صهبایی: باید به مردم کار باکیفیت ارائه کرد

منوچهر صهبایی
منوچهر صهبایی
بدنبال تهیه مطالب آخرین پرچمدار اینک در این مطلب قسمت سوم مصاحبه با منوچهر صهبایی موسیقیدان معاصر را میخوانید. در ضمن به اطلاع می رساند که سایت شخصی این هنرمند در دست راه اندازی می باشد که بزودی پس از افتتاح، آدرس آن به اطلاع شما خواهد رسید.

در مورد رقص دایره صحبت کنید
رقص دایره در زمان خود آقای سنجری بوسیله طبل های ته ارکستر اجرا می شد.

با دست می زدند؟
بله، با دست اجرا می شد (یا گاهی با چوب) ولی من می خواستم این قطعه که اسمش رقص دایره هست اصالتش حفظ شه و بخاطر همین من قسمت چهارم” سوئیت ایرانی” که رقص دایره هست را ما در اروپا ضبط کردیم و من همه کارهاش را کردم و اومدیم اینجا و با زحمت زیاد و یکدفعه نصف شب (چون فرصت دیگری نبود) من ازآقای مسعود حبیبی که از نوازندگان خیلی خوب دف و دایره هستند، خواستم که بیان و ایشون هم اومدن و خیلی استادانه و خوب اجرا کردند که انقدر قشنگ میکس شده (فکر کنم در استودیوی پاپ بودیم) که اصلا” شما متوجه نمی شید جدا بوده…

البته من خودم پشت صحنه بودم ولی کار مهندسی ضبط هم خیلی مهم هست. در این ارکستر ۹۵ نفر زدن و اگر من اینجا در موردش حرف نزده بودم فکر می کردید که این دایره ته ارکستر ایستاده و نفر ۹۶ ارکستر هست! اصلا” حالتی نداره که روش زده شده، که این کار خیلی زحمت داشت ولی من دوست داشتم اصالت این قطعه تا انجایی که ممکنه حفظ شه.

در مورد اجرای روندو کاپریچوزو از حنانه صحبت کنید
من قبل از اینکه بیام ایران اصلا” قطعه روندو کاپریچوزو را نمی شناختم! داستانش اینطور بود که با اسرار و دعوت نوازندگان قدیمی ارکستر سمفونیک من در بهار ۱۳۷۱ اومدم و برای اولین بار رهبر ارکستری بودم که بعد از انقلاب، از خارج اومد و ارکستر سمفونیک تهران را رهبری کرد… یادم هست که سالن پایین حاضر نبود و ما کنسرت را در سالن کوچک بالا برگزار کردیم. کسانی که اونجا بودن خیلی موافق نبودن با اجرای من و می خواستند سنگ بندازن تو راه من! اول اومدند و گفتن سالن پایین حاضر نیست شما حاضرید در سالن کوچک کنسرت بگذارید؟ من گفتم؛ من نیومدم که حتما” در یک سالن بزرگ کنسرت بدم، من سالن های بزرگ دنیا را زیاد دیدم و کنسرت زیاد گذاشتم…

موضوع این هست که کنسرتی برگزار کنیم که برای تقویت روحیه نوازندگان ارکسترسمفونیک تهران تقویتی باشه و برای مردم موسیقی دوست هم فرصتی باشه که بیان تالار رودکی کنسرت ببینن. در نتیجه گفتم باشه و قبول می کنم؛ قرار شد کنسرت بالا اجرا شه و دو روز گذشت کسی هم چیزی نگفت تا اینکه باز اومدن و سنگ دوم را انداختند و گفتند حتما” باید یک اثر آهنگساز ایرانی هم باشه والا ما نمی تونیم کنسرت را برگزار کنیم؛ من هم خیلی راحت گفتم باشه! اونها هم فکر کرده بودند که من عصبانی می شم و میگم آقا مسخره کردید و …! ولی خیلی راحت گفتم خوب پارتیتور دارید؟ نت آماده دارید؟ بیارید. اونها هم رفتن چند تا نت آوردند، نت روندو کاپریچوزو را هم آوردند؛ من گفتم این نت برای ارکسترش هم هست؟گفتن بله! خلاصه من گفتم همین را می زنیم.(دو روز قبل از کنسرت!) بعد من دیدم دو تا پیانو داره! من گفتم ما که یک پیانو بیشتر نداریم؟ آنها هم گفتن خوب نمی شه کاریش کرد… خلاصه من نت را بردم پیش یکی از دوستانم و نت دو پیانو را نوشت برای یک پیانو، یعنی کار پیانیست دوم را هم نوشت برای پیانیست اول و خانم فریما قوام صدری لطف کردند و این قطعه را در این وقت بسیار کم خیلی خوب اجرا کردند.

فایل صوتی قسمتهایی از مصاحبه :

Audio File قسمت اول

حالا فاصله نتها زیاد هست یا می شه راحت با یک پیانو اجرا کرد؟ یا حتی چهار دستی روی یک پیانو زد؟
… شما در کار موسیقی همه کار می تونین بکنید ولی اگر بخواهید اصالتش حفظ بشه نباید اینطور بزنیم ،اونجا هم چون کار دیگری نمی شد کرد ما این کار را کردیم؛ من در دو روز هم این کار را حفظ کردم و همه تعجب کرده بودند و دهنشون باز مونده بود وقتی من گفتم پارتیتورها را جمع کنیم بریم سر ارکستر، اونهایی که فکر می کردند اگر بگن اثر ایرانی اجرا کنیم و من می گم نمی شه… خلاصه اون اثر را اجرا کردیم و بسیار اثر خوبی بود و من کپی این نت را وقتی رفتم اروپا با خودم بردم و وقتی فرصتی شد که اینها را ضبط کنیم من این کار را گذاشتم جزو آثاری که باید ضبط می کردیم.اونجا چون موقعیت بهتر بود من دو تا نوازنده استخدام کردم که به همون حالت اصلیش بزنن؛ تفاوتهای کوچکی که هست در این ضبط و ضبطهای قدیمی اون این هست که من سعی کردم که درست چیزی که مرتضی حنانه نوشته بوده اجرا بشه، تغییر دیگری توش ندادم، اگر نوشته بود دو تا پیانو من دو پیانو آوردم و اونجایی که گفته بود فورته و پیانو من دقیقا” همون را رعایت کردم.

پس یعنی اصلش همون هست که شما اجرا کردید! چون در اجرای اصلیش که” ماهور” منتشر کرده نوانسها و بعضی قسمتها (قسمتی از پارت پیانو و تیمپانی) تغییر کرده! حالا شاید بخاطر ضعف ارکستر اون اجرا باشه…
شما می تونید اون اجرا را فراموش کنید! برای اینکه اینطور اجراها فقط خش خش و سروصداست و شما متوجه نمی شید اون سازی که داره می زنه، فلوت هست؟ ابواست؟ کلارینت هست؟ترمپت هست؟ اصلا” صدای سازها صدای اصلی خودش نیست، اون فاگوتی که اولش میاد اصلا” معلوم نیست صدای فاگوت هست یا ساز دیگه ای! خوب بخاطر اینکه صفحه بوده و … اون ضبطها روی صفحه های خیلی قدیمی هست و به نظر من یک موسسه هنری به هر حال از لحاظ کیفیت اجرا و کیفیت ضبط هم باید یک حدی بگذاره! درست هست که یک اثر خوب هست و باید به مردم معرفی بشه! ولی مردم وقتی پول می دن می خوان یک کار با کیفیت ضبط خوب بشنون، هر خر وخر و خش وخشی را نمی شه که ضبط کنیم و CD کنیم و به مردم بندازیم!این کار را نباید بکنند، من یکبار این کار را گوش کردم، یک کار خیلی قدیمی هست که فکر کنم ارکستر رادیو حدود ۵۰ سال پیش زده و از نظر آرشیوی خوب هست ولی از نظر کیفیتش در حدی نیست که بشه فروخت! یعنی مردم پول بدن و …

خیلی از مردم هم اتفاقا” بخاطر ارزش آرشیویش خریدن که یک اجرایی بوده که استاد حنانه رهبریش کردن و … پس شما در پارتیتور تغییری نداده بودید؟
در ایران اجراهایی که وجود داره نسبت به امکانات موجود هست؛ مثلا” اگر در یک اجرایی ابوا دوم نبود میگفتن کلارینت بزنه! یا فلوتیست نمیومد به یک ویلن می گفتن نت فلوت را بزنه! یا اگر نوازنده کر(هورن) نبود می گفتن ترمپت بزنه! از این کارها زیاد در ایران می کردند؛ شاید اون موقع این کار را کرده باشند! ولی برای من چیزی که مهم هست و منبع من هست، همون پارتیتور هست.آهنگساز که وجود نداره که ازش چیزی بپرسیم! اون یک چیزی یاداشت کرده! اون یادداشتها اگر منطقی باشه و با اصول نتخوانی، علمی و کار هنری موسیقی درست باشن من همون را اجرا می کنم. اگر شما اون اجرایی که من کردم با اجرایی که ماهور قبلش منتشر کرده را با هم مقایسه کنید، اصلا” قابل مقایسه نیست! و می تونید فراموشش کنید و تنها چیزی که داره فایده آرشیوی هست که اون هم نباید پول ساز باشه و فقط مسئله تاریخی و علمی هست و چیزی نیست که بیایم در بازار بفروشیمش؛ فروشنده باید حداقل کیفیت را به شما بده، من اگر یک آژانسی را اینجا بگیرم، اون باید یک حداقل هایی مثل، چهار چرخ، در، پنجره و صندلی را داشته باشه حالا اگر کولر نداره! ولی نمی شه یک آژانس بیاد که مثلا” سه تا چرخ داشته باشه و دونفر هم بیان پشتش هلش بدن، بعد بگن این آژانس شماست، فرمون و ترمز هم نداره خلاصه ببخشید!بجاش عتیقس…! برای تفریح آدم می تونه این کار را بکنه ولی من وقتی میام ۲۵۰۰ تومن می دم تاکسی منو بیاره شهر، همچین چیزی را قبول نمی کنم! عتیقه را هم نمی شه به این صورت فروخت.

نام قطعاتی که اجرا کردید را بفرمایید

audio file (نام قطعات)

نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (VI)

همین طور است اصطلاح آگوگیک که تعریف ارائه شده دارای سه ایراد است، اول آنکه منبعی برای این تعریف ذکر نشده است، دوم آنکه این تعریف یعنی «تغییرات نامحسوس و غیرقابل نمایش سرعت (تمپو) در موسیقی که برای بیان سرزنده موسیقی ضروری است» (بیضایی ۱۳۸۴، ۱۹۷) همان «گستره تمپو (tempo span) و در واقع تغییرات کوچک و ظریف تمپو بدون از دست دادن ضربان اصلی است» (رودلف ۱۳۷۸، ۴۹۸) که قاعدتاً نگاشته هم نمی شود.

دومین دوسالانه جایزه پیانو باربد برگزار می شود

دومین دوسالانه جایزه پیانوی باربد با سرمایه گذاری مجموعه پیانوی باربد و برنامه ریزی و مدیریت مؤسسه فرهنگی-هنری شهرآفتاب و همکاری اساتید برجسته موسیقی کلاسیک کشور ۵ و ۶ اسفندماه در تهران برگزار می شود.

از روزهای گذشته…

گزارشی از برگزاری نشست تخصصی موسیقی شمال خراسان (II)

گزارشی از برگزاری نشست تخصصی موسیقی شمال خراسان (II)

لو و هرایی که دو نوع مقام آوازی با متر آزاد در موسیقی شمال خراسان‌اند، با فرهنگ اقوام کُرد آن منطقه نسبت معین دارند و یکی از اجزاء مهم فرهنگی آنان بشمار می‌آیند. این دو مقام آوازی تاکنون مورد بررسی و تحلیل قرار نگرفته‌ است. اینجانب از آنجایی که همواره مشتاق فراگیری تکنیک‌های آوازی در موسیقی ایرانی بودم، تصمیم گرفتم بر روی موسیقی آوازی شمال خراسان پژوهش کنم.
گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

همان‌طور که نشان داده شد در مورد نقد به مفهوم گسترده این «میزان» بسیار زیاد است به طوری که دست‌کم نیمی از گفتمان‌های مورد اشاره بخش بزرگی از حیات موسیقایی را در دوران اوجشان تحت تاثیر قرار داده‌اند و به چیره شدن نوعی «جریان اصلی» انجامیده‌اند. اما درباره‌ی نقد به مفهوم محدود، باید اعتراف کرد که در اکثر نمونه‌ها آن «میزان» اندک است.
موسیقی کانتری (II)

موسیقی کانتری (II)

هنرمندانی چون جرج جونز (George Jones)، پورتر واگنور (Porter Wagoner) و لورتا لاین (Loretta Lynn) موسیقی دانان دوران عصر طلایی بودند و بسیاری از آهنگهای آنان تا به امروز خوانده و اجرا می شود. در سالهای ۱۹۳۰ و ۴۰ موسیقی وسترن و آوازهای کابویی که از سالهای ۱۹۲۰ضبط شده بود، در فیلمهای مشهور هالیوود استفاده شد.
کارایان و سمفونی های موتسارت (II)

کارایان و سمفونی های موتسارت (II)

اینکه موتسارت تمام این سه سمفونی آخر را در تابستان ۱۷۸۸ یعنی زمانی که فقط ۳۲ ساله بود ساخت واقعا تأثیر گذار است. اریک بلوم (Eric Blom) درباره آن ها می نویسد که «نمی دانی از بی نقصی این سه شاهکار شگفت زده شوی یا از تفاوت آشکار آن ها؛ هر کدام از آن ها آنقدر از لحاظ فرایند و حال و هوا با دیگری فرق دارد که نمی توان تصور کرد که یک نفر آن ها را خلق کرده است. مثل این می ماند که یک نفر شب دوازدهم شکسپیر، فدرِ راسین و ایفیژنیِ گوته را در مدت زمانی که برای اجرای هر سه نمایشنامه لازم است نوشته باشد!» قطعا سمفونی سل مینور پرسش های فراوانی را برانگیخت: این سمفونی ویژگی عالی نسبت و توازن که به هنر کلاسیک نسبت داده اند را با سطح احساسی والای رمانتیسیم در هم می آمیزد.
پانیذ فریوسفی: پیشنهادهای زیادی از طرف سولیستهای معتبر دنیا داشتیم

پانیذ فریوسفی: پیشنهادهای زیادی از طرف سولیستهای معتبر دنیا داشتیم

می خواستم بگویم که بنیاد رودکی چند جلسه تالار رودکی را رایگان در اختیار گروه قرار داده بودند. به هر حال جا داشت که بگویم این یک کمک بود که از طرف بنیاد انجام شد، برای بقیه تمرین ها در طبقه ششم ولی ما پرداخت هزینه داشتیم. دومین مطلبی که می خواستم بگویم راجع به آقای پوریا منوچهری است که الان ایشان مدیر امور بین الملل ما هستند که ما در ارتباط با ایشان هستیم و همچنان از دور با گروه همراه هستند و به ما کمک می کنند، در زمینه اجرا یا اینکه گروه با سولیست بین المللی کار کرده و به هر حال اجراهایی داشته تاثیر روی خارج از مرزها و اخبار بین المللی داشته است، آقای منوچهری در این زمینه به ما کمک کرده اند؛ همان طور که می دانید ایشان برای تحصیل از ایران رفته اند ولی ما با همچنان در ارتباط هستیم و برنامه های مربوط به امور بین المللی و مسائل خارج از ایران را ایشان انجام می دهند.
سکوت کامل یا جنگ ، مصاحبه با دیوید گیلمور

سکوت کامل یا جنگ ، مصاحبه با دیوید گیلمور

در تاریخ پنجم جون ۱۹۹۵ نشریه آلمانی زبان اشپیگل با دیوید گیلمور مصاحبه ای انجام داد و منتشر کرد که ترجمه آن در این مطلب آورده میشود.
دیوید اویستراخ (I)

دیوید اویستراخ (I)

سال ۱۹۰۸ اکراین شاهد تولد نابغه ای بود که زیباترین ستایش ها از بتهوون را درطول زندگی خود به انجام رساند. دیوید اویستراخ (David Oistrakh) شناختی بسیار عمیق از آثار بتهوون داشت و در نهایت استادی آثار او را اجرا می کرد. چه آنگاه که در سال ۱۹۶۲ به همراهی اوبورین مجموعه سوناتهای ویولن و پیانو او را بطور کامل اجرا و ضبط نمود و چه آنگاه که از سال ۱۹۵۰ و به مدت پانزده سال یعنی تا سال ۱۹۶۵ میلادی با ارکسترهای مختلف کنسرتو ویولن او را در نهایت ظرافت نواخت.
فصلنامه موسیقی زنگار کارگاه تابستانه « موسیقی نویسى» برگزار می کند

فصلنامه موسیقی زنگار کارگاه تابستانه « موسیقی نویسى» برگزار می کند

کارگاه تابستانه «موسیقی نویسی » ویژه دانشجویان رشته موسیقی، روزنامه نگاران و خبرنگاران، هنرجویان و هنرآموزان موسیقی علاقه‌مند به مقاله نویسی به همت فصلنامه موسیقی «زنگار» از تاریخ ۱۴ مردادماه در شهر شیراز برگزار می شود.
سخنرانی لئوناردو برنشتاین در مورد موسیقی آوانگارد (I)

سخنرانی لئوناردو برنشتاین در مورد موسیقی آوانگارد (I)

شاید امروز کمتر کسی از دوستداران موسیقی باشد که نام لئونارد برنشتاین، آهنگساز، رهبر ارکستر، نوازنده و نویسنده شهیر آمریکایی را نشنیده باشند. وی در سال ۱۹۷۳ شش سخنرانی در دانشگاه هاروارد برگزار کرد که «سوال پاسخ داده نشده» نام داشت. (نام قطعه ای از چارلز آیوز) و در این سخنرانیها سعی داشت از تئوریهای زبان شناسی نوام چامسکی برای تجزیه و تحلیل موسیقی استفاده کند و سپس به بررسی تاریخی موسیقی، تونالیته و دیگر مسائل از این دیدگاه می پردازد. از این سخنرانی یک فیلم، یک کتاب و یک کتاب گویا منتشر شده اند. در موخره کل این سخنرانیها، برنشتاین نظر خود را راجع به وضعیت موسیقی در دهه ۶۰ و استیل قالب موسیقی کلاسیک در آن دوره (که امروزه بیشتر به نام آوانگارد میشناسیم) و سپس به تغییراتی که در موسیقی کلاسیک بعد از آن پیش آمد اشاره میکند که در زیر ترجمه آنرا مشاهده می نمایید:
موسیقی های آشنا از دو هنرمند

موسیقی های آشنا از دو هنرمند

بنا به درخواست چند نفر از دوستان اقدام به بررسی فعالیت های هنری Richard Clyderman، نحوه گرایش او به موسیقی، سبک خاصی که دنبال می کند و … خواهیم داشت. قبل از شروع این مباحث مناسب دیدیم تا راجع به دو تن از همکاران کلایدرمن یعنی Paul de Senneville و Olivier Toussaint صحبت کنیم. قبل از آن به این قطعه زیبا ساخته پاول سنویل که توسط کلایدرمن اجرا شده توجه کنید، قطعه دارای Vocal نیز می باشد.