صبوحی: محدود به کودکان آهنگسازی نکردم

بهنام صبوحی
بهنام صبوحی
شاید مهجورترین ژانر موسیقی چه در زمینه نگاه عمیق به آن و چه نگارش و اجرا، موسیقی کودک است و صد البته نباید غافل بود که این ژانر موسیقی به حق از سخت ترین هاست که به قول حضرت مولانا: چون که با کودک سر و کارت فتاد – پس زبان کودکی باید گشاد

این که چگونه بتوانیم زبان کودکی بگشاییم، خود مطلبی است بسیار تخصصی؛ اهالی فن در زمینه روانشناسی کودک باید با هنرمندان در تعامل باشند که زبان هنری کودکان هرگز با لودگی و کودک انگاری اشتباه نشود.

از کسانی که به حق در زمینه موسیقی کودک بسیار بسیار دقیق وارد عمل شده، بهنام صبوحی است؛ او را از آموزش و پرورش می شناسیم با ساخت سرودهایی که با شنیدنشان به دوران کودکی مان باز می گردیم؛ با شیندن کاست هایی مثل آهوی پیشونی سفید، قطارم قطارم و… که روح جاری کودکانه در موج می زند.

حال به بهانه اکران فیلم اختاپوس ۱، آهوی پیشونی سفید که سرشار از موسیقی هایی دلنشین و کودکانه هست با بهنام صبوحی عزیز آهنگساز این اثر سینمایی به گفتگو نشسته ایم.

به عنوان اولین سوال آیا پیشونی سفید اولین کار موزیکال سینمای کودک است؟ قطعا خیر. فیلم های کودک زیادی مخصوصا در دهه ی شصت ساخته شد که بعضی از آنها بسیار خوب و ماندگار هم شدند مثل گلنار، خواهران غریب، دزد عروسکها و…

برای شما چطور، آیا این اولین تجربه ی موزیکال در یک فیلم بود؟
نه. من حدود بیست و پنج سال است که در زمینه ی آهنگسازی کار می کنم. شروع کار من با موسیقی کودک بود و از آن زمان تا به حال با اینکه در ژانر های مختلفی آهنگسازی کردم ولی همواره ساخت موسیقی کودک و مخصوصا موسیقی فانتزی کودکانه برایم لذت خاصی دارد. سالها پیش فیلم موزیکال “مینا و غنچه” را کار کردم و بسیاری هم کارهای تلوزیونی و سریال و یا قصه های موزیکال در این سالها کار کرده ام ولی “پیشونی سفید” قطعا یکی از سخت ترین پروژه هایی بود که کار کرده ام.

چرا سخت؟
خب این کار یازده ترانه داشت که هم برای یک فیلم تعداد زیادی است و هم با توجه به اینکه بعضی از اتفاقات درون یک ترانه اتفاق می افتاد، مجبور بودم طوری کار کنم که بارها در بعضی قطعات ریتم و ملودی و ارکستراسیون در حال گردش باشد مثل جایی که عجوزه با آهو آشنا می شود و یا موسیقی داخل بازارچه که با تمام فروشنده ها و فضای شهر آرزوها آشنا می شویم.

از ابتدای کار با سید جواد هاشمی خیلی بر سر تنوع این ترانه ها و فانتزی بودن اشعار صحبت کردیم که بارها جواد نیز مجبور به سرایش مجدد شعرها شد و من هم اکثر قطعه ها را بارها عوض کردم تا به نتیجه ی مورد نظر برسیم. علاوه بر آن بعضی از ترانه ها همراه با حرکات موزون بود که باید ریتم حرکت های آن با آقای جاودانی فر هماهنگ می شد که چند بار قطعه ها عوض شد و این تازه مرحله قبل از فیلمبرداری بود.

