سخنرانی صداقت کیش در نقد نغمه (II)

آروین صداقت کیش و حمید متبسم
آروین صداقت کیش و حمید متبسم
حالا در سیمرغ با شعری مواجه هستیم که وضعیتش متفاوت است. به این معنی که وزنی بسیار یکنواخت دارد. از لحاظ کلامی تمامی آن هفتاد و چند بیت (و البته دیگر ابیات شاهنامه) را که مطالعه کنید وزنی مشابه دارند. به همین دلیل همنشینی معمول شعر و موسیقی از طریق وزن کلام در متن چنین قطعه‌ای اگر به کار گرفته شود به سادگی منجر به تکرار و یکنواختی ملال‌آوری می‌شود. اگر آهنگساز بخواهد تنها بر اساس وزن شعر قطعه‌ای بسازد بعد از چند بیت اولیه به بن بست ملودیک بر می‌خورد؛ ملودی‌هایش ته می‌کشد.

یکی از راه‌حل‌هایی که امروزه برای برخورددر اختیار است و حمید متبسم هم از آن به اندازه ی کافی بهره گرفته است دست بردن در جریان کلام است به این صورت که پاره‌هایی از شعر یا حتا یک کلمه از آن با تکرار و تمهیدات موسیقی تداوم جریان آهنگ را فراهم می‌کند.

این روش برای برخورد با این نوع شعر در موسیقی ما به وجود نیامده و روش بسیار متداولی هم نیست اما به هر حال در بعضی موارد به کار گرفته می‌شود. در حقیقت در اینجا روند موسیقی اجبارهای خودش را بر جریان کلام شعری تحمیل می‌کند و به گمان من امکان این را دارد که گاه معناهای دیگری که اصلا در شعر نبوده است شکل بدهد و زمینه‌ی بازی هنرمندانه با کلام را شکل دهد که متاسفانه به ندرت آهنگسازان از این جنبه بهره می‌گیرند.

حال می‌رویم به سراغ این که خود شعر هم توصیفی است و داستانی را روایت می‌کند آن هم در طول چندین و چند بیت. یکی از راه‌حل‌هایی که برای برخورد با این شعر به نظر می‌رسد این است که سعی کنیم آنچه را که در متن شعر می‌گذرد در موسیقی بازتاب دهیم. اینجا با این دشواری روبرو می‌شویم که ساختارهای موسیقی دستگاهی ما اگر هم روزگاری احساسات و تصویرهایی را بازمی‌تاباند امروز از اینها جز خاطره‌ای محو باقی نمانده است. برای مثال امروز ما از شنیدن چهارگاه کم و بیش احساسات حماسی در وجودمان بیدار می‌شود اما این یک قاعده‌ی عام نیست و در مورد همه‌ی دستگاه ها نیز به یک اندازه صدق نمی‌کند. پس هنرمند تصمیم می‌گیرد از این امکان و نشانگان فرهنگی دیگری که در دسترس است بهره بگیرد برای این که شنونده را بکشاند به آن جایی که مد نظرش بوده است.

برای مثال در سیمرغ بعد از بخش‌های اولیه که نی در نقش تکنوازِ آغازگر ظاهر می‌شود، در «دیباچه»، با آوردن ضرب زورخانه و همزمان آوازی که خیلی واضح برگرفته از نوع خواندن مرشدها در زورخانه است و نوعی نشانگان برای به خاطر آوردن پهلوانی و حماسه است استفاده می‌شود. این نشانه‌های فرهنگی که اغلب کسانی که شهروند یک فرهنگ هستند برداشت تقریبا مشابهی از آن دارند، به حمید متبسم کمک می‌کنند بستر لازم را برای چنین شعری فراهم کند.

هر چند چنین نشانه‌هایی زیاد نیستند و اغلب هم بازتاب احساسی‌شان بسیار مبهم و گنگ است. اما این مشکلی است به طور کلی با موسیقی وجود دارد، زیرا موسیقی هنری است بسیار انتزاعی و بسیار به دشواری ارجاع به چیزی غیر از خودش می‌دهد. همچنین این نشانه‌ها بسیار به سرعت کهنه می‌شوند. اگر از اینها زیاد استفاده کنیم سریعا تاثیرگذاری‌شان را از دست می‌دهند و شنونده‌ی هوشیار را دلزده می کنند و به قول معروف کلیشه می‌شوند.

