سکوت کامل یا جنگ ، مصاحبه با دیوید گیلمور

David Gilmour
David Gilmour
در تاریخ پنجم جون ۱۹۹۵ نشریه آلمانی زبان اشپیگل با دیوید گیلمور مصاحبه ای انجام داد و منتشر کرد که ترجمه آن در این مطلب آورده میشود.

دیوید گیلمور در سال ۱۹۶۸ جایگزین سید برت Syd Barrett – که به علت اعتیاد به مواد مخدر از گروه خارج شده بود – در گروه انگلیسی پینک فلوید شد و اکنون در صدر یکی از پردرآمدترین تشکیلات جهان موسیقی پاپ – راک قرار گرفته است. از زمان جدا شدن راجر واترز در سال ۱۹۸۵ ، اعضای پینک فلوید به سه نفر یعنی گیلمور ۴۹ ساله، نیک میسون ۵۱ ساله و ریچارد رایت ۵۲ ساله تقلیل یافت. آنها با اجرای کنسرت های عظیم و تولید آلبومهایی که به سبک قدیم تهیه می شد، بزرگترین موفقیت ممکن را کسب کردند. این هفته مجموعه CD2 Pulse همراه با فیلم تور سال گذشته آنها وارد بازار شده است. او در باره پاپ معترضانه، ثروت و رقیب سرسختش، راجر واترز چنین میگوید:

سئوال : تابستان گذشته با واکلاو هاول Vaclav Havel( رییس جمهور چک) شام خوردی؟ آیا این دیدار نقطه اوج تور بود؟
جواب : دیدار خیلی خوبی بود ولی نقطه اوج نبود. آقای هاول مرد بسیار خودمانی است و ظاهرا بیشتر کارکنان او موسیقیدان یا منتقد موسیقی هستند.

سئوال : هیچ توصیه سیاسی هم به او کردی؟
جواب : نه، خیلی فضولی به نظر میرسید، اما باید بگویم که برنامهای او مرا کمی نگران کرد. می خواهد کاپیتالیسم را به جمهوری چک معرفی کند و گاهی در ابراز این موضوع خیلی بی احتیاط می شود. به من گفت که دوست دارد وقتی از پنجره قصرش بیرون را تماشا میکند تعدادی آسمان خراش ببیند… من که واقعا وحشت زده شدم.

سئوال : مگر ساختمانهای بلند چه ایرادی دارند؟
جواب : من خیلی از آنها خوشم نمی آید، ۵-۴ طبقه کافیست. بالاتر از آن حس بدی به من میدهد.

سئوال : این تور آخری که CD فیلم آن هم موجود است یکی از موفق ترین تورها در تاریخ راک است. تو در سال ۱۹۹۴ بیش از ۱۰۰ میلیون دلار درامد داشتی. با چنین ارقامی، آیا پول هنوز هم برایت جذابیت دارد؟
جواب : من از نظر سیاسی خودم را تا حدی متمایل به چپ میدانم اما نه آنقدر متمایل که ضد پول باشم. من یک رادیکال ضد کاپیتالیست نیستم و کاملا دوست دارم کمی پول دراورم.

سئوال : ما در باره کمی پول صحبت نمی کنیم.
جواب : به نظرم مقدار درامد ما از نظر اخلاقی قابل ذکر نیست.

سئوال : تا به حال پیش آمده نیمه شب بیدار شوی و فکر کنی من بیش از حد پول در می آورم؟
جواب : اکثر اوقات. بعد بلند میشوم و برای برگشتن به حال عادی چند تا چک برای خیریه مینویسم.

سئوال : چه چیزی باعث عذاب وجدان تو می شود؟
جواب : پول خیلی زیاد. البته بعد، وقتی آنرا با درامد رئیس هیات مدیره کمپانی های بزرگ مقایسه میکنم فکر میکنم من خیلی بیشتر استحقاق این میلیونها را دارم تا آنها. لا اقل من دنیا را شادتر میکنم.

سئوال : کمپانی تو پینک فلوید نام دارد و مثل یک شرکت تولیدی صنعتی کار می کند. وقتی برای تور می روی، مقدار زیادی تجهیزات همراهت می بری و تقریبا تمام اخبار روزنامه ها با این جمله که تو به ۴۹ کامیون و فلان تعداد هواپیما برای حمل آن نیاز داری شروع می شود.
جواب : این ارقام خسته کننده برای من جالب نیست. قبل از اینکه توری را شروع کنیم دور هم جمع میشویم و من میگویم صدای کوادروفونیک (سیستم ضبط و پخش ۴ باندی) لازم دارم، لیزر لازم دارم، این را لازم دارم آنرا لازم دارم تا در آخر یک نفر میگوید خوب خوب..این که شد ۷۰۰ تن تجهیزات، خیلی هم خرج دارد. باور کن من هم دوست دارم کار هزینه کمتری بر دارد.

سئوال : شایعات میگویند که تو تمام این زرق و برق ها را سرهم میکنی تا توجه تماشاگران به نوازندگان جلب نشود.
جواب : ما از همان روزهای اول کارمان میدانستیم شهرت هم یک نوع زندان است به علاوه، هیچ کدام از ما حضور صحنه جادویی نداریم و تماشاگر با تماشای مداوم ما ۴ نفر کسل خواهد شد. در نتیجه ما پینک فلوید را به یک واقعه چند رسانه ای (Multi Media) مبدل کردیم.

سئوال : پس این طور بود که یک خوک غول آسای بادکنکی ستاره گروه شد؟
جواب : سال گذشته خوک نقش چندان مهمی نداشت، اما مردم انقدر دوستش داشتند که در نتیجه دوباره ولش کردیم. بدون خوک حتی یک بلیط هم نمی فروختیم.

سئوال : لا اقل این بار از دیواری که به اصرار تماشاگران علم کرده بودی خبری نبود. این بار به وضوح راحت تر بودی.
جواب : سوار کردن دیوار ایده راجر واترز بود و او هنگام ترک پینک فلوید آنرا با خودش برد. من شخصا هرگز مشکلی با تماشاگر نداشته ام.

سئوال : حتی با آن دسته تماشاگر بالای ۴۰ سالی که دسته جمعی میخوانند: We Don’t Need No Education ؟
جواب : این شعر مربوط به شیوه تدریس مستبدانه مدارس انگلیسی است و به سالهای جوانی ما برمی گردد و امیدوارم الان دیگر اعمال نشود. اما درست میگویید خواندن آن الان دیگر چندان مناسبت ندارد.

سئوال : عده زیادی از طرفداران شما نظر کاملا متفاوتی دارند. به نظر آنها We Don’t Need No Education سرود ضد استبدادی چپی ها است. این ترانه حتی در راهپیمایی مخالفان برنامه Runway West هم خوانده شده. (Runway West، برنامه بحث برانگیز افزودن یک باند پرواز به دو باند قبلی فرودگاه فرانکفورت ، در اوایل دهه ۸۰ بود وموجب بروز مخالفتهای فراوانی از سوی ساکنان محلی و طرفداران محیط زیست شد.)
جواب : این ترانه توسط بچه های سیاه پوست در مدارس آفریقای جنوبی هم خوانده شد و از پخش آن هم جلوگیری کردند. اما در مورد قضیه فرودگاه من واقعا هیچ ارتباطی نمی بینم. آنها باید می خواندند: We don’t need no air planes.

سئوال : نطفه هر کاری به دلایل خاصی بسته میشود اما لزوما در دوران رشد و به ثمر رسیدن آن اهداف را دنبال نمی کند. The Wall اعتراضی بود بر علیه کنسرتهای عظیم و اجراهای داخل استادیوم. اما حالا کجا اجرا می شود؟ در استادیوم.
جواب : این حرف راجر واترز بود که کار علیه اجرای استادیومی است. اما میدانید که در زمان نوشتن The Wall خودش شش هفت سالی بود که اجراهای استادیومی داشت، هیچ وقت هم منکر آن نشده. The Wall قصه راجر است و او میخواست که این قصه درباره یک سمبل جهانی باشد. دیوارهایی که انسانها را محاصره می کنند، دیوار بین تو و والدینت، دیوار بین تو و فضای دور و برت، دیواری بین یک گروه راک و تماشاگرانش … بیگانگی بزرگ بشری

سئوال : در آن موقع چه فکر می کردی؟ موقعی که پشت دیوارت حبس شده بودی؟
جواب : اول احساسم این بود که عضوی از یک نمایش فوق العاده هستم- اما وقتی همه اش فرو ریخت حسابی ترسیدم، با وجود اینکه قفسی از ریختن آجرها به رویم جلوگیری میکرد، واقعا ترسیدم .

سئوال : یکی از ترانهای مشهور تو Welcome to the Machine است. آیا هرگز فکر کرده ای که روی صحنه تعدادی ماشین آلات بگذارید و خودتان به عنوان نوازنده در صحنه نباشید؟
جواب : یک بار فکر کردیم به جای خودمان کسان دیگری را روی صحنه بفرستیم و آنها کار ما را انجام دهند. اما قضیه در حد شوخی باقی ماند.

سئوال : فکر میکنی کسی متوجه میشد؟
جواب : مسلما. تقلید از شیوه نواختن ما کار آسانی نیست.

سئوال : راجر واترز نظر دیگری دارد. او اعتقاد دارد نشان پینک فلوید آنچنان مشهور است که تا سالها بعد از مرگ همه شما باز هم کنسرت پینک فلوید اجرا خواهد شد … حتی اگر ۵۰۰ سال بعد باشد.
جواب : راجر پیر عزیز… او The Wall را در برلین روی صحنه برد. آیا آن اجرا شباهتی به پینک فلوید داشت؟ افتضاح بود.

گفتگوی هارمونیک

موسیقی شناسی فمنیستی (VII)

مسائل مطرح شده در تحلیل های کسانی مانند نیلی و مونتانی بسیار قابل توجه هستند. با داشتن این فرضیات روان کاوانه، به عنوان نمادهای جهانی، به درستی در می یابیم که تحلیل های این دو پژوهشگر هر دو می توانند درباره ی همه ی انسان ها تعمیم پذیر باشد. البته از آنجا که این گونه اندیشه ها. مبنی بر مدارک تجربی نبوده و علاوه بر آن هیچ تحلیل مشابهی در مورد موسیقی مردم غیر غربی انجام نشده است، احتمال درستی آن ها، به طور جدی زیر علامت سوال می رود. اگر این گونه توصیفات، به عنوان قواعد جهانی تلقی شوند، به طور حتم در کاربردی ساختن آن در بافت های می ان فرهنگی به مشکل بر می خوریم.

ریتم و ترادیسی (VIII)

دو نمونه در شکل ۱۰ نشان داده شده است. در قسمت (الف)، یک موج مربعی دارای دو تغییر در واحد زمان با یک موج مربعی دارای سه تغییر در واحد زمان ترکیب شده است. در حالت برآیند، تعییرات (نت های جدید) در چهار زمان از شش زمان ممکن اتفاق می افتد. ریتم حاصل شده همچنین در نت نویسی موسیقایی استاندارد، و در نت نویسی چرخه ای نیز نشان داده شده است. به طور مشابه، قسمت (ب) یک الگوی چهار-بر-سه را نشان می دهد، که منجر به یک چندریتمی پیچیده تر شده است. نظام شِلینجِر روش مولد چندریتمی ها است که روش ترکیب سلسله ضربان های چندگانه ی پی در پی، هر یک با دوره ی تناوب خاص خود می باشد. وقتی هم زمان نواخته شوند، چندریتمی به صدا درمی آید.

از روزهای گذشته…

ارسلان کامکار: کار کردن با یک رهبر خسته کننده است

ارسلان کامکار: کار کردن با یک رهبر خسته کننده است

در سال ۵۹ یا۶۰ بود که در دانشکده هنرهای زیبا درس می‌خواندم در آن زمان آقای کامبیز روشن روان برای اجرای قطعه «جمعه خونین» احتیاج به چند نوازنده کمکی داشت؛ به همین خاطر من به همراه چند نوازنده دیگر برای اجرای این قطعه به ارکستر سمفونیک دعوت شدیم، در آن زمان مایستر ارکستر یک نوازنده آمریکایی بود. من از جو ارکستر خوشم آمد و بعد از سه چهار ماه امتحان دادم و در ارکستر ماندگار شدم.
نقدی بر کتاب موسیقی و آواز در ایران

نقدی بر کتاب موسیقی و آواز در ایران

به تازگی نشر ثالث کتابی با عنوان موسیقی و آواز در ایران نوشته‌ی لوید میلر با ترجمه محسن الهامیان، روانه بازار کرده است. لوید میلر از جمله دانشجویان خارجی بود که در دهه‌ی ۱۳۵۰ شمسی به قصد فراگیری موسیقی ایرانی به ایران آمدند و در دانشگاه تهران یا مرکز حفظ و اشاعه‌ی موسیقی سنتی ایران (وابسته به سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران در آن زمان) مشغول یادگیری موسیقی بودند. اکثر این دانشجویان این فعالیت را به عنوان بخشی از دوره تحصیلی خود در رشته های مرتبط با فرهنگ شرق انجام می‌دادند هر چند که برخی از آنان در نهایت به عنوان شهروند (فرهنگی)، در فرهنگ مورد مطالعه خویش جذب و پذیرفته شدند .
ترومپت (I)

ترومپت (I)

درترومپت نسبت به سازهای دیگر مانند هورن ، ترومبون ، باریتون ، توبا از آلیاژ برنج بیشتری استفاده شده است. افرادی که نوازنده این ساز می باشند را اصطلاحا” Trumpeterیا Trumpet player می نامند. رایج ترین ترومپت اغلب روی سی بمل تنظیم می شوند که نت دو میانه دونت زیر تر از سی بمل می باشد ، گر چه انواع ترومپت های زیادی در این خانواده سازها وجود دارد.
تفاوتهای صوتی استردیواری و گوارنری (II)

تفاوتهای صوتی استردیواری و گوارنری (II)

پژوهشگران آکوستیک از ابزارها و روش های متفاوتی برای ساده کردن طیف پیچیده موسیقی بهره می گیرند. به عنوان مثال، عایق صوتی و تاثیر مواد بکار رفته در آن و تعداد دفعات پژواک صوت در سالن ها در تحلیل باند ۳/۱ اکتاو اندازه گیری می شوند که رزولوشن (resolution) فرکانس خوبی برای زمینه آوایی آزمایش شده به دست می دهد و این باند اکتاو بسیاری از «باندهای مهم شنوایی» یعنی باندهای طیفی طبیعی گوش انسان را نیز دربر می گیرد.
هنر خیابانی، موسیقی (II)

هنر خیابانی، موسیقی (II)

درست است که برطرف شدن نیازهای مادی هنرمند، اولین عاملِ به‌صحنه‌ی خیابان کشاندن وی است. اما همه می‌دانیم برای این امرار معاش راه‌های دیگری نیز وجود دارد، به‌خصوص برای کسانی که از بضاعت خوبی در هنرشان برخوردار هستند. در انتخاب این حضور، بارزترین نمودی که دیده می‌شود، طغیان و رهاشدگی‌ست. اصولن در برابر هر نوع فشاری می‌توان طغیان کرد. فشار مالی، شاید از اولین‌ها باشد، اما قطعن تنها عامل برای چنین طغیانی نیست. دیده شدن جسورانه، دلیل محکم‌تری برای این حضور در خیابان‌ها به‌نظر می‌رسد.
گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

علاوه بر این، کاربست روش‌های روان‌شناسانه (و نه روان‌کاوانه) که نزدیکی با دانش تجربی را ناگزیر می‌سازد، باعث می‌شود که داوری بر پایه‌ی آن، عینیت و حتمیتی فراتر از یک نقد امروزی بیابد.
جلسه واکاوی آموزش موسیقی در ایران برگزار شد

جلسه واکاوی آموزش موسیقی در ایران برگزار شد

روز سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۶ در آکادمی موسیقی پوپیتر، جلسه ای با عنوان «واکاوی آموزش موسیقی در ایران» برگزار شد. جلسات پژوهشی آکادمی موسیقی پوپیتر هر دو هفته یکبار در محل این مرکز آموزشی واقع در خیابان دکتر فاطمی، روبروی خیابان های کاج و هشت بهشت، پلاک ۱۱۸، طبقه دوم برگزار می شود.
رسول صادقی: هر روز در حال پیشرفت هستیم

رسول صادقی: هر روز در حال پیشرفت هستیم

امسال ۱۲ سال از زمان انتشار اولین مطالب در مورد پیشنهادات دکتر حسین عمومی برای سازهای نی و تنبک در این سایت می گذرد. در این ۱۲ سال، نوازندگان و سازندگان جدیدی به جامعه موسیقی وارد شده و در کنار ورود نسل جدید بعضی از اساتید نسل قدیم یا وارد دوره بازنشستگی شده یا رخت از جهان بربستند. در میان نوازندگان و صنعتگران نسل جدید یک چهره پرکارتر و پر انرژی تر از دیگران با جدیدت مثال زدنی بر روی ساز نی کار کرده است که برخلاف بسیاری از سازندگان هم نسل اش، بیشتر از یکسال است که بدون هیچ چشمداشتی، تمام پیشنهادها و یافته های جدید خود را در اختیار علاقمندان این ساز می گذارد؛ رسول صادقی، نوازنده و خواننده و متخصص طراحی قالب، مدتهاست که تلاش دارد با استفاده آخرین دستاوردهای دانش قالب سازی و بهره گیری از دانش سازسازی دیگر کشور ها، به طراحی سازی بپردازد که خواسته های نسل خودش را برآروده سازد. امروز به گفتگویی با او می پردازیم:
موسیقی امیری مازندران (I)

موسیقی امیری مازندران (I)

نواحی مختلف ایران همانطور که از طبیعت متفاوت و مختص به خود برخوردارند، دارای زبان، فرهنگ، ساز و آواز و شعر و موسیقی مربوط به خود نیز می باشند. موسیقی نواحی مختلف معمولا تحت عنوان موسیقی مقامی شناخته می شوند که از موسیقی دستگاهی ما متمایز هستند و با زندگی و تاریخ مردم همان مناطق عجین شده اند. از جمله این نواحی تاریخی و بزرگ می توان به مازندران و از رپرتوار مقامی این خطه به ساز و آواز امیری اشاره کرد. در این پژوهش که به شیوه گذشته نگر بر اساس منابع و متون موجود صورت گرفته است، سعی بر آن شده تا خواننده آشنایی مختصر ولی مفیدی با موسیقی امیری مازندران هم از جنبه تاریخی و هم از جنبه موسیقایی پیدا کند.
ادیت در ویولن (II)

ادیت در ویولن (II)

تذکر-۳: هرگاه علامت قراردادی لگاتو بر روی دو یا چند نت قرار گیرد و در عین حال بر روی این نت ها علامت چپ و راست آرشه نیز گذاشته شود، بهتر است جهت آرشه کشی نت ها طبق علامت چپ و راست آرشه ها تعویض گردد. در این حالت، تعویض آرشه ها بایستی بگونه ای ظریف انجام گردد که حالت لگاتوی صدایی و یا پیوستگی صوتی میان نت ها باقی بماند.( نمونه-۱: بروخ- کنسرتو ویلن اپوس۲۶ )