بله این تفاوت در فضای ترانه ها به راحتی شنیده می شد. بعضی از موسیقی ها کودکانه بودند و بعضی هم ترسناک، تعدای هم با زبان های غیر ایرانی بود. راستی چرا ترانه ها فضای یک دستی نداشتند و یا با هم فرق داشتند؟
از اول قرار ما بر این بود که هم ترانه ها ریتم حسی لحظه های فیلم را به هم نریزد و هم اینکه ما فقط محدود به موسیقی کودک نباشیم. مثلا در اوایل فیلم که بیشتر فضای تخیلات کودکانه آهو و یا آشنایی او با عجوزه است ترانه ها بیشتر شاد و کودکانه با فضای موسیقی های ایرانی است ولی هر چه بیشتر وارد فضای شهر مرموز آرزوها می شویم از موسیقی های دیگری استفاده شد، مثلا موسیقی رپ، جَز یا حتی هندی و عربی و آذری… در کل خواستیم تفاوت فضاها در ترانه ها هم باشد.

آیا خواننده ی ترانه ها خود بازیگران بودند؟
بعضی از بازیگران نقش های خودشان را خواندند. هومن حاجی عبدالهی و امیر غفارمنش، امین حیایی، نیلوفر خوش خلق و مخصوصا امین زندگانی عزیز که واقعا هم اجرای بعضی از ترانه ها مشکل هم بود و این هنرمندان چندین جلسه برای ضبط موسیقی آمدند. جای دیگر بازیگران هم آقای محمد پیرزاد و خانم ها شهرزاد بهشتیان و سوسن تاجیک خواندند.

در مورد موسیقی متن هم کمی توضیح دهید. خیلی از صحنه ها موسیقی متن و همین طور صداگذاری ترسناک است. از این نترسیدید که برای کودکان کمی دلهره آور باشد؟
خیر. الان دوره ای است که بچه ها آنقدر در هیجان بازی های کامپیوتری و فیلم های نسل جدیدی مثل هری پاتر هستند که مثل کودکی ما از شنیدن و یا دیدن چنین صحنه های هیجانی نمی ترسند. اتفاقا چون من یک بار این فیلم را با بچه ها در سینما دیده ام ببیشتر مطمئن شدم که بچه ها نه تنها در صحنه های ترسناک نمی ترسند بلکه هیجان شان برای دنبال کردن فیلم بیشتر می شود.

البته موسیقی متن در بیشتر قسمت های فیلم حضور دارد که سعی کردم بیشتر بستر فضاسازی باشد. برای خیلی از صحنه های درون قصر و دالان های مخوف آن باید به نوعی حس تعلیق و ترس آهوها باشد، موسیقی مینیمال و تعلیقی طراحی کردم. غالب موسیقی متن فیلم، فضای ارکسترال دارد هرچند که در موسیقی متن هم گریزهایی به موسیقی ایرانی زدم.

آیا قرار است قسمت های دیگر از همین داستان اختاپوس ساخته شود؟
بله این یک داستان سه گانه است که از لحاظ خطی پشت سر هم نیست یعنی زمان داستان شماره دو قبل از قسمت اول است.

آیا فضای دو قسمت دیگر هم موزیکال است؟
بله. فیلم نامه ی دو قسمت دیگر را جواد هاشمی نوشته حتی شعرهایش را هم سروده، خیلی از گره هایی که در دفتر اول باز نمی شود در دو قسمت دیگر به آن پرداخته می شود. هر چند هر کدام مستقلا می تواند یک اثر مجزا باشد. دو قسمت دیگر هم کاملا فضای فانتزی و موزیکال زیادی دارند.

در مورد موسیقی پیشونی سفید مطلب دیگری هست که بخواهید توضیح دهید؟
بله. اول بگذارید تشکر کنم از تمام بازیگران و خوانندگان و البته نوازندگانی که همه ما را در تولید موسیقی این اثر کمک کردند و البته یک تشکر ویژه هم از سید جواد هاشمی که جایگاه خاصی را برای موسیقی موزیکال در کارش در نظر گرفته و همین طور همراهی اش با من در تمامی مراحل تولید موسیقی.

