نگاهی به اپرای مولوی (VI)

سبک خوانندگی خاص علیشاپور به حدی در این اپرا به زنده شدن نقش او کمک کرده که گویی تا به حال علیشاپور برای خواندن این نقش روی این سبک کار میکرده است! نوع بیان او، نوع تحریر ها و محبتی که در این صدا وجود دارد، سلطان العلما را با قدرت در ذهن مخاطبان حک کرده است.

آکومپانیمان ارکستر بر دیالوگ پدر و پسر بسیار هوشمندانه و درخشان است.

ارکستر در هنگام صحبت کردن این دو در فواصلی خارج از شور می نوازد؛ ویولنها با فاصله نیم پرده از هم آکوردی را به صورت دتاژه مینوازند و پس از آن با طمانینه، ویولا، ویلنسل و کنترباس یک فاصله نیم پرده ای را اجرا میکنند، چیزی شبیه به تنفس کند با صدای ارکستر زهی! این ترکیب خاص فضایی را مثل به تصویری فکوس نشده را در ذهن شنونده تداعی میکند؛ همانطور که عکسی که فکوس نشده باشد در حول آن سایه ای کم رنگ از تصویر اصلی با فاصله ای کم نقش میبندد و تصویر اصلی را تار میکند، در آکورد ها هم فاصله بالاتر در کنار فاصله نیم پرده بمتر چنین تصویر ذهنی را میسازد و با موسیقی به ما میگوید این تصاویری است که مولانا به خاطر می آورد.

پس از پایان این گفتگو ناگهان صدای کر ایرانی زنان شنیده میشود که از دور کم کم جلو می آیند و با شمعهایی که در دست دارند در حال تشیع جنازه عطار نیشابوری هستند و می خوانند: “…آسمان گر واقف استی زین فراغ انجم و شمس و قمر بگریستی” مولانای جوان و پدرش با دیدن این صحنه زانو زده و میگریند…

یکی از نکات خاص در دو اثر مشترک غریب پور و عبدی، جایگاه زنان در این اپراها بوده است، گروه زنان سوگوار با شمعی به دست و کر زنان در این دو اثر به کررات مشاهده میشوند؛ زنان در این دو اثر همواره نمایانگر صلح و انسانیست هستند. در اپرای عاشورا و مولوی حتی یک زن هم نقش منفی ندارد و حتی در اپرای عاشورا همسر شمر در پرده ای خاص او را دعوت به کنار گذاشتن نبرد میکند، در پرده سوم، چهارم اپرای مولوی هم زنان این نقش را دارند (البته در پرده چهارم یک مرد هم حضور دارد ولی گاری را میکشد!)

در این میان ناگهان امیر تومان وارد صحنه میشود و رسیتاتیفی در توصیف خونریزی همراه با قهقهه می خواند که صدای زنان سوگوار را قطع میکند… اجرای صادقی در این قسمت بسیار درخشان است، مخصوصا نوع خندیدن او بدون تغییر استیل آوازش چشمگیر و استادانه است. صدای محمدرضا صادقی در این دو اپرا نمونه کامل یک صدای سالم از نظر بهداشت حنجره و انطعاف پذیری از نظر آواز است.

کاروان زنان سوگوار بدون توجه به امیر تومان به خواندن و تشیع ادامه میدهند و با تاریک شدن صحنه فقط نور شمعها میماند و آن هم رو به خاموشی میرود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (I)

موضوع اصلی در فرآیندهای زایندگی و خلاقیت اتصالی است که این روند میان میراث های گذشتگان با خواسته ها و آرزوهای آیندگان (و حتی گذشتگان) برقرار می کند. در این شرایط به همان اندازه که میراث ها قادرند برای خود حریمی از تکرار و فرومردگی در خود را پدید آورند خواسته ها و آرزوها نیز از نیروی تحمیل توهم به خودآگاه فرد راهی شده بهره مندند.

مروری بر آلبوم «آواز دوره پهلوی اول، به روایتی دیگر» – بخش دوم و پایانی

در این مجموعه سه نمونه آواز شور وجود دارد که به ویژه ترَک سوم (و نه آنگونه که بارها در دفترچه آمده تراک) می‌تواند بهانه‌ای برای بازاندیشی به موضوعِ اختلاف ردیف‌های آوازی و سازیِ دستگاه شور باشد. (۱)

از روزهای گذشته…

نقدی بر مصاحبه رابعه زند درباره ساز ارجان

نقدی بر مصاحبه رابعه زند درباره ساز ارجان

مدتی پیش رابعه زند در فضای مجازی اعلام نمود که قرار است در سمینار جهانی تدکس (۳۰ فروردین ۹۷) درباره ساز بازسازی شده ارجان سخنرانی نمایند و ظاهرا «لیر ارجان» کماکان موضوع بحث او و وسیله ای برای مانورهای تبلیغاتی اش می باشد.
قطعه افسانه ای از آلبنیز (I)

قطعه افسانه ای از آلبنیز (I)

شاید گزاف نباشد که بگوییم جوهر موسیقی اسپانیایی را بطور کامل می توان در قطعه آستوریاس (Asturias) از ایزاک آلبنیز (Isaac Albeniz ,1860 – 1909) دریافت کرد. قطعه ای که همواره مورد علاقه آندره سگوویا (Andrés Segovia , 1893 -1987) و کلیه نوازندگان گیتاری که از او پیروی می کنند بوده و خواهد بود.
محمد رضا درویشی و کلیدر (V)

محمد رضا درویشی و کلیدر (V)

در قسمت قبلی این نوشتار اشاره ای شد به وضعیت منتقدین و نویسندگان موسیقی در ایران و اینکه هنوز در این بخش کمتر شاهد مطالب و مقالات و نقد های جدی و درخور توجه هستیم. در مورد نقد ها و مطالبی که در مورد کلیدر نوشته شد کمتر به ویژگی های ساختاری این اثر اشاره شد و بیشتر نویسندگان به بررسی ویژگی های ظاهری این اثر از دیدگاه عموم پرداخته اند.
گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

مدرس در ابتدا یادآوری کرد، برخلاف دوجلسه‌ی گذشته که با اخطار در مورد سهل‌انگاری در انجام نقدهای میان‌رشته‌‌ای آغاز شد خوشبختانه در مورد جامعه‌شناسی خطر منابع عمومی دست دوم کمتر وجود دارد. در این حوزه آثار معتبری به زبان فارسی برگردانده شده و در دسترس است.
گیتی خسروی

گیتی خسروی

متولد ۱۳۳۸ تهران خواننده کنتر آلتو gittikhosravi@yahoo.de فوق لیسانس آواز و تدریس آواز از کنسرواتوار هامبورگ ۱۹۹۲
نمایان ساختن ارزش موسیقی بی‌کلام

نمایان ساختن ارزش موسیقی بی‌کلام

پژمان اکبرزاده، شنبه شب، سی اوت ٢٠٠٨ در دانشگاه کُلن رسیتالی برای اجرای موسیقی ایرانی با پیانو داشت. برنامه‌ای که در آن آثاری از هنرمندان معاصر ایران برای پیانو بازسازی شده بودند. این دومین برنامه‌ی پژمان اکبرزاده برای شناساندن روایت پیانویی از موسیقی ایران در اروپاست که در ماه‌های آینده در دیگر شهرهای آلمان و بلژیک نیز تکرار خواهد شد. محمود خوشنام که در رسیتال کلن حضور داشته نقدی درباره آن نگاشته است.
پونچیلی، شهرت با یک اپرا!

پونچیلی، شهرت با یک اپرا!

آمیلکاره پونچیلی (Amilcare Ponchielli) آهنگساز مشهور ایتالیایی است که بیشتر در زمینه اپرا فعالیت داشته است. پونچیلی در سن ۹ سالگی برای تحصیل موسیقی، بورسیه کنسرواتوآر میلان را به دست آورد و در سن ۱۰ سالگی اولین سمفونی خود را نوشت! دو سال پس از ترک کنسرواتوآر اولین اپرای خود را بر اساس رمان مشهور “نامزد” نوشته الساندرو مانزونی (Alessandro Manzoni) ساخت، پس از اجرای این اپرا بود که وی به عنوان آهنگساز شناخته شد. اوایل دوران حرفه ای پونچیلی بسیار مایوس کننده بود. برکنار شدن از تدریس در کنسرواتوآر میلان با وجود آنکه رقابت آهنگسازی را در آنجا برده بود!
مروری بر آلبوم «هزاره‌ی تنبور»

مروری بر آلبوم «هزاره‌ی تنبور»

تنبوریان همیشه تنبور را در متقال مقدسی از اعماق تاریخ و اسطوره پیچیده‌اند. هر کجا صحبت از تنبور است، رد پای گزاره‌های ماورایی صوفی‌نمایانه و باستان و اعصار را نیز می‌توان یافت.
کنسرتو ویلن با حال و هوایی ایرانی (گفتگویی با بهزاد رنجبران)

کنسرتو ویلن با حال و هوایی ایرانی (گفتگویی با بهزاد رنجبران)

چند کنسرواتوار تا کنون برای مسابقات شان یک کنسرتو از سده بیست و یکم برگزیده اند؟ و آخرین باری که اثری از یک آهنگساز ایرانی، و نه آلمانی و اتریشی، انتخاب کرده اند چه زمانی بوده است؟ با توجه به یکصدمین سالگرد تأسیس جولیارد، با گزینش یک کنسرتو از بهزاد رنجبران (استاد همین دانشکده) برای مسابقات ویلنِ سال ۲۰۰۶ یک سنت شکنی صورت گرفته است.
ساموئل زیگمونتوویچ (I)

ساموئل زیگمونتوویچ (I)

در سال ۲۰۰۳ ویولونی که توسط ساموئل زیگمونتوویچ (Samuel Zygmuntowicz) برای ایزاک ایشترن ساخته شده بود، در مزایده ۱۳۰۰۰۰ دلار به فروش رفت که بالاترین قیمت پرداخته شده برای سازی که یک فرد زنده ساخته است به شمار می رود. سال گذشته، یویو ما در تمام مدت تور دو ماهه خود ویلنسلی ساخت زیگمونتوویچ را نواخت که ارزش آن را ۸۰۰۰۰ دلار تخمین زده اند.