نمودی از جهان متن اثر (XVIII)

اغلب اوقات آنالیز با چنین مسائلی روبرو است و برای حل آن‌ها از ابزارهای زیباشناسی و فلسفه‌ی هنر بهره می‌گیرد. هر چند ممکن است تحلیل‌گران اندکی را بیابیم که مستقیما وارد چنین بحث‌هایی شده باشند اما به‌ هر حال رد استفاده‌ی آن‌ها را می‌توان در لایه‌های زیرین تحلیل‌شان نشان داد.

درست به همین دلیل است که آنالیز را نه یک چیز مستقل و یکپارچه که یک رشته‌ی واقع شده بر فصل مشترک چند رشته‌ی دیگر می‌دانند: «… آنالیز برآیند تعاملی است مابین خود موسیقی، نظریه‌ی موسیقی، زیباشناسی و تاریخ.» (۸۲). اگر به دقت بنگریم در بخش‌های مربوط به داوری و انتخاب بیش از هر‌ جای دیگر نقش زیباشناسی آشکار می‌شود؛ دقیقا همان جاهایی که آنالیز یا نمی‌تواند یا ادعا کرده که مایل نیست نظر دهد.

جایگاه زیباشناسی به عنوان لایه‌ی زیرین، عمل تحلیل‌گرانه را با دشواری جدیدی مواجه می‌سازد: اگر اثری که مورد تحلیل قرار می‌گیرد، زیباشناختی دور از روش تحلیلی داشته باشد؛ نتیجه‌ی تحلیل احتمالا چیز قابل توجهی نخواهد بود. مثال‌هایی از این دست را می‌توان از تاریخ آنالیز شاهد آورد، از جمله معروف‌ترین آن‌ها تحلیل‌های هنریش شنکر از آثار «دبوسی» است؛ در جریان آنالیزهایش او هرگز نتوانست این آثار را به عنوان آثاری قابل توجه بپذیرد چرا که زیباشناخت موسیقی آلمانی به او اجازه‌ی نزدیک شدن به دبوسی را نمی‌داد؛ «به عنوان یک فرد بیزار از فرانسه، شنکر مکررا به دبوسی (و دیگران از جمله اشتراوس) با شیوه‌ای کهنه حمله می‌کرد و او را به ویران کردن «خط اصلی [ملودیک]» متهم می‌کرد، بدون این که قادر به دیدن این موضوع باشد که در مورد دبوسی، معیارهای استحکام درونی و پیوستگی موسیقایی وجود دارد که به کلی با الزامات آنچه او خط اصلی می‌نامد متفاوت است…» (۸۳). نمونه‌ی دیگری که در یکی از نوشته‌های پیشین خود من اتفاق افتاد و قدرت گفتمان زیباشناسیک را در آن به خوبی می‌توان دید «تجزیه و تحلیل مجموعه‌ی ایرانی‌ها» (۸۴) است.

در آن‌جا موسیقی‌ای که ادعایش اساسا نوعی نوگرایی است، در پرتو ارتباط با موسیقی‌ دستگاهی تحلیل شده است (ارتباط نشان داده شده) و به جای این که نتیجه‌ی تحلیل‌اش جمله‌ای شبیه این باشد: «کار نوآورانه‌ای که این نوع رابطه‌ی ساختاری را با یک موجودیت لایتغیر (مانند ردیف) می‌پذیرد، به سختی می‌تواند نوآورانه باشد»، به طور تلویحی این موضوع را به عنوان موفقیت این مجموعه از قطعه‌ها محسوب می‌کند.

وضعیت را به شکل ساده شده می‌توان این گونه بیان کرد؛ قطعه‌ای علیه یک هنجار مسلط موسیقایی اقدام کرده است اما تحلیل‌گر آن را در پرتو همان هنجار آنالیز می‌کند و نتیجه را هم موفقیت‌آمیز می‌داند، واضح است که در وضعیتی متناقض گرفتار آمده‌ایم و دلیل‌اش تفاوت‌های زیباشناختی در فرآیند تحلیل و تصنیف اثر بوده است.

این مثال‌ها ما را به پرسیدن پرسشی هدایت می‌کند که تاکنون پاسخی هم نیافته است: چقدر می‌تواند میان مبانی زیباشناختی یک اثر و مبانی زیباشناختی روش تحلیل آن تفاوت وجود داشته باشد تا بشود هنوز این روش‌ها را برای شرح یا تفسیر آن اثر به کار بست؟ یا به صورت دیگری: چه حد از این تفاوت‌ها موجب فلج شدن روال‌های تجزیه و تحلیلی خواهد شد؟

مثال بسیار روشنی از ناتوانی‌ها آنالیز که تعدادی از نقد‌های گفته شده بر آن تکیه دارد، در برخورد با جریان‌های جدید موسیقی – هنر مدرن قرن بیستم- پیش آمد (۸۵).

پی نوشت
۸۲- Bread, David & Gloang, Kenneth. (2005) Musicology The Key Concepts. Routledge. P 9.
۸۳- Adorno, Theodor w. (1969) “On the Problem of Musical Analysis” in essays on Music, Translated by Max Paddison, Berkeley: University of California Press. P 166.
۸۴- صداقت‌کیش، آروین. (۱۳۸۵) «گذر از موسیقی ایرانی، نگاهی به مجموعه‌ی ایرانی از آلبوم تمرین تنال»، فرهنگ و آهنگ، ۱۴٫
۸۵- همچنین نک. به این نوشتار مفصل و دقیق از زاویه‌ی نگاه موسیقی‌شناسانه: Subotnik, Rose Rosengard. (1991) Developing Variations Style and Ideology in Western music, Minneapolis, University of Minnesota Press. Pp. 265-295.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VII)

نخچیرگان به مجموع الحان سی گانه ی باربد شامل می شد. باربد آفریننده ترانه های نوروزی نیز به شمار می رود. از این ترانه ها می توان به فرخ روز، سروستان، ارغنون، لبینا اشاره کرد. آثار باربد را موسیقیدانان قرون بعدی چون شعبه، جنس، آوازه، و شاخه های مهم مقام ها توضیح و توصیف کرده اند، عبدالقادر مراغه ای در مقاصد الالحان ماهیت تاریخی و موسیقی لحن و آثار باربد را خاطرنشان نموده و آن را زمینه دوره اول تشکیل مقام ها شمرده است.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

شاید به دلیل همین دشواری‌هاست که نقدهای موسیقی‌ای که در منابع تحت عنوان «تفسیری» نامیده شده‌اند، اندک است. از میان آنها که «نیوکامب» در مقاله‌اش (Newcomb 1984) با شرح ویژگی‌های زیر برشمرده است:
بوگی: ژانری که آرام و قرار ندارد (I)

بوگی: ژانری که آرام و قرار ندارد (I)

مقاله ای که می خوانید، نوشته ای است از سیمون رینولد (Simon Reynolds) نویسنده روزنامه گاردین که در اوایل سال گذشته به چاپ رسید است: واژه «بوگی»، در واقع، از پیانو نوازی به سبک بلوز گرفته شده است که در دهه سی قرن بیستم رایج بود. اما این واژه بیش تر در توصیف موسیقی راک جنوبی و صفحه های اوایل دهه هشتاد به کار می رود. وقتی که جلد “Delta Swamp Rock” را دیدم اولین چیزی که به فکرم رسید این بود که: «آیا نقشی که سیاهپوستان در موسیقی سول جز (Soul Jazz) ایفا می کنند به پایان رسیده است؟» انتشار مجموعه ای از موسیقی راک جنوب در اوایل دهه هفتاد، حرکتی بود که از لیبلی که برای انتشار گلچین های رگیِ “Dynamite!” و مجموعه های دلوکسی مانند “Can You Dig It? The Music and Politics of Black Action Films 1968-75” مشهور بود، انتظار نمی رفت.
روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (II)

روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (II)

وی صدای خود را اگر عالی نه، اما جاودان می پنداشت. در ششمین سال تولدش پدرش به او گیتاری هدیه داد. اوربیسن در سن هفت سالگی دراین باره گفت: ” من تصمیم خودم را گرفته بودم، دیگر هیچ چیزی برایم اهمیتی نداشت… ” موسیقی همه زندگی او شد. تاثیر اصلی موسیقی بر روی اوربیسن جوان موسیقی کانتری بود، به ویژه از اشعار لفتی فریزل (Lefty Frizzell) بسیار متاثر شده بود.
پدر موسیقی ساده و ماندگار

پدر موسیقی ساده و ماندگار

در دنیای موسیقی امروز، یک آلمانی به پدر موسیقی ساده شهرت پیدا کرده است. او کسی نیست جز برت کامپفرت، کسی که گروه بیتلز را کشف کرد و بسیاری از ملودی های زیبایی دنیای موسیقی پاپ و Jazz به او تعلق دارد و همه روزه میلونها نفر این ملودی های زیبا را گوشه و کنار دنیا گوش می دهند. او در باره موسیقی خود می گوید : “اگر مردمی که موسیقی من را می شناسند احساس کنند که این موسیقی کافی است، خوشحال هستم چون تمامی آنچیزی است که می خواهم بگویم.”
بنیادهای موسیقی (I)

بنیادهای موسیقی (I)

آنچه را که در دنیای قابل لمس و درک، نوا و آوا می نامیم به شکلی قابل فهم می تواند ریشه هایی کاملا طبیعی داشته باشد. برای درک بهتر می شود، آنرا به دو گروه مبدا تعریف و ترسیم کرد. این گروه ها در جهان هستی ساختارهای اصلی را شامل می شوند و در تمام موجودات وجود دارند. این دو پدیده یکی تولید است و دیگری دریافت (مصرف). شاید اگر زیر ساخته های آنرا کاملا بررسی کنیم، متوجه می شویم در بخش وسیعی از هستی این دو پدیده، حتی برای معیارهای دیگر نیز کاربرد دارند.
اقیانوسی بنام باخ (III)

اقیانوسی بنام باخ (III)

باخ از آزمایش گذشت زمان سربلند بیرون آمده و همین امر می تواند دلیل محکمی بر توانایی های او باشد. با دقت در دلایلی که سبب بقای شهرت و جاودانگی آثار باخ شده می توان وجه تمایز او را با دیگر آهنگسازان هم ردیفش به وضوح دریافت.
«رو به آن وسعت بی‌واژه» برای نی و ارکستر

«رو به آن وسعت بی‌واژه» برای نی و ارکستر

ارکستر مجلسی لوس‌آنجلس در روزهای سوم و چهارم نوامبر ۲۰۰۷ اثری از رضا والی را خواهد نواخت. این قطعه «رو به آن وسعت بی‌واژه» نام دارد که با الهام از سروده‌های سهراب سپهری آفریده شده است.
روش سوزوکی (قسمت چهل و سوم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و سوم)

دکتر میشاالیس (Dr.Michaelis) قبل از سفرش شبی یک میهمانی موسیقایی تدارک دیده بود. از من هم خواسته شد که آنشب اجرایی داشته باشم و هرچند که من خیلی خوب نبودم اما از من درخواست شد که اجرایی داشته باشم و من هم بی هیچ مقاومتی پذیرفتم و اثری که بسیار جایش را در قلب من باز کرده بود اجرا کردم، اثری از بروخ، کنسرتو {ویولون} بروخ که تمرین آنرا تازه با کلینگر شروع کرده بودم، وقتی که مراسم چای برگزار شد، فضای جالبی بر جمع حاکم شد و همه دور هم جمع شدند. خانمی‌که تقریباً هفتاد ساله بود گفت که من واقعاً نمی‌توانم این را درک کنم که کسی مانند سوزوکی که در ژاپن، سرزمینی که کاملا غریب است متولد شده، حالا در آلمان برای ما اثری از یک آلمانی برجسته مانند بروخ ارائه می دهد، شما چه فکر می‌کنید؟ اصلاً چنین چیزی ممکن است؟ سکوت همه جا را فرا گرفت.
یک تم و چند تنظیم (Sabre dance)

یک تم و چند تنظیم (Sabre dance)

رقص شمشیر موومانی از باله گایانه (Gayane) اثر آرام خاچاطوریان است که در سال ۱۹۴۲ تنظیم آن به پایان رسیده ، این قطعه متشکل از رقص های دسته جمعی است که اجرا کنندگان آن مهارت های خود با شمشیر را به معرض نمایش می گذارند. ریتم بسیار مهیج این اثر سبب شد که در کنسرت های متعدد به کرات اجرا شود و اقتباس های گوناگون این قطعه آن را از جایگاه ویژه ای در موسیقی عوام برخوردار نموده است.
درباره علیرضا میرعلینقی

درباره علیرضا میرعلینقی

۸ اردیبهشت ماه علیرضا میرعلینقی به مرز ۴۰ سالی میرسد. سید علیرضا میرعلینقی همان کسی است که اکثر هنرجویان نسل جوان به واسطه او، با نام و سوابق و تصاویر هنرمندان قدیمی آشنا هستند. هرچند به دلیل وسیع بودن دایره فعالیت میرعلی نقی، صحبت در مورد ای شخص عملی دشوار است ولی اینجا به گوشه هایی از فعالیتها و خدمات او می پردازم.