حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (III)

حسین دهلوی
حسین دهلوی
استادان هنرستان همه از هنرمندان تراز اول بودند و شیوه آموزشی مشخصی داشتند، حسین تهرانی آموزگار تنبک بود و به صورت یک واحد عمومی به همه هنرجویان، تنبک درس میداد تا از همان سنین، هنرجویان را ریتم شناسی آشنا شوند، فرامرز پایور، یکی از بزرگترین هنرمندان تاریخ موسیقی ایران که خود مدتی شاگرد دهلوی بود به آموزش نظام مند سنتور میپرداخت، علی اکبر شهنازی، نوازنده اسطوره ای تار که بسیار مورد عنایت و علاقه دهلوی بود با اینکه از روی نت تدریس نمیکرد به هنرستان آمده بود تا روش تار نوازی قدما را هنرجویان بیاموزند، رحمت الله بدیعی در هنرستان استاد ویولون بود و هم تکنیک ایرانی و هم غربی را با تسلطی مثال زدنی به هنرجویان می آموخت، هوشنگ ظریف، همانجا تار تدریس میکرد و روش نوازندگی موسیقی معروفی و وزیری را به خوبی به هنرجویان آموزش میداد، همین درسهای هوشنگ ظریف بود که سالها بعد تاثیرش در سونوریته و استیل عالی نوازندگان تار ایران شنیده و دیده شد…

حسین دهلوی یک هنرمند کمالگرا بود و با هر ساده انگاری به شدت برخورد میکرد. همین اخلاق دهلوی بود که هیچ وقت به سازهای سه تار، نی و کمانچه مجال ورود به هنرستان موسیقی ملی را نداد و او بهره گیری از این سازها را منوط به رعایت کردن اصول اولیه اکوستیک در ساخت آنها میدانست. این تیز بینی و سخت گیری دهلوی تا حدی بود که حتی ساز پیشنهادی خودش یعنی سنتور کروماتیک را هم ساز مورد تاییدش نمیدانست و فقط جهت رفع کمبود در ارکستر به کار میبرد.

این خصوصیت دهلوی، موقعیت را برای منتقدان واپسگرایش فراهم میکرد که او را با عنوان “هنرمند غربگرا” یا حتی “غرب زده” معرفی کرده و تمام خدمات او را زیر سئوال ببرند. در حالی که دهلوی غیر از اینکه ساز را یک وسیله برای تولید موسیقی میدانست، از مدعیان “بازگشت به سنت” (جهت شناسایی هنر اصیل) نیز موسیقی قدما را بهتر میشناخت، چرا که در مکتب ردیف نوازی شهنازی و صبا رشد کرده بود و با زیبایی شناسی آن عمیقا آشنا بود.

در واقع این خصوصیت دهلوی که در ابتدای مطلب هم به آن اشاره شد، معرفتی بود که او را از انحرافات موسیقیدانان سنت گرا و یا غربگرای آن روزگار نجات داد و با وجود مخالفتهای این گروه ها، هیچوقت از مسیر خود خارج نشد و امروز هم آرای او به عنوان یک هنرمند هنر محور و عادل مورد توجه است.

پس از پایان دوره مدیریت او بر هنرستان موسیقی ملی او عازم سفری دو ساله به اتریش و آلمان برای شناخت بیشتر موسیقی کلاسیک غرب شد. در زمان حضورش در اتریش، باز از محضر داووید که استاد آکادمی موسیقی وین بود، بهره میبرد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (IV)

شکل و هیئت معماری مدرن، بیادآوردنده هیچ فرمی از گذشته و تاریخ یا خاطره ای قومی یا ملی نیست، بلکه نشان دهنده دیدگاه و تفکر «مدرن» ی است که با واقعیت گرایی در پی شناخت حقیقتِ فرم و مصالح است. جمله معروف «کمتر، بیشتر است» معرف برنامه معماری مدرن شد.

پیرگلو: برای انتخاب اجباری سنتور خوشحالم

من ۲۶ آبان هزار و سیصد و سی نه در تهران بدنیا آمده ام و موسیقی را از کتاب خانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در واقع در پارک نیاوران (گمان می کنم سال ۱۳۴۸ یا ۴۹) شروع کرده ام. در آن مقطع مربیان زیادی می آمدند و می رفتند از جمله خانم ابراهیمی، آقای راسخ ولی تنها کسی که روی من تاثیر به سزابی گذاشتند و راهم را در زندگی عوض کردند، آقای محمد رضا درویشی بوده اند و اولین قطعه ای هم که راه من را مشخص کرده است، سونات اول بتهوون، سونات پاتیتیک بوده است که آن آکورد اول راه بنده را در زندگی عوض کرده و تا امروز هم ادامه دارد.

از روزهای گذشته…

آموزش گیتار به کودکان (II)

آموزش گیتار به کودکان (II)

یافتن گیتار کلاسیک در سایزهای ۲/۴ و ۳/۴ در بازار بسیار ساده است. اما باید توجه داشته باشید که تهیه و خرید ساز، یک امر کاملا تخصصی است و با خریداری کردن اسبابی چون تلویزیون و کولر تفاوت عمده‌ای دارد! سایز مناسب گیتار را تنها مُدرس هنرجو می‌بایست تشخیص دهد. ساز هنرجو در همان ابتدا باید کیفیت مطلوبی در زمینه‌ی حجم صدا داشته باشد. بسیاری از ساز‌های سایز کوچک در بازار به شدت بی‌کیفیت هستند و شاید اغلب جنبه‌ی تزیین داشته باشند تا اینکه به عنوان ساز استفاده شوند. خوشبختانه سازندگان گیتار در ایران در زمینه ساخت تجربه و مهارت کم‌نظیری دارند لذا می‌توان از سازهای دست‌ساز سازندگان ایرانی استفاده کرد. لذا قابل ذکر است هر ساز دست سازی نیز کیفیت مناسبی ندارد.
ضیائی: سازسازی را به شیوه آکادمیک تدریس میکنم

ضیائی: سازسازی را به شیوه آکادمیک تدریس میکنم

گام ها را با تاریخ آغاز کردم و در مسیر شناخت مواد، ابزارسازی، فیزیک، شیمی، هندسه، هنر ساخت ویلن را به پیش گرفته و با آموزش و کسب علم در هر جایی از این کره خاکی که لزوم و امکان آن فراهم بود، مسیر را ادامه داده و ما حصل آن را به علاقمندان این رشته در ایران تحت پوشش کارگاه تخصصی ساخت ویلن در حد توان انتقال دادم.
نگاهی به موسیقی قوالی در هند و پاکستان (I)

نگاهی به موسیقی قوالی در هند و پاکستان (I)

کافی است به نزدیکترین فروشگاه محصولات فرهنگی بروید تا در بخش موسیقی ملل “world music” آن بتوانید حداقل یکی از آثار نصرت فاتح علی خان را ببینید. این هنرمند بزرگ، انقلابی در موسیقی قوالی پاکستان ایجاد کرد و آن را به جهانیان شناساند. البته پیش از او هم عده ای در این زمینه تلاش کرده بودند،اما محبوبیت وشهرت خاص او به دلیل تکنیک منحصربه فرد آوازش است. تلاش او برای ادغام موسیقی غربی مانند تکنو با قوالی باعث خلق آثار خارق العاده ای شد.
گفتگو با آن سوفی موتر (III)

گفتگو با آن سوفی موتر (III)

گاهی حتی نت ها نیز متفاوتند. مشکل فقط تریل، تزیینات و دینامیک کار نیست بلکه جمله بندی را نیز باید در نظر گرفت. پس ما همه ابزار ها را در دست داریم اما نباید فکر کنیم که راه آسان را پیدا کرده ایم. منظورم از ابزار ها همچنین سی دی هایی است که عرضه شده اند. با کمک این سی دی ها می توانیم نتیجه کار موزیسین ها را که از کار گذشتگان نیز تأثیر گرفته اند دریابیم. یافتن دیدگاه خود در بررسی یک قطعه خیلی هیجان انگیز است، مخصوصا وقتی که ویژگی های سبک دوره ای که آثارش را بررسی می کنیم نیز در نظر داشته باشیم.
شیوه ای برای نت نویسی سیستمهای میکروتونال ۱۲ قسمتی (I)

شیوه ای برای نت نویسی سیستمهای میکروتونال ۱۲ قسمتی (I)

موسیقی میکروتونال بر اساس فواصل کمتر یا بیشتر از ترکیبات پرده و نیم پرده شکل می گیرد. این فواصل متنوع بوده و اندازه های گوناگون را شامل می شوند. همچنانکه امروزه برای نشان دادن تغییر فاصله به اندازه نیم پرده از علائم “بمل” و “دیز” استفاده می شود برای نشان دادن فواصل میکروتونال نیز علائم عرضی متفاوت ابداع شده است. به هنگام مطالعه نوشته های مرتبط با میکروتونالیته با انبوهی از مدلهای پیشنهادی برای نوشتار موسیقی مواجه می شویم. تعدد مدلها گویای عدم اتفاق نظر برای ابداع علائمی واحد است. دلیل این مسئله می تواند تاکید بر دقت درتعیین اندازه فاصله یا اعمال سلیقه شخصی فرد ارائه دهنده علامت باشد. مثالی از این مورد تفاوت علائم ربع پرده در دیدگاههای مختلف است:
نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (IV)

نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (IV)

همان‌طور که ذکر شد، در آنالیزی که می‌خوانید، نسخه صوتی «قطعه‌ای در ماهور» که توسط انتشارات ماهور در آلبومی به نام «گروه‌نوازی» منتشر شد را به عنوان نسخه مرجع قرار دادیم، چرا که به خاطر ضبط استودیویی، اشکالات اجرایی قابل اصلاح بوده است و طبعا، این نسخه مورد تایید نهایی آهنگساز نیز بوده است.
سارا وائوگن (II)

سارا وائوگن (II)

تردول شخصی را استخدام کرد تا مسئول سفرها و نیازهای وائوگن باشد. رابطه وائوگن با ضبط کلومبیا تا حدی خدشه دار شد، وی از استفاده تبلیغاتی آنان راضی نبود. گروه کوچکی که برای ضبط در سال ۱۹۵۰ به همراه مایلز دیویس (Miles Davis) و بنی گرین (Benny Green) تشکیل داد، در میان دیگر گروهها بهترین بود. در سال ۱۹۵۳ تردول باعث بسته شدن قرار داد فوق العاده ای بین وائوگن و کمپانی ضبط بسیار معروف مرکوری (Mercury Records) شد.
خیام و موسیقی نظری، بررسی مقایسه ای (I)

خیام و موسیقی نظری، بررسی مقایسه ای (I)

خیام در رساله کوتاهى که در موسیقى نظرى نوشته بیست و یک ذو الاربع معمول در عصر خود را با نسبت‏هاى ریاضى معین کرده است. همانطوری که مى‏دانیم این رساله خیام فصلى از شرحى است که این دانشمند بر کتاب موسیقى اقلیدس نوشته است که متأسفانه از آن اثرى در دست نیست. از این رساله مختصر خیام تاکنون دو ترجمه فارسى صورت گرفته است.
“من خجالتی نیستم” (I)

“من خجالتی نیستم” (I)

پیر بولز (Pierre Boulez) آهنگساز و رهبر فرانسوی، متولد ۲۶ مارچ ۱۹۲۵ است. بولز آهنگساز و رهبری است که بهتانها و نقدهای زهردار فراوانی را نسبت به خود در روزنامه ها و اخبار موسیقی طاقت آورده، با این وجود وی معتقد است مخالفت مفید است. بولز نه تنها از پروژه خود صرف نظر نکرد بلکه به دنبال دریافت تائید عمومی نسبت به طرز تفکرخویش نیز نبود. نظریات آتش افروز وی مبنی بر آنکه موسیقی کلاسیک معاصر دهه های ۵۰ و ۶۰ که راهکارهای جدی و مفید شونبرگ را دنبال نکرده اند “به دردنخور” هستند و “بهترین راه حل برای رشد اپرا از بین بردن تالارهای اجرای اپرا است” باعث مشکل و دشمن تراشی برای وی می شوند.
ویتولد لوتوسلاوسکی آهنگساز وطن پرست

ویتولد لوتوسلاوسکی آهنگساز وطن پرست

زندگی حرفه ای ویتولد لوتوسلاوسکی (Witold Lutoslawski) با برگی از تاریخ کشورش یعنی، لهستان گره خورده است. نزدیک به نیم قرن استبداد و خودکامگی در این کشور حاکم بود و او ناچار بود، قبل از آن که به رهبر یکی از اصیل ترین و نوآورترین مکتب های آهنگ سازی نیمه دوم قرن بیست تبدیل شود، خود را با آن شرایط وفق دهد.