سخنرانی صداقت کیش در نقد نغمه (III)

آروین صداقت کیش و حمید متبسم
آروین صداقت کیش و حمید متبسم
حال ببینیم با مساله‌ی انسجام و در هم تنیدگی عناصر داستانی در چنین شعری چه برخوردی می توانست انجام بگیرد. یکی از معمول ترین راه ها که موسیقی کلاسیک غربی آن را مدیون ریشارد واگنر است این است که شما برای هر یک از شخصیت‌های داستانتان یک تم یا موتیف کوتاه در نظر بگیرید و هر گاه که ظاهر می‌شوند آنرا یا یک واریاسیونی از آن را بنوازید و این موضوع را در متن موسیقی‌تان بتنید.

ما تجربه‌ی این نوع شخصیت‌پردازی را در موسیقی ایرانی نداشته‌ایم تنها نمونه‌ای که می‌توان بر آن انگشت نهاد تعزیه است که در آن مورد هم خواننده‌های تعزیه تقریبا همان چیزی را می‌خوانند که در موسیقی دستگاهی آن وقت معمول بوده و موسیقی چندان تفاوتی ندارد.

اگر چه گاهی به هر یک از نقش‌ها یک مقام یا گوشه‌ی خاص نسبت داده می‌شده است.

احتمالا با توجه به کمی تجربه‌های انجام شده یا به دلایل دیگر که من از آن آگاه نیستم چنین برخوردی در متن قطعه‌ی سیمرغ صورت نپذیرفته است.

گذشته از نوع شعر دشواری دیگری که ساختن چنین قطعه‌ای در پی دارد طول کلامی است که باید بر موسیقی سوار شود. تجربه‌های ما برای موسیقی با کلام که بیشتر به عنوان تصنیف بوده از لحاظ طول متناسب با چند بیت از یک شعر است،نه چند ده بیت. معمولا وقتی ما می‌خواهیم یک قطعه ی زیر پنج-شش دقیقه‌ای بسازیم یک نوع برخورد با مصالح موسیقی می‌کنیم و وقتی می‌خواهیم یک قطعه‌ی شصت دقیقه‌ای بسازیم یک نوع برخورد دیگر. در طول شصت دقیقه باید ضمن اینکه مطالب مختلفی ارائه شود این تفاوت‌های به گونه‌ای نباشد که پیوستگی اثر از هم بپاشد و تبدیل شود به چند قطعه‌ی کوچکتر که سر هم چسبانده شده‌اند.

راه‌های دیگری هم به ذهن می‌رسد که می‌توانست دست‌مایه‌ی رابطه‌ی کلام با موسیقی شود بی آنکه بخواهیم دل در گرو شبیه‌سازی خاطره‌ی احساسی شعر در موسیقی داشته باشیم امکان این هست که به کلام به عنوان یک عنصر کاملا موسیقایی نگاه کنیم و رابطه‌مان را تنها بر اساس آن بنا کنیم. یعنی آهنگ و رنگ صوتی کلام (و نه وزن آن) مورد نظر قرار گیرد که البته چنین تجربه‌هایی را من در موسیقی دستگاهی حتا به صورت اولیه هم ندیده‌ام. اینها بیشتر در آثار آهنگسازان ایرانی‌ای دیده می شود که امروز به آنها مدرنیست می‌گوییم و اغلب هم برای همراهی با شعر نو.

حجم‌سازی با شعر -به شکلی که خود بخش‌های مختلف شعر درلایه‌های صوتی متعدد روی هم قرار گیرد و معنای جدیدی بسازد-نیز می‌توانست در کار بیاید که تنها در بخش «زال و رودابه» به شکلی مختصر، با خوانشی دکلمه‌وار که هر بار کلام با تاخیری اندکبر روی قبلی می‌آید، به آن پرداخته شده است.

در انتهای این فرصت بسیار اندک، تلاش کردم نشان دهم که کدام دشواری‌ها سر راه کار کردن با شعر فردوسی وجود داشته است و چه راه‌های دیگری جز سوار شدن بر ریتم یک شعر وجود دارد که می‌توان از آنها بهره گرفت و در نهایت نشان دادم که حمید متبسم تنها از یکی دو تا از راه‌حل‌های ممکن استفاده کرده است تا بر مشکلات همراهی با چنین شعری فائق آید.

به عنوان آخرین کلام می‌خواهم بر گردم به پاسخی که به صورت یادداشت مکتوب در همان زمان اجرای اول سیمرغ در تهران، به یکی از مطبوعات داده بودم.

از من پرسیده شده بود با همه‌ی تفاوت‌هایی که تجربه‌های موسیقی ایرانی در همراهی با شعر، با شعر فردوسی دارد آیا ممکن است چنین تجربه‌ای موفق شود؟ در آنجا گفتم و باز هم می‌گویم که باید صبر کرد و دید که آهنگسازان چه خواهند کرد؟ باید دید آیا حمید متبسم این راه را ادامه خواهد داد؟ آیا دیگران از این راه خواهند رفت؟ و سپس فرآورده‌ی نهایی کارشان را سنجید و نتیجه گرفت.

یک دیدگاه

  • ارسال شده در مهر ۱۸, ۱۳۹۱ در ۴:۵۰ ب.ظ

    دوستان گرامی، متاسفانه به دلایل فنی، تاخیر در به روز رسانی سایت موجب شد، این مطلب، دقایقی پس از پایان روز ۱۷ مهر انتشار یابد که از این طریق از شما و صاحب این مطلب پوزش می طلبیم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «ایران زمین»

سوال این است که آیا می‌توان خلاقیت را آموزش داد؟ و جواب این که حتا اگر هم نتوان، حداقل می‌شود با برانگیختن و آزاد گذاشتن، آدم‌های صاحب خلاقیت را تشویق به استفاده از آن کرد و پروراند. آنچه هشت آهنگساز نوجوان آلبوم ایران‌زمین و مدیر هوشیار «پروژه‌ی آهنگسازان جوان»، امیرمهیار تفرشی پور، به اعتبار موسیقی‌شان به صحنه‌ی امروزین موسیقی ما می‌آورند دقیقا پاسخی است که دیدیم.

آلبوم «در محاصره» با آهنگسازی منتشر شد

یکی از کنسرت‌های ارکستر «خنیاگران مهر» به سرپرستی و آهنگسازی بهزاد عبدی در قالب آلبوم صوتی تصویری «در محاصره» به خوانندگی محمد معتمدی، توسط نشر «پردیس موسیقی معاصر» منتشر شد. آلبوم «در محاصره» مشتمل بر یکی از کنسرت‌های ارکستر «خنیاگران مهر» به سرپرستی بهزاد عبدی که مرداد ماه سال ۱۳۹۵ به خوانندگی محمد معتمدی در تالار وحدت تهران روی صحنه رفت، در قالب یک اثر صوتی تصویری توسط نشر «پردیس موسیقی معاصر» وارد بازار موسیقی شد. این مجموعه همزمان با کنسرت‌های اروپایی ارکستر «خنیاگران مهر» در کشورهای فرانسه، سوئیس، کانادا و آمریکا نیز به صورت فیزیکی و دیجیتال در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.

از روزهای گذشته…

یادداشتی بر مجموعه کنسرت‌های «چندشب عود»

یادداشتی بر مجموعه کنسرت‌های «چندشب عود»

شاید اگر با چند جابه‌جایی یا اضافه‌کردن شب چهارم، اجرای نوازندگانی همچون حمید خوانساری، شهرام غلامی، مریم خدابخش، سیاوش روشن و امیرفرهنگ اسکندری و… را در چنین برنامه‌ای می‌شنیدیم، می‌شد سنجه‌های دقیق‌تری از عیار عودنوازیِ امروز ایران بدست داد. با اینحال آنچه در این سه شب رخ داد چنین بود:
با هیلاری هان، ویولونیست، درباره تمرین و تفسیر

با هیلاری هان، ویولونیست، درباره تمرین و تفسیر

در جونِ ۲۰۱۲ هیلاری هان ویولونیست میهمان ویژه گفتگوهای استراد بود. پنج نقل قولی که در ادامه درباره اجرا و تفسیر می‌آید، از آن بحث استخراج شده‌ است.
پادکست (I)

پادکست (I)

یک هنرمند در قالب ارائه هنرش شناخته میشود و هرچه ارتباط وی با دنیای روز بیشتر باشد میتواند آثار و ایده های به روزتری را یافته و اثر هنری با ارزشتری را خلق نماید و از طرفی با ارائه هرچه بهتره آن کار، فعالیت خود را بیشتر و بیشتر توسعه بخشد و مانا سازد؛ در حقیقت ارتباطات موضوعی است که ما همه روزه سعی در بالا بردن کیفیت آن داریم و میل داریم آنرا قوی تر، راحتتر، جذاب و در عین حال ارزان تر دریافت کنیم.
فرامرز پایور در قیاس با هم عصرانش

فرامرز پایور در قیاس با هم عصرانش

مطلبی که در پیش رو دارید سه سال پیش به مناسبت تولد فرامرز پایور در سایت موسیقی هنری ایران قرار گرفت. در این نوشته مقایسه ای بین فرامرز پایور با هنرمندان دیگر موسیقی، صورت گرفته است؛ مسلما” مقایسه دو هنرمند در دو رشته مختلف کاری دشوار است ولی می توان بصورت کلی از زاویه های مختلف، مقایسه ای به عمل آورد (همانطور که امروز بزرگانی مثل ابن سینا و داوینچی را از نظر خلاقیت و نوآوری با هم مقایسه میکنند) و در آخر معدلی از فعالیتهای موسیقی او به دست آورد.
نگاهی به رقابت درجشنواره موسیقی فجر (II)

نگاهی به رقابت درجشنواره موسیقی فجر (II)

