دیم اثل اسمایت، آهنگسازی معترض (I)

دیم اثل اسمایت (1858 – 1944)
دیم اثل اسمایت (1858 – 1944)
دِیم اثل مری اسمایث (Dame Ethel Mary Smyth) مهم ترین بانوی آهنگساز در موسیقی اوایل قرن بیستم و همچنین یکی از معدود آهنگسازان اپرا در انگلیس بود. او به سال ۱۸۵۸ در وکنیگ، سِری (Woking, Surrey) در خانواده ای ارتشی به دنیا آمد. پدرش، آقای اسمایث، سر لشگر توپخانه ی سلطنتی بود. خانواده ی اسمایث در دوره ی کودکی او زیاد بین هند و انگلستان در سفر بودند که همین تجربه، عشق به سفر و ماجراجویی را در اثل پرورش داد.

اثل در هفده سالگی شاگرد الکساندر اوینگ (Alexander Ewing) بود و به واگنر و برلیوز علاقه مند شد.

او زیر نظر استادانی چون کارل راینکه (Carl Reinecke) به مطالعه پرداخت و پس از ترک کنسرواتوار به طور خصوصی با هاینریش فون هرزگنبرگ (Heinrich von Herzogenberg) به آموزش موسیقی پرداخت. اثل در کنسرواتوار با آهنگسازان مهمی از جمله دورژاک، گریگ و چایکوفسکی ملاقات کرد اما به این نتیجه رسید که تدریس در کنسرواتوار از استانداردهای رایج پایین تر است و بدین ترتیب پس از یک سال آنجا را ترک کرد.

اسمیت از طریق هرزگنبرگ با کلارا شومن و یوهان برامس آشنا شد. سپس “مَس در رِ ماژور” (Mass in D) را در سال ۱۸۹۱ به سبک جرمن رکوئیِم (A German Requiem) برامس نوشت. اسمایث همچنین چند ترانه ی آلمانی و هفت پرلود کرال کوتاه (Seven Short Chorale Preludes) به سبک برامس ساخت.

اثل با شورش آشکار خود محدودیت هایی که خانواده ی انگلیسیِ طبقه متوسطش برایش ایجاد کرده بودند را از سر راه برداشت. اثل در زمینه ی پیانو و تئوری [موسیقی] آموزش می دید تا دست آوردهای بانوان متشخص را به دست آورد اما آنچنان بر این آموزش ها متمرکز شد که خانواده اش تشخیص دادند بهتر است که این کلاس ها را تعطیل کنند.

زیرا خانواده ی وی تمایلی نداشتند که اثل موسیقی را به عنوان کار حرفه ای انتخاب کند. اثل نوجوان هم دست به اعتصابی طولانی مدت و دشوار زد و نهایتا خود را در اتاقش زندانی کرد و از حاضر شدن بر سر میز غذا، شرکت در برنامه های کلیسا و مهمانی ها خودداری کرد تا پدرش او را برای تحصیل آهنگسازی به لایپزیگ بفرستد.

آقای اسمایث هم بعد از دو سال تسلیم شد و اثل به لایپزیگ رفت. شخصیت بزرگ او در لایپزیگ به سبکی برامسی برای بیان درونیات خود دست یافت. او در سال ۱۸۹۳ با اجرای “مَس در رِ” برای کر و ارکستر شناخته شد و تلاش کرد تا اپراهایش را نیز اجرا کند.

اثل در سال ۱۹۱۰ با اِملین پنکهرست (Emmaline Pankhurst) آشنا شد که پایه گذار جنبش حق رأی زنان و رییس اتحادیه ی ستیزه جو و بسیار خوش ساختارِ اجتماعی و سیاسی زنان (Women’s Social and Political Union) بود. اسمایث که شدیدا تحت تأثیر سخنرانی های مردمی و خیره کننده ی خانم پنکهرست قرار گرفته بود، موسیقی را به مدت دو سال کنار گذاشت و خود را وقف جنبش حق رأی زنان کرد.

لگرد داون (Laggard Dawn) و مارش زنان (The March of the Women) در سال ۱۹۱۱ نوشته شدند و برای نخستین بار توسط گروه کری متشکل از طرفداران حق رأی (Suffragettes) در اقدامی برای جمع آوری پول (۲۳ مارچ ۱۹۱۱) در رویال آلبرت هال لندن اجرا شد. قطعه ی دوم به شعار مبارزه ی جنبش حق رأی تبدیل شد و با تنظیم برای صداهای ترکیب شده و آواز اونیسون منتشر گشت.

audio file بشنوید “مارش زنان” را ساخته اثل اسمایت

با این حال، معروف ترین اجرای این قطعه که از همه ی اجرا ها کمتر عمومی بوده است، به سال ۱۹۱۲ در زندان هالووی لندن اجرا شد: بیش از صد نفر از طرفداران حق رأی از جمله خانم پنکهرست و اثل اسمایث که شیشه ی پنجره ی خانه های مخالفان حق رأی زنان را با اقدامی بسیار هماهنگ در سراسر لندن شکسته بودند، دستگیر، محاکمه و به دو ماه زندان محکوم شدند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جان کیج و ذن بودیسم (III)

او به زودی خود را مستغرق میان دنیای سریالیسم شوئنبرگ و نئوکلاسیسیسم «استراوینسکی» پیدا کرد و عمیق ترین تآثیرات را از کلاس های آهنگسازی «هنری کاول» پذیرفت. در ۱۹۳۴ به بهترین شاگرد کلاس شوئنبرگ بدل شد. یک بار شوئنبرگ در باره ی او گفت: او برای من نه تنها بهترین شاگردِ آهنگسازی که افتخارِ کشفِ یک نبوغ است.

میکس و مستر به زبان ساده تحت برنامه کیوبیس (V)

دینامیک در موسیقی های قدیمی بیشتر است و در موسیقی امروز محدودتر. دینامیک کار نهایی عملی است که مهندس مستر انجام می دهد.

از روزهای گذشته…

«نیاز به کمالگرایی داریم» (I)

«نیاز به کمالگرایی داریم» (I)

اگر اهل مطالعه نوشته های مربوط به موسیقی باشید حتما نام سجاد پورقناد برای شما آشناست؛ او سردبیر قدیمی ترین مجله اینترنتی روزانه موسیقی به نام گفتگوی هارمونیک است. البته فعالیت در عرصه مطبوعاتی (اینترنتی و کاغذی) تنها بخشی از فعالیت های پورقناد را تشکیل می دهد. او غیر از فعالیت گسترده در زمینه نقد، گزارش و مقاله نویسی، تلاش های قابل توجهی در زمینه تولید و اجرای موسیقی داشته است که شامل آثار مختلفی از نوازندگی، خوانندگی و در این اواخر آهنگسازی می شود.
نی و قابلیت های آن (VI)

نی و قابلیت های آن (VI)

بالابان نامی است که آذری ها به این ساز اطلاق کرده اند. این ساز در زبان ارمنی، دودوک خوانده می شود و در مناطق کردنشین ایران به نام نرمه نای می شناسند. این تفاوت نام البته در صدادهی و شخصیت موسیقایی ساز هم خود را نشان می دهد. یعنی علی رغم شباهت ظاهری هر سه نوع، به راحتی می توان نوای دودوک ارمنی را با صدای بالابان آذری و نرمه نای کردی تشخیص داد.
نگاهی کوتاه به مقایسه آکوستیکی تمبک و کلام (II)

نگاهی کوتاه به مقایسه آکوستیکی تمبک و کلام (II)

تولید دسته ای از آواهای گفتاری همراه با ارتعاش تارهای صوتی و تولید صدا است مانند “آ”، “e” و… به این دسته از آواها “صدادار، مصوت یا واکه (Voiced)” می گویند. برعکس در تولید دسته ای دیگر از آوا ها اندامهایی به غیر از تار صوتی نقش دارند مانند دندانها، لثه و… این آواهای بدون بهره از ارتعاش تارهای صوتی را “بی صدا، صامت یا بیواک (Voicless)” گویند مانند “ش”، “s” و… بعضی از آوا ها هم ترکیبی اند مانند “ز” که اندام گفتاری مجزا جهت تولید صدای آن نقش داشته و در واقع ترکیب صامت و مصوت است.
کنسرت «آواز خاکستر»

کنسرت «آواز خاکستر»

کنسرت «آواز خاکستر» با اجرای مهران مهرنیا نوازنده تار و سه تار و آهنگساز، هاشم احمدوند خواننده و پیمان ناصح پور نوازنده تنبک در تاریخ ۵ دی ماه سال جاری در فرهنگسرای نیاوران اجرا شد.
یادی از نوازنده کلیمی، یحیی زرپنجه (III)

یادی از نوازنده کلیمی، یحیی زرپنجه (III)

در هر حال کسی هرگز فکر نمی کرد که او با آن بنیه سالم و جوان به این زودی از دست برود و اگر در «جزوات یادی از هنرمندان» (چاپ شده در سال ۱۳۵۷) یادی از او نیامده بود، شاید همین مقدار اطلاعات هم از او در دسترس نبود. از بازماندگان زرپنجه کسی باقی نیست. یحیی زرپنجه مطربی عاشق از نسلی دیگر و دورانی فراموش شده است که همچون صفحات کهنه اش تنها عده ای معدود را آشناست.
توضیحاتی در مورد مرور آقای بهرنگ نیک آئین (IV)

توضیحاتی در مورد مرور آقای بهرنگ نیک آئین (IV)

«پژوهش» هومان اسعدی (۱۳۸۲) یک مقاله ای است در فصلنامه ماهور که خودِ نویسنده آن را چنین معرفی و ارزیابی نموده است: «مقاله حاضر بخشی از یک طرح تحقیقاتی نگارنده است که هنوز به اتمام نرسیده است». (فصل نامه ماهور شماره ۲۲ ص ۴۶) اما آقای نیک آئین اضافه کرده اند که:
اپرای لیلی و مجنون (II)

اپرای لیلی و مجنون (II)

به خاطر می آورم که آن شب ماردم را خیلی اذیت کردم! بیش تر از آن پرده سیاه شاکی بودم، نمی توانستم صحنه را به خوبی ببینم و از او سؤال هایی درباره داستان اپرا می پرسیدم. حواستان باشد که ما مثل بچه های امروزی با تلویزیون و رادیو و تئاتر بزرگ نشدیم، در نتیجه آنچه بر روی صحنه رخ می داد کاملا واقعی جلوه می کرد!
صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (II)

صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (II)

اگر به ملزوماتی که او برای بخشیدن «صورت مقبول و دنیاپسند و جمعی» و ایجاد «تحول صمیمی» (۱) در موسیقی ایرانی لازم می‌داند، نگاهی بیاندازیم ایده‌آل او را در شخصیتی خواهیم یافت با کمی تفاوت مانند خودش: متبحر در موسیقی ایرانی اعم از نظری و عملی، استاد در موسیقی علمی (آشنا به موسیقی غربی)، دارای ذوق و قریحه‌ی فوق‌العاده در موسیقی، عمیقاً آشنا با ادبیات فارسی، قادر به نواختن اکثر سازهای مرسوم موسیقی و آشنا با صنعت نجاری و …
لحظه‌هایی در سکوت، زیر آوارها <br>تحلیلی بر آثار منتشر شده کیاوش صاحب نسق (II)

لحظه‌هایی در سکوت، زیر آوارها
تحلیلی بر آثار منتشر شده کیاوش صاحب نسق (II)

در آثار پیانو کمتر اثری را میتوان یافت که فضایی نزدیک به موسیقی معاصر داشته باشد ، تنها استثناها ” ۲ مارچ ۲۰۰۲ ” و ” ۶ آوریل ۲۰۰۲ ” هستند که فضایی متفاوت با بقیه قطعات دارند . این موضوع با توجه به سابقه‌ای که از دیگر آثار او در دست است کمی عجیب به نظر میرسد .
موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (VIII)

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (VIII)

در پایان این مراسم که معمولا تا پاسی از شب به طول می‌کشد، افراد گروه نذورات جمع آوری شده را بین خود و یا مستمندان تقسیم می‌کنند. همچنانکه در بالا ذکر شد، شکل اجرا در بین تمامی مناطق ترکمن نشین یکسان است. مفهوم ابیاتی که از سوی سرخوان قرائت می شود نیز یکسان است اما آن ابیات در هر منطقه با هم متفاوت است. به طور مثال، در ترکمنستان ابیاتی که سرخوان دسته می خواند، چنین است (با این توضیح که بعد از هر بند از ترانه ـ که از سوی سرخوان گفته می‌شود ـ تمام اعضای گروه، همصدا «یارمضان» می‌گویند.):