شماره‌ی چهارم مهرگانی منتشر شد

شماره‌ی چهارم مهرگانی (بهار و تابستان ۱۳۹۱) منتشر شد
به تازگی چهارمین شماره‌ی دوفصلنامه پژوهشی مهرگانی که در زمینه‌ی مطالعات تاریخی و تجزیه و تحلیل موسیقی فعالیت می‌کند، منتشر شده است. در این شماره پس از سخن نخست، که یاران مهرگانی (شورای نویسندگان) در آن به حلاجی اجمالی وضعیت انتشار مقالات در نشریات پژوهشی موسیقی (به ویژه خود مهرگانی) از طریق تشبیه به دنیای اقتصاد پرداخته‌اند، می‌توانید به ترتیب سه مقاله‌ی «بررسی سازهای بادی در رسالات عبدالقادر مراغی» نوشته‌ی نرگس ذاکرجعفری، «تحلیل خودکار شباهت ملودیک؛ مروری بر روش‌ها و بنیان‌ها» نوشته‌ی مرجان خیراللهی و «نقش تکرار تماتیک و درآمیختگی نقش‌مایه‌های ملودیک در ساختمان فرم مقدمه‌ی بیداد مشکاتیان» نوشته‌ی آروین صداقت‌کیش را در بخش مقالات که مختص نوشتارهای پژوهشی تالیفی است بخوانید.

در این شماره همچنین در بخش ویژه‌ای که به مناسبت یکصدمین سال اولین نغمه‌نگاری ردیف در نظر گرفته شده می‌توانید یک یادداشت کوتاه از شورای نویسندگان، بازنشر همراه با تصحیح مقاله‌ای از بابک خضرایی با عنوان «تلاش برای بازخوانی تصنیفی از صفی‌الدین ارموی» و «فهرست صفحه‌های دارای نام یکی از دستگاه‌ها یا گوشه‌ها در ضبط‌های اولیه» به قلم بهروز مبصری را مطالعه کنید. در بخش نقد و معرفی نیز نقد کتاب «مفاهیم شنکر در آنالیز موسیقی تونال» تالیف آلن کادوالادر و دیوید گانیه و ترجمه‌ی محسن الهامیان با عنوان «کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ی اثر موسیقایی» نوشته‌ی آروین صداقت کیش منتشر شده است. برای دریافت این دوفصلنامه‌ی پژوهشی رایگان می‌توانید به آدرس www.mehregani.ir مراجعه کنید.

سخن نخست
روند نشر مجلات موسیقی (اعم از پژوهشی و تخصصی) در سه سال اخیر فراز و نشیب‌هایی به خود دیده است. یکی دو نشریه به محاق تعطیل رفتند و آنها هم که بخت یارشان بود و ماندند، توقفی یکی دو شماره‌ای در کارنامه‌شان ثبت شد . مهرگانی نیز از این گزند برکنار نماند و گرفتار تاخیری شد که حاصل کمبود کارهای پژوهشی در زمینه‌ی موسیقی بوده و نتیجه‌ی آن متکی شدن نشریات به آثار یک حلقه‌ی تنگ و محدود از پژوهشگران است.

اغلب به نظر می‌رسد مسائل اقتصادی باعث کندی کار نشریات می‌شود و جریان تولید را کُند می‌کند. اما تجربه‌ی ما نشان داد که گاه، حتا با حذف کامل هزینه‌ها -مانند مهرگانی- نیز نمی‌توان مانع مشکلاتی شد که سر راه قرار می‌گیرند. در حقیقت ما در تجربه‌مان، نقش اقتصاد را در شکل‌گیری فعالیت‌های علمی بسیار سطحی برآورد کرده بودیم.

به بیان روشن، می‌اندیشیدیم که اگر هزینه‌های سخت‌افزاری دنیای نشر از سر راه برداشته شوند راهی هموار پیش رو خواهیم داشت و بی‌دشواری به پیش خواهیم رفت. غافل از این که اقتصاد در اینجا می‌تواند معانی پیچیده‌تری بیابد، اگر آن را صرفا به معنای رد و بدل شدن پول در نظر نگیریم.

هنگامی که در شماره‌ی نخست از این که جریان نوشتار دانشورانه‌ی موسیقی اکنون به یمن فضای دانشگاهی «اقتصاد»ی یافته است و فعلا بر این اساس می‌پاید سخن به میان آوردیم، به شکلی بسیار اولیه این جنبه از اقتصاد را نظر داشتیم.

اکنون در پی تجربه‌ی درازمدت‌تر و تعمقی از سر اجبار بر موضوع، لایه‌های دیگری از آن را می‌بینیم و دلایل نحیف بودن جریان برای‌مان بیشتر آشکار می‌شود.

برای مدل‌سازی کار دانشورانه با فضا و اصطلاحاتی که بومی دنیای اقتصاد هستند پیش از هر چیز –حتا قبل از آن که مطابق معمول مخاطب را متهم به کاهلی و سستی در فهم و … کنیم- باید بپرسیم به کارگیری کنش اندیشه‌ورانه برای چه چیزی؟ چرا ما فکر می‌کنیم و مساله حل می‌کنیم (البته اگر فرض کنیم که اصولا مساله‌ای را حل می‌کنیم)؟ در حقیقت باید پرسید ما چه چیزی به دنیای اطراف می‌دهیم؟ منظور از دنیای اطراف هم همین دایره‌ی تنگ و محدود همکاران است وگرنه گرفتار توهم جهانشمولی و نفوذ بیش از اندازه بر جریان موسیقایی کشور خواهیم شد.

در پاسخ به این پرسش به طور پیش‌فرض «فضیلت کار علمی» در ذهن‌ می‌آید و جای چون و چرا باقی نمی‌گذارد. اما ما اکنون می‌دانیم که این کافی نیست، یا حداقل در خیلی موارد کافی نیست. مشتریان، که ما در اینجا خواننده، دانشجو، همکار و چیزهای دیگر می‌نامیم‌شان باید چیزی دریافت کنند حتا اگر دسترسی به یک مرجع تحقیقاتی قابل دسترسی باشد. این پیوستگی با جامعه‌ای که قرار است کار ما بر آن اندک تاثیری بگذارد حداقل پیش‌شرط برای ادامه یافتن فعالیت است.

در مورد این بخش از اقتصاد پژوهش‌نامه‌ای مانند مهرگانی اکنون اندکی زود است که داوری کنیم و متاسفانه اگر هم مایل باشیم که چنین کاری انجام بدهیم ابزارهای لازم برای آن در اختیار نیست. به طور معمول بررسی ارجاعات ، واکنش انتقادی یا گفتمانی دیگر دانشوران ، و اظهار نظرهای چهره به چهره‌ی همکاران راه‌هایی هستند که می‌توانند منجر به درک ما از موفقیت «اقتصادی» شوند.

علاوه بر این متغیر، پرسشی دیگر متغیر (احتمالا) غیرمستقل دیگری را پیش چشم ما آشکار می‌سازد و آن این که چرا باید کسی مقاله‌اش را به یک پژوهش‌نامه (به طور اخص مهرگانی) بسپارد؟ قبلا در این مورد به اختصار در شماره‌های گذشته بحث شد اما در این مورد نیز وضعیت جامعه‌ی دانشگاهی موسیقی و اهمیتی که برای انتشارات قایل است مساله‌ای است که نمی‌توان به سادگی درباره‌ی آن قضاوت کرد و رای داد.

اما آنچه تا اینجا می‌دانیم این است که برای مدرسان، چنین انتشاراتی بخشی از فعالیت‌های لازم برای ارتقای شغلی و برای دانشجویان نیز در نظر اول بخشی از امکانات برای افزودن به نمره‌ی پایان‌نامه و در نگاهی عمیق‌تر بخشی از اندوخته‌ی اعتبار برای مراحل تحصیلی بالاتر یا یافتن جایگاهی شغلی است .

متغیر دیگری که در این اقتصاد قطعا باید در نظر بگیریم آن است که میزان تولید چقدر است و نسبت آن با توان مصرف چیست؟ پاسخ این پرسش هم زیاد روشن نیست. ما واقعا نمی‌دانیم در سال چه تعداد مقاله‌ی قابل انتشار با استانداردهای ما تالیف می‌شود.

تنها از روی قراینی می‌توانیم حدس بزنیم که مجموع ظرفیت انتشارات پژوهشی مرتبط با موسیقی (دولتی و غیردولتی/پژوهشی مصوب و غیر مصوب) صف انتظار چندان طولانی‌ای ندارند، و این را بدان معنی بگیریم که میزان تولید خودش را با حامل‌ها -و نه لزوما با تقاضای مصرف‌کننده‌ی نهایی- هماهنگ کرده است یا بالعکس.

از طرف دیگر از همین معبر می‌توان به این نقطه نیز رسید که مطابق و همسنگ اقتصاد واقعی‌مان ظرفیت‌های اشباع نشده را با واردات پر می‌کنیم. این امر مانند دنیای اقتصاد که پر کردن ظرفیت، سود، و رنگین کردن دایره‌ی اقلام مد نظر است بیشتر بر نیاز ما به کالاهایی که اصلا تولید نمی‌کنیم یا قادر نیستیم با همان کیفیت تولید کنیم، تکیه دارد.

اکنون که چند عامل اصلی در این اقتصاد مورد بررسی مختصر قرار گرفت، می‌توان چشم‌اندازی را پیش رو ترسیم کرد اما قصد ما از ابتدا هم چنین نبود. ما ادعا نمی‌کنیم به صرف این شناخت اولیه از صورت این معادله و اندیشیدن به جنبه‌‌های مختلف آن (که بر آن باور نیز نیستیم مختص ما باشد)، می‌توانیم راه حلی را پیش‌رو بگذاریم یا حتا در عملکرد پژوهش‌نامه‌ای که منتشر می‌سازیم از مواجه شدن با دشواری‌هایش اجتناب کنیم، اما با وجود این باور داریم که طرح هر بحث علمی و گفت‌و‌گو پیرامون آن ممکن است با همیاری دیگر اندیشه‌وران در آینده به حل مساله‌ی طرح شده بیانجامد.

یاران مهرگانی:

نرگس ذاکرجعفری
آروین صداقت‌کیش
مهشید فراهانی

پی نوشت

۱- حتا برخی پژوهش‌نامه‌های دولتی و نیمه دولتی (مانند بعضی انتشارات فرهنگستان هنر) نیز بر اثر تغییر در سیاست‌ها و … به کلی تعطیل شدند.
۲- یکی موثرترین ابزارهای داوری درباره‌ی این که یک پژوهش‌نامه یا یک پژوهش خاص موفقیتی در برقراری ارتباط با جامعه‌ی علمی کسب کرده یا نه، بررسی ارجاعات است. متاسفانه اکنون ما در ایران هیچ سازوکاری برای ردیابی بخش اعظم ارجاعات که حدس می‌زنیم در پایان‌نامه‌های دانشجویی صورت گرفته است نداریم و تنها به مدد بخت و تصادف ممکن است از مرجع قرار گرفتن یک مقاله آگاه شویم.
۳- در حوزه‌ی موسیقی و در زبان فارسی در سال‌های اخیر کم‌تر با این پدیده روبرو شده‌ایم، گویی که برخی از کارها را در خلاء انجام می‌دهیم و هیچ پژواکی حتا از صدای خودمان بازنمی‌گیریم. این امر را بعضی به منتزع شدن فعالیت دانشورانه‌ی برخی از ما با نیازها و خواسته‌های جامعه‌ی مرجع نسبت می‌دهند.
۴- این نوع اطلاع‌یابی از میزان تاثیرگذاری بیشتر اوقات منجر به داوری درستی نمی‌شود زیرا که با بستر فرهنگی‌ای که ما داریم مشخص نیست تعریف یا تمجید یا حتا تایید علمی نوعی تعارف برای دلسرد نکردن است یا حقیقتی را نیز در خود نهفته دارد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (VI)

پیروزی (چهارگاه): قطعه ای است در دستگاه چهارگاه با الگوی ساختاری چهارمضراب و با وزنی لنگ و دور ده تایی با ترکیب منظم و دائمی ۳+۴+۳، با اینکه وزن اجرایی این اثر پیچیده است و اجرا و حفظ آن برای نوازندگان کاری مشکل، ولی از لحاظ نغمات و جمله بندی ترکیبی است بسیار شنیدنی و گوش آشنا، این قطعه از مشهور ترین آثار ساخته شدۀ بی کلام در مجموعه آثار چاووش است که برای ترکیب ساز های سنتور، تار، بمتار و کمانچه به عنوان بخش ساز های نغمه پرداز و تنبک به عنوان بخش کوبه ای گروه، طراحی و تنظیم شده است. در قسمتی از اثر نیز شاهد همنوازی دو تنبک بدون همراهی ساز های نغمه پرداز هستیم. در ساخت این قطعه به گوشه هایی چون درآمد، زابل، مخالف چهارگاه، حصار و فرود به چهارگاه اشاره شده است. همانطور که ذکر شد وزن ده تایی این اثر از ابتدا تا انتها ثابت است و در حین اجرای قطعه تغییری نمی کند. ابتدا به پایۀ اثر توجه کنید؛ بعد اجرای هر یک جملات مجددا به این پایه در فواصل مختلف دستگاه چهارگاه می رسیم:

غلامرضا مین باشیان، مرد اولین ها (II)

غلامرضا خان از روی کتابهایی که با کمک مزین الدوله از فرانسه به فارسی ترجمه شده بود به هنرجویان سازشناسی و ارکستراسیون موسیقی نظامی و هارمونی درس می داد. جزوه هایی نیز از او نوشته شد در باب سلفژ و تعلیم سازهای بادی که منتشر نشده است.

از روزهای گذشته…

مرزهای زنانگی در هنر (II)

مرزهای زنانگی در هنر (II)

برای درک بهتر واقعیات ما نیازمند برهان هستیم مثل اینکه بشر می خواهد بداند چرا وقتی سیبی را رها می کند، به زمین می افتد و پژوهش او در این باب منجر به کشف مسئله ای علمی می شود به نام جاذبه ی زمین. در مقابل ما برای فهم حقاقیق جهان نیازمند اثبات نیستیم مثل اینکه همه ی ما می دانیم که دو به علاوه ی دو می شود چهار. اینگونه حقایق تنها به واسطه ی شعور قابل دریافتند نه به واسطه ی برهان چرا که اصلاً در جهانِ واقعیات چیز قابل لمسی به نام “دو” وجود ندارد اما بی تردید و بدون نیاز به اثبات، آن را می پذیریم و باور می کنیم و همین جاست که برای ادراکاتمان قائل به تفکیکی دو گانه ایم: فهم تجربی و فهم شهودی. فهم شهودی تمامی ادراکات حاصل از تجربیات ما را نیز شامل می شود.
سهیلی: تهیه کننده باید به کارشناس مراجعه کند

سهیلی: تهیه کننده باید به کارشناس مراجعه کند

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با محسن سهیلی، تهیه‌کننده موسیقی و سرمایه گذار کنسرت «بگو کجایی» که قرار است ۹ شهریور ماه سال جاری در برج میلاد به روی صحنه برود؛ این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است.
لوئیس آرمسترانگ

لوئیس آرمسترانگ

در سال ۱۹۰۲ بدنیا آمد، موسیقیدانی بود که بیشترین تاثیر را در قرن بیستم بروی موسیقی، بخصوص Jazz گذارد. به Satchmo (ساچمو مخفف Satchel Mouth) معروف بود و امروزه در رده بزرگان فلسفه، هنر، سیاستمداران و … در مقام مقایسه آورده میشود.
اولین دکتر موسیقی (I)

اولین دکتر موسیقی (I)

حســین ناصحی در سال ۱۳۰۴ در خانواده ای هنردوست به دنیا آمد. مادرش از شاگردان استاد درویش خان بود و تار می نواخت. به همین جهت ذوق موسیقی او از اوان کودکی پرورش یافت. وی از ســن ۱۴ سالگی با ورود به هنرستان عالی موسیقی و انتخاب ساز ترومبون زیر نظر اســتاد چک «ژوزف اسالدک» مشغول تحصیل گردیــد و پس از مــدت کوتاهی به همکاری با ارکســتر رادیو به سرپرستی پرویز محمود پرداخت. او جزو شاگردان ممتازی بود که به دعوت دولت ترکیه و با بورســیه هنرستان برای ادامه تحصیل روانــه آنکارا گردید و در آنجا زیر نظر اســتاد «کاظم آکســس» از شاگردان برجســته «بلا بارتوک» آهنگساز شهیر مجارستان به همراه دوست دیرینه اش ثمین باغچه بان به فراگیری آهنگسازی پرداخــت.
آموزش مدون ساخت ویلن بر اساس علوم و تجربیات (II)

آموزش مدون ساخت ویلن بر اساس علوم و تجربیات (II)

هدف از طرح و ارائه مطلب مورد نظر ایجاد فضا و شرایط لازم به جهت ایجاد ساختاری کلاسیک در زمینه موضوع مطرح شده می باشد که با توجه به وجود پشتوانه لازم در راستای هدف مربوطه و همچنین امکان استفاده از محیط مناسب تخصصی برای آموزش و دسترسی غنی به مکتوبات و اطلاعات و همچنین بهره برداری از موارد دیگر، امید است که این مهم به اجرا رسیده و شروعی باشد برای شناخت بیشتر.
روش سوزوکی (قسمت سی چهارم)

روش سوزوکی (قسمت سی چهارم)

دانشمندان طراز اول، هنرمندان، بازرگانان و سیاستمداران تنها زمانی در کارشان موفق می‌شوند که انسان هایی ممتاز، عالی و طراز اول باشند. برای بدست آوردن موفقیت باید در وهله‌ی اول انسانی عالی مرتبه بود، باید شخصیتی داشت. در چهار سال تحصیلی یعنی از سال اول تا سال آخر، من سخنگوی کلاس بودم، باید بگویم که من خیلی هم با هوش نبودم و نمره‌ هایم به ندرت خوب می شدند اما تک تک شاگردان کلاسمان را دوست داشتم و برایشان احترام قائل بودم و آنها هم مرا دوست داشتند و چون شخصیتی مددکار و یاری دهنده داشتم، همواره مورد تایید و انتخاب آنها بودم.
مصاحبه ای با بن سولی

مصاحبه ای با بن سولی

آرمیده در سبزی مزرعه ای واقع در منچستر، موسیقی موفق شهر بونارو و جشنواره هنرها، ایجاد صحنه ای فوق العاده از حفظ محیط زیست و هنر در پدیدار می شود. برنامه ای فوق العاده با وجود ویلنسل نواز و خواننده، بن سولی. وی منتخب ۱۰ هنرمند برترNPR است. کار ناب سولی به همراه آثار یو یو ما (Yo Yo Ma) برترین آثار در ال-گرین شناخته شده است.
موسیقى رنگ ها (IV)

موسیقى رنگ ها (IV)

پس از آن مى رسیم به گورستان دخمه اى. این سلف پرتره اى ترسناک از هارتمن است که در آن نقاش در گورستان دخمه اى، مى رود و جمعیت زیادى دور او هستند، هارتمن این نقاشى را تحت تاثیر توصیف هاى ویکتور هوگو از گورستان کشیده است. موسورگسکى ابتدا ریتم آن را افسرده و اندوهناک و بس شاد و امیدوارکننده در تونالیته ماژور نوشته است.
دیوید گیلمور طرفدارانش را به هیجان آورد

دیوید گیلمور طرفدارانش را به هیجان آورد

دیوید گیلمور به همراه و گروهش روز چهارشنبه هفته گذشته در سالن تئاتر کداک واقع در هالیوود، با اجرای قطعاتی از The Dark Side of the Moon و ادغام بخش هایی از Time ، Breathe و Money به اجرای کنسرت پرداختند.
افت کیفیت در جشنواره های موسیقی نواحی

افت کیفیت در جشنواره های موسیقی نواحی

جشنواره های موسیقی نواحی، با دو هدف معرفی و شناسایی موسیقی نواحی و نیز حمایت از راویان اش برگزار می شود. این جشنواره ها به دلایل متعددی از جمله وجود امکانات مالی و اجرایی و نیز وجود مخاطب علاقمند، در شهرهای بزرگ برگزار می شود ولی برپایی این جشنواره ها، همیشه یکی از مسائل چالش برانگیز از نظر اتنوموزیکولوژی بوده است. چرا که حضور راویان موسیقی نواحی در شهرهای بزرگ، آنها را در فضا و موقعیتی غیر از فضای اجرایی همیشگی آنها در منطقه زندگی شان قرار می دهد و همین تغییر موقعیت باعث ایجاد تفاوت هایی در کیفیت اجرایی می شود. این تغییرات می تواند شامل: