- گفتگوی هارمونیک Harmony Talk - http://www.harmonytalk.com -

مادری با تار (I)

تصاویر باقی مانده از دوره ی قاجار، آینه ی تمام نمای وضعیت اجتماعی آن روزگار است. بخشی از این تصاویر که مربوط به اولین عکس برداری های تاریخ ایران می باشد، شامل عکاسی های شخص ناصرالدین شاه قاجار است که سخت دلبسته ی این هنر شده بود؛ طبعا به خاطر محدود بودن حضور اجتماعی پادشاه آن روزگار ایران، سوژه های تصاویر اولیه ی تاریخ عکاسی ایران هم محدود به تصاویری از دربار و درباریان و گاهی مناظری از ییلاق ها و برنامه های شکار شاه و تیراندازهای او شده است.

تصاویری که از موسیقی دانان دوره ی قاجار، از مطرب های مجالس کیف تا هنرمندان طراز اول دربار همچون محمد صادق خان سرور الملک، رضا قلی خان تجریشی، سماع حضور و… به دست ما رسیده، بیشتر مربوط به مجالسی است که درباریان مخاطب آن بوده اند و نه مردم عادی.

کمتر تصویری ثبت شده از موسیقی دانان زن در دوره ی قاجار می توان یافت که نوازندگان آن حداقل از نظر پوشش و هیبت، نشان دهنده ی اجرایی از موسیقی فاخر باشد. یکی از تصاویر نام برده، عکسی است که چهار زن هنرمند را نشان می دهد و نوع پوشش و استیل نوازندگی آنها، گواه بر حرفه ای تر بودن شان نسبت به دیگر نسوان عکاسی شده ی آن زمان دارد.

حدود چهار سال پیش بود که خدمت جناب احمد ابراهیمی خواننده ی قدیمی و پر آوازه ی ایران، در منزل شان رسیدم که دیدم تصویر یاد شده در قابی، پشت سر ایشان قرار دارد؛ درباره ی علت انتخاب این تصویر پرسیدیم و ایشان عنوان کردند که سه هنرمند ثبت شده در این تصویر را می شناسند؛ از سمت راست نوازنده ی تنبک شخصی به نام گوهر خانم است، نفر بعدی که سنتور می نوازد، خانم فرخ‌لقا است که خواهر حسین خان یاحقى و خاله ی پرویز یاحقی بوده و نفر سوم که تار به دست گرفته، مادر استاد ابراهیمی!

آن روز صحبت های ما بیشتر حول و حوش فعالیت های ایشان با ارکسترهای آن زمان می چرخید و نتوانستم بیشتر در مورد مادر ایشان اطلاعات کسب کنم؛ حتی نام ایشان و یا این که آیا صفحه ای از نوازندگی شان به جای مانده یا خیر!

امروز سعی کردم با بررسی مصاحبه های این هنرمند ارزنده که اینک در بستر بیماری است، نام این مادر هنرمند را بیابم و یا اطلاعاتی در مورد این که صفحه ای ضبط کرده اند یا خیر به دست بیاورم که متاسفانه موفق نشدم ولی در این میان اطلاعاتی به دست آوردم که دانستن آن برای بینندگان سایت «زنان موسیقی» [1] خالی از لطف نیست.

احمد ابراهیمی در مورد مادرش می گوید: “مادرم از بهترین شاگردهاى میرزا عبدالله و میرزا حسینقلى بود و از آنها شهادت‌نامه دارد. پدرم از خان‌هاى بزرگ کرد بود و من ۵ سال زیر سایه ی ایشان زندگى کردم که به رحمت خدا رفتند. مادرم همسر چهارم ایشان بود.”

احمد ابراهیمی می گوید: “مادرم از شاهزادگان دربار بود …پدر مادر من، دختر تحصیلکرده و هنرمندش را که معلم سرخانه داشت و میرزا عبدالله و آقا حسینقلی به او تار درس می دادند و اشخاص دیگری خط و ادبیات به او درس می دادند، داد به پدر ما برای این که بتواند او را در چنگ خودش نگه دارد و به آن منطقه نفوذ داشته باشد. من شبحی از پدرم را به یاد دارم. من ۵ سالم بود که پدرم فوت کرد.”

ابراهیمی از سکوت چند ساله ی مادرش در تار نوازی می گوید: “{از وقتی مادرم به کردستان رفت} آنجا فقط تارش همراهش بود. تارش را در یک جعبه و با قاطر فرستاده بودند آنجا. الان آن ساز در آمریکا پیش خواهر من است.”