جواهری: از دوره باستان گروه نوازی داشتیم

بدنبال تهیه مطلب علیرضا جواهری با علیرضا جواهری موسیقیدان معاصر مصاحبه ای انجام دادیم که در این مطلب قسمت اول آنرا میخوانید.

لطفا” بفرمایید، چی شد که به این فکر افتادید پارتیتور آثار چند صدایی موسیقی ایرانی با سازهای ایرانی را منتشر کنید؟
اولین بار این انگیزه با زحمات استاد حسین دهلوی شروع شد. پارتیتورهای آثار ایشون مثل “سبک بال” ، “کنسرتینو سنتور” که آقای پایور اجرا کردند، “بند باز” (از وزیری) ، “به زندان صبا”، “شورآفرین” و چند کار دیگه که منتشر شد روی من خیلی تاثیر گذاشت (که چه خوبه) کارها بصورت علمی و دقیق انجام بشه، خوب هر چه این کارها مرتب تر باشه برای کارهای گروهی و اجرا مسلما” بهتر هست!

متاسفانه در اکثرا” گروههای ایرانی که تشکیل می شه، چند تا ساز همینطور کنار هم می شینن و چون تفکر ذهنی یک تفکر مونوفون هست، کار خاصی انجام نمی دن! البته من نمی گم (حتما”) موسیقی ایرانی چند صدایی باشه و مونوفن نباشه! چون چند صدایی ما تو موسیقی ایرانی بطور لحظه ای و اتفاقی هست و اونطور نیست که مثلا” یک قواعدی بنویسیم برای هارمونی و کنترپوان … خیلی موفق نخواهیم بود؛ ولی می تونیم با یکسری تمهیداتی که مناسب ساختار موسیقی ایرانی هست در نظر بگیریم و بوسیله اون کار گروهی موسیقی ایرانی را تنظیم و طراحی کنیم؛ یعنی نوازنده ای که نشسته بدونه که چه کاری باید انجام بده، نوازنده سازهای بم چه وظیفه ای داره، سازهای زیر، مضرابی، کششی… یا نوازنده نی بدونه فرقش (تفاوت پارتش) با کمانچه چیه! ما مساله ای که همیشه در گروههای ایرانی داریم این هست که مثلا” اگر آهنگساز نوازنده سنتور هست، بقیه سازها هم باید با ذهنیت سنتور بنوازند، یعنی نوازنده تار باید سنتوربزنه، کمانچه باید سنتور بزنه، یا اگر آهنگساز تارنواز باشه، نی باید تار بزنه، سنتور و… ولی اگر این طراحی یک طور شکل بگیره که هر سازی امکانات و ویژه گی های خودش را بشناسه با اون ویژگی بیاد همنوازی کنه و حتی ممکنه اون همنوازی در بسیاری از جاها به شکل تکصدایی باشه اصلا” خود تکصدایی یکجور تنظیم هست.

فایل های صوتی قسمتهایی از مصاحبه :

Audio File قسمت اول
Audio File قسمت دوم
من اولین بار با دیدن کارهای آقای دهلوی به این فکر افتادم که چرا در کارهای خودمون که، آثار زیادی ساخته و تنظیم شده نیاییم این کار را انجام بدیم؟ وقتی نگاه کردم دیدم کارهای دوره چاووش خوب یک نقطه عطفی بود برای این مسئله که البته قبل از این کارها آثار استاد پایور این ویژگی را داشت و کارها مرتب تنظیم می شد ولی نمی دونم این کارها به صورت پارتیتور بوده یا نت دست نویس به نوازندگان داده می شده و شاید گردآوری آنچنانی نشده بوده این کارها؛ ولی به هر حال کارهای چاووش- چون من علاقه خاصی هم به این مجموعه کارها داشتم- را، تجربی شروع کردم به نوشتن و جمع آوری کردن و طبیعتا” از کارهای حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان، محمدرضا لطفی، هوشنگ کامکار و آهنگسازانی که اون دوره کار کردند اکثر کارهاشون را بصورت شخصی برای خودم گردآوری کردم که بعدها کارهای آقای مشکاتیان، که اون دوره ساخته شده بود مثل “پیروزی” و “رزم مشترک” و … منتشر شد.

