نمودی از جهان متن اثر (XV)

به نظر می‌رسد تا زمانی که فرض اولیه‌ی آنالیز بر «تجزیه به عناصر…» قرار دارد، نمی‌توانیم این اشکال را برطرف کنیم چرا که این امر ذاتی کنش تجزیه و تحلیل است. اما از سوی دیگر درست است که طرح پرسش رابطه‌ی جزء و کل در یک اثر موسیقایی صحیح به نظر می‌رسد اما پذیرش این که آنالیز در دست یافتن به دانشی درباره‌ی کل ناتوان است اولا آن را کاملا بی‌اعتبار نمی‌سازد، چرا که می‌توانیم اعتبارش (یا دستکم بخش مهمی از آن) را به توانایی شرح روابط میان اجزای یک قطعه نسبت دهیم؛ ثانیا اگر بپذیریم که آنالیز به طور کلی از این طریق بی‌اعتبار می‌شود، مانند این است که فضای کار دانشورانه را به سوی نوعی «عرفان موسیقایی» یا گونه‌ای «شهود شنیداری» مبتنی بر درک بی‌واسطه و کاملا شخصی و البته به همان نسبت بدون قاعده‌مندی شناخته شده از آثار موسیقی هدایت کرده باشیم؛ در این صورت تنها راه‌هایی که برای «درک» اثر باقی می‌ماند، دست یافتن به کل اثر از طریق تجربه‌ی مستقیم شنیداری یا اجرای آثار (و احتمالا غرق شدن در لحظات ناب موسیقی بدون هر گونه فعالیت تحلیلی) است.

روشن است که با پذیرش این وضعیت هرگونه فعالیت شناختی دیگری نیز غیر ممکن می‌شود چرا که لاجرم منجر به تجزیه‌ خواهد شد. ممکن است بیاندیشید که چرا مسئله‌ی جزء و کل تا این حد در نظر برخی و به‌ویژه آهنگسازان اهمیت پیدا می‌کند؟ علت در خود فعالیت آنالیز نهفته نیست بلکه به نظر می‌رسد که بیشتر به ارزش و اعتباری بازمی‌گردد که به این روش مطالعاتی خاص به عنوان تنها راه «درک علمی» قطعه داده شده.

در اصل منتقدانی که این موضوع را دستمایه‌ی نقد خود کرده‌اند، کنه کلام‌شان این است که روش‌های دیگری هم وجود دارد که درک جامع‌تری از یک قطعه‌ی موسیقی ایجاد می‌کند، البته تا آن‌جا که می‌دانیم کم‌تر به این که این روش‌ها چیست اشاره‌ای می‌کنند (۷۴). بنابراین می‌توان تا حدودی به این نتیجه نزدیک شد که این منتقدین بیشتر به موقعیت ممتازی که -به زعم آنان- به ناحق در اختیار آنالیز قرار گرفته اعتراض می‌کنند.

از جمله نقد‌های دیگری که بر جریان تاریخی آنالیز به طور کلی اقامه می‌شود این است که آنالیز به طور کل با گونه‌های خاصی از آن همسان گرفته شود. این پدیده تا حدودی شبیه قاعده‌ی اطلاق خاص به عام در زبان فارسی است.

به دلیل اهمیت روش شنکری آنالیز در تاریخ این شاخه از موسیقی‌شناسی، در بسیاری از موارد این دو با یکدیگر مترادف فرض شده است. این مترادف گرفتن به معنی این نیست که همه‌ی نوشته‌های تجزیه و تحلیلی، دقیقا روش آنالیز شنکری را به کار می‌گیرند بلکه به این معنا است که آن‌ها هم به دنبال همان چیزی در موسیقی می‌گردند که زیرساخت ذهنی این روش تحلیل را شکل می‌دهد: وحدت یا پیوستگی.

به این موضوع دیگر پژوهش‌گران نیز به شکل‌های متعدد اشاره کرده‌اند: «از این نظر، مفهوم آنالیز با امر جستجوی وحدت در ساختار موسیقایی مترادف شده است.» (۷۵) اشکال اصلی این ایده در این است که به سادگی می‌توان شرایطی را متصور شد که در آن یک قطعه‌ی موسیقی که پیوستگی، بخشی از زیرساخت‌های زیباشناسیک آن نیست، به سادگی در روال‌های تحلیلی پس زده و بی‌ارزش شمرده شود. از سوی دیگر نوع دیگری از این نقد هم موجود است که موضوع آن این است که بیشتر روش‌های آنالیز تونال برای ردیابی ارزشمندی‌های آثار موسیقی کلاسیک آلمانی آن هم موسیقی سازی توسعه یافته و درست به همین دلیل است که تنها در مورد آثار کلاسیک‌های وینی می‌توان آن‌ها را بدون مشکل به کار برد.

پی نوشت

۷۴- یکی از این نوع روش‌های پیشنهادهادی را می‌توان در Hatten, Robert. (1994) Musical Meaning in Beethoven: Markedness, Correlation and interpretation Advances in Semiotics. Indiana Univ. Press. یافت. هر چند که این روش چندان هم در برطرف کردن مشکل مربوط به تجزیه‌ی قطعه موفق نبوده است بلکه بیشتر موفق شده عناصر تجزیه شده را با گونه‌ای بیان سمیوتیکی پیوند دهد.
۷۵- Bread, David & Gloang, Kenneth. (2005) Musicology The Key Concepts. Routledge. P 9.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

در اندیشه برداشت های دیگر از موسیقی دفاع مقدس (I)

پیش از شروع به نوشتن این مطلب، یکی از دوستان نویسنده در تاریخ دفاع ۸ ساله، به آرامی و با تاکید، یادآور شد که ما «موسیقی جنگ» نداریم بلکه موسیقی دفاع مقدس داریم؛ در واقع، تاکیدش بر پرهیز از واژه «جنگ» بود. دوست ما بار سیاسی و حتی تاریخی این واژه را در نظر داشت. درست می گفت که ما مردمی جنگ طلب نیستیم. ولی نمی شد انکار کرد که همین واژه منحوس که به قول ملک الشعرای بهار «فغان ز جغد جنگ و مرغوای او که تا ابد بریده باد نای او در تمام ۸ سالی که ایران درگیر آن بود، میلیون ها بار از طریق رسانه های نوشتاری و شنیداری و دیداری، پخش شد.

موسیقی پنهان در هندسه (III)

به غیر از پاره خط S1S2 و S1S8 که اضلاع چند ضلعی بوده و قطر نیستند، در چندضلعی ها بین طول ضلع و طول قطرها روابط ریاضی خاصی برقرار می باشد. در مثال بالا که هشت ضلعی منتظم است، بین اقطار و طول ضلع روابط زیر برقرار است:

از روزهای گذشته…

کنسرت برای دو پیانو

کنسرت برای دو پیانو

۸ مهر ماه کنسرت دیگری از گروه دوئت دو پیانو در تالار وحدت به روی صحنه خواهد رفت. بهاره کمائی و صفا شهیدی که تاکنون آثار برجسته دو پیانویی همچون سونات برای دو پیانو (موتزارت)، واریاسیون های پاگانینی (لوتوسلاوسکی)، سوئیت فندق شکن (چایکوفسکی)، سوئیت کارمن (بیزه)، سوئیت شماره ۱ دو پیانو (آرنسکی)، راپسودی ارمنی (باباجانیان) و … را نواخته اند، در این برنامه، بار دیگر آثار متنوعی از آهنگسازان غربی و ایرانی همچون ولفگانگ آمادئوس موتزارت (اتریش)، امانوئل شابریه (فرانسه)، فردریک شوپن (لهستان)، مانوئل دفایا و مانوئل این فانته (اسپانیا)، سرگئی راخمانینف (روسیه)، حشمت سنجری و صفا شهیدی (ایران) را به اجرا خواهند گذاشت.
تئوری نوین بر مبنای آفرینش مدال موسیقی ایران (III)

تئوری نوین بر مبنای آفرینش مدال موسیقی ایران (III)

بهتر است ابتدا تمام عملیات آرمونیکی، به عنوان نمونه روی اشل مد دوگاه یا گام مد دوگاه (شور) انجام بگیرد. شاید این سوال ایجاد شود که چرا مد دوگاه و نه مد یک گاه که همان ماهور است، برای این منظور انتخاب نشده است؟ باید گفت اولا ماهور از نظر من اصالتش مورد تردید است، زیرا مثلا گام ماهوری که از سل شروع می شود، می بایست درجه سوم آن، یعنی نوت سی، در اصل به صورت سی کرن بوده باشد؛ در صورتیکه امروز آنرا به صورت سی بکار استفاده می کنند.
سریر: آثار نوری چند ژانر را در بر دارد

سریر: آثار نوری چند ژانر را در بر دارد

جایگاهی که نوری داشته، ثمره شصت سال زندگی هنری او بوده و حتی بهترین شاگردانش هم ادعا نمیکنند که میتوانند امروز پا جای او بگذارند. اگر فرض کنیم این افراد حتی اجرایی کاریکاتور مانند هم از اثر من اجرا کنند، باز نفس کار و ذات آن موسیقی بالاخره جای خود را باز میکند و تاثیرش را میگذارد.
ریختر، پیانیستی برای تمام دوران (III)

ریختر، پیانیستی برای تمام دوران (III)

ریختر پیانیست روسی بود که در کنار بزرگانی چون داووید اویستراخ و روستروپویچ، مثلث هنری ای را تشکیل می دادند، همانند آرتور روبنشتاین، گرگور پیاتیگورسکی و یاشا هایفتز که مثلث هنری موسیقی کلاسیک در آمریکا بودند؛ عجیب نیست که با این اوصاف، در زمان جنگ سرد، این هنرمندان بصورت غیر مستقیم، وسیله ای برای قدرت نمایی هنری روسیه و آمریکا بودند.
ایران در کشاکش موسیقی (III)

ایران در کشاکش موسیقی (III)

نوازندگان و خوانندگان آنهم مرد در تعزیه و مرثیه خوانی شرکت می کردند، اگر ناصرالدین شاهی خواست اپرایی به سبک اپرای سلطنتی انگلستان در میدان بهارستان بسازد، ساخت اما با اعتراض معممین متعصب مذهبی قرار گرفت و بالاجبار اپراخانه به تعزیه خوانه تبدیل شد. بعد از گذشت زمانی هم پارکینگ مجلس سنا و… دیگر نمیدانم به چه فاجعه ای دچار شد!
ادیت در ویولن (III)

ادیت در ویولن (III)

ر-۳: گاهی برای پرش از پوزیسیون اول به پوزیسیون های بالاتر و یا برعکس، از نواختن نت های مذکور به شکل سیم آزاد استفاده می کنیم. در این حالت استفاده از سیم آزاد، امکان رهایی و پرش دست چپ از پوزیسیونی که نوازنده مشغول نواختن در آن است را به او می دهد. (نمونه-۷: بتهوون- کنسرتو ویلن اپوس۶۱)
مهمان‌خانه مهمان کش!

مهمان‌خانه مهمان کش!

مطلبی که پیش رو دارید نوشته علی صمدپور نوازنده تار و آهنگساز است در مورد سرنوشت آخرین اثرش که آهنگسازی سریال مهمان‌خانه سعادت بود: دیگر در پایانِ۱۰ قسمت باقی‌مانده از سریال ۷۵ قسمتی مهمان‌خانه سعادت صدای آن تار و فلوت‌ها و کوبه‌ای‌ها نمی‌آید و نقشی که در پایان کار کشیده ‌بودم توسط بچه‌های بازیگوش خط‌خطی شده ‌است، چون شهاب‌الدین حجازی تهیه کننده سریال مهمان‌خانه سعادت پس از پخش ۶۵ قسمت از سریال و باقی ماندن تنها۱۰ قسمت، بدون اطلاع من، آهنگساز مجموعه مهمان‌خانه سعادت و بدون آن‌که درطول پخش این۶۵ قسمت به من اطلاعی از ضعیف بودن یا قوی بودن کارداده باشند یا سپاس‌گزاری یا گلایه از کیفیت کار من کرده‌باشند، خودسرانه و سبک‌سرانه اقدام به تغییر تیتراژ پایانی کرده‌اند.
والی: من روی چندصدایی های پنهان موسیقی ایرانی کار می کنم

والی: من روی چندصدایی های پنهان موسیقی ایرانی کار می کنم

ما دانشی که داریم را از محققان اروپایی گرفته ایم و آنها موسیقی ایرانی را از عینک اروپایی دیده اند، به همین خاطر است که باید در تمام پیش فرض های علمی مان تجدید نظر کنیم. همین بوده که سالها فکر می کردیم که موسیقی ایرانی باید با هارمونی و کنترپوان غربی چندصدایی شود. ما هم زمانی فکر می کردیم که باید روی موسیقی ایرانی عمودی آکورد بگذاریم، در صورتی که آکورد معنی نمی دهد در موسیقی ایرانی!
واکاوی نظری موسیقی امبینت (III)

واکاوی نظری موسیقی امبینت (III)

یکی از منابع اولیه امبینت، آوانگارد کلاسیک قرن بیستم است و درمیان پیشگامان آن دو چهره متعلق به اواخر قرن ۱۹ کلود دبوسی (۱۹) و اریک ساتی (۲۰) وجود دارند که آثارشان به لحاظ بافت، تکنیک و همچنین اهمیت به فضا سازی با اصوات به جای تاکید بر مواد موسیقایی، به آثار امبینت شباهت های زیادی دارد.
«همه رشته های موسیقی می توانند در جشنواره شرکت کنند»

«همه رشته های موسیقی می توانند در جشنواره شرکت کنند»

شاید بیش از آنکه نام سجاد پورقناد به عنوان موسیقیدان برای اهالی موسیقی آشنا باشد، نام او به عنوان نویسنده مقالات انتقادی موسیقی در اینترنت و مطبوعات دیده میشود. او یکی از قدیمی ترین چهره های فعال موسیقی در اینترنت است و امروز دوازده سال از شروع فعالیت او در این فضا میگذرد. در سال ۱۳۸۶ نشستی با حضور فعالین وب سایتهای موسیقی فارسی زبان در شیراز برگزار شد و پس از آن این نشست با تغییراتی به یک جشنواره جدی تبدیل شد. دبیری این جشنواره سجاد پورقناد است که گفتگوی ما را با او میخوانیم: