نقش زنان در موسیقی قرون وسطی

Hildegard von Bingen , 1098-1179
Hildegard von Bingen , 1098-1179
زنان در موسیقی قرون وسطا نقشهای مختلفی ایفا میکردند، زمانی بود که آنها تنها در بین تماشاگران بودند اما به تدریج آنها بین اجرا کنندگان، حامیان مالی و حتی سازندگان موسیقی نیز قرار گرفتند. شواهد و مدارک در باره نقش آنان همان اندازه پراکنده و اندک است که درباره مردان.

بسیاری از منابع موسیقی نابود شده اند و آنهایی که در دست هستند به ندرت درباره مشخصات آهنگسازان مطلبی دارند. اگر به دنبال مطلبی درباره یک اجرای معین باشیم، عملا هیچ اطلاعاتی به دست نخواهیم آورد، در عین حال به همان ریزه مدارک یافت شده هم نمیتوان چندان اعتماد کرد.

که چگونگی حضور زنان در به وجود آمدن یا بهره گیری از موسیقی در زندگی روزمره شان را نشان میدهد. در اینجا به معرفی کوتاه این زنان میپردازیم، البته نباید دستاوردهای آنان را با معیارهای امروز بسنجیم، به یاد داشته باشیم که در حال بحث در محدوده زمانی از قرن ۱۱ تا ۱۳ میلادی می باشیم.

زنان به عنوان آهنگساز
شاید مشهورترین زن آهنگساز قرون وسطا هیلدگارد فون بینگن (Hildegard von Bingen) بوده است. مجموعه آثار او در زمینه sequence – تکرار یک قطعه ملودیک در گامهای مختلف – و سرودهای سوال و جوابی روحانی (antiphons)، جایگاهی خارج از سنتهای موسیقی دارد زیرا او به زبان ملودیک بی قید و بندی مینوشت که بیشتر بر مبنای اشارات موضوعی و مفهومی بود تا تبعیت خشک از روشهای استاندارد ملودیک و موسیقی مودال. او ۷۷ اثر موسیقی خود را در کتابی به نام سمفونیی از هارمونی الهامات آسمانی (Symphonia harmoniae caelestium revelationum) گردآوری کرد.

هیلدگارد از تعلیم و تربیت بسیار ممتازی بهره مند نشده بود، تحصیل در دیر بر پایه آیین مناجات و شامل خواندن و نوشتن، زبان لاتین و موسیقی بود. بنابر این راهبه های دیگر نیز میتوانستند سرودهای ساده یا حتا چند صدایی (polyphony) تنظیم کرده و از آنها در مراسم و جشنها استفاده کنند. اما از آنجایی که بیشتر سازندگان موسیقی قرون وسطا ناشناس هستند نمیتوان دستاوردهای آنان را تعقیب نمود.

آهنگسازان موسیقی مردمی و غیر دینی وضعیت بهتری داشتند، شاید به این دلیل که موسیقی غیر دینی همراه با مشخصات سازنده آن ثبت میشد. بیست و یک تروباریتز (trobairitz) معادل مونث تروبادور (troubadour) که به آهنگسازان و اجرا کنندگان موسیقی حماسی و عاشقانه گفته میشد با نام و مشخصات کلی شناخته شده اند. هرچند تنها یک اثر کامل، شامل متن و موسیقی با هم، در دست است و توسط کنتس دیا (Countess of Dia) نوشته شده است.

آثار دیگر را میتوان با تطبیق دادن یک متن با موسیقی مناسبش مجددا” احیا نمود. مثالهی دیگر از آثار موسیقی زنان را میتوان در tensos یا مناظرات شاعرانه، یافت که در آن خوانندگان به نوبت یک بند از شعر را میخوانند و به آن حالت سوال و جواب میدهند. تعدادی از زنان شاعر- نوازنده trouvères در قرن سیزدهم به فعالیت مشغول بودند اما هیچ یک از آثار آنان همراه با موسیقی باقی نمانده است.

بعضی از محققین این ترانه ها را “از زبان یک زن” نامیده اند، به این معنا که در این ترانه ها از زبان یک زن و با نگرش زنانه سخن گفته شده است و این نام در واقع منعکس کننده سهم زنان در به وجود آمدن گنجینه موسیقی قرون وسطا است. حداقل اینکه این ترانه ها عواطف و شیوه هایی از موسیقی را ارائه میکنند که در آن زمان برای زنان مناسب و شایسته به شمار می آمده اند.