یکی از پیامدهای جلوگیری از ورود تکنوازان به بخش رقابتی جشنواره موسیقی فجر قطعا افت کیفی رپرتوار است. این مساله در مورد بخش دونوازی هم به چشم می آید. سوناتهای متعددی از آهنگسازان نامی در دست است که برای همراهی پیانو با ویولون یا ویولونسل یا فلوت یا ویولون آلتو نوشته شده است. گیتار کلاسیک هم رپرتوار منسجم تر و حرفه ای تری در زمینه دو نوازی دارد که قابل توجه تر از آنسامبلهای ۳ یا ۴ نفره این ساز است. وقتی تکنوازی و دونوازی از بخش رقابت کنار گذاشته می شوند، نوازندگانی که به هر دلیل قصد حضور در رقابت را دارند با توجه به قانون فوق اقدام به تشکیل گروه می کنند.
به بهانه کنسرت ارکستر کامه راتا در تالار وحدت (III)

به بهانه کنسرت ارکستر کامه راتا در تالار وحدت (III)

نگاه هنری تدسکو را به خوبی در این نقل قول می توان ردیابی کرد:”هیچ وقت به مدرنیسم یا نئوکلاسیسم یا هر “ایسم” دیگری معتقد نبوده ام. معتقدم موسیقی یک فرم زبانی است که قادر به پیشرفت و بازسازی است. با این وجود موسیقی نباید آنچه را که توسط نسل های پیشین عرضه شده، کنار بگذارد. هر ابزار بیانی به شرطی که در موقعیت مناسب و به جا استفاده شود، می تواند مفید باشد (بنا به ضرورت نهادی ، نه میل و هوس یا مد روز). ساده ترین ابزارها معمولا بهترین آنها هستند. آنچه من درطول دوران تکامل هنری ام جستجو کرده ام، بیان شخصی با ابزارهایی هرچه ساده تر و مستقیم تر، در درون زبانی هرچه شفاف تر و دقیق تر بوده است.”
صداسازی در آواز (IV)

صداسازی در آواز (IV)

در الگوی حاضر وظیفه اصلی در بازدم بر عهده عضلات سطح پشتی مکعب شکمی (فیله کمر) می باشد. به صورت فرضی اگر این عضلات را به یک ورزشکار پاورلیفتیگ تشبیه کنیم که بر روی عضلات کف لگن ایستاده، هنگام بازدم زمانی است که ورزشکار درحال هل دادن وزنه یا همان دیافراگم به سمت بالا می باشد که این فشار علاوه بر ناحیه دیافراگم در روی عضلات کف لگن، یعنی دقیقا جایی که پای این ورزشکار قرار گرفته نیز احساس می گردد.
بندتی، رمانتیک می شود! (III)

بندتی، رمانتیک می شود! (III)

بندتی معتقد است که نباید گمان کرد که این کنسرتو ها از یک جنس هستند. بلکه آنها نمودهای موسیقیایی هستند که از دو نوع روانشناسی متفاوت حاصل شده اند. بندتی در توضیح می گوید که «این دو کنسرتو کاملا منحصر به فرد هستند. تنها شباهت آن ها رقت قلب پر شور و روحیه رمانتیکشان است. موسیقی بروخ همیشه محتوای خاصی دارد. چیزی در آن است که آرامش بخش است. عواطف آن کاملا پر شور و نشاطند.»
گفتگو با جیمز دپریست (III)

گفتگو با جیمز دپریست (III)

فکر می کنم جواب دادن به این سئوال برای بسیاری سخت باشد. برای من به عنوان رهبر ارکستر، قطعه موسیقی عالی، قطعه ای است که هیچگاه نمیرد و آنقدر توانا باشد که همیشه شما را قانع کند تا باز آن را بارها و بارها اجرا کنید. این همان قطعه ای است که می تواند توسط اجرا کنندگان گوناگونی کار شود. به یاد می آورم زمانی که به همراه فیلارمونیک اسرائیل بودم، روش آنان این است که یک برنامه را حداقل ۹ بار تکرار کنند، ۶ بار در تلاویو و ۳ بار در هایفا و احتمالا ۱ بار در اُرشلیم! خب شما بهتر است که آن کار را دوست داشته باشید، چرا که مجبور هستید چندین روز متوالی آن قطعات را تکرار کنید! به یاد می آورم که سمفونی شش بتهوون را در یک کنسرت اجرا کردم و همچنین کنسرتوی بلا بارتوک (Bela Bartok) و راخمانینوف (Rachmaninoff)! هر چقدر قطعه موسیقی بهتر باشد به دفعات بیشتری می تواند اجرا شود.
کوارتت زهی

کوارتت زهی

کوارتت زهی به گروهی از نوازندگان میگویند که توسط چهار ساز به اجرا میپردازند و این سازهای معمولا دو ویولون، یک ویولا و یک ویلنسل می باشد. معمولا ویلن اول ملودی بالا را اجرا میکند و ویلن دوم نتهای پایین تر. همچنین این امکان وجود دارد که آهنگسازی برای چهار ساز زهی اما نه با ترکیب فوق مثلا سه ویولن و یک باس (و یا یک ویولا یا ویولنسل) قطعه بنویسد. کوارتت زهی یکی از متداولترین گروههای مجلسی در موسیقی کلاسیک میباشد و بسیاری از آهنگسازان از اواخر قرن ۱۸ علاقه زیادی به نوشتن قطعات برای این آنسامبل موسیقی داشته اند.