Paivar,Zarif,Badi-ee,Nahid & Esma-eeli
اسماعیلی، ناهید، بدیعی، ظریف و پایور
فکر نمی کنید دلیل یونیسون زدن در ارکستر ایرانی، نبود تعریفی برای ارکستراسیون- به معنای غربیش- در موسیقی ایران هست؟ و آهنگسازان هیچوقت تکلیف خودشون را با مثلا” کمانچه و نی نمی دونن و فقط به عنوان صدایی برای رنگ آمیزی، با دید سطحی به اون نگاه می کنن؟
البته این سوال شما بحث طولانیی را خواهد داشت، بخاطر اینکه موسیقی قدیم ایران در دوره ساسانی و بعد از اون یک موسیقی جمعی بوده با توجه به چیزهایی که ما در حجاریها دیدم… خوب ارکستر بزرگی هست با سازهای بسیار زیاد، بخصوص زمان خسروپرویز و دوره های دیگه … بنابراین نمی تونیم بگیم موسیقی ما موسیقی جمعی نبوده! ولی به هرحال به دلایل شرایطی که بوجود آمد بخصوص در دوره صفویه-تحریم موسیقی- کلا” موسیقی ایرانی به سمت یک موسیقی شخصی و انفرادی رفت! در صورتی که بعید می دونم که کلیه موسیقی های اجرا شده در قبل از صفویه موسیقی های شخصی و فردی باشه؛ با توجه به تصاویر و عکسهایی که داریم از منطقه های دزفول، چغازنبیل،چغالمیش و… مطالب زیادی هست که وظیفه من وشما نیست و باید کسانی که دنبال باستانشناسی هستند باید برن روش تحقیق کنن و پیگیری کنن؛ ولی بحث اینکه امروز موسیقی ایرانی ما واین چیزی که امروز ما داریم اجرا می کنیم خوب موسیقیی بوده که از دوره قاجار به این سمت مخصوصا” بعد از خاندان فراهانی به ما رسیده؛ حالا بعد از علی اکبرخان فراهانی، میرزاعبدا… و میرزا حسینقلی که البته موسیقی اینها انفرادی بود که بعده ها با کمک مرحوم برومند بصورت موسیقی ردیف بیرون آمد و منتشر شد و در دسترس ما قرار گرفت؛ ولی شما اگر بینید موسیقی جمعی ما در چندین سال بعد از این ماجراها مخصوصا” در دهه ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ ما ارکسترهای متعددی داشتیم، ارکستر صبا، ارکستر گلها داشتیم که البته (تنظیم) اونها با توجه ارکستراسیون غربی (تقربیا”) بود؛ مخصوصا” برای سازهای زهی تنظیم می شد و یا یکسری سازهای بادی چوبی هم بصورت محدود بودند، مثل فلوت و کلارینت…

ولی این که شما سوال می کنید به احتمال قوی (منظور شما) ترکیب سازهای ایرانی هست! که من خودم ترکیب سازهای ایرانی را بصورت مرتب و تمیز و کار شده، اولین بار می تونم بگم در ارکستر استاد پایور کار شد-ارکستر وزارت فرهنگ و هنر- که خوب اونجا چون همه کارها بصورت اصولی و دقیق انجام گرفت همه چیز بنظر می آمد- با توجه به امکانات اون زمان- سرجاش بود، حالا شاید امکانات خیلی هم کامل و عالی نبوده، ولی شما ببینید مثلا” مسئول کارگاه ساز اون موقع کسی بوده مثل استاد قنبری مهر! یک شاگرد قصاب را نیاوردن برای این کار! یک سازساز بسیار حرفه ای و ارزشمند را آوردند که با توجه به ساختار سازهای موسیقی ایرانی آمد و روی بسیاری از سازها ایشان تحقیق کرد و در کارگاه این سازها ساخته شد و با کیفیت بسیار خوب! قیچک آلتو ساخته شد، ! قیچک باس ساخته شد، رباب ساخته شد، ! روی سنتور کروماتیک کار شد، روی سنتور کروماتیک بم کار شد… یا سازهای دیگری که ویژگیهای خودش را داشت! خوب این آمد در راستای ساختار ساز صورت گرفت در کنار این، همین سازها در کارهای آقای پایور مورد استفاده قرار گرفت و اینها چون ساعات زیادی روی دقیق در آوردن کار می گذاشتند خوب کارهاشون ژوست و مرتب هست! یعنی ارکستر سازهای ایرانی را ما اونجا برای اولین بار شاید بتونیم بگیم با این ترکیب، کنار هم شنیدیم؛ چون در کنار اون یکسری کارهایی با ارکستر مجلسی اجرا می شد مثل کارهای “گلها” یا “تکنوازان” یا بداهه نوازان که اونها (در واقع) یک موسیقی جمعی نبود! تار یک مطلبی را بداهه می زد، بعد تنبک یک کاری شیرین کاری می کرد بعد سنتور می آمد و آواز می آمد… هیچ وقت یک کار ساخته شده از اول صورت نمی گرفت – که البته اون هم یک نوع موسیقی بسیار زیبایی هست که از ویژگیهای موسیقی ماست- ولی این بحثی که سازهای ارکستری ما چه جوری دور هم جمع شدن؟ خوب ما می بینیم که در ارکستر آقای پایور کارها خیلی خوب تنظیم شده و بسیار مرتب هست و حتی بعضی از کارها بسیار پیچیده هست، پاساژهای خیلی تند و یا مثلا” از چند ملودی همزمان استفاده می شه.

شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.

آثار مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان کرمانشاه عرضه می شود

برای اولین بار پارتیتورهایی از آثار آهنگساز بزرگ و صاحب سبکِ ایرانی استاد زنده یاد مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان غرب کشور عرضه می شود. امیرآهنگ آخرین شاگرد مرتضی حنانه اعلام کرد: به زودی ده پارتیتور از آثار استاد مرتضی حنانه توسط من و نظارت امیرعلی حنانه در اختیار علاقمندان آثار این آهنگساز برجسته و صاحب سبک قرار می گیرد.

از روزهای گذشته…

بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (III)

بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (III)

«هر دستگاه یا آواز یک مقام اصلی دارد که به آن مقام مادر می گویند.» علاوه بر اینکه این یک عامیانه گویی است، معلوم نیست که کجا و چه کسانی چنین «می گویند». شاید ذکر این نکته جالب باشد که زنده یاد محمد رضا لطفی در تئوری پردازی خود بر این باور بود که «شور مادر دستگاه ها است». اما اینجا مقام درآمد هر دستگاه «مقام مادر» نامیده شده است که با این حساب «شور» آقای لطفی «مادربزرگ» دستگاه ها خواهد بود!
گوران: از تک تک اعضای ارکستر تشکر می کنم

گوران: از تک تک اعضای ارکستر تشکر می کنم

ممکن است همه نوازندگان ما در این سطح نباشند ولی پتانسیل رسیدن به این توانایی را دارند. بعضی از نوازندگان ایرانی مثل آقای فریوسفی این امکان برایش فراهم شده که در ارکسترهای درجه یک جهانی نوازندگی کند و ثابت کند که این توانایی را داشته ولی خیلی های دیگر این امکان برایشان فراهم نشده ولی شاید این توانایی را هم امروز داشته باشند.
وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (IX)

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (IX)

بزرگ ترین فیلسوف این دوران است که در همه ی علوم سرآمد بود. او را بزرگترین دانشمند قرون وسطی جهان اسلام نامیده اند. او مفسر آثار ارسطو بود و به گفته ی خودش سماع طبیعی ارسطو را چهل بار خوانده است. حتی نسخه ای از کتاب النفس ارسطو یافت شده که در آن فارابی با خط خودش نوشته که این کتاب را صد مرتبه خوانده است. ارسطو را معلم اول و فارابی را معلم دوم یا معلم ثانی می نامند. فارابی درباره ی پرده های عود و گام تنبور خراسانی تحقیقات گسترده ای را انجام داده است چنان که دکتر مهدی برکشلی می گوید، پرده بندی تنبور خراسانی برابر گام فیثاغورث است.
مصاحبه با کورت مازور (I)

مصاحبه با کورت مازور (I)

کورت مازور، رهبر مشهور آلمانی، که پیش تر مدیر ارکستر فیلارمونیک نیویورک بود، درباره نقش خود در انقلاب صلح آمیز سال ۱۹۸۹، درک اریک هونکر، رهبر آلمان شرقی، از فرهنگ و محتوای پرونده ای که پلیس مخفی آلمان شرقی (Stasi) درباره او نگه می داشت صحبت می کند. کورت مازور ۸۳ ساله یکی از مهمترین رهبران ارکستر آلمانی به شمار می رود. او در مصاحبه ای با روزنامه اشپیگل درباره نقش خود در انقلاب صلح آمیز ۱۹۸۹، سر و کله زدن های دشوارش با مقامات کمونیستی آلمان شرقی و ناامیدی بسیاری از اهالی آلمان شرقی پس از اتحاد آلمان شرقی و غربی می گوید.
در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (V)

در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (V)

