گوران: از تک تک اعضای ارکستر تشکر می کنم

چند درصد از نوازندگان شما در حد استاندارد نوازندگان بین المللی هستند؟
گوران:
درصد نمی توانم بگویم ولی در تمرین ها به من ثابت شده که آنها هم که ضعیف تر هستند می توانند با تمرین های جدی به سطح عالی برسند.

ممکن نیست که بعضی از آنها هم نرسند به این سطح؟
پژمان اختیاری:
ممکن است همه نوازندگان ما در این سطح نباشند ولی پتانسیل رسیدن به این توانایی را دارند. بعضی از نوازندگان ایرانی مثل آقای فریوسفی این امکان برایش فراهم شده که در ارکسترهای درجه یک جهانی نوازندگی کند و ثابت کند که این توانایی را داشته ولی خیلی های دیگر این امکان برایشان فراهم نشده ولی شاید این توانایی را هم امروز داشته باشند.

آقای فریوسفی، خودتان هم این گفته اعتقاد دارید؟
پدرام فریوسفی:
ممکن است بعضی از مردم این مصاحبه را بخوانند و بگویند اینها چقدر مغرور هستند و از خودشان تعریف می کنند ولی باید اینجا بگویم که ما مغرور نیستیم ولی اعتماد به نفس داریم و بین غرور و اعتماد به نفس مرزی وجود دارد. ما نمی گوییم که ما خوب هستیم و کسی دیگر خوب نیست، ما می گوییم عاشق کارمان هستیم و توانایی های خوبی هم داریم.

به نظر من نوازندگان این ارکستر اینقدر عاشق کارشان هستند که با سخت گیری هایی که رهبر این ارکستر در اجرا دارد، دوام آورده اند. آرش گوران کار خودش را خوب بلد است و از نوازندگان کار می خواهد.


این نوازندگان از تدریس، ضبط و همه کارهایشان زده اند و دست به دست هم دادند تا این کار انجام شود. اینها بدون چشم داشت مالی دارند این کار را انجام می دهند.

خیلی ها بودند که با آوردن دلیل های غیر حرفه ای مثل اینکه خسته می شویم از ساز زدن! از ارکستر رفتند و اینها کسانی بودند که وقتی رفتند هنرستان و این رشته را خواندند، می خواستند در ژانر کلاسیک فعالیت کنند و حالا که ارکستری تشکیل شده که قصد دارد حرفه ای کار کند – می گویم حرفه ای به خاطر اینکه تجربه حرفه ای کار کردن را داشته ام و فضای این نوع کار را می شناسم – با بهانه های مختلف از همکاری با ارکستر سرباز زدند که شاید دلیلش مادی باشد ولی من دلیل اصلی آن را غرور می دانم.

ما به خاطر این اخلاق غیر حرفه ای نوازندگان، مجبور شدیم به دلیل کمبود وقت، جای دو نوازنده ویلنسل مان را که ارکستر را ترک کردند، با نوازندگان ارمنی بگیریم و باید برای اینکار ۱۰ میلیون تومان هزینه بدیم که اگر اسپانسر پیدا نشد، مجبور خواهیم شد از جیب نوازندگان این پول را بدهیم.

چرا بچه هایی که در زمینه موسیقی کلاسیک همراه با شما تحصیل کرده اند، به این روش وفادار نماندند و می بینیم که موقعی که کار جدی می شود ارکستر را ترک می کنند؟
نیلوفر محبی:
به این دلیل که تا امروز کمتر کسی بوده که مانند آرش گوران کار کند و بچه ها اینطور بار آمدند.

در ارکستر سمفونیک تهران چطور؟
محبی:
در ارکستر سمفونیک تهران تنها آقای رهبری اینطور کار می کرد، بقیه رهبرها یا رهبر میهمان بودند و دو هفته فقط روی یک قطعه کار می کردند تا به کنسرت برسند یا اینکه جدی کار نمی کردند.

عرفان وکیلی: موزیسین های ایرانی یا به دنبال شعار هستند یا شعور؛ معتقدم هنرمندان این ارکستر به دنبال شعور هستند و در عمل خودشان را نشان می دهند، ما خودمان را در معرض محک عموم گذاشته ایم.

هنرمندان دیگری هم بوده اند که این کار را کرده اند ولی مهم این است که چقدر موفق بودند.