علاوه بر نشانه‌های فرهنگی، آهنگساز از تغییرات مقام بهره گرفته است تا هم مشکل رابطه‌ی شعر و موسیقی را حل کند و هم یکنواختی‌ای را که می‌توانست بر کل قطعه چیره شود مهار کند. در حقیقت او از یکی از امکاناتی در که در اختیار سنت موسیقایی‌مان بوده بهره گرفته است تا نیروی پیش برنده‌ی موسیقی را تامین کند و موسیقی متوقف نشود؛ این امکان گردش در چند مقام و دستگاه است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی شناسی فمنیستی (VII)

مسائل مطرح شده در تحلیل های کسانی مانند نیلی و مونتانی بسیار قابل توجه هستند. با داشتن این فرضیات روان کاوانه، به عنوان نمادهای جهانی، به درستی در می یابیم که تحلیل های این دو پژوهشگر هر دو می توانند درباره ی همه ی انسان ها تعمیم پذیر باشد. البته از آنجا که این گونه اندیشه ها. مبنی بر مدارک تجربی نبوده و علاوه بر آن هیچ تحلیل مشابهی در مورد موسیقی مردم غیر غربی انجام نشده است، احتمال درستی آن ها، به طور جدی زیر علامت سوال می رود. اگر این گونه توصیفات، به عنوان قواعد جهانی تلقی شوند، به طور حتم در کاربردی ساختن آن در بافت های می ان فرهنگی به مشکل بر می خوریم.

ریتم و ترادیسی (VIII)

دو نمونه در شکل ۱۰ نشان داده شده است. در قسمت (الف)، یک موج مربعی دارای دو تغییر در واحد زمان با یک موج مربعی دارای سه تغییر در واحد زمان ترکیب شده است. در حالت برآیند، تعییرات (نت های جدید) در چهار زمان از شش زمان ممکن اتفاق می افتد. ریتم حاصل شده همچنین در نت نویسی موسیقایی استاندارد، و در نت نویسی چرخه ای نیز نشان داده شده است. به طور مشابه، قسمت (ب) یک الگوی چهار-بر-سه را نشان می دهد، که منجر به یک چندریتمی پیچیده تر شده است. نظام شِلینجِر روش مولد چندریتمی ها است که روش ترکیب سلسله ضربان های چندگانه ی پی در پی، هر یک با دوره ی تناوب خاص خود می باشد. وقتی هم زمان نواخته شوند، چندریتمی به صدا درمی آید.

از روزهای گذشته…

دومین جشنواره موسیقی صبا برگزار می شود

دومین جشنواره موسیقی صبا برگزار می شود

جشنواره موسیقی صبا به میزبانی دانشکده‌ی موسیقی و معاونت فرهنگی دانشگاه هنر، و با هم‌کاری انجمن موسیقی ایران، دفتر موسیقی، بنیاد رودکی، و مؤسسه توسعه‌ی هنرهای معاصر در هفته‌ی نخست آذرماه امسال برگزار خواهد شد. داوطلبان می‌توانند با مراجعه به وب‌سایت sabamusicfestival.com و مطالعه‌ی کامل متن فراخوان نسبت به ثبت‌نام در این جشنواره اقدام کنند.
اریک ساتی (II)

اریک ساتی (II)

ساتی از سال ۱۸۹۹ سعی کرد از طریق پیانو نوازی در کاباره ها زندگی خود را تامین نماید. در سالهای آخر زندگی، ساتی تمام آثار خود را که برای نوازندگی در کاباره ها ساخته بود رد کرد. تنها چندین اثر را از آن دوره جدی پنداشت: موسیقی نمایش پانتومیم “جیک در جعبه”، “جنویو د برابانت” (Geneviève de Brabant) اپرای کوتاه کمدی با مضمونی جدی، “ماهی خیالپرداز” قطعه ای برای پیانو و تنها چندین اثر دیگر که بیشتر آنان در آن زمان نه تنها چاپ بلکه روی سن نیز برای عموم اجرا نشد. هر دو آثار: “جنوی باربنت” و “ماهی خیالی” به نوعی شباهت به سبک آهنگسازی کلود دبوسی دارند.
ستایشگری نیچه ای و شوپنهاوری در موسیقی (I)

ستایشگری نیچه ای و شوپنهاوری در موسیقی (I)

“زندگی بدون موسیقی اشتباهی بزرگ بوده است”. آری این همان کلام آشنای فردریش نیچه، در باب ستایش موسیقی است. البته همه ما می دانیم که شروع تفکرات نیچه به شدت تحت تاثیر افکار دیگر فیلسوف هم وطن خود شوپنهاور بوده است. اما سئوالی که اینجا برای من مطرح می باشد این است که آیا نیچه نیز چون او موسیقی را نه تنها از سایر جلوه های زندگی که از سایر هنرها نیز جدا می سازد یا خیر؟
جسی نورمن، سوپرانوی با عظمت