در این مقاله اگر از چاپ‌های متعدد یک اثر، یا بعضی آثار که با دو اسم چاپ شده‌اند صرفنظر شود، ۴۲ نغمه‌نگاری و ۳۹ ضبط ردیف فهرست شده است. نمودارهای آماری (۳۰) زیر چند نکته را آشکار می‌کند: اولین نکته که دور از انتظار هم نیست افزایش انتشار نغمه‌نگاری و ضبط‌های ردیف به نسبت سال‌های نیمه‌ی اول سده‌ی حاضر است، که آن را باید با تثبیت جایگاه ردیف به عنوان کارگان آموزشی موسیقی ایرانی و به تبع آن افزایش استفاده‌کنندگان چنین کالاهایی مرتبط دانست (۳۱). نکته‌ی دوم این‌که تقریبا هر دو به یک نسبت رشد داشته‌اند (میزان افت و خیز رشد ضبط‌ها کمی بیشتر به نظر می‌رسد نمودارهای سال انتشار را مقایسه کنید) و می‌توان این گونه نتیجه گیری کرد که احتمالا امروزه هر دو به یک اندازه در آموزش موسیقی ایرانی با اهمیت شمرده می‌شوند. افزون بر این تعداد ردیف های آوازی چه به صورت نغمه نگاری شده و چه ضبط به نحو چشمگیری کمتر از ردیف های آوازی است. شاید این پدیده را بتوان به توانایی های بیشتر نوازندگان برای نغمه نگاری نسبت داد که احتمالا خود حاصل به‌کارگیری تثبیت شده‌ی منابع مکتوب به عنوان یک ابزار آموزشی است.

دیلان‌ به‌ روایت‌ هندریکس‌ -۳

هندریکس‌ این‌ آهنگ‌ را ابتدا در استودیوی‌ Olympic لندن‌ و به‌ صورت‌ چهار track با دوستانش ‌Brian Jones (پیانو) و Dave Mason (گیتار Bass و آکوستیک‌) ضبط‌ کرد. Mitch Mitchel هم مسئولیت نواختن درامز را برعهده گرفت. چهار ماه‌ بعد در استودیوی‌ Record Plant نوار مستر را بر روی‌ یک‌ نوار دوازده track منتقل‌ کرد و بعد از حذف‌ پیانو و گیتار Bass قبلی‌ خودش‌ گیتار Bass را نواخت‌ و به‌ نسخه‌ منتشر شده‌ اضافه‌کرد.
سعید تقدسی: دو سال و نیم با ارکستر سمفونیک تهران کار کردم

سعید تقدسی: دو سال و نیم با ارکستر سمفونیک تهران کار کردم

من از سن ۱۲ سالگی وارد هنرستان شدم و تا دوره دیپلم متوسطه بود آنجا ادامه تحصیل دادم؛ در این مدت معلمایی که داشتم به ترتیب اسم می‌برم آقای خیرخواه بود بعد آقای منشی زاده شدند، بعد یک آقای آلمانی به اسم آقای کاییزار (Kaiser) اسم کوچیکش خاطرم نیست و دو معلم آمریکایی داشتیم که تمام این معلم ها در سمفونیک کار می‌کردند، خانم سوزان ایلور (Susan Ayler) می بود که شوهرش هم کلاینت می‌زد، یک خانمی بود به اسم سوئینتلا (Merlin Swindler)بعد از این خانم یک آقایی به نام یوهان ریستا (Johann Rista) بود. بعد از ایشان آخرین معلمی که داشتم آقای مهدی جامعی بودند که یک سال آخر را باهاش کار کردم.
گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

به این ترتیب برخی چشم‌اندازهای نقد در مواجهه با متن موسیقی را می‌توان چنین برشمرد: تحلیل محتوا، تفسیر محتوا به‌ویژه در شرایطی که صراحتی در متن نیست، لحن‌ها و خوانش‌ها، یافتن پیام متن (به این معنی که گاه صحبت از چیزی به میان می‌آید که منتقد می‌پندارد پیام سازنده است)، توافق عمومی یا درک مشابه (ادعای این که در درک آن پیام توافقی وجود دارد)، و هم‌زمانی با موسیقی.
آلبوم فراموش شده پینک فلوید

آلبوم فراموش شده پینک فلوید

خواه از موسیقی پینک فلوید لذت ببرید و خواه از آن متنفر باشید، هیچ شکی نداشته باشید که نام گروه پینک فلوید در سراسر جهان شناخته شده است و تنها شاید نام گروهی مانند بیتلز بتواند با نام پینک فلوید رقابت داشته باشد.
سلطانی: ما در فضای چند زبانی و پلی فونیک قرار داریم

سلطانی: ما در فضای چند زبانی و پلی فونیک قرار داریم

تحریر در موسیقی آوازی تبدیل به یک فرهنگ و یک شاکله شده، در واقع ساختار موسیقی آوازی را در کنار عناصر دیگری تعریف می کند، معانی بسیار زیادی در پی خود دارد و تعاریف و شیوه ها و علم خاص خود را دارد. با این وصف، تحریر را به دِلِی دِلِی یا با عرض معذرت عرعر عنوان کردن نشان از عدم آگاهی و عجولانه صحبت کردن ایشان دارد. از شاملو با آن دانش و خلاقیت و هوش سرشار در مورد قضاوت شان انتظار دیگری می رفت.