جایی میان آفرینش و تفسیر (II)

در روی‌کرد‌های سخت‌گیرانه و بسیار بنیادگرایانه دایره‌ی آنچه که موجب روا شدن انگ «تحریف» می‌شود، چنان تنگ است که عملا کار اجرای مجدد به نسخه‌برداری می‌کشد و احتمالا بازسازی شایسته‌ترین عنوان برای آن می‌شود. در چنین دیدگاهی تاریخ زیست یک اثر پس از خلق همیشه رو به پس دارد همیشه بهترین‌ها در گذشته رخ داده‌اند و امیدی هم برای بهبود به چشم نمی‌خورد. خلاقیت فردی نوازنده کم‌تر دیگرگونه دیدن و تفسیر در اجرای مجدد کارآیی دارد.

در این نگاه فرهنگی نوازنده، زمانی که صرفا نوازنده است کمتر فکر می‌کند بازیگر نقشی است که کس دیگری برایش تعیین کرده و در محدوده‌ی آن نقش خلاقیتش را آزاد گذاشته است بلکه بیشتر چنین تصوری را دارد که یا باید خودش بازی‌گردان باشد یا باید بدون ‌انعطاف اجیر و اسیر اجرای صاحب اثر گردد.

این شرایط که تا همین جا نیز در هم تنیده و متناقض می‌نماید پیچیده‌تر می‌شود اگر اجرای ردیف را هم از این نگرگاه مورد بررسی قرار دهیم و رفتارمان با آن را در بوته‌ی این آزمایش قرار دهیم. تا آنجا که به نگرش امروزین ما مربوط می‌شود ردیف‌ها می‌توانند پیوست به یک نام شوند.

از لحاظ تاریخی فعلا اظهار نظر قطعی در مورد این که آیا چنین پیوستی به معنای خلق است یا به مثابه گردآوری یا حتا روایت یک اجرای شخصی شده، امکان‌پذیر نیست (البته درباره‌ی ردیف‌های باقی‌مانده از دوره‌ی قاجار). اما آنچه امروز مقبولیت عام دارد این است که احتمال برابری این پیوست با خلق بسیار ناچیز است.

بدین ترتیب وقتی با یک ردیف جدید مواجه می‌شویم چه اتفاقی را داریم رصد می‌کنیم؟ اجرای مجدد یک پدیده که تعلقش به درستی روشن نیست؟ وقتی اجراهای مختلفی از یک ردیف معین (مثلا میرزاعبدالله) را می‌شنویم چطور؟ اندیشیدن به این موضوع دشواری بررسی تلقی ما از اجرای مجدد را دو چندان می‌کند. دوگانه‌ی تحریف-تفسیر اینجا با شدت بیشتری خودنمایی می‌کند چرا که با یک متن مرجع روبرو هستیم که می‌توان اجرا را در پرتو آن تفسیر کرد.

نوازنده‌ای یک گوشه از ردیفی معین را می‌نوازد، مثلا ملانازی. اگر قبول داشته باشیم که گوشه‌های ردیف خود می‌توانند به عنوان قطعه‌ی کوتاه موسیقی هم مستقل از کارکردهای دیگرشان، محسوب شوند، باید بپذیریم که این یک اجرای مجدد است با همان مسایل و دشواری‌ها. معمولا در این جا نمی‌گوییم این یک اجرای مجدد است.

اما کلامی را به کار می‌بریم که گاه نشانگر نارضایتی ما از فقدان خلاقیت در اجرای یک قطعه موسیقی از پیش موجود است؛ مثلا می‌گوییم: «او فقط همان ردیف را بلد است بزند.» یا «دارد درس پس می‌دهد».

حال اگر مثال را گسترش بدهیم به نقطه‌ای می‌رسیم که یک نوازنده اجرایی شخصی و متفاوت از (بخش‌هایی یا تمام) یک ردیف معین ارائه دهد (چنان که در مورد ردیف‌های مشهور گاه رخ داده است)، مسائلی مانند اصالت، مشابهت و … نخست مطرح می‌شوند که سوی تفسیری اجرای مجدد را محدود می‌کنند. در مورد زیبایی احتمالی که ممکن است برساخته‌ی خلاقیت در اجرای مجدد باشد کمتر صحبتی هست و چالش اصلی تا کنون حول محور اصالت چنین اجرایی می‌گشته است.