آهنگسازان این قطعات اکثرا زنده هستند و امکان دسترسی به آثارشان به صورت رایگان وجود نداشته، چطور شما با آنها تماس گرفتید؟
من با این آهنگسازان تماس گرفتم و پارتیتورهای قطعات را خریداری کردیم. بعضی از قطعات هم که از قبل در آرشیوم موجود بود.

ارکستر شما نام فیلارمونیک دارد و ارکسترهای فیلارمونیک دارای یک انجمن فیلارمونیک هستند، شما این انجمن را هنوز پشت سر ارکستر ندارید و ارکستر تشکیل دادید، آیا این روش شما غلط نبوده؟
گوران:
نوازندگان این ارکستر در واقع اعضای انجمن ما هستند و تا به حال از آنها کمک گرفتیم، همه جای دنیا فیلارمونیک هر کشور شامل عاشقان آن هنر می شود، ما این را کم داریم و خودمان بدون حمایت بیرونی هزینه ها را پرداخت می کنیم.

چرا ما نباید تامین باشیم و خودمان همه هزینه های مادی و معنوی را بپردازیم.

برای جذب اسپانسر کاری کردید؟
منوچهری:
ما باید چندین اسپانسر پیدا کنیم که هزینه های ما را بپردازد و نامه نگاری هایی هم کردیم، امیدواریم حامیانی را بتوانیم جذب کنیم.

پوریا منوچهری، پژمان اختیاری، نیلوفر محبی، آرش گوران، عرفان وکیلی و پدرام فریوسفی

برای نوازندگان ارکستر خودتان چه پیامی دارید؟
گوران:
من فقط می خواهم از این طریق از تک تک اعضای ارکستر تشکر کنم که با عشق همراهی کردند تمرین های سخت ارکستر را، سخت گیری های من و اخلاقم را؛ برای ما گاهی پیش می آمد که یک میزان را یک جلسه اتود کنیم و این کار برای نوازنده ارکستر خسته کننده است ولی همه سختی ها را تحمل کردند برای به اجرا رسیدن یک برنامه عالی، من مطمئن هستم که شب کنسرت نتیجه تحمل کردن این مشکلات و سختی ها را می گیرند.

   

2 دیدگاه

  • زهره
    ارسال شده در آبان ۲۲, ۱۳۹۱ در ۱۱:۳۹ ق.ظ

    خیلیه که این همه زحمت بکشی نه تنها حق و حقوقت رو نشه دریافت کنی بلکه واسه کار هنری باز بخوای از جیب هزینه کنی!
    مرسی از مصاحبه

  • mahdieh
    ارسال شده در آبان ۳۰, ۱۳۹۱ در ۴:۰۷ ب.ظ

    vaghan ja darad az chenin azizani ke hichkodam az maulin shoar dahande ghadreshan ra nemidanand tashakor vizhe dashte bashim.daste hame yeshan ra ba eftekhar mibusam.be omid pishraft farhange musighi keshvar.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (X)

فرض کنید از این ۴۰۹۶ مجموعه در طی تقریبا چهارصد سال گذشته هر سال تنها از ۲۰ مجموعه مختلف استفاده شده است. این می‌شود ۸۰۰۰ مجموعه (۴۰۰*۲۰)؛ یعنی ۴۰۰۰ تا بالاتر از گنجایش سیستم. حال به‌طور فرضی سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هر سال ۱۵ مجموعه مختلف استفاده شده. این می‌شود ۶۰۰۰ مجموعه یعنی ۲۰۰۰ مجموعه بالا تر از گنجایش سیستم. باز سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هرسال از ۱۴ مجموعه مختلف استفاده شده. این می شود ۵۶۰۰ مجموعه.

نگاهی به غلبه موسیقی پاپ بر موسیقی کلاسیک در کنسرت «ارکستر سازهای ملیِ» جدید

به یاد می آورم پس از اولین کنسرت ارکستر سمفونیک تهران با عنوان جدید «ارکستر سمفونیک ملی ایران»، غوغایی در جامعه موسیقی به پا شده بود و طرفداران طرح علی رهبری (که تعطیلی ارکستر ملی و ادغام آن با ارکستر سمفونیک تهران و تغییر نام این ارکستر بود) و فرهاد فخرالدینی (که خواستار تشکیل ارکستری مجزا از ارکستر سمفونیک تهران به مانند سالهای گذشته با عنوان ارکستر ملی بود) در مقابل هم صف کشی کرده بودند؛ در نهایت برنده این بحث رهبر سابق ارکستر ملی فرهاد فخرالدینی بود و به سرعت طی برگزاری جلسه ای، ارکستر ملی تقریبا با همان ترتیب سابق شکل گرفت البته با این تفاوت که قرار شد با دعوت از رهبران میهمان، وضعیت تک بعدی ارکستر ملی که به شدت تحت تاثیر موسیقی سبک ارکسترال ایرانی بود تعدیل یابد. *

