جایی میان آفرینش و تفسیر (III)

ممکن است در جایی مردم بروند و اجرای هزارمین باره‌ی سوناتی از بتهوون را بشنوند اما اگر کنسرتی با عنوان اجرای مجدد شور میرزاعبدالله برگزار شود احتمال کمی هست که مورد استقبال موسیقی‌دوستان قرار بگیرد (حتا روزگاری که توجه به بازسازی و احیای موسیقی اواخر عهد قاجار بیش از امروز بود). یکی از مهم‌ترین دلایل را در معانی و کارکردهای مختلفی که متن ردیف برای موسیقی‌دان ایرانی دارد باید جست.

درست است که ردیف مجموعه‌ای از قطعات است اما علاوه بر آن روابط نغمگی این موسیقی و اصول تصنیف را نیز در خود ذخیره کرده است و همچنین مخزن مجموعه‌ای از مدل‌های آهنگین (نقش‌مایه‌ها) به حساب می‌آید. همین چندوجهی بودن است که ردیف را در موقعیت اجرای مجدد بسیار جالب توجه می‌کند و آن را در دام تناقض گرفتار می‌کند.

پیچیدگی این موقعیت متناقض زمانی به نهایت خود می‌رسد که در نظر آوریم نوازند‌ه‌ای یک گوشه را اجرا می‌کند به طوری که دقیقا جملات هیچ متن مرجعی را اجرا نکرده باشد، (و بدین ترتیب پندار اجرای مجدد بسیار کمرنگ می‌شود) اما برای شنونده تشخیص نام آن گوشه به راحتی میسر باشد آنگاه چنین نواخته‌ای چه نسبتی با اجرای مجدد دارد؟ ممکن است در لحظه‌ی اول به نظر برسد که این نمونه را دیگر قطعا می‌توان از دایره‌ی اجرای مجدد خارج دانست اما چنین نیست.

فرض کنید «فورالیزه» بتهوون را نوازنده‌ای اجرا می‌کند و بر حسب سلایق و تفسیرش شکل و شمایلی به آن می‌دهد که با تجربه‌های ما از این قطعه بسیار متفاوت باشد پرسش این است که آیا این یک اجرای مجدد است؟ می‌توان به عنوان یک حدس منطقی در نظر گرفت که تا زمانی که عمل بازشناسی این نواخته‌ی موسیقایی ما را به نام «فورالیزه» می‌رساند این هم یک اجرای مجدد باقی خواهد ماند ولو بسیار غیرامانت‌دارانه. درست در همین لحظه و وضعیتی مشابه است که متوجه می‌شویم تلقی ما از اجرای مجدد چقدر متفاوت است؛ با وجود این که عمل بازشناسی ما را هنوز به نام یک گوشه می‌رساند اما کاری که نوازنده-مصنف انجام داده خلق یا انشای موسیقایی محسوب می‌شود و نه اجرای مجدد.

اکنون می‌توانیم ببینیم چه از سر گذرانده‌ایم؛ اجرای دوباره‌ی قطعات ممکن است هر چه وفادارنه‌تر طلب شود اما تحت عنوان اجرای مجدد به معنای نوعی عمل تفسیری برای دادن مجال بروز خلاقیت به یک نوازنده به حساب نیاید. نوازندگان خلاق که می‌توانند اجراهای مجدد تاثیرگذار برجای گذارند، خلاقیت‌شان در بعد دیگری رخ می‌دهد و کمتر به سراغ اجرای قطعات دیگر همتایان‌شان می‌روند.

آهنگساز-نوازنده بودن شرایطی پیش می‌آورد که نه تنها در آن یک قطعه متعلق به یک آهنگساز است بلکه شیوه‌ی اجرایش هم ممکن است متعلق به او بماند. بدین ترتیب شیوه‌ی اجرا هم به بخشی از بودن قطعه تبدیل می‌شود. این امر هم با اندازهی کارگان اجرایی پیوند دارد و هم با پیچیدگی قطعاتش و هم با نظام ارزشگذاری‌ای که در آن مهارت‌های مختلف یک نوازنده داوری می‌شود.

