اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (V)

ادیث پیاف (۱۹۱۵- ۱۹۶۳)
ادیث پیاف (۱۹۱۵- ۱۹۶۳)
سال ۱۹۸۳ کلود لُلوش (Claude Lelouch) ، کارگردانِ فرانسوی، فیلمی به نام «ادیت و مارسل» (Édith et Marcel) ساخت که این بخش از زندگی پیاف و رابطه ی بسیار عاشقانه اش را با این ورزشکار که کمتر از دو سال به طول انجامید، ترسیم می کرد. هنرپیشه فرانسوی اِولین بوایکس (Évelyne Bouix) در این فیلم نقش پیاف را بازی کرد. کلود لُلوش در مورد این دو شخصیت چنین گفته است: «سِردان به من زندگی را آموخت، پیاف به من عشق ورزیدن را آموخت و هر دو آن ها به من مرگ را آموختند.»

پیاف که به خاطرِ درگذشت ناگهانی و ناگوارِ سِردان بسیار شکننده و آسیب پذیر شده بود به عرفان و حتی احضار روح روی آورد. با این وجود او از کارکردن دست نکشید و در سالن پِلیِل (Pleyel) برنامه اجرا می کرد.

سال ۱۹۵۱، شارل اَزنَوورِ (Charles Aznavour) جوان، نویسنده، آهنگ ساز و خواننده ی معروف فرانسوی، تبدیل به «همه کاره» ی پیاف: منشی، راننده و رازدارِ او، گردید. از سالِ ۱۹۴۵، پیاف به شارل کمک می کرد تا شایستگی اش را بر روی صحنه نشان دهد. شارل چندین ترانه از جمله «آبی تر از آبیِ چشم های تو» (Plus bleu que le bleu de tes yeux) و« ژِزِبِل» (Jezebel) را برای پیاف نوشت و تا پایانِ زندگی پیاف به او وفادار ماند.

audio file بشنوید ترانه «آبی تر از آبیِ چشم های تو» را با صدای پیاف

نوامبر همان سال ادیت با دوچرخه سوار لویی ژِرادَن (Louis Gérardin) معروف به توتو (Toto)، که متأهل بود و در همسایگی اش زندگی می کرد، رابطه ی جدید عاشقانه ای برقرار کرد که تا سپتامبر ۱۹۵۲ دوام آورد. ادیت که شدیداً شیفته ی او شده بود مکاتبات پر شور و حالی را با لویی تا ۱۸ سپتامبر ۱۹۵۲ ادامه داد که مجموعه ی این نامه ها سال ۲۰۰۹ در حراجی کریستیز (Christie’s) به فروش رسید.

حراجِ این مجموعه که شاملِ پنجاه و شش نامه ی منتشر نشده بود، باعثِ اِفشایِ رابطه ی ادیت با این قهرمانِ دوچرخه سواری شد؛ رابطه ای که از سال ۱۹۵۱ تا سال ۱۹۵۲ به طول انجامید و تا سال ۲۰۰۹ هیچ کس از آن خبر نداشت. تنها طرفدارانِ ریزبین پیاف دریافته بودند که در گاه شماری زندگیِ احساسی ادیت پیاف خلأیی بین اتمام رابطه ی هشت ماهه اش با آندره پوس (André Pousse)، ابتدایِ سال ۱۹۵۱، و شروع رابطه با ژاک پیل (Jacques Pills) وجود دارد.

پاییز سال ۱۹۵۲، پیاف در آخرین نامه ای که از نیویورک برای لویی فرستاده بود، به او اطلاع داده بود که دو ماه قبل ازدواج کرده است.

دو روز پس از اتمام رابطه با لویی، ادیت با خواننده ی فرانسوی ژاک پیل ازدواج کرد. شاهد ازدواج آن ها هنرپیشه مارلِن دیِتریش (Marlène Dietrich) بود که لباس عروس را نیز او انتخاب کرد. در آن زمان این اتفاق بسیار سر و صدا به راه انداخت و بیش از شصت و چهار مجله آن را پوشش دادند.

