هنرمند افسانه ای

Freddie Mercury , 1946 – 1991
Freddie Mercury , 1946 – 1991
براستی انسان تا چه حد می تواند در مقابل سختی ها قوی باشد؟ به چه مقدار و تا کی می تواند در زندگی اشتباه کند؟ چرا انسان با حسادت این زندگی کوتاه را خراب میکند؟ چرا باید در تنهایی ها حسادت را بعنوان یار و همدم خود انتخاب کرد؟ و …

فردی مرکوری، از محبوبترین و شاخص ترین هنرمندان موسیقی سبک راک و هارد راک بود که با قدرت آوازخوانی کم نظیر و توانایی های منحصربفرد در اداره صحنه، اجراهای نمایشی و پرزرق و برق زنده و ویدیویی، توانست نام خود را بعنوان یکی از شناخته شده ترین چهره های موسیقی قرن گذشته به ثبت برساند. او آهنگساز، شاعر و خواننده ای افسانه ای بود که هرگز کسی نتوانست پس از او، سبک موسیقی اش را کپی یا دنبال کند، گوش کنید :

audio file Jealousy

در ۵ سپتامبر۱۹۴۶ با نام فرخ بلسارا، در زنگبار، تانزانیا از والدینی – به روایتی ایرانی – متولد شد. در سن ۸ سالگی به مدرسه شبانه روزی سنت پیتر در نزدیکی بمبئی فرستاده شد و در طی سالهای ۱۹۶۳- ۱۹۵۵ در آنجا با آداب و رسوم انگلیسی به تحصیل پرداخت و در همین دوران دوستانش نام فردی را برایش انتخاب کردند.

علاقه فراوان فردی به هنر، بخصوص موسیقی موجب شد تا مدیر مدرسه از والدینش بخواهد تا در کلاسهای موسیقی مدرسه نیز شرکت کند. فردی کلاسهای پیانو را با جدیت و علاقه فراوان دنبال میکرد و در سال ۱۹۵۸ با دوستانش گروه موسیقی راک به نام The Hectics را تشکیل داد.

Freddie Mercury در سال ۱۹۶۳ به دنبال اغتشاشات محلی و سیاسی در زنگبار، فردی و خانواده اش به انگلستان مهاجرت کردند. در آنجا فردی به کالج ایلینگ رفت و در همین دوران با تیم استافل Tim Staffel نوازنده بیس آشنا شد که عضو گروه محلی کوچک Smiles بود. فردی به زودی به تماشاگر ثابت تمرینات این گروه مبدل شد و دوستی محکمی با سایر اعضای گروه پیدا کرد، یعنی برایان می Brian May گیتاریست و راجر تیلور Roger Taylor نوازنده درام.

با تشویق دوستان تازه اش، فردی به نواختن و گاهی خواندن در گروههای موسیقی چون Ibex, Wreckage و… پرداخت. اما این فعالیت مختصر برای او ارضا کننده نبود در نتیجه در سال ۱۹۷۰ زمانی که استافل گروه Smiles را ترک کرد به جای او به گروه پیوست.

آنها وجوه جذاب و تاثیرات راک سنگین جیمی هندریکس Jimi Hendrix و لد زپلین Led Zeppelin، هارمونیهای آوازی گروه بیتلزThe Beatles، پوشش و آرایش مدرن دیوید بووی David Bowie و تی-رکس T-Rex را در یک قالب مشترک ریختند و نتیجه تولد گروه افسانه ای کویین بود. از آنجاییکه فردی برای این گروه آینده درخشانی پیش بینی میکرد نام خود را نیز به رسما” به نامی چشمگیر تغییر داد و فردی مرکوری، وارد صحنه موسیقی راک شد.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

شهرام صارمی از مدیریت اجرایی جشنواره موسیقی فجر استعفا کرد

در پی استعفای اعتراض آمیز علی ترابی، شهرام صارمی مدیر اجرایی سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر، یک روز پس انتصاب مدیر جدید دفتر موسیقی وزارت ارشاد با انتشار نامه‌ای سرگشاده از سمت خود استعفا کرد.

از روزهای گذشته…

نت هایی از حاشیه های موسیقی (III)

نت هایی از حاشیه های موسیقی (III)

برخی از آنها نام مستعار برگزیدند، نام هایی مانند «خانم هارمونیکا»؛ بسیاری از آنها نیز به فراموشی سپرده شدند تا زمانی که رشته ی مطالعات جنسیت (gender studies) به جانبخشی به تاریخ فراموش شده ی زنان پرداخت. آرون کوهن (Aaron Cohen) در دانشنامه ی بین المللی زنان آهنگساز (International Encyclopedia of Women Composers) که در سال ۱۹۸۷ چاپ شد، از ۶۰۰۰ آهنگساز زن نام می برد.
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (I)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (I)

دوره ساسانیان دوره‌ی شکوفایی، اعتلا و جهش عظیم موسیقی در ایران بوده است. موسیقی در این عصر نزد پادشاهان مقام والا و به سزایی کسب کرد، توجه و علاقه درباریان و اشراف به موسیقی موجب پرورش و رشد موسیقی گردید، به‌طوری‌که سرودهای مذهبی، ترانه‌های ملی و بومی و ترانه‌ای که از وقایع مهم سرچشمه می‌گرفت برای اولین بار در این دوره سروده و خوانده شد.
نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (III)

نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (III)

نمونه های زیادی از انواع فرهنگ های موسیقایی بدوی در جهان وجود دارد که در آنها، نوازنده و آهنگساز و حتی شاعر و خواننده یکنفر است؛ در موسیقی قرون وسطای اروپا هم این پدیده زیاد دیده می شود. ارتباط دادن این مسئله با تفکرات عرفانی و فلسفی ایرانیان، نوعی فلسفه بافی است که متاسفانه در نوشته های نوازندگان مرکز حفظ و اشاعه موسیقی بسیار دیده می شود (۱) ضمن اینکه همین فلسفه بافی هم بدون توجه به مشکلاتی که در اسناد تاریخی اش دارد، دچار مشکلات منطقی است؛ همانقدر که یک اثر بداهه نوازی تحت تاثیر نواخته گذشتگان اش است (۲)، یک قطعه کلاسیک هم در موسیقی غربی، تحت تاثیر تکنیک های هارمونی، کنترپوان، فرم و… گذشتگان اش است.
افسانه ۱۹۰۰

افسانه ۱۹۰۰

فیلم داستان زندگی مردی است که هیچگاه پا روی خشکی نگذاشته و همواره در یک کشتی تا هنگام مرگ زندگی می کند و پیانو می نوازد.
گفتگو با هوشنگ ظریف (III)

گفتگو با هوشنگ ظریف (III)

من در دوره‌ی هنرستان، در کنار تار، دو سال هم پیش استاد حسین تهرانی تنبک یادگرفتم. بعد زمان آقای دهلوی ایشان گفتند تنبک متد ندارد برو و آقای تهرانی را بیاور و درس‌های ایشان را ثبت کن تا متدی تهیه کنیم. هفته‌ای یک روز آقای تهرانی را که منزل‌شان هفت‌حوض بود می‌رفتم و با ماشین برشان می‌داشتم می‌بردم هنرستان. ایشان از اول شروع کردند و با دید آموزشی، درس‌ها را زدند و من نوت کردم. آن سالها دستم روی تنبک هم خیلی روان بود. حتی دوستان و فامیل دور هم که جمع می‌شدند خیلی وقتها جای تار به من می‌گفتند تنبک بزنم. تنبک را هم مثل چپ دست‌ها می‌زنم. چون پا و دست چپم قوی‌تر هستند و از اول آنطور عادت کرده بودم. خیلی از گلهایی که در جام جهانی زده‌ام هم با پای چپم زده‌ام (خنده).
آرشین مال آلان

آرشین مال آلان

“آرشین مال آلان” از جمله جذاب ترین داستان های فرهنگ آذربایجانی است که در سال ۱۹۱۰ میلادی توسط اوزیر حاج بایف (Uzeyir Hajibeyov) موسیقیدان شهیر آذری بصورت اپرای کوچک (Operetta) تهیه شد. این اپرا آنقدر مورد توجه علاقمندان به فرهنگ و هنر آذربایجان قرار گرفت که امروزه نیز به مناسبت های مختلف کماکان شاهد اجراهای مختلف از آن هستیم.
ضیائی: با بیشتر سازندگان مطرح ویولون اروپا ملاقات کرده ام

ضیائی: با بیشتر سازندگان مطرح ویولون اروپا ملاقات کرده ام

مجموع ابزارها و دستگاه ها بسیار متنوع هستند، از قطعات کوچک تا دستگاه های پردازشگر قوی مورد استفاده قرار می گیرند، وسایلی که پارامترهای مختلفی از اصول ریاضیات، هندسه، شیمی، فیزیک، مکانیک و آکوستیک را که در یک قطعه بکار رفته است را پردازش می کند.
ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (IV)

ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (IV)

آنگاه ادامه می‌دهد که اثر زیباشناسانه –حتا آن گونه اثر غیر معنایی که به وسیله سازماندهی صدا (در موسیقی) یا رنگ و خط (در نقاشی یا مجسمه سازی) پدبد می‌‌آید– همیشه اشاره به نوعی از پندار اجتماعی، راهی از بودن با، و/یا برای دیگران، دارد. ممکن است در این زمینه اظهار نظرهای «جِیمسون» (Jameson) را در انتهای ” ناآگاهی سیاسی” در بخشی با عنوان “دیالکتیک آرمانشهر و ایدئولوژی”، به مفهوم آنکه ” تمام آگاهی طبقاتی –در مفاد نص تمام ایدئولوژیها چنان است– بیش از فرم‌های انحصاری آگاهی طبقات حاکم، متقابلا فرمهای طبقات ستمکشیده در طبیعت بسیار آرمانیشان هستند ” بیاد آوریم، هر چند آنها ادبیات محور هستند.
گفتگو با زوکرمن (I)

گفتگو با زوکرمن (I)

درست است که زوکرمن تازه شصت ساله شده اما این نوازنده بین المللی در اعماق وجودش همچنان همان نوازنده مشتاقِ آتش افروزیست که مخاطبان در تمام نقاط دنیا از سال ۱۹۶۱، پس از اولین اجرایش به عنوان یک ویولونیست نابغه، شناخته اند و تحسین می کنند. او اکنون دارد لندن را نیز از این شور و اشتیاق بهره مند می کند.
زبان متمایز شهناز

زبان متمایز شهناز

شیوه ی نواختن جلیل شهناز در قالبِ مفاهیمِ سبک شناسی می گنجد، چراکه در آرایش درونیِ تیپ های ملودیک اش نوعی تلمیح را بکار می برد. منظور از تلمیح همان ایجاد تاثیر دو سویه ای است که به دو شکل در روندِ احساسیِ مخاطب مؤثر واقع می گردد. همانا که حافظ شیراز در غزلیات اش چنین است. مخاطبِ نوایِ تارِ شهناز، از این رو که در کشفِ تلمیحِ موردِ نظر دخالت دارد، احساس سرخوشی می کند. زیرا مخاطب از بیانِ غایبِ لحظه و بیانِ حاضر که ممکن است در لحظه جا عوض کند، لذت می برد و از این رو لذتِ تمام نشده به تاخیر افتاده و نوعی لذتِ دیگر که در همان تلمیح شکل می گیرد جایگزین می شود، بدین صورت که معانی و نشانه های بیانی از هم عبور می کنند و در نهایت به هم پیوند می خورند؛ این همان گیجیِ ناشی از سرمست شدن است که وقتی مخاطب دچارش می گردد، عالمی دیگر می یابد و به خلسه می رود.