گفتگوی هارمونیک

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XIX)

تنها درویش خان تا حدودی با وزیری تفاهم داشت و برای شنیدن کنسرت ها و خطابه های او به مدرسه خصوصی اش می رفت. اما قبل از این که این رابطه و تفاهم ثمری به بار آورد – و قبل از ریاست اول وزیری در مدرسه موزیک (۱۳۰۷)، درویش خان فوت شد (۱۳۰۵). بعد از فوت او تجدد طلبی به کشمکش بین وزیری و مین باشیان ها یا «موسیقی نوین و علمی ایرانی» با «موسیقی بین المللی و علمی» محدود ماند.

«شیوه‌ی نوازندگی» در موسیقی ما چه معنایی دارد؟ (I)

اگر در موسیقی کلاسیک غربی کار می‌کنیم دادن جواب همه‌فهم به این سوال نسبتا ساده است. یعنی روشی که هر نوازنده آثار را می‌نوازد. بخشی به رابطه‌ی فیزیکی‌ای که یک نوازنده با سازش دارد مربوط است، یعنی مسائلی مثل روش دست گرفتن ساز یا پشت ساز نشستن، نحوه‌ی انگشت گذاشتن، انتقال نیرو به ساز (تقریبا اِکول) و … بخشی هم به مسایل صوتی، مثل صدایی که از ساز درمی‌آورد، دامنه‌ی شدت و ضعف‌هایی که می‌تواند به هر نت یا پاساژ بدهد، شیوش‌های مختلفی که می‌تواند هنگام نواختن هر نغمه یا تکنیک ایجاد کند و بخشی هم به مسایل تکنیکی مثل دامنه‌ی ویبراتوها و از این قبیل.

از روزهای گذشته…

صفحه طلایی، پلاتینیوم و …

صفحه طلایی، پلاتینیوم و …

تا مدتها بزرگترین نماد موفقیت یک اثر موسیقی چیزی نبود جز “صفحه طلایی”، یک شاهکار تبلیغاتی که به افتخار گلن میلر از سال ۱۹۴۱ ارائه آن آغاز شد.
تفاوتهای صوتی استردیواری و گوارنری (III)

تفاوتهای صوتی استردیواری و گوارنری (III)

نمودار ۲ نشان دهنده طیف های بدست آمده از نواختن یک قطعه با استفاده از هر سی ساز است.
گروه کر اسکراک

گروه کر اسکراک

گروه کر اسکراک (SKRUK)، با آوا و رپرتوارهای خاص خود، به عنوان یکی از گروههای برجسته کر نروژ شناخته میشوند. طی ۳۰ سال گذشته، اعضای این گروه به طور مرتب تورها و کنسرتهایی در صدها کلیسای سرار نروژ برپا کرده اند و در مهمترین جشنواره های کشور شرکت داشته اند.
لری کوریل و جز بین المللی

لری کوریل و جز بین المللی

لری کوریل (Larry Coryell) آمریکایی را باید یکی از نوازندگان جزی دانست که همواره بدنبال تلفیق موسیقی از فرهنگهای مختلف بوده است. وی در سال ۱۹۴۳ در تگزاس آمریکا بدنیا آمد و قبل از انتخاب گیتار چندین ساز دیگر را نیز نواخته بود از کسانیکه تاثیر عمیقی در آشنایی وی با گیتار و سبک جز داشتند میتوان به :Chet Atkins, Chuck Berry و Wes Montgomery اشاره کرد.
بیانیه‌ی هیات داوران دومین جشنواره‌ی وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌های موسیقی ایران

بیانیه‌ی هیات داوران دومین جشنواره‌ی وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌های موسیقی ایران

افزون شدن شمار وبسایت‌های مرتبط با موسیقی و گسترش نسبی کمیت آنها اشاره‌ای بود بر درستی راهی که اکنون در آستانه‌ی به سرانجام رسیدن دومین پیمایش آن هستیم. اکنون فضای مجازی با شتابی فزاینده در حال تسخیر بسیاری از حوزه‌های نشر محتوای سنتی و آفریدن حوزه‌هایی است که هیچ معادلی در جهان نشر سنتی نداشته‌اند و اگر هم برخی حوزه‌ها را تا به امروز مِلک طِلق خود نساخته‌اند نه از سر مانعی فنی یا ذاتی بلکه بیشتر از آن رو است که هنوز رسمیتی، چنان که باید به بیشتر تولیدات فکری این جهان تودرتوی مجازی داده نمی‌شود و فعالیت در این حوزه همچنان –اغلب- از سر علاقه‌ی صرف است و بس.
گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (II)

گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (II)

من اغلب با گرفتن پرینتهایی از کتاب “روشهایی برای ویلنسلیت های جوان” (Pathways for Young Cellists) از اُلگا استائورت (Olga Stuart) با هنرجویان شروع می کنم. این کتاب شبیه کتاب اول پیانو است، در هر صفحه اطلاعات اندکی آمده و به هنرجویان حسی از یادگیری سریع را منتقل می کند. پس از آن با چندین کتاب روشها و تمرینها ادامه می دهم: روشهای فیلارد برای ویلنسلیست های جوان (Feuillard Method)، تمرینهای آرشه زدن سوچیک اپوس ۳ (Sevcik Opus 3)، کتاب دبیرستان ویلنسل نوازی پوپر (Popper High School of Cello Playing) و پیاتی کاپریسز (Piatti Caprices).
سعید تقدسی: دو سال و نیم با ارکستر سمفونیک تهران کار کردم

سعید تقدسی: دو سال و نیم با ارکستر سمفونیک تهران کار کردم

من از سن ۱۲ سالگی وارد هنرستان شدم و تا دوره دیپلم متوسطه بود آنجا ادامه تحصیل دادم؛ در این مدت معلمایی که داشتم به ترتیب اسم می‌برم آقای خیرخواه بود بعد آقای منشی زاده شدند، بعد یک آقای آلمانی به اسم آقای کاییزار (Kaiser) اسم کوچیکش خاطرم نیست و دو معلم آمریکایی داشتیم که تمام این معلم ها در سمفونیک کار می‌کردند، خانم سوزان ایلور (Susan Ayler) می بود که شوهرش هم کلاینت می‌زد، یک خانمی بود به اسم سوئینتلا (Merlin Swindler)بعد از این خانم یک آقایی به نام یوهان ریستا (Johann Rista) بود. بعد از ایشان آخرین معلمی که داشتم آقای مهدی جامعی بودند که یک سال آخر را باهاش کار کردم.
محمودی: نیاز به لیدرهای فرهنگی داریم

محمودی: نیاز به لیدرهای فرهنگی داریم

اول در هنرستان موسیقی سوره وارد شدم و بعد دوره لیسانس را در هنرستان عالی صدا و سیما کار کردم. افتخار دارم که همکلاس بودم با هنرمندان جوان و با استعدادی مثل سهراب پورناظری، امیر پورخلجی، هومن مهدوی که از نوازندگان خوب تار و سه تار است، خوشبختانه در دوره ما هنرمندان خوبی تربیت شدند و بنده هم به عنوان ضعیف ترین هنرجو توانستم در کنارشان باشم.
منتشری: میراث آوازی ما را باید جوانان حفظ کنند

منتشری: میراث آوازی ما را باید جوانان حفظ کنند

مساله دیگری که به یاد آوردم – و اتفاقا در رادیو نیز گفتم – این است که یک غزل از مولانا یافتم که اسم اکثر گوشه های آوازی ما در آن غزل وجود دارد. من در رادیو گفتم که مولانا که انسان کوچکی نبوده است پس این مطلب ارزش موسیقی ما را می رساند که چنین کسی آن قدر به ردیف های آوازی ما اشراف داشته است که اسم آن ها را آورده است. ببینید که چه جالب است؛ آن را برای شما می خوانم:
آبادو٬ جانشین ارزشمند کارایان

آبادو٬ جانشین ارزشمند کارایان

کلودیو آبادو با ضبط و ارائه بیش از ۳۰ اثر موسیقی کلاسیک اعم از کنسرتو ویلن های چایکوفسکی و شوستاکویچ (SK 68338) و کنسرتو پیانو روبرت شومان( Robert Schumann) با پیانو مورری پرایا (Murray Perahia) مقام خود را در بالاترین رده رهبران امروز دنیا تثبیت کرده و با تکیه بر ظرایف موسیقی و برنامه ریزی خلاقانه جهت اجرای رپرتوارهایی که دیگر رهبران از آنها غافل ماندند٬ اثبات نمود که موسیقی کلاسیک عصر رومنتیک و موسیقی معاصر هردو به یک میزان خوش آیند و روح نوازند.