جسی نورمن، سوپرانوی با عظمت

جسی نورمن (متولد ۱۵ سپتامبر ۱۹۴۵) یک خواننده اپرای آمریکایست. نورمن یکی از شگفت انگیزترین خواننده های اپرا و تکخوان است و یکی از بهترین اجرا کنندگان آواز در موسیقی کلاسیک است.
حنانه: عدالت این نیست که همه چیز بر گردن من باشد

حنانه: عدالت این نیست که همه چیز بر گردن من باشد

با ارکستر سمفونیک فارابی در رادیو تهران ضبط و در یوسنکو پخش شد، بعد هم ارکستر سمفونیک ایرلند آن را اجرا کرد که در رادیوی ایرلند پخش شد. فکر میکنم با کیفیت خوب هم نوار ضبط شده این ارکستر را روی ریل داشته باشم.
نگاهی به کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی (II)

نگاهی به کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی (II)

پیش از انتشار این کتاب، استادانی بودند که موسیقی ایرانی را اول با گوشه‌های مدال ردیف درس می‌دادند؛ کسی که مجدانه در این زمینه تا امروز فعال بوده، حسین عمومی نوازنده و مدرس موسیقی دستگاهی است. عمومی در کلاس‌هایش قبل از آموزش کل ردیف، درسی به نام «پیش‌ردیف» را تدریس می‌کند که در زمانی حدود ۲۰ دقیقه، کل گوشه‌های مدال ردیف را پشت هم می‌خواند. (۵)
استفاده از تصویر صوتی در بداهه نوازی

استفاده از تصویر صوتی در بداهه نوازی

در مطالب قبل راجع به تهیه تصویر صوتی از یک قطعه موسیقی در ذهن صحبت کردیم و با برخی مفاهیم اولیه آن آشنا شدیم. درادامه این بحث در نظر داریم با استفاده از هنر به تصویر کشیدن موسیقی به یکی از تکنیک های بداهه نوازی اشاره ای داشته باشم.
بوسانوا در برزیل

بوسانوا در برزیل

موسیقی کشور برزیل از پر انرژی ترین و شادترین موسیقی های دنیا است. این موسیقی ترکیبی است از سبکهای موسیقی آفریقا و اروپای که هنگام ترکیب با فرهنگ و اتمسفر آمریکای لاتین به این درجه از نشاط و شادابی رسیده است. بسیاری از سبکهای موسیقی برزیل سر منشا سنتی یا مذهبی دارند که با گذشت زمان و تکامل به گونه های امروزی تبدیل شده اند.
شکوری: همه ایرانی ها شاعر هستند!

شکوری: همه ایرانی ها شاعر هستند!

آن دوره ای که با صداو سیما کار می کردم با آقای پورتراب در ارتباط بودم و پیش ایشان می رفتم. من به ایشان پیشنهاد دادم که چرا قطعاتتان را ضبط نمی کنید؟ آقای پورتراب یک سری قطعات را که همین سال های اخیر نوشته بودند و یک سری را هم که مربوط به سال های قبل بود و کارهای ارکستری بود به من دادند و موافقت کردند این قطعات اجرا شود؛ من این قطعات را به تلویزیون بردم؛ یکی «برای یک فرشته» نام داشت که یادم است یکبار که رفتم و ضبط کردیم متاسفانه فایل اش گم شد و البته چک حق الزحمه ماهم گم شد!
تفضلی: کر در ایران هنوز جوان است

تفضلی: کر در ایران هنوز جوان است

سال گذشته گروه کر تهران مجموعه ای به نام ۵ مینیاتور کرال را از من اجرا کردند که روی اشعار ۵ شاعر معاصر ایران، نیما یوشیج، مهدی اخوان ثالث، احمدرضا احمدی، سهراب سپهری و علی شریعتی بود که البته در این فستیوال تنها قطعه “سوتک” با شعر دکتر شریعتی اجرا می شود و یکی از برنامه های جالب گروه کر شهر تهران -همانطور که آقای قاسمی فرمودند- برنامه فستیوال هفته موسیقی معاصر تهران بود که آثار کرال آهنگسازهای چند نسل ایران را اجرا کردند و می توانستیم رویکردهای متفاوت را در آن آثار به خوبی مشاهده کنیم. من فقط می خواهم در مورد آثار آهنگسازهای هم نسل خودم صحبت کنم. دغدغه ها متفاوت است. دغدغه خودم، بیشتر هارمونی بود. سعی می کنم که در کارم کمی از هارمونی متعارف فاصله بگیرم و هارمونی های پیچیده تری را به کار بگیرم که البته آقای قاسمی -در آن دوره ای که تمرین می کردند- با وجود چالشهای متفاوت به خوبی از پس کار برآمدند.