از این دیدگاه آزادی‌های یک اجرای مجدد در تقابل با اصالت اجرایی قرار می‌گیرد. در اینجا هم رویکردی که شرایط زیست آینده‌ی یک قطعه را از آن خود می‌داند به چشم می‌خورد افزون بر این که موضوع اجرای مجدد بسیار کمتر به چشم می‌خورد. در کمتر اجرای هنری‌ای دیده شده که بخش‌هایی از یک ردیف معین مجددا اجرا شود. کسی به اجرای بی کم و کاست یک گوشه (خواه در فرآیند آموزش و خواه در یک کنسرت) اجرای مجدد نمی‌گوید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره موسیقی رایانه ای و سمپل (I)

«موسیقی رایانه ای» موسیقی است که بالطبع ابزاری به نام رایانه و نرم افزارهای رایانه ای ساخته می شود. با مراجعه به تاریخچه شکل گیری این موسیقی متوجه می شویم که این ابزارها سالهاست به اجرایی شدن بسیاری از ایده های آهنگسازان کمک قابل توجهی کرده و توانسته اند در تولید اصوات مورد نظر آهنگساز و همچنین اجرای ایده ها و ترکیبات صوتی و همچنین فواصلی که در عمل قابل اجرا نیستند و در خلق آثاری زیبا و قابل دفاع سهیم شوند.

شناخت کالبد گوشه‌ها (IV)

این نگاه جزءنگر به درون گوشه‌ها پیش از طلایی هم وجود داشته است اما تا پیش از او جایی در متن‌های آموزشی نمود نمی‌یافت. نمود اصلی‌اش در عمل موسیقایی نوازندگان استاد، به صورت جمله‌بندی زیبا و پرانرژی بود یا در مقالات و کتاب‌های موسیقی شناسی. آوردن آنها در یک متن آموزشی رسمی چیزی را که احتمالا از کمی پیش از آن در میان مدرسان سایه‌هایش موجود بود، به سطح آورد (۱۲).

از روزهای گذشته…

سگویا را همه می شناسند

سگویا را همه می شناسند

اگر شما آهنگساز یا نوازنده ای حرفه ای باشید، اگر از علاقمندان به موسیقی کلاسیک باشید، اگر گیتاریست، ویولونیست، پیانیست و یا حتی نوازنده ای فولکلور باشید، اگر هنرجوی گیتار هستید و یا حتی تصمیم به فراگرفتن این ساز دارید، به طور یقین شما سگویا را می شناسید.او در ۲۱ فوریه سال ۱۸۹۳ در دهکده ای بنام لینارس (Linares)، از توابع گرانادا، در اسپانیا بدنیا آمد. پدرش وکیل معروف دادگستری بود که دوست داشت پسرش به حرفه و پیشه او روی بیاورد. بنابراین تا جائیکه امکان داشت، سعی می کرد سابقه فرهنگی درخشانی برای او به جای بگذارد، از این رو برای او معلم سرخانه پیانو و ویولن گرفت.
چارلز مکرس (II)

چارلز مکرس (II)

موفقیت بزرگ دیگر چارلز مکرس در بهار ۱۹۵۱ بود زمانی که او اولین اجرای کاتا کابونآ را در اپرای سدلر ولز رهبری کرد. بسیار زود به دلیل کیفیت نمایشی در رهبری اپرا مورد تقدیر واقع شد و شهرت یافت. تا سال ۱۹۵۴ در اپرای سدلر ولز باقی ماند تا آنکه پست رهبری در ارکستر BBC را به دست آورد. در این دوره آغاز به ضبط به همراه ارکستر فیلارمونیای والتر لگز نمود.
فیلیسیتی لُت، شوالیه انگلیسی آواز

فیلیسیتی لُت، شوالیه انگلیسی آواز

فیلیسیتی لُت (Felicity Lott) خواننده سوپرانو انگلیسی متولد ۸ مه ۱۹۴۷ در چلتنهام انگلستان است. لُت از سن بسیار پائینی به دنیای موسیقی وارد شد، در سن پنج سالگی به یادگیری پیانو پرداخت، دوازده سالگی نوازندگی ویلن و خواندگی را آغاز کرد. در دانشگاه لندن به تحصیل زبانهای فرانسه و لاتین پرداخت. در زمان اقامتش در پاریس در کلاسهای خوانندگی کنسرواتوری شهر گرنبل شرکت کرد. او در آکادمی رویال لندن به تحصیل موسیقی پرداخت و جایزه آکادمی آن را دریافت نمود.
مرروی کوتاه بر تاریخ نگاری موسیقی ایرانی از ۱۳۰۰ تاکنون (IV)

مرروی کوتاه بر تاریخ نگاری موسیقی ایرانی از ۱۳۰۰ تاکنون (IV)

این اثر که به نظر من، نظام مندترین پژوهش در تاریخ موسیقی ایران تاکنون است و البته نه پایان پژوهش‏ها، با همکاری چندین پژوهشگر ایرانی و غیر ایرانی و با استفاده از منابع بسیار به نگارش در آمده است. جلد هجدهم که مطالب موسیقی را شامل می‏ شود شامل بخش‏های کلی زیر است: نگاه ی کلی به تاریخ موسیقی در ایران، در جستجوی موسیقی عصر سلجوقی، موسیقی دوران تیموریان، موسیقی دوره‏ ی صفوی، موسیقی دوران زندیه، تاریخ موسیقی قاجار و نهایتاً با بحثی در نفوذ موسیقی غربی به پایان می‏ رسد.
زیبایی‌شناسی ناعادلانه‌ی مردم نروژ بر دوشِ ادوارد گریگ (III)

زیبایی‌شناسی ناعادلانه‌ی مردم نروژ بر دوشِ ادوارد گریگ (III)

موسیقی گریگ خیلی زود پس از مرگش، دیگر به ذائقه‌ی شنوندگان خوش نیامد، ولی تأثیر او به‌خصوص بر آهنگسازان فرانسوی اوایل سده‌ی بیستم آشکار است. راول می‌گفت که از بین آهنگسازان، به غیر از دبوسی، «هیچ آهنگسازی نبود که با او این‌گونه احساس نزدیکی کنم.»
گروه ریمونز (V)

گروه ریمونز (V)

در تابستان ۲۰۰۴ مستندی درباره ریمونز “پایان قرن: نقل ریمونز” (End of the Century: The Story of the Ramones) ساخته و در سالنهای تئاتر نمایش داده شد. جانی کسی که در خفا با سرطان پرستات می جنگید، در ۱۵ سبتامبر ۲۰۰۴ در لوس آنجلس بعد از نمایش فیلم از دنیا رفت. در روز مرگ جانی اولین موزه جهانی ریمونز گشایش شد. این موزه در برلین، آلمان، واقع است، شامل بیش از ۳۰۰ یادگار از اعضای گروه مانند شلوار جین روی سن جانی، دستکش روی سن جوی، کتونی های روی سن مارکی و بند گیتار بیس سی.جی.
در خانه عنایت الله شیبانی با استاد سه تار، احمد عبادی (II)

در خانه عنایت الله شیبانی با استاد سه تار، احمد عبادی (II)

به لباس های عبادی که بسیار خوشرنگ بود خیره شدم و به کفش هایش که انگار تازه از کفاشی خریده است، کروات و «پوشت» او که با لباسهایش هماهنگی کامل داشت و بوی ادکلنی که در فضای اطاق پیچیده نشان می داد که تا چه حد به نظافت و حفظ ظاهر اهمیت میدهد. شاید خنده دار باشد اگر بگویم که جوراب های عبادی هم از نظر رنگ و فرم برای من تازگی داشت.
سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (VIII)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (VIII)

توماس بیچام در ۸۱ سالگی در اثر سکته قلبی در آپارتمانش در لندن درگذشت! او ۲ روز بعد در قبرستان بروکوود در سِری خاک سپرده شد. به خاطر تغییراتی در بروکوود، باقیمانده جسدش در سال ۱۹۹۱ پس از نبش قبر در حیاط کلیسای سن پترز در لیمپسفیلد در سِری به خاک سپرده شد. آرامگاه او حدودا ۱۰ متر با آرمگاه فردریک دلیوسِ آهنگ ساز فاصله دارد. پس از سر توماس پسر بزرگش آدریان ولز بیچام بارونت شد.
عاطفی: این سالنامه یک کتاب پژوهشی است

عاطفی: این سالنامه یک کتاب پژوهشی است

پس از چند سال از توقف انتشار سالنامه های موسیقی که توسط علیرضا میرعلینقی تهیه می شد، در خبرها آمد که انتشار سالنامه موسیقی از سر گرفته شده و قرار است مراسم رو نمایی آن به اجرا برسد. در مراسم رونمایی مشخص شد که اینبار برخلاف سالهای گذشته حمیدرضا عاطفی تولید این سالنامه را به عهده داشته است. حمیدرضا عاطفی معاون اجرایی خانه موسیقی و از خبرنگاران باسابقه موسیقی و نوازنده تنبک (و ویولون به سبک ایرانی) است، او دو سال پی در پی داوری جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی را نیز به عهده داشته است. با او درباره این سالنامه جدید به گفتگو نشسته ایم:
سیاست فرهنگی و موسیقی مردم پسند: موسیقی استرادا در ازبکستان

سیاست فرهنگی و موسیقی مردم پسند: موسیقی استرادا در ازبکستان

دکتر کریستسن کلنکه، استاد اتنوموزیکولوژی دانشگاه فرانکفورت آلمان، چهاردهم آبان ماه سال جاری، در ساعت ۱۶ درباره موسیقی استرادا در ازبکستان در محل موزه موسیقی تهران به سخنرانی می پردازد. ورود برای عموم آزاد می باشد.