راستش کار کردن با جواد هاشمی که خودش دانش و تجربه ی آهنگسازی دارد هم لذت و هم اضطراب های مربوط به خودش را دارد. امیدوارم این مجموعه سه گانه ی اختاپوس بتواند راهی جدیدی باز کند برای بیدار کردن فیلم های موزیکال کودکانه که سالهاست در خواب فرو رفته.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

قلب مشکاتیان برای مردم می‌طپید (I)

در بحبوحۀ جریان سنت‌گرایی در موسیقی ایرانی، پرویز مشکاتیان از نیشابور به تهران آمد. در مهم‌ترین پایگاه ترویج بازگشت به سنت‌های موسیقی به آموختن سنتور و ردیف موسیقی ایرانی پرداخت ولی از پایگاهی که برای اولین‌بار اصطلاح «موسیقی سنتی» را در ایران باب کرد، هنرمند خلاقی به ظهور رسید که سال‌ها هنر بدیع و ایده‌های ناب او، تحسین اهل هنر و اقشار مختلف اجتماع ایران را برانگیخت. اینکه چرا مشکاتیان با وجود تحصیل در مراکز یادشده، وارد مسیر مغلوط کهنه‌پرستی و سنت‌طلبی نشد و امروز (جدا از مبحث تئوری موسیقی ایرانی) می‌توان او را ادامه‌دهندۀ روش علینقی وزیری دانست، موضوع این نوشتار است.

یادداشتی بر آلبوم «مجنون زمانه»

هم باید اهل ریاضت و مراقبه باشی و هم بخواهی خود را به تنگنای صبوری بیازمایی. چنین اگر بود، یک بار چهل دقیقه آنچه را در «مجنونِ زمانه» موسیقی نامیده شده چله می‌نشینی، با سِیلی از پرسش‌ها در سر، آمرزیده برمی‌خیزی.

از روزهای گذشته…

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (IX)

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (IX)

در اولین پنج دقیقه اى که فرصت دارید، مى توانید تمرین را شروع کنید. در هر بار تمرین، بنا به میزانِ حوصله و خستگى، یک یا دو میزان یا حتا یک خط از درسِ مورد نظر را انتخاب و تمرین کنید. شما باید از آن پنج دقیقه اى که براى تمرین در دسترس دارید نهایت استفاده را ببرید؛ بدین گونه که از آن پنج دقیقه تنها و فقط یک یا دو دقیقه فرصت دارید که به نت ها نگاه کنید (پس مقدارى را انتخاب کنید که بتوانید در یکى دو دقیقه آن قسمت را بنوازید) در دو سه دقیقه ى باقیمانده، همان مقدارى که از روى نت نگاه کردید را از حفظ تکرار کنید تا خوب به آن تکه از قطعه مسلط شوید.
طبقه بندی صدای انسان در آواز (I)

طبقه بندی صدای انسان در آواز (I)

در موسیقی سیستمی وجود دارد که میتوان بر آن اساس جنسهای مختلف صدا (زنان و مردان) را در موسیقی کلاسیک و خوانندگی در اپرا طبقه بندی نمود و همچنین بر آن اساس شیوه های خواندن در سالنهای اپرا و تالارهای اجرا، رنگ و حجم صدا (آنهم بدون استفاده از ابزار مصنوعی و تقویت کننده) را طبقه بندی کرد.
داستی اسپرینگفیلد (II)

داستی اسپرینگفیلد (II)

آلبوم Son of a Preacher Man علی رغم موفقیت فراوان ترانه اصلی آن به همین نام در اروپا و آمریکا، با شکست تجاری مواجه شد، آلبوم زیبای سال ۱۹۷۰ او هم موفقیت چندانی کسب نکرد. اسپرینگفیلد پس از تکمیل آلبوم سال ۷۲ خود به نام See All Her Faces، از لندن به نیویورک مهاجرت کرد و بالاخره در لوس آنجلس سکنی گزید و در آنجا قراردادی با ABC/Dunhill منعقد نموده و آلبوم Cameo را ضبط کرد که با وجود نظر مثبت منتقدان، در چارتها موفق نبود.
گفتگو با پندرسکی در مورد موسیقی آوانگارد (III)

گفتگو با پندرسکی در مورد موسیقی آوانگارد (III)

یکی از قطعاتی که من اواسط دهه ۷۰ برای اپرا لیریک شیکاگو نوشتم، «بهشت گمشده» بود. همچنین سمفونی شماره ۲ و کنسرتو ویلن. تمام این قطعات با فاصله کمی از یکدیگر خلق شده اند، بین ۷۴، ۷۵ و فکر کنم ۸۲ و کاملا مشخص شد که من میخواستم این سنت را دنبال کنم، سنت رمانتیک.
نی و قابلیت های آن (II)

نی و قابلیت های آن (II)

در قسمت قبل به صورت مختصر به تاریخچه نی پرداختیم، در ادامۀ این مطلب به بررسی انواع سازهای بادی هم خانوادۀ نی در ایران و طبقه بندی آنها می پردازیم. سازهای بادی هم خانوادۀ نای کهن را می توان در ابتدا به دو دسته تقسیم کرد:
عرض اندام دوباره حفظ و اشاعه ای ها (II)

عرض اندام دوباره حفظ و اشاعه ای ها (II)

پس از این بخش، دکتر داریوش طلایی به روی صحنه آمد و به سخنرانی پرداخت. اما از میان گفته های ایشان به عنوان نکات مهم به موارد ذیل می توان اشاره نمود:
تاثیر ذهن بر ساختار جمله بندی ها در ویولن (I)

تاثیر ذهن بر ساختار جمله بندی ها در ویولن (I)

از نکات کلیدی در نواختن جملات با الگوی لگاتو و پوزیسیون های بالا رونده و پر سرعت که در بسیاری از قطعات رپرتوار ویولن کاربرد دارد، جمله بندی های ذهنی توسط نوازنده برای اجرای این دسته پاساژها می باشد. از آنجا که تنها با دانستن این نکته که با تغییر نوع نگاه ذهن به نحوه اجرای یک جمله و دگرگونه شنیدن آن و بدست آوردن شناخت و فهم جدید از جمله، نوازنده می تواند به آسانی از میزان مراتب تکرار و نیز زمان کمتر تمرین تا رسیدن به حد مطلوب نواختن آن کاسته و اجرای جمله را با سرعت، کیفیت و توان بیشتری رقم زند، دقت بر این موضوع بسیار می تواند راهگشا باشد.
دومینانت های دوم

دومینانت های دوم

همانگونه که شاید از اسم این موضوع مشخص باشد بنا به تعریف در موسیقی آکورده های درجه پنجم از درجه پنجم یک گام را دومینانت دوم یا Secondary Dominant می گوییم. بنابراین اگر در گام دو ماژور باشیم دومینانت اول G7 می شود و دومین دومینانت، دومینانت همین آکورد (G7)، یعنی آکورد D7 خواهد بود.
ارکستر سمفونیک تهران، چطور محو شد (I)

ارکستر سمفونیک تهران، چطور محو شد (I)

در اولین روزهای روی کار آمدن دولت جدید بود که خبر بازگشایی «خانه سینما» منتشر شد؛ مرکزی که قبل روی کار آمدن دولت جدید، قول بازگشایش داده شده بود. در میان وعده های دولت جدید، تنها خبری که وجود نداشت، قول سامان گرفتن ارکستر سمفونیک تهران بود، چراکه هنوز نام موسیقی به سختی به لبان دولت مردان می آید، چه برسد به نامی غریب که «ارکستر سمفونیک تهران» باشد!
مروری بر «کتاب گوشه؛ فرهنگ نواهای ایران» (I)

مروری بر «کتاب گوشه؛ فرهنگ نواهای ایران» (I)

انتشار «کتاب گوشه» رخداد مسرت‌بخشی برای موسیقی ایران است. در این فرهنگ، تلاش‌های گذشته با آنچه ارشد تهماسبی گردآورده به تلاقی رسیده‌اند. این فرهنگ می‌تواند به بسیاری از داستان‌سرایی‌ها و افسانه‌‌بافی‌ها و اطلاعات اشتباهی که در کلاس‌های موسیقی رد و بدل می‌شود پایان دهد. دقت، همت و پشتکار مؤلف در بیش از بیست سال کار بر روی این کتاب در جای‌جایِ آن هویداست. منظم کردن پانصد مدخلِ ابوتراب رازانی و حذف چهار عنوان تکراری در آن، تنها یک از صدها نمونه از این دقتِ کمیاب است. این فرهنگ، در مقام یک کار فردی شگفت‌انگیز است وآن را تنها می‌توان نتیجه‌ی یک عشق بزرگ دانست.