از روزهای گذشته…

Double Time & Double Time Feel

Double Time & Double Time Feel

اگر با گروه های موسیقی بخصوص Jazz کار کرده باشید حتما” برای شما رخ داده که بنا به دلایلی تصمیم می گیرد که قطعه را Double Time Feel اجرا کنید. رهبر گروه به نوازنده ها می گوید که خب لطفا” قطعه را Double Time Feel یعنی با حس اینکه میزان ها به هم فشرده شده اند اجرا کنید.
موسیقی، «عین»ِ سیاست

موسیقی، «عین»ِ سیاست

سالی که گذشت، سال ۹۵، سالی بسیار خاص برای موسیقی بود، نه از آن بابت که شاهکارهایی دوران‌ساز را به خود دیده باشد و گلبانگ خبری در آن طنین افکنده و نه از آن جهت که دم و دستگاه بی سر و سامان آموزش رسمی و غیررسمی‌اش (که همه‌ی ما نیز در آن دست داریم) تکانی خورده باشد و نه نیز از آن رو که تغییری در مناسبات صنفی و تولید و توزیع کم رمق‌اش روی داده باشد. سال ۹۵ از این نظرها همچون ۹۴ و ۹۳ و … بود. با این‌همه این سال سالی خاص بود به دلیل سیاست و رابطه‌ی منفردش با موسیقی، رابطه‌ای که هرگز در تاریخ معاصر (و احتمالا در کل تاریخ ما نیز) سابقه نداشته است.
گردهمایی ۱۵۰۰ جوان در جشنواره خرم (II)

گردهمایی ۱۵۰۰ جوان در جشنواره خرم (II)

سیاست این جشنواره برای جذب حداکثری جوانان به خوبی در فراخوان این جشنواره دیده می شود. جشنواره نوای خرم چندان در پی مشکل شدن رقابت بین جوانان علاقمند نبوده و بیشتر سعی در عمومی شدن فرهنگ موسیقی کلاسیک ایرانی را دارد. صدنوری در این باره می گوید: «ما خیلی تمایل نداریم که این جشنواره فقط حالت رقابت‌گونه پیدا کند ولی از آنجا که این موضوع سبب افزایش انگیزه بچه‌ها می‌شود، این حس رقابتی هم در آن وجود دارد. از سوی دیگر امتیاز هنرمندان شرکت کننده خیلی به هم نزدیک بود که همین موضوع قضاوت را بیش از پیش برای ما سخت کرده است.»
محمودی: رپرتوار را در حد بضاعتم انتخاب کردم

محمودی: رپرتوار را در حد بضاعتم انتخاب کردم

مطابق سیستم آموزشی بسیاری از دانشگاه های موسیقی در جهان، دانشگاه موسیقی صدا و سیما هم برای آموزش نوازندگی در ارکستر، ارکستر بزرگی تشکیل داده و در این ارکستر از دانشجویان و فارغ التحصیلان این دانشگاه دعوت به همکاری کرده است. به مناسبت برگزاری جشنواره فجر دانشجویان از مدیریت محترم دانشگاه درخواست کردند که اجازه داشته باشند در کنار بقیه ارکسترها در جشنواره شرکت کنند و ایشان هم با شرایطی تحت نظرات مستقیم دانشکده موسیقی موافقت کردند.
هفزیباه منوهین، نابغه پیانو (I)

هفزیباه منوهین، نابغه پیانو (I)

هفزیباه منوهین (۱۹۸۱ ژانویه ۱- ۱۹۲۰ مه ۲۰) پیانیست آمریکایی – یهودی، مدافع حقوق بشر، زبان شناس و نویسنده ای است که در خلق چندین کتاب و نگارش، با همسر دومش، ریچارد حائوسر (Richard Hauser) مشارکت داشت. او همچنین خواهر لرد یهودی منوهین (Yehudi Menuhin) ویولونیست و یالتاح منوهین (Yaltah Menuhin)، پیانیست، نقاش و شاعر، بود.
درگذشت سراینده اشعار Unchained Melody

