حرکت های پنجم و اکتاو

در ادامه بحث های قبل راجع به هارمونی چهار بخشی و انواع حرکت ها، امروز می خواهیم راجع به چند حرکت دیگر که معمولا” توصیه به انجام آنها نمی شود صحبت کنیم.

اولین و معروفترین آنها اکتاو یا پنجم موازی می باشد، به اینصورت که اگر بین بخش ها فاصله اکتاو یا پنجم (درست) باشد و بعد از حرکت کماکان همان فاصله هارمونیک میان همان بخشها وجود داشته باشد، این حرکت مجاز نمی باشد، به این شکل دقت کنید.

در میزان اول بین باس و تنور در ابتدا فاصله دو اکتاو وجود دارد که از لحاظ هارمونیک همان اکتاو می باشد و پس از حرکت باز فاصله بین این دو بخش پایینی اکتاو می باشد بنابراین حرکت فوق توصیه نمی شود.

میزان سوم حالت جالبتری است که اغلب مورد سئوال هم می باشد. دقت کنید که بین دو بخش بیرونی یعنی سوپرانو و باس فاصله پنجم درست وجود دارد (G-D)، البته این فاصله باز می باشد. اما پس وصل دو آکورد باز میان این دو بخش همین فاصه بوجود می آید اما اینبار میان D-A، بنابراین از فاصله پنجم حرکت کرده و دوباره به پنجم رسیده ایم که بد صدا می باشد.

حرکتهای پنجم و اکتاو موازی معمولا” توصیه نمی شوند.

اما میزان دوم حالت خاص دیگری است که در اینجا به شرح آن می پردازیم و آن حالتی است که اکتاو به فاصله یونیسون می رسد که باز این حرکت توصیه نمی شود.

Cross به حالتی گفته می شود که بخشها از یکدیگر عبور کنند به این شکل دقت کنید. همانطور که ملاحضه می کنید، تنور به اندازی یک سوم بزرگ از آلتو بالاتر می باشد این کار اصولا” توصیه نمی شود. همچنین در میزان دوم مشاهده می کنید که باز آلتو از سوپرانو بالاتر آمده است. دقت کنید که Corss کردن بخش ها ربطی به حرکت ندارد و اصولا” در حالت سکون توصیه نمی شود.

عبور بخش ها از یکدیگر مجاز نیست.

اما حالت دیگری از حرکت که به Overlap معروف است آن است که به هنگام حرکت بخش پایینی به نتی هدایت می شود که بالاتر از بخش بالایی قرار دارد و یا بخش بالایی به نتی می رسد که پایین تر از بخش پایین است، استفاده از این حرکت نیز معمولا” توصیه نمی شود چرا که منجر به Cross می شود.

در پایان این قسمت نیز لازم به ذکر است که برخلاف تصور بسیاری از هنرآموزان موسیقی، هارمونی، علمی بسیار ساده و زیبا می باشد. کافی است مباحث یا حرکتهایی که راجع به آنها صحبت می کنیم را با کامپیوتر یا پیانو اجرا کنید و به تفاوت میان موارد توصیه شده و نشده دقت کنید، خواهید دید که تمامی توصیه هایی که در هارمونی چهاربخشی به آنها اشاره می شود بسادگی توسط گوش انسان قابل هضم می باشد، هرچند اصول حاکم بر هارمونی که در حال حاضر راجع به آن بحث می کنیم بیشتر بر اساس زیبایی شناسی کلاسیک تهیه شده است.

گفتگوی هارمونیک

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (VII)

موسیقی‌های انتخاب‌شده از سوی من برای این نوشته عبارت‌اند از: «بوی خوب گندم» با آهنگ‌سازی و تنظیم واروژان، ترانه‌ی «شهیار قنبری» و صدای «داریوش اقبالی»، «پُل» با آهنگ‌سازی و تنظیم واروژان، ترانه‌سرایی «ایرج جنتی عطایی» و صدای «فائقه آتشین»، «هفته‌ی خاکستری» با آهنگ‌سازی و تنظیم واروژان، ترانه‌سرایی شهیار قنبری و صدای «فرهاد مهراد»، «اسمر اسمر‌جانم» و «بارون بارون» از ترانه‌های فولکلور ایرانی با تنظیم واروژان و صدای «پریرخ شاه‌یلانی» (پری زنگنه).

روش سوزوکی (قسمت شصت و دوم)

در سال ۱۹۶۱ هشت سال بعد از ماجرای دوهام، در جرائد اعلام شد که در ۱۶ آبریل در ساعت ۱۰ صبح، چهارصد بچه بین سنین پنج تا دوازده سال با ویولن‌های کوچک در دست بر روی صحنه سالن اجرای جشن ‌های بونکیو (Bunkyo) در توکیو به روی صحنه رفتند و همگی مرتب و در صف منتظر پابلو کازالس (Pablo Casals) بودند که یکی از بزرگترین نوازندگان ویولنسل قرن بیستم بود. ماشین استاد دو دقیقه قبل از اجرا به سالن جشن رسید و او دقیقاً در سرِ ساعت ده با همسرش وارد سالن شد، با تشویق ‌های تحسین برانگیز از طرف مادران و پدران، بچه‌ها و معلم ‌های پرورشِ استعداد ها روبرو شدند، به محض دیدنِ چهارصد کودک بر روی صحنه کازالز گفت: اوه… اوه… و او و همسرش به کودکان دست تکان دادند و برجایشان قرار گرفتند. در همان لحظه بچه ‌ها بر روی واریاسیونهای «ما می‌خواهیم جوها را درو کنیم» بطور اونیسون شروع به نواختن کردند و این یک ارائه فوق العاده تکان دهنده شد. مایستر کازالس اجراهای آنها را با هیجان دنبال می‌کرد و دوباره گفت: اوه… اوه… وقتی که بچه ‌ها کنسرتو ویولن ویوالدی و دوبل کنسرتوی باخ را به اجرا در آوردند، هیجان فوق‌العاده‌ای بوجود آمده بود.

از روزهای گذشته…

مروری بر آلبوم «عاشق کیست»

مروری بر آلبوم «عاشق کیست»

بنا کردنِ بنیادِ موسیقی بر هر چه غیرموسیقی، زمانی موجه می‌تواند باشد که خودِ موسیقی حرفی برای گفتن داشته باشد. در ساحتِ موسیقی، میزبان موسیقی است و هر چه غیر آن، میهمان و فرع؛ هر که و هر چه که باشد؛ سخیف و عامیانه و سطحی، یا بدیع و فیلسوفانه و عمیق. حکایتِ دکمه‌ی پنبه‌ای (۱) باشد یا افلاکی‌ترین سروده‌های حافظ و مولوی. موسیقیِ خوب روی پای خود می‌ایستد و میهمان را بر صدر می‌نشاند. «عاشق کیست» چنین اثری از آب درآمده است.
هنر از هنر تا جامعه (I)

هنر از هنر تا جامعه (I)

رابطه هنر با فرد و جامعه همواره رابطه ای بحث انگیز بوده است، علت شاید وجود تضادی است که میان قلمرو فرد و خلق و درک اثر هنری با مقولات دیگر اجتماعی بویژه سیاست وجود دارد. این تضاد ها ناشی از این نکته مهم است که برای سیاست تمامی پدیدارها تنها به وسیله تبدیل میشوند(به همین دلیل نیز سیاست یک دستگاه زاینده قدرت تلقی نمیشود، سیاست در حقیقت یک دستگاه مبدل قدرت اقتصادی به نظم اجتماعی آنهم، از نوع تحمیل شده و قانونی آن است). در حالیکه در فرهنگ موضوع معکوس است.
موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت هفتم)

موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت هفتم)

پس از محمود، گریگوریان در کنسرت های خود آثار متفاوتی را چون «اوورتور کریولان» از بتهوون، «سمفونی ششم» چایکوفسکی، «روندوکاپریچیو» از کامیل سن سانس و «سوییت ایرانی» از محمود را اجرا نمود و سرانجام با مهاجرت وی در تابستان ۱۳۳۰، ارکستر سمفونیک برای چندمین بار از بدو تاریخ تشکیل خود، طعم تعطیلی و تعلیق را چشید.
اصطلاحات مربوط به beat یا ضرب

اصطلاحات مربوط به beat یا ضرب

… back beat اصطلاحی است در موسیقی برای ضربهای شماره دو و چهار در میزانهای چهار ضربی، به همین دلیل از این اصطلاح برای میزانهای ۱۲/۸ – معادل ۴/۴ ضربدر ۳/۲ – نیز استفاده می شود. این اصطلاح در مقابل down beat که به ضرب اول میزان گفته می شود کاربرد دارد.
پورساعی: با تغییر کوک با گیتار عادی ربع پرده می نوازم

پورساعی: با تغییر کوک با گیتار عادی ربع پرده می نوازم

اگر شما کل سطح انگشت را روی آن مقطع سیم حرکت کند. بعضی از نوازندگان فکر میکنند ویبراسیون روی گیتار شکل خواصی نمیتواند داشته باشد و بی دلیل دستشان در حال حرکت است، در صورتی که میشود نت اول به صورت کشیده و بدون ویبره و بعد کم کم ویبره شدید و باز به شکل بی ویبره نتی را اجرا کرد که با این شکل ها میشود ویبراسیون را زیباتر کرد. پورقناد: در سازهای پرده دار چون صدای ویبره کمتر هست، نوازندگان مشکل بیشتری با آن دارند و اگر هم ساز ارزان قیمت و کم کیفیت باشد این مشکل تشدید خواهد شد. البته روی گیتار اگر تکنیک را درست انجام دهیم میشود ویبره را تولید کرد.
«شب هارپ»؛ شب ستاره باران

«شب هارپ»؛ شب ستاره باران

لحظاتی از تاریخ هست که همیشه از اینکه در آن حضور نداشته ام افسوس می خورم؛ به طور مشخص در حوزه موسیقی، زمانی که بتهوون پس از رهبری نخستین اجرای سمفونی نهم خود، صدای تشویق بی امان حضار را نمی شنید، چرا که کاملا ناشنوا بود! خواه واقعیت باشد، خواه افسانه. یا زمانی که استراوینسکی را پس از نخستین اجرای باله ی پرستش بهار، از در پشتی اپرای پاریس فراری می دادند، تا مورد ضرب و شتم پاریسی های خشمگین قرار نگیرد. و در این زمان نه پاریسی ها و نه حتی خود او نمی دانستند که فصلی نو از تاریخ موسیقی ورق می خورَد. یا در مختصاتی نزدیک تر و خودی تر، زمانی که حسین علیزاده ترکمن را روی صحنه اجرا کرد.
روش سوزوکی (قسمت یازدهم)

روش سوزوکی (قسمت یازدهم)

وقتیکه من در ناگویا (Nagoya) تدریس ویولون را پذیرفتم، پدرکوجی (Koji) در حاماماتسو (Hamamatsu) زندگی میکرد. در اوائل سال ۱۹۳۰ ما به توکیو رفتیم، بعد از مدتی تویودا (Toyoda) با تمام خانواده اش پیش ما آمدند و کوجی خردسال در خانه ما فعالانه شروع به تحصیل کرد. البته او باید نواختن ویولن را تصادفا یاد میگرفت و این موضوع که آیا اصلا او یادگیری ویولن را دوست داشت یا نداشت چندان مورد توجه نبود! دقیقا مثل یادگیری زبان ژاپنی برای بچه های ژاپنی!
اقیانوسی بنام باخ (I)

اقیانوسی بنام باخ (I)

از آنجائیکه باخ در مقایسه با آهنگسازان هم عصر خود میل شدیدتری به موسیقی داشت و پیروی از سبک او نگرش عمیق تری از حد معمول را طلب می کرد، همگان قادر به بهره جویی از اقیانوس بیکران هنرش نبودند. شاید یکی از دلایلی که او را از دیگر آهنگسازان متمایز نموده این نکته است که هیچ یک از آثارش سطحی نیستند.
مروری بر آلبوم «بوم خیال»

مروری بر آلبوم «بوم خیال»

اگر اجرای موسیقی آوازیِ مو به مو مبتنی بر بلوک‌بندی و جمله‌بندی و ساختار خرد و کلان ردیف‌ها را یک سرِ طیف، و موسیقی آوازیِ آهنگسازی‌شده را، که شاید از ماحضر موسیقی کلاسیک ایرانی تنها اشل‌هایِ صوتیِ مدها را در خود داشته باشد و تمام دیگر عناصرش (از الگوهای ملودیک و ریتمیک گرفته تا نحوه و روند تغییر مدها، فرم و غیره) از چشمه‌ی خلاقیتِ سازنده/نوازنده‌اش جوشیده، سرِ دیگرِ طیفِ آن سنتی بدانیم که در قرن اخیر بداهه‌نوازی نام گرفته است، پنج تکه تکنوازیِ مجملِ صائب کاکاوند در «بوم خیال» را باید جایی نزدیک به پایانه‌ی نخستِ طیف در نظر گرفت.
مصائب اجرای دوباره (I)

مصائب اجرای دوباره (I)

اجرای مجدد، آن چه به گونه‌ای هنجار مسلط در موسیقی دستگاهی به حساب می‌آید (۱) به همین نسبت در موسیقی جمعی ما کمیاب است. رفتار جامعه‌ی موسیقی‌دان و شنونده‌ی ما در مقابل اجرای مجدد آثار آهنگسازی شده نوعی رفتار تناقض‌آمیز است. از یک سو اجرای مجدد الگوها در موسیقی دستگاهی به حدی نهادینه شده، حتا کسانی با اجرای مو به‌ مو (و بدون تفسیر شخصی) ردیف هنوز می‌توانند لااقل در ذهن بخشی از جامعه‌ی موسیقی به عنوان هنرمند مطرح شوند و از سوی دیگر عمل به همین رفتار در مقابل قطعات از پیش ساخته شده کمتر دیده می‌شود.