ادیت و ژاک اولین بار در ایالات متحده با هم ملاقات کردند. او برای پیاف ترانه ای نوشت به نام “Je t’ai dans la peau” و ادیت نیز همین کار را برای او انجام داد و ترانه ای نوشت به نام “Ça gueule ça madame”. موسیقی این دو ترانه توسط ژیلبر بِکو (Gilbert Bécaud) پیانو نواز، ساخته شده بود.

audio file بشنوید اجرای زنده پیاف را در تالار المپیا، از ترانه “Je t’ai dans la peau” در سال ۱۹۵۵

پیل، ادیت را در مسافرت هایش به ایالات متحده و یا شهرهای مختلف فرانسه برای اجرای برنامه، همراهی می کرد. آن ها یکی پس از دیگری برای اجرا به روی صحنه می رفتند. این زوج سال ۱۹۵۴ در مولَن روژ (Moulin Rouge) و سال ۱۹۵۵ در اُلَمپیا (Olympia) برنامه داشتند. پیاف و پیل سال ۱۹۵۷ از یکدیگر جدا شدند. ژاک پیل پس از جدایی اش از پیاف هیچ گاه موفقیتِ حرفه ای اولیه اش را به دست نیاورد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

برنامه گردشگری موسیقی نواحی ایران همزمان با کنگره مشاهیر کُرد در سنندج

موزه موسیقی ایران همزمان با کنگره مشاهیر کرد در سنندج، سفری تخصصی در زمینه موسیقی به این شهر برگزار می کند. این سفر با همکاری موزه موسیقی ایران و انجمن موسیقی سنندج برگزار می­گردد و هدف از آن، دیدار و همنشینی با اساتید گرانقدر موسیقی غنی کُردی، بهره ­گیری از دانش موسیقایی و اجرای زنده اساتید برجسته، آشنایی با فرهنگ موسیقی کُردی شامل سازها، موسیقی­ های آیینی و گروه­های موسیقی، دیدار از کارگاه­های کهن و منحصر به فرد ساخت سازهایی چون دف، دیوان، تنبور و سنتور به منظور آشنایی با سازهای بومی و تکنیک­های خاص ساخت آن­ها در منطقه، حضور در خانقاه و آشنایی با موسیقی عمیق خانقاهی، شرکت در برنامه گروه نوازی دف، تماشای حرکات موزون کردی، دیدار از موزه ­ها و ابنیه­ تاریخی شهر سنندج می ­باشد.

آثار مرتضی محجوبی به انتشار رسید

ردیف و قطعاتی از مرتضی محجوبی به انتشار رسید. این کتاب، حاصل اندیشه و انگیزه شهرام محذوف در تبدیل دست‌نوشته‌های مرتضی محجوبی به خط نت بین‌المللی است که با همکاری فخری ملک‌پور، در طول مدت ۳سال به انجام رسیده است که دارای ۱۲ مقام (شامل ۷ دستگاه و ۵ آواز) است. تنظیم تمامی پیش‌درآمدها، قطعات ضربی، تصنیف‌ها و رِنگ‌ها توسط شهرام محذوف صورت گرفته است.

از روزهای گذشته…

ای نهال آرزو خوش زی که بار آورده ای

ای نهال آرزو خوش زی که بار آورده ای

طبق رسم معهود به تاریخ ۲۵/۲/۸۸ که اولین جشنواره هنرمندان خود آموخته تعریف شده بود، در دریکنده بابل زادگاه مکرمه قنبری به گرد هم در آمدیم. دامنه این حرکت فرهنگی و هنری آنچنان وسیع و گسترده بود که به کاتالوگی تاریخمند مبدل شد که در قالب ورک شاب شکل گرفت. مرتبه و جایگاه وجودی این مراسم به لحاظ معنویتی که در ذات و جوهره آن بود، تحسین ملی را برانگیخت که محل اقبال تجربه ای تاریخمند و ماندگار شد.
خواننده ای که شناخته نشد (II)

خواننده ای که شناخته نشد (II)

دیگر آنکه در زمان خود هنرمندی مطرح و خواننده درجه ۱ برای تصانیف بوده است. از اساتید وی و اینکه نزد چه کسی تعلیم یافته اطلاعی در دست نیست در کمال تاسف، از سوی مورخان موسیقی هیچ نام و نشانی در نوشته های تاریخی و یا روزنامه و مجلات هنری از وی درج نشده است که دلایل آن نیز با مختصر بررسی اسناد موسیقی بدست آمده که اشاره ای کوتاه می گردد.
رمضان: تغییراتی در مرور زمان در سبک های اشخاص مختلف دیده می شود

رمضان: تغییراتی در مرور زمان در سبک های اشخاص مختلف دیده می شود

چیزی که مهم است آن است که نوازنده این مسائل را بداند و با هر آهنگسازی بتواند خود را وفق دهد. دقیقا چیزی که آهنگساز خواسته چه در آن زمان و چه در حال حاضر، چون بعضی از این قطعات تازه نوشته شده اند… این ارتباط برقرار کردن خب خیلی مشکل است و چالشی است که نوازندگی به آن احتیاج دارد. چیزی که برای من جالب است این است که تکنیک های آهنگسازی هم در این آهنگ ها با هم فرق کرده اند. مثلاً قطعه ی آقای والی که در سال ۱۹۸۰ نوشته شده است کاملاً با اکول ساختار آهنگسازی وین آهنگسازهایی مثل وبر، لوئینو تطابق دارد ولی موسیقی که الان آقای والی می نویسند کاملاً متفاوت است، می دانم که ایشان که مطالعه ی خاصی روی ربع پرده دارند، روی موسیقی فولکلوریک ایران دارند و الان اگر مثلاً کنسرتو های ایشان را که برای نی و ارکستر جدیداً اجرا شده بشنوید، کاملاً متفاوت از لحاظ ساختار آهنگسازی با قطعه ای که من اجرا کردم در CD که حدود ۳۵ سال پیش نوشته شده، را احساس می کنید.
کنسرتو ویولن برامس

کنسرتو ویولن برامس

نسیم آغازین و وسوسه انگیز بادی ها در ابتدای نخستین موومان، به آهستگی ارکستر را چون دریایی خروشان می سازد که در تموجش اثری از سازگاری و آرامش نیست و تکنواز به ناگاه و بسیار زود هنگام همانند ذره ای کوچک به میان این طوفان می افتد. کوشش آغازین تکنواز برای رهایی از این تلاطم راه به جایی نمی برد و سر انجام او در میان موجهای سرگردان این دریا، غوطه ور می شود.
گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (III)

گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (III)

مرجان راغب افزود فصل بعدی کتاب «بررسی خصوصیات عارف قزوینی» و سوابق او در خوشنویسی، شعر، موسیقی و سیاست می‌پردازد. فصل بعدی کتاب، به «آثار مکتوب عارف قزوینی» می‌پردازد که شامل دیوان عارف، زندگی‌نامۀ خودنوشت او، و عارف‌نامۀ هزار است و در کتاب به تفاوت آنها پرداخته شده است. فصل بعدی «منابع سه‌گانۀ موجود از تصنیف‌های عارف» بررسی و همراه با جدول‌هایی مقایسۀ تطبیقی شده‌اند.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XIII)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XIII)

مثلاً اگر سرعت و زمان بندی یک مقام یا گوشه کمتر یا بیشتر شود، امکان تجلی محتوای واقعی آن موسیقی مشکل می شود. یا مثلاً اگر زمان بندی طرح ها و نقش های داخلی یا بیرونی یک گنبد تغییر کند و ابعاد آن چند برابر بزرگتر یا کوچکتر شود، تأثیر بصری و حسی متفاوتی را نسبت به اصل خود در بیننده ایجاد می کند. بنابراین: موسیقی های سنتی ما زمان-بندی و سرعت ویژه خود را داشته اند. این زمان بندی و سرعت با آنچه امروزه از سرعت استنباط می شود متفاوت است.
از موسیقی شناسی زیستی تا آواز میکروتونال پرندگان (I)

از موسیقی شناسی زیستی تا آواز میکروتونال پرندگان (I)

موسیقی شناسی زیستی یا Biomusicology مطالعه موسیقی است با دیدگاهی زیست شناسانه. از آنجائیکه موسیقی نماد رفتار موجودات زنده مانند انسان است پس می توان بین زیست شناسی و موسیقی پلی زد که این پل همان موسیقی شناسی زیستی است. یک موسیقی شناس زیستی باید احاطه کامل بر زیست شناسی و موسیقی داشته باشد تا بتواند دریکی از چند گرایش آن فعالیت کند:
فراگیری موسیقی کودکان

فراگیری موسیقی کودکان

بدون تردید همه ما انسانها به موسیقی علاقه داریم و توانایی یادگیری آواز خوانی و حتی نواختن ساز را کم و بیش دارا هستیم. بخصوص هنگام نوجوانی این علاقه فطری برای یادگیری بیشتر در درون ما جلوه میکند.
باغسنگانی: اگر اجازه داشتم، شب ها هم در رادیو می ماندم!

باغسنگانی: اگر اجازه داشتم، شب ها هم در رادیو می ماندم!

این موضوع بعد از مدتها یکی از مشکلات من هم شده بود. گاهی وقتها حجم کار به حدی بود که تقریبا هر روز یکی از مجلات یا روزنامه های آن روز یک مطلب از من را منتشر کرده بود یا حتی روزهایی هم بوده است که پنج روزنامه و مجله مطلبم را منتشر کرده اند. با تمام اینها هم افزایش این دیدارها و گفتگو و هم نفس مباحثی که با محققان و هنرمندان و شخصیت های فکری برجسته، همه و همه، این نکته را به من یادآوری می کردند که ای کاش می شد تمام این مباحث را به گونه ای بتوان بازنشر کرد. کاری که تقریبا اغلب کسانی که روزی روزگاری این حجم از کار را در اختیار داشته اند تقریبا مطالب خودشان را یکجا منتشر کرده اند. منتها اگر من می خواستم منتشر کنم ده ها جلد مطلب بود که خود این موضوع هم باعث شد که راه دیگری را انتخاب کنم. راه دوم تغییر مسیر بود؛ به این معنا که دست از پراکنده کاری بردارم و مستقلا درباره موضوعات و اشخاص کار کنم.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (II)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (II)

در سال ۱۹۰۰ این دو دوست جوان با “تولستوی” ملاقات کردند. این دو به تولستوی به خاطر رمان بزرگش “آناکارنینا” و نه به خاطر کار جدلی جدیدتر او تحت عنوان “هنر چیست” احترام بسیار می گذاشتند. تولستوی وقتی شنید که این دو می خوانند و می نوازند پرسید: “آیا کسی هم هست که به چنین موسیقی ای محتاج باشد؟… انسانها به چه چیزی بیشتر نیازمند هستند؟ موسیقی دانشگاهی یا عامیانه؟… “بتهوون” مزخرف است، “پوشکین” و لرمانتف هم همین طور!”. آراء و عقائد انقلابی تولستوی راخمانینوف را به راستی عاجز و درمانده کرده بود. او را گرفتار نوعی ترس و ناتوانی پایدار ساخته بود. این وضع خانواده راخمانینوف را نگران کرد. او را نزد یک روانشناس خارق العاده و استثنائی، مردی که خود نوازنده توانای ویولن و عاشق موسیقی مجلسی بود فرستادند. این روانپزشک بیماران معتاد و الکلی خود را به کمک هیپنوتیسم درمان می کرد. روشهای درمانی او ظرف یکسال چنان بهبودی در احوال راخمانینوف پدید آورد که او به عنوان سپاس از پزشک معالج خود، دومین پیانو کنسرتوی خودش (۱۹۰۱) را به او اهدا کرد.