درگذشت سراینده اشعار Unchained Melody

اسوشیتدپرس- های زارت Hy Zaret، سراینده اشعار ترانه جاودانی Unchained Melody که یکی از محبوبترین ترانه های مکررا اجرا و ضبط شده قرن بیستم به شمار میرود، در سن ۹۹ سالگی درگذشت.
بوطیقای ریتم (IX)

بوطیقای ریتم (IX)

هر دو موضوعی که بررسی شد کمک می‌کند که موسیقی از دید شنونده تکراری شنیده نشود. او نوعی بی‌قاعدگی (Irregularity) در ریتم را در مقیاس جمله‌ی ریتمیک پدید می‌آورد. در این جا ممکن است این سوال پیش بیاید که اگر بی‌قاعدگی بر مقیاس جملات حاکم باشد پس چگونه حس ریتمیک-متریک و تناوب حفظ می‌شود؟
سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (II)

سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (II)

آمدن من به ایران از جمله تصمیم‌های عجیب و غریبی بود که گاهی من انجام می‌دهم! من همه‌ی فعالیت بین‌المللی‌ام را برای یک سزون یا یک سالِ کاری به‌کل تعطیل کردم که البته مدیر برنامه‌هایم و خیلی‌های دیگر از این کار من بسیار ناراحت شدند، ولی تصمیمم این بود که بیایم ایران و بمانم و برای همین با خانواده و بار و اساس زیادی وارد ایران شدم تا در کشور بمانم. ولی کسی خبردار نبود که من تمام کارهایم را کنار گذاشته‌ام و در این یک سال بیکار خواهم بود، به‌جز چند برنامه‌ای که گذاشته بودم تا در کنار کنسرت‌های ایرانم انجام بدهم.<
شریفیان: فضای رومانتیک در عرفان ایران وجود دارد

شریفیان: فضای رومانتیک در عرفان ایران وجود دارد

ببینید هارمونی تنال وضعیت مشخصی دارد. این بحث مربوط به اواخر قرن هجدهم می شود یعنی حدود سال های ۱۷۵۰ و ۱۷۶۰ به بعد چنین هارمونی به خوبی به کار گرفته می شده. منتها شما می بینید الان هم در قرن بیست و یکم بهترین و مدرن ترین اتفاقات موسیقی از جمله پست مدرنیسم نوعی برگشت ۲۰، ۳۰ ساله روی سیستم ها و فضاهای تنال است چراکه با نگاه های جدید ترکیبات جدید تری از همین سیستم تنال به دست می آید. بنابراین به رغم تصور برخی که فکر می کنند مدرنیسم همان آوانگاردیسم است این تماماً یک تفکر قدیمی شده است. چرا؟ جواب بسیار ساده است. برای اینکه فضاهای تنال فضاهایی بودند که روی سیستم های فرکانسی و آکوستیک های صوتی بنا شده بودند که احساسات انسان را به راحت ترین و طبیعی ترین شکل ممکن بیان می کردند. به همین خاطر اوج هایی که در قطعه تیتراژ استفاده شده اوج هایی هستند که برای انسان ملموس و قابل حس هستند با این تفاوت که نگاه، نگاه مدرن تری است.
صداسازی در آواز (VIII)

صداسازی در آواز (VIII)

برای این که به راستی با یک رویداد، یا یک عطف مواجه شویم لازم است این پرسش‌ها طرح شده باشد، نه فقط در نوشته‌ی منتقدان یا پچ پچ بدخواهان بلکه علاوه بر آن در کُنه فعالیت هنری نیز. اینجا هنرمند باید لحظه به لحظه از خودش و اثرش بپرسد که آیا صدای خودش را یافته است؟ صدا به هر دو معنایی که در چنین جایگاهی ممکن است داشته باشد که اتفاقا در این زمینه سخت به هم مربوط هم هستند، یعنی صدا به مفهوم یک امر آکوستیکی (به عام‌ترین شکلش) و استعاره‌ی بیان شاخص فردی/جریانی. این پرسش مداوم هر بازیگر این صحنه باید باشد؛ آیا این صدای ماست که شنیده می‌شود؟ بعضی‌ها در مورد رویداد مشابه چنین فکر می‌کنند: