهه دوم زندگی خود نگذاشته بود به همراه برادرش هوشنگ کامکار کنسرتو سنتوری تصنیف کرد که در کاستی به نام “بر تارک سپیده” (همراه با یک کنسرتو کمانچه از برادرش) به بازار عرضه شد.
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

مدرس در ادامه بخشی از یک نمونه‌ی –به گفته‌ی او- افراطی و بزرگنمایی شده را از وبلاگی با عنوان «شجریانی‌ها» که به دست نویسنده‌ای ناشناس نوشته شده است نقل کرد: «دستگاه نوا که خیلیها معتقدن دستگاه نیست بلکه نغمه است چون بسیار نزدیک به مایه افشاری دستگاه شور می باشد. اگر کسی بخواهد نوا بخواند میتواند نزدیک سی گوشه مختلف رو بخواند که بعصی اصلا تو مایه افشاری نیستند. شجریان آوازی دارد به نام نوا – مرکب خوانی […]. یه بخشی از این آواز واقعا فاجعه است واقعا فاجعه. […] این آلبوم مرکب-نوا از همین فاجعه هاس.
نباید نگران بود (III)

نباید نگران بود (III)

تا آنجا که شناخت من از نمونه‌های موجود اجازه‌ی اظهار نظر می‌دهد بیشتر تلاش‌های صورت گرفته در این زمینه به تغییر در عادت‌های مربوط به متن می‌پردازند و با پرسش‌های بنیادینی که گفتم مواجه نمی‌شوند، بلکه بیشتر با پرسش‌هایی از این قبیل سروکار دارند که: «آیا تغییر متن برای ایجاد تغییرات بنیادی در حالت عمومی موسیقی کافی است؟»، «آیا برای تغییر دادن متن لازم است تکنیک‌های موسیقایی دیگری به کار بگیریم؟»، و … از همین جا می‌توانیم ببینیم که اگر این روند در طول زمان گسترش پیدا کند مجموعه‌ای از این پاسخ‌ها و جمعی از آثار موسیقی زیربنای زیباشناختی و تکنیکی لازم را آهسته آهسته تکمیل خواهند کرد.