متن ردیف را اگر بی کم و کاست بنوازیم اجرای مجددی به حساب نمی‌آید و اگر با تفسیری متفاوت اجرا کنیم ممکن است خیلی زود به محدوده‌ای که در بعضی دیدگاه‌ها تحریف به حساب می‌آید وارد شویم. و از سویی اگر بر اساس ردیف دست به نواختن ساختارهایی بزنیم که هنوز قابل بازشناسی باشند دیگر در محدوده‌ی بازآفرینی نیستیم و نسبت این عمل با تفسیر کم رنگ می‌شود.

کتاب هفته‌ی نگاه پنجشنبه

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گمانه زنی در خصوص تغییرات نظام آموزش موسیقی در ایران بعد از کرونا

با همه گیری ویروس کرونا در سرار جهان، روش آموزش موسیقی نیز دچار تحول شده است. امکانات آن لاین در این موقعیت باعث رشد استفاده هنرآموزان از فضای مجازی شده است. مقاله ای که پیش رو دارید نوشته مجید بهبهانی کارشناس ارشد اتنوموزیکولوژی و دانشجوی دکتری تکنولوژی آموزش است که در این باب نوشته شده است:

رگه، پدیده ای جهانی از اقلیم کاراییب (I)

چرخه تکامل موسیقی مردمی معاصر چرخه ای است قابل توجه و از آن جایی که صنعت ضبط موسیقی و اصولا صنعت موسیقی از ایالات متحده آغاز می شود و هم زیستی اقوام مهاجر مختلف در این کشور باعث شده تا هسته اصلی بسیاری از ژانرهای موسیقی مردمی معاصر از موسیقی هایی که در این کشور بوجود آمده، شکل گیرد.

از روزهای گذشته…

آلبوم موسیقی «رازِ آوازِ هَزار» منتشر شد

آلبوم موسیقی «رازِ آوازِ هَزار» منتشر شد

آلبوم موسیقی «رازِ آوازِ هَزار» اولین آلبوم گروه موسیقی «هَزار آوا» در ونکوور است. این گروه در سال ۲۰۱۶ توسط امیر اسلامی (آهنگساز و نوازنده نی) در ونکوور پایه گذاری شد. محور اصلی این گروه، طراحی آوازهای سه صدائی برای ۳ خواننده خانم (آتوسا نزاکتی، بنفشه فرهمند و پگاه شرکت) است. این آلبوم در ونکوور ضبط و تولید شده و کلیه عوامل آلبوم در ونکوور کانادا زندگی میکنند.
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (IV)

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (IV)

همچنین وبرن ایده‌هایش را بر سریالی کردن همه جنبه‌‌‌های موسیقی استوار کرد. او این کار را در قطعه ۲۴op. به انجام رسانده است (‌Peyser 64). این تکنیک که با عنوان سریالیزم کلی شناخته می‌شود توسط پیر بولز کامل شد. در قطعه‌ی ساختارها شماره ۱، بولز نه تنها سریالی کردن ریتم را به کار برد بلکه در یک فرآیند آهنگسازی شبه سریالی از سری ۱۲ تایی علامات دینامیک (شدت) و همچنین سری ۱۲ تایی از نشانه‌های attack (مانند آنچه در مثال‌های قبلی دیدیم) استفاده کرد (Griffiths 168).
سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (II)

سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (II)

«کاری را که تمام تابستان بدان مشغول بودم اکنون به اتمام رسانده ام و چه کوششی کردم تا مانفرد بدین جا رسید. تمام دل و جانم و وجودم را بر روی آن گذاشته بودم و در طی این مدت چه هیجانی داشتم و این کار چقدر دشوار بود و همنشینی با مانفرد مرا به ناراحتی عصبی دچار کرده است.»
تدارک ارکستر (I)

تدارک ارکستر (I)

تا بدین جا با مفاهیم کلی در مورد ارکستر آشنا شدیم و از تاریخچه و شکل گیری آن دانستیم؛ همچنین انواع آن و نوع سازهای شرکت کننده در آن را بصورت کلی مورد بررسی قرار دادیم. بجاست که این موضوع را بصورتی جزئی تر بررسی کرده و اندکی بیشتر از ارکستر و انواع آهنگهایی که ارکستر مینوازد و همچنین سازهای شرکت کننده در آن، بدانیم. همچنین میخواهیم در قالب چگونگی ضبط کردن اجراهای ارکستری، با نقش افراد اجرایی در تدارک یک ارکستر و وظایف بخشهای مختلف یک ارکستر به صورتی که در استانداردهای جهانی قرار دارد، بیشتر آشنا شویم.
مرور آلبوم «ناشنیده‌ها (۱)»

مرور آلبوم «ناشنیده‌ها (۱)»

حاشیه‌هایی چون بی‌سلیقگی در گرافیک، بی‌دقتی فوق‌العاده در متن‌ها و ترجمه، ضبط بی‌کیفیت، ناکوکی آزاردهنده‌ی پیانو و حتا رابطه‌ی نقاشی و موسیقی که در دفترچه‌ی سی‌دی آب و تاب زیادی از زبان نوازنده و نقاش داده شده (فارغ از این که در اصل امکان‌پذیری یا ارزشمندی چنین رابطه‌ای چون و چرا شود) نباید موجب پنهان شدن ارزش اصلی آلبوم «ناشنیده‌ها ۱» از دیده‌ی تیزبین و زیباپسند شود.
گفتگویی با جولیان بریم (II)

گفتگویی با جولیان بریم (II)

خیلی خوب یادم هست که استرس بسیاری داشتم. اما به محض اینکه شروع به اجرا کردم و اشتیاق مردم را دیدم به خودم مسلط شدم و خیلی از کار خودم لذت بردم. من قطعات خیلی مشکلی را برای اجرایم آماده کرده بودم. خوب یادم می آید که از پونس(Ponce)، سونات کلاسیک (Sonata Classica) را اجرا کردم که یک سونات بسیار مشکل با ۴ موومان است و چند قطعه از تورینا (Turina) و کمی هم از باخ، که الان یادم نمی آید که چه قطعاتی بود. یک برنامه خیلی متنوع ازقطعات مختلف بود.
والی: ردیف یعنی رپرتوار استاد

والی: ردیف یعنی رپرتوار استاد

این کار خیلی خوب است. من در مورد کار خودم صحبت می کنم و می گویم معتقدم سیستم دستگاهی، یک سیستم کامل و مستقل است. بعضی هستند که می خواهند دو سیستم مختلف را ترکیب کنند، بعضی هم می خواهند سیستمی بوجود بیاورند که بازدهی مخصوص به خودشان را داشته باشد.
رساله ابن خردادبه (IV)

رساله ابن خردادبه (IV)

گویند هر گاه که کاتیان و راویان اخبار از عرض خبری به‌ شاهنشاه بیم داشتند، به باربد متوسل می‌شدند و او با نغمه‌ای، خشم ولینعمت خود را فرو می‌نشاند و بهنگام‌ مقتضی بعرض مطلب می‌پرداخت. نغمات و آهنگهائی که باربد بخاطر خسرو پرویز ساخته‌ بالغ بر هفتاد و پنج قطعه است. یکی از آثار زیبای او چنین‌ است:
هنر شنیدن (I)

هنر شنیدن (I)

هر حسی آنګاه که مستقل به کار ګرفته شود، دریچه ای است برای دست یابی به عرصه خیال و میدانی برای تجربه خلاق ذهنی. هرچه بر تعداد حس ها در قلمرو و ارتباط با اثر افزوده می شود از دامنه پرسش آفرینی نسبت به پدیدار بویژه در عرصه ارتباط به اثر هنری کاسته می شود. نمونه های زیادی می توان عرضه کرد.
«مهم این است که همه کار می‌کنیم»

«مهم این است که همه کار می‌کنیم»

در ماه‌های گذشته، برای بررسی سروده‌های فروغ فرخزاد، شاعره‌ی نوپرداز ایرانی، همایش‌های گوناگونی در اروپا برگزار شد. اما شنبه شب، ۱۲ ژوییه، کنسرتی در لندن برپا شد که در آن اثری به نام «میان تاریکی» روی سروده‌های فروغ، از امیر مهیار تفرشی پور اجرا شد. کاری مدرن برای آواز و گروه نوازندگان کلارینت که مایا ساپون (Maya Sapone) خواننده‌ی آن بود.