پدرام فریوسفی: می خواهیم با ارکسترهای غربی مقایسه شویم

پدرام فریوسفی
پدرام فریوسفی
آرشه گذاری با ایشان بوده یا رهبر؟
منوچهری:
آرشه گذاری را آقای گوران با نظر شف های ارکستر انجام می دهند که بخشی با حضور ارکستر و بخشی بدون حضور آنها انجام می گیرد.

چند نفر از نوازندگان ارکستر شما با ارکسترهای دیگر مشترکند؟
همه نوازندگان ما!

پس کارهای دیگر را تعطیل کرده اند؟
بعضی از آنها مخصوصا نوازندگانی که در نونت ما می نوازند تا روز اجرا همه کارها را تعطیل کرده اند و با عشق به این کار می پردازند. حتی در بعضی از موارد شخصا به دانشگاه آنها مراجعه کردم و درخواست کردن این نوازنده چهار روز به دانشگاه نیاید.

در زمینه تبلیغات چه کرده اید؟ آیا سایت دارید؟
هنوز کار زیادی انجام نشده، باید سایت را تاسیس کنیم و اطلاع رسانی کنیم. ما حتی در برنامه داریم که به شهرستانها برویم و بعضی از نوازندگان خوب ارکستر در آنجا مستر کلاسهایی برگزار کنند.

چه در خواستی از هنرمندان موسیقی دارید؟
گوران: دوست دارم بیایند و بینند که این تشکل چطور کار می کنند و چه رپرتواری اجرا می کنند. این رپرتواری که ما اجرا می کنیم، شاید بیشتر از یک یا دو اجرای ضبط شده و سه یا چهار اجرای صحنه ای نداشته باشد و کلا قطعات در دسترسی نیستند، حالا ما آمدیم و با مشکلات بