موسیقی انقلاب

محمدرضا لطفی، از تاثیر گذارترین موسیقیدانان انقلاب
محمدرضا لطفی، از تاثیر گذارترین موسیقیدانان انقلاب
پس از ورود خط نت به ایران و تحصیل هنرجویان موسیقی ارکسترهای کوچک با سازهای غربی فعالیت خود را آغاز کردند و مردم ایران برای اولین بار موسیقی چند صدایی را به صورت زنده می دیدند.

در همین حال موسیقیدانان موسیقی ایرانی (که هنوز سنتیزه نشده بودند!) با شنیدن این موسیقی، علاقمند به استفاده از این شگردها، برای استفاده از آن در موسیقی ایرانی شدند؛ چراکه موسیقی پلی فنی موجب تاثیر گذاری بیشتر آن می شد. یکی از سردمداران این خط فکری کلنل علینقی وزیری نوازنده برجسته تار بود که پس از تحصیلات موسیقی کلاسیک در اروپا تصمیم گرفت موسیقی ایرانی را مکتوب و برای ارکستر تنظیم کرده، بطور فراگیر آموزش دهد.

این اقدام وزیری با مخالفت عده ای از موسیقی دانان ایرانی کار و حتی کلاسیک کار! روبرو شد. اهالی موسیقی ایرانی با چند تز وزیری به شدت مخالف بودند؛ که بعضی کاملا” با حسن نیت و بعضی بخاطر خود خواهی هایشان با وزیری درگیر شدند.

دسته اول موسیقی وزیری را باعث از بین رفتن بعضی از سنتهای رایج در موسیقی ایرانی می دانستند که عدم وجود آنها فرهنگ ایران را دچار ضعف می کرد (در آمریکا و اروپا موسیقی به قدری، جا افتاده و نهادینه شده است که اگر آهنگسازی تمام آثارش را با خط نتی شخصی و با سازهای ابداعی اجرا کند، غول موسیقی رسمی آسیبی که نمی بیند هیچ، تجربه ای جدید هم کسب می کند! ولی متاسفانه همیشه به قدری موسیقی و فرهنگ در ایران در معرض خطر بوده که اگر یک آهنگساز فقط یک قطعه را با علامتی ابداعی نت نویسی کند، فرهنگ نت خوانی که هنوز در ایران نوپاست، ضربه ای سنگین می خورد)

دسته دوم هم که تشکیل شده بودند از یک عده انسان بی هنر و فرصت طلب که هنرمحتاج آنها نبود و آنها بوسیله هنر به نان و نوایی رسیده بودند و نت شدن موسیقی را باعث کسادتر شدن بازار شاگرد می دانستند و اتفاقا” آنها هم غم فرهنگ را بهانه می کردند! در مورد این گروه ناگفته بسیار است و هنوز مواضع آنها و خواسته های واقعی آنها به طور دقیق مورد تجزیه تحلیل قرار نگرفته (شاید دلیلش، وابستگی بعضی از این به اصطلاح اساتید به گروه های سیاسی وابسته به انگلیس و فرانسه مثل فراماسونر ها باشد که… بگذریم!)

با این حال همچنان وزیری به کار خود با قدرت و ضعفهایی مشغول بود و با وجود ضبط صوت و فیلم، نیازی به کپی کاری آثار گذشتگان نمی دید!

وزیری به تعلیم موسیقی تلفیقی شرق و غرب در هنرستان پرداخت و روز به روز به تجربیات خود و همفکرانش افزوده می شد؛ حتی بعضی از پیشنهادات او از طرف هم مکتبانش اصلاح و بعضی رد شد.(مثل تار سوپرانو که وجود آن توسط حسین دهلوی غیر موثر معرفی شد.)

Alinaghi Vaziri
کلنل علینقی وزیری در کهنسالی
اولین انتشار پارتیتور در ایران توسط حسین دهلوی بود که در سال ۱۳۳۲اولین اثر خود “سبکبال” را برای ارکستر تلفیقی سازهای ایرانی و غربی تصنیف کرده بود. این حرکت دهلوی باعث شد آهنگسازان دیگر هم به فکر انتشار آثار خود برای ارکستر بپردازند، ولی بخاطر کمبود ارکسترهای بزرگ کمتر مورد استقبال قرار می گرفت و ناشران در سرمایه گذاری برای انتشار این دست پارتیتورها دچار تردید می شدند!

پس از انقلاب با قدرت گرفتن گروه های موسیقی ایرانی که تا حدی تحت تاثیرات شرایط اجتماعی که تحرک و تغییرات شدیدی کرده بود، موسیقی خاصی از موسیقیدانان ایرانی متداول شد که بسیار کنترپوانیک و حماسی بود. این اتفاق در گروه هایی که قبل از انقلاب مونوفونیک می نواختند هم به شدت رایج بود، حتی گروه هایی هم که از قبل از انقلاب اصطلاحا” تنظیم شده می نواختند، مانند گروه پایور، آثاری را با تنظیمی متفاوت ضبط کردند که نشان از قدرت این جو اجتماعی و تاثیر آن بر موسیقیدانان ایران دارد.

بشنوید “از خون جوانان وطن” با صدای محمدرضا شجریان، آهنگ از عارف قزوینی، تنظیم از فرامرز پایور (از آلبوم “راز دل):

audio fileاز خون جوانان وطن

این شیوه تنظیم موسیقی و حتی بسیاری از این آثار، پس از چند سال و با فروکش کردن فضای هیجان انگیز اوایل انقلاب رو به فراموشی گذاشت! همچنین نبود پارتیتوری از این آثار و نیز جلوگیری از انتشار بعضی از این قطعات موجب شد تقریبا” نسل جدید هنرجویان موسیقی این آثار را که بسیار کمیاب بود، فراموش کنند.

در صورتی که اینگونه ارکستراسیون در موسیقی ما مورد توجه قرار گرفته بود، آهنگسازان این سبک خود خواسته، به فراموشی این آثار کمک کردند! شاید دلیل این موضوع احساس گناه برای شعارهای نهفته در اشعار این قطعات بود! (چند تن از آهنگسازانی که در آهنگهای اول انقلاب شعار ” مرگ بر آمریکا” دادند، چند سال بعد، آمریکا را برای زندگی انتخاب کردند!)

با این حال زیبایی این قطعات همراه با احساسات پرشور انقلابی، هنوز این آهنگها را جذاب و سرزنده نگه داشته.

بشنوید:
“رزم مشترک” با صدای محمدرضا شجریان و آهنگسازی پرویز مشکاتیان:

audio fileرزم مشترک

“برادر بی قراره” با صدای محمدرضا شجریان، آهنگساز محمدرضا لطفی:

audio fileبرادر بی قراره

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (II)

بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانه ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است و این آیینی بازمانده از دوره پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است (۲) و یا جشن «هالووین» در فرهنگ غربی. «هالووین» یک جشن مسیحیت غربی و بیشتر سنتی می‌باشد که مراسم آن سه شبانه‌روز ادامه دارد و در شب «۳۱ اکتبر» (نهم آبان) برگزار می‌شود. بسیاری از افراد و مخصوصا کودکان و نوجوانان در این شب با چهره‌های نقاشی شده، لباس‌های عجیب یا لباس‌های شخصیت‌های معروف، چهره و ظاهری که آن به‌نظرشان ترسناک باشد خود را آماده جشن می‌کنند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. این جشن را مهاجران «ایرلندی» و «اسکاتلندی» در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند. (۳)

مروری بر مجموعه‌ی «رنگ‌های قدیمی»

«رنگ‌های قدیمی» شامل ۶۵رنگ (از سال۱۲۸۴ تا ۱۳۱۶ از ضبط‌هایی که در دسترس گردآورنده بوده) و یک متنِ شش‌صفحه‌ای­‌ست‌ که بدون آن و با پالایش صوتی بهتر، می‌توانست محصولی دست­‌کم خنثی به‌دست دهد. متن، نتیجه‌گیری‌های نامستدلی دارد. چند نمونه:

از روزهای گذشته…

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (I)

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (I)

تفکر امپرسیونیسم که ابتدا در نقاشی قرن نوزدهم شکل گرفت پس از مدت کوتاهی در سایر هنرها نیز جایگاه خود را پیدا کرد. هرچند درباره موسیقی به این دلیل که هنری کاملاً غیر مفهومی است به سختی می توان بیان غیر واقعی اندیشه ها را خلق کرد (چرا که موسیقی از بیان واقعی پدیده ها معذور است تا چه رسد به بیان غیر واقعی آنها) با این حال نهضتی را که در موسیقی با آثار کلود دبوسی شکل گرفت به موسیقی امپرسیونیستی تعبیر می کنند. در این سبک آهنگساز با رهایی از تقید قوانین هارمونی و پیوند آکوردها سعی در خلق آثاری دارد که درآنها صدا بر هارمونی و ملودی تقدم اصالت دارد. نوشته زیر از “Reinier Maliepaard” موسیقی دان، مدرس تئوری و تاریخ موسیقی در کنسرواتوار “Artez” هلند، روانشناس و مهندس نرم افزار است که مقاله های زیادی را در مورد جنبه ها و سبک های مختلف موسیقی نوشته است. همچنین نرم افزارهای رایگان ساخت او را که در حوزه نت نویسی و ساخت موسیقی برای ویندوز و مک نوشته شده اند را می توان از سایت www.mcmusiceditor.com دانلود کرد. نوشته رینر مالیپارد را می خوانید:
about violin design – طرح و مدل (II)

about violin design – طرح و مدل (II)

آنچه تا کنون مطرح شد در باب کیفیت و چگونگی ایجاد ساختار یک محصول بود. اما نکته جالب از آنجا آغاز می شود که بخواهیم این سلسله به هم پیوسته را در کنار یکدیگر سامان دهیم تا در نهایت به طرحی قابل استفاده برای خلق مدلی به جهت ساخت در قالب اولیه ویلن منجر شود. در توازی با این اصول لازم، تاریخ نیز ما را همراهی می کند تا که از تنوع اختراعات و اکتشافات علمی وهمچنین تغییراتی که در ساختمان آلات موسیقی رخ داده است مطلع باشیم.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (VII)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (VII)

مولفان در این باره می‌گویند: «ایده‌ی این کتاب درخلال تجربه‌ی تدریس به دانشجویان موسیقی (کارشناسی و تحصیلات تکمیلی) پدیدار شد.» (Beard &Gloag 2005: VIII)و پی‌آمد آن هدف کتابشان را چنین اعلام می‌کنند: «هدف این کتاب فراهم ساختن سلسله‌ای از ایده‌ها برای بحث و بررسی بیشتر است […] بنابراین تلاش کرده‌ایم تا آنجا که ممکن است نسخه‌های جدید متن‌ها را استفاده کنیم که احتمالا خواننده به آنها دسترسی دارد. […] امیدواریم نقطه‌ی آغاز تماسی را شکل بدهیم که از طریق آن راهی به سوی دیگر متن‌های اصلی و مفاهیم مرتبط در پیش گرفته شود.» (Beard &Gloag 2005: IX) روشن است که وقتی حوزه‌ی استفاده‌کنندگان با این دقت تعیین شده باشد جهت دادن به متن و مسائل بعدی نیز آسان‌تر صورت می‌پذیرد.
چهار فصل ویوالدی (بهار و تابستان)

چهار فصل ویوالدی (بهار و تابستان)

چهارفصل، عنوانی است برای مجموعه چهار کنسرتوی جداگانه، برای ویولن و ارکستر، که توسط آنتونیو ویوالدی آهنگساز ایتالیایی تصنیف گشته است و شماره های یک الی چهار اپوس هشت این مصنف را در بر می گیرد. کنسرتوی هر فصل از سه قسمت مختلف تشکیل شده و کل اثر در مجموع، مرکب از دوازده موومان است.
امین الله حسین و آهنگسازی ایرانی

امین الله حسین و آهنگسازی ایرانی

مـــن سمفونی پرسپولیس را به یاد و خاطره سرزمین عظیم و کهنسالی نگاشتم که بدان با خون خود وابسته ام و از اینکه خود را فرزند این سرزمین بنامم احساس غرور و سربلندی می کنم. در قلب خود به یاد این شهر پر فخامت، ویرانه های آن، بر روح تخته سنگهای به کار رفته در آن، برای ستونهایی که تاریخ گذشته دردناکشان را بازگو می کنند گریسته و نغمه سر داده ام….
موسیقی و معنا (VIII)

موسیقی و معنا (VIII)

ایده‌ی جدا نبودن معنای موسیقی از شرایط و فضاهای فرهنگی و اجتماعی برخاسته از آن در مجامع موسیقی‌شناسی (مانند Kramer 1995)، جامعه‌شناسی (مانندMartin 1995 ) و قوم‌موسیقی‌شناسی (مانند Bohlman 2000) پذیرفته شده است. در این رویکردها اندیشه‌هایی که پایه‌ی بسیاری از متون فلسفه‌ی موسیقی‌اند (مانند ایده‌ی وجود حوزه‌ی زیبایی‌شناسیِ مستقل و ضروری برای موسیقی) مورد تردید واقع شده یا مطلقاً رد شده‌اند؛ چراکه این افکار، یا پیش‌فرض‌های تک فرهنگی دارند (۱۰) یا نمی‌توانند به قدر کفایت با وجوه پویا و تاریخی موسیقی پیوند برقرار کنند.
پاسخی بر نقد حافظ ناظری

پاسخی بر نقد حافظ ناظری

با فاصله کمی از انتشار مطلبی که به بررسی فعالیت های هنری “حافظ ناظری” و “بهرام تاج آبادی” پرداخته بودم، مطلبی در سایت دیگر (موسیقی ما) منتشر شد که به بررسی قسمتی از نوشته نگارنده میپرداخت که مربوط به “حافظ ناظری” بود. این نوع پاسخ ها در چند ساله اخیر بسیار باب شده است؛ نوعی مقالات که به سرعت از طرف طرفداران یک هنرمند در پاسخ به نقدهای (درست یا غلط ) نوشته شده، منتشر میشود. حتی در این اواخر هم دیگر حتی ژست بی طرفی گرفته نمیشود و علنا نویسنده خود را به عنوان “هواداران” آن هنرمند معرفی میکند. البته پاسخ بنده به این نوشته ها، بدون در نظر گرفتن این واقعیت است که طرف مقابل، صرفا “هوای” هنرمند مطبوعش را دارد یا به دنبال حقیقت است و در واقع به این ضرب المثل عمل میشود که “نگو که میگوید، ببین چه میگوید!”
جواهری: از دوره باستان گروه نوازی داشتیم

جواهری: از دوره باستان گروه نوازی داشتیم

بدنبال تهیه مطلب علیرضا جواهری با علیرضا جواهری موسیقیدان معاصر مصاحبه ای انجام دادیم که در این مطلب قسمت اول آنرا میخوانید.
گفتگو با هوشنگ ظریف (III)

گفتگو با هوشنگ ظریف (III)

من در دوره‌ی هنرستان، در کنار تار، دو سال هم پیش استاد حسین تهرانی تنبک یادگرفتم. بعد زمان آقای دهلوی ایشان گفتند تنبک متد ندارد برو و آقای تهرانی را بیاور و درس‌های ایشان را ثبت کن تا متدی تهیه کنیم. هفته‌ای یک روز آقای تهرانی را که منزل‌شان هفت‌حوض بود می‌رفتم و با ماشین برشان می‌داشتم می‌بردم هنرستان. ایشان از اول شروع کردند و با دید آموزشی، درس‌ها را زدند و من نوت کردم. آن سالها دستم روی تنبک هم خیلی روان بود. حتی دوستان و فامیل دور هم که جمع می‌شدند خیلی وقتها جای تار به من می‌گفتند تنبک بزنم. تنبک را هم مثل چپ دست‌ها می‌زنم. چون پا و دست چپم قوی‌تر هستند و از اول آنطور عادت کرده بودم. خیلی از گلهایی که در جام جهانی زده‌ام هم با پای چپم زده‌ام (خنده).
گفتگو با سارا چانگ (II)

گفتگو با سارا چانگ (II)

روش تمرینم در طی سالها تغییر کرده است. فکر می کنم در حال حاضر بیشتر از قبل توجه ام روی پایه است، البته هیچ گاه هم آن اصول پایه ای را نادیده نگرفتم. اینگونه به من درس داده شد که هیچ وقت فرم اولیه، تمرینهای ویبره، تمرین گام و آرپژ و درسهایم را از یاد نبرم، همچنان به انجامشان ادامه می دهم، به خصوص در حال حاضر، این روزها وقتی شما تک نوازی بعد از تک نوازی و گروه نوازی بعد از گروه نوازی را دارید، احتیاج زیادی به دقیق شدن در اصول پایه ای خودتان پیدا می کنید، بنابراین سعی می کنم که این تمرینها را حداقل ۱ یا ۲ ساعت در هر روز انجام بدهم.