مادری با تار (II)

ابراهیمی از سال های زندگی در کردستان می گوید: “آن وقت بچه بودم و ۵ سالم بود. پدرم خان بود و خان های بزرگ کردستان می آمدند منزل، ولی مادرم جلوی آنها هیچ وقت ساز نمی زد. مادر من نسبت به زن های دیگر پدرم یک احترام دیگری داشت. من در تهران با موسیقی آشنا شدم.”

وی می افزاید: “پس از فوت پدر در ۶ سالگى به تهران آمدیم و چون استاد صبا مادرم را مى‌شناخت، کلاسى براى ایشان دایر کرد تا درس بدهند. در همین باغ سپهسالار منزل بزرگى کرایه کردند که چندین اتاق داشت… مادر من با خانم فخرالدوله، دکتر امینی و اینها نسبت داشتند و در خیابان باغ سپهسالار خانه گرفت.”

ابراهیمی می گوید: “مادرم در آنجا یک منزل بزرگ اجاره کرده بود که اتاق های متعددی داشت و یک سالن پنج دری هم داشت که آن را بنا به تقاضای استاد صبا کلاس موسیقی کرد که بچه های اعیان اشراف و خاندان قاجار می آمدند آنجا درس تار و سه تار می گرفتند…. در این منزل کسانى چون زنده‌یادان قمر‌الملوک وزیری، روح‌انگیز، کلنل علینقى وزیرى مى‌آمدند و از اطلاعات مادرم استفاده مى‌کردند. مثلا رنگ شهرآشوب را مادر خیلى خوب مى‌دانست که کمتر کسى آن را مى‌دانست. وقتى مادر درس مى‌داد، من هم مى‌شنیدم و کم‌کم یاد مى‌گرفتم…. استاد صبا اجازه ی کلاس را از رکن‌الدین خان مختارى گرفته بود که خودش یکى از بهترین موزیسین‌ها بود.”

ابراهیمی در مورد این آموزشگاه می گوید: “آموزشگاه رسمی نبود و به هر حال آموزشگاهی بود که اداره ی شهربانی از آن مطلع بود. در زمان رضاشاه حتما باید اداره ی شهربانی اطلاع می داشت که چند نفر شاگرد هست، چه کار می کنند و … نه این که جلوگیری کنند، ولی ماهی یک بار از طرف شهربانی می آمدند یک گزارش می گرفتند.”

ابراهیمی به کسانی که در این آموزشگاه تدریس می کردند اشاره می کند که همین سه هنرمند در تصویر ما هستند! “مادر بنده تار و سه تار درس می داد. خواهرحسین یاحقی استاد بزرگ موسیقی، هم سنتور درس می داد و هم ویولن. یک خانم هم بود به اسم گوهر که ضرب درس می داد و مادر من برای دیگران می گفت که این خیلی خوب تنبک می زند و وقتی ریز می گیرد مثل بارانی است که روی شیروانی می ریزد؛ آن موقع خانه های تهران شیروانی بود.”

ابراهیمی درباره ی روابط صبا با آموزشگاه می گوید: “استاد صبا می آمد رسیدگی می کرد. خیابان ظهیرالاسلام که منزل استاد صبا در آن بود به آنجا نزدیک بود. از کوچه پس کوچه های ظهیرالا سلام راست می آمدند تا باغ سپهسالار. استاد آنجا شاگرد می فرستاد، راهنمایی می کرد، ایرادهای کار را می گرفت. مادر من نت نمی دانست و چیزهایی را که اغلب مادرم در آن می ماند او کمک می کرد و درس می داد.”

ابراهیمی می افزاید: “وقتس مدرسه می رفتم و به خانه برمی گشتم صدای تار، سه تار و آواز در خانه ی ما بلند بود. اغلب خانم قمرالملوک وزیری می آمدند منزل ما، با مادرم دوست بود. خانم روح انگیز که شاگرد کلنل وزیری بود می آمد آنجا. ماهی یک بار، دو هفته یک بار می آمدند آنجا و من صدای آوازشان را می شنیدم. مادر من مقداری نواختن سه تار را به من آموخت، ولی چون درس ما آن موقع سنگین بود در دوره ی دبستان و بعدا دبیرستان زیاد ادامه پیدا نکرد.”

احمد ابراهیمی پایان کار حرفه ای مادرش را در سال ۱۳۱۸ عنوان می کند و می گوید: “مادر من تمام تلاشش را می کرد که من و خواهرم بهترین لباس ها را بپوشیم و کلا زندگی راحتی داشته باشیم. در سال اول و دوم دبیرستان بودم که مادرم دستش درد گرفت. دست چپش درد شدید گرفت و ۶ ماه با همین دست درس می داد. چند دکتر هم بردند و آوردند و داروهایی دادند. هرچه از آن داروها خورد خوب نشد. به ایشان گفتند برو پیش آقای دکتر یحیی شهردار که برادر زاده ی مشیر همایون شهردار است. رفتند او را آوردند و مادر من را معاینه کرد و گفت چیزی نیست و یک رماتیسم مفصلی است و رد می شود. یک آمپول به بازوی دست مادرم زد. ۱۵ روز نشد که دست مادر من به کلی فلج شد. یعنی انگشتانش رفته بود داخل هم و دیگر باز نمی شد. …در ۱۳ سالگى دست مادرم از کار افتاد و اوضاع اقتصادى خانه خراب شد و من هم مجبور شدم روز کار کنم و شب درس بخوانم.”

ابراهیمی ادامه می دهد: :وقتی خواهرم شوهر کرد مادرم گفت که تو زن بگیر تا من بروم پیش خواهرت. دوست داشت پیش خواهرم باشد. {ایشان} در سال ۱۳۵۵ همچون شمعی خاموش شدند.”

امیدوارم با بهبودی حال استاد ابراهیمی، این مجال فراهم شود بیشتر در مورد این مادر هنرمند بدانیم و بتوانیم آثاری بیابیم که با توانایی های بانوان موسیقی در اواخر قاجار بیشتر آشنا شویم.*

* متاسفانه پس از انتشار این مقاله استاد احمد ابراهیمی بدرود حیات گفتند و این پرسش در اسفند ماه سال ۱۳۹۷ از همسر ایشان پریوش شهبازی پرسیده شد که ایشان نام مادر استاد ابراهیمی را «محترم ابراهیمی» عنوان کردند و اضافه کردند، به احتمال قوی، پس از فوت پدر استاد ابراهیمی برای مادرشان شناسنامه صادر شده و به همین دلیل از فامیلی ابراهیمی برای ایشان استفاده شده است.

منابع:
نصیری، آرش: «ساعتی با احمد ابراهیمی» روزنامه همشهری چهارشنبه ۲۷ آبان ۱۳۸۳ – سال دوازدهم – شماره – ۳۵۵۷
وبلاگ نواخانه: «گفت و گو با استاد احمد ابراهیمی»

زنان موسیقی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تاریخ مختصر موسیقی ایران، پیش از اسلام تا صفویه (IV)

در این دوره وضعیت موسیقیدانان بسیار بهتر شد. خسرو پرویز بزم ها و مجالس بسیاری داشت. در حجاری طاق بستان در کرمانشاه یک شکار به تصویر کشیده شده که تعداد زیادی چنگ، موسیقار، دف های چهارگوش، شیپور، نی، سازهای کوبه ای و یک نفر در حال دست زدن را نشان می دهد. چنگ های مثلث و افقی در این دوره بسیار رایج بوده است.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (V)

متن نیز «دیگری» دریافت‌کننده است. نه چون از آنِ دیگری است یا از فرهنگ دیگری است بلکه چون خود «دیگری» است. فارغ از این که از ورای آن مؤلف را ببینیم که در بخش نخست دیدیم، خواه‌ناخواه دیگری است. خود متن امری است جدا از «خود»، ممکن است لحظه‌ای به درون بیاید اما ماندگار نمی‌شود. متن جزئی از هیچ دریافت‌کننده‌ی مثالی‌ای نیست همچنان که حتا جزئی از مؤلفش هم نیست. از این رو متن بیش از هر مؤلفه‌ی دیگری نیازمند مفاهمه و دریافت است. حلقه‌ی آنچه تاکنون گفته شد به یاری درک دیگری متن است که کامل می‌شود.

از روزهای گذشته…

ادیت در ویولن (VI)

ادیت در ویولن (VI)

هدف از این نوشته بررسی انگشت گذاری (ادیت دست چپ) یکی از جملات پایین رونده ی سریع در بخش دوم (Recitativo) کنسرتو ویولن شماره دو ماکس بروخ است. از آنجا که غالب ادیت های چاپی در دسترس موجود از این جمله که برای انگشت گذاری آن ارائه گردیده، دارای روشی مشابه در شکل انگشت گذاری بوده و درعمل اجرای سولیست را دارای پرش و قطع های بزرگ صدایی و نیز دشواری در امر اجرا می سازد، در این مطلب به بررسی نحوه انگشت گذاری این جمله پرداخته خواهد شد.
گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

«اگر محور اصلی این شعر را ترس بگیریم و لحظه‌ای به خاطر بیاوریم که در تاریکی ظلمات قدم‌زنان در معبر یک باغ حرکت می‌کنیم و درک و استنباط ما از محیط اطرافمان فقط و فقط به واسطه‌ی حس شنیداری برقرار می‌باشد و این به همراه خود توهمات و تصویرهایی از آنچه دور ماست در ذهنمان می‌سازد که می‌تواند اضطرابی در خود نهفته داشته باشد. اینجا ترمولوی کمانچه را می‌شنویم که بسیار آرام نواخته می‌شود و در لایه‌های دیگر کمانچه طراحی سوال و جواب‌هایی را به عهده می‌گیرد که در نهایت فیگور استیناتویی را به آهستگی طرح می‌کند. همان ضرباهنگ رو به تندی و کندی با ضربه‌ی آرشه روی سیم‌های کمانچه […]» (ص ۲۳)
دانشکده موسیقی منهتن

دانشکده موسیقی منهتن

دانشکده موسیقی منهتن (Manhattan School of Music)، در آموزش موسیقی حرفه ای در سطح ملی و بین المللی جریانی اصلی می باشد که این مرکز در حدود ۹۰ سال پیش به وجود آمده است و امروزه یکی از بزرگترین کنسرواتوآرهای خصوصی دنیا می باشد که موسیقی جاز و کلاسیک در سطح بالا در آنجا تدریس می شود. این دانشکده افراد با استعداد را برای دنبال کردن حرفه خود و پیشرفت و کار در جامعه به عنوان موسیقیدان و مدرس آماده می کند و همواره تماشاچیان بسیاری را برای دیدن اجراهای زنده هنرجویان در دانشکده دعوت می کند. این دانشکده در سال ۱۹۱۸ توسط ژانت د.شنک (Janet D. Schenck) پیانیست و خیر در یکی از ساختمانهای شهر نیویورک تشکیل شد.
گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VII)

گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VII)

آخرین موضوعی که در این جلسه مورد بررسی قرار گرفت «نگرگاه و راستای دید» بود که قبلا هم اشاره شده بود قابل آموزش نظری نیست و باید در جریان کار عملی آموخته شود. به همین منظور بخش‌هایی از نوشتار «سهند سلطان‌دوست» با عنوان «از خلاف آمِد عادت بطلب کام…» در مورد تنظیم کرال «علی قمصری» از «مرغ سحر» «مرتضی نی داوود» خوانده و کل آن تنظیم هم از نسخه‌ی منتشر شده در «وبلاگ اختصاصی همایون شجریان» پخش شد:
موسیقی پاپ

موسیقی پاپ

برای آشنا شدن با موسیقی پاپ بهتر است ابتدا توضیح کوتاهی درباره موسیقی مردم پسند یا Popular music بدهیم، موسیقی مردم پسند، به هرنوع سبک موسیقی گفته میشود که در دسترس عامه مردم است و به شکل تجاری عرضه میشود.
سعید یعقوبیان

سعید یعقوبیان

متولد ۱۳۵۸ تبریز کارشناس ارشد علوم اقتصادی و برنامه‌ریزی از دانشگاه علامه طباطبایی ۱۳۸۶ نوازنده‌ی تار و سه‌تار، منتقد و پژوهشگر موسیقی [email protected]
Sonny Boyاسطوره سازدهنی بلوز(IV)

Sonny Boyاسطوره سازدهنی بلوز(IV)

سانی بوی در حفظ میراث بزرگان بلوز و انتقال آن به نسلهای بعد نیز نقش مهمی داشته است. مثلا آهنگ Mr. Downchild در اصل از ساخته های Robert Johnson بود ولی اجل مهلتش نداد تا آن را ضبط کند. سانی بوی آین آهنگ را بر روی صفحه آورد و برای ما به یادگار گذاشت.
اپرت رودابه به روی صحنه می رود

اپرت رودابه به روی صحنه می رود

مطلبی که پیش رو دارید از کنفرانس مطبوعاتی اپرت رودابه توسط توسط شقایق خان زادی تهیه شده است. این اپرت ایرانی قرار است سوم تا نهم اردیبهشت‌ ماه سال جاری در تالار وحدت به روی صحنه رود.
بیلتیسم

بیلتیسم

پاول مکارتی (Paul McCartney)، جان لنون (John Lennon) و جورج هریسون (George Harrison) که هرسه نوازنده گیتار و خواننده بودند به همراه Ringo Starr نوازنده Drums همه در سالهای اول دهه ۱۹۴۰ در لیورپور انگلستان بدنیا آمدند و همگی در نوجوانی درس و مدرسه را رها کردند و خود را وقف موسیقی راک کردند.
میکروتنالیته (III)

میکروتنالیته (III)

امروزه به راحتی میتوان با استفاده از سازهای الکترونیک بین سیستمهای مختلف گام حرکت کرده و دنیای متنوع اصوات و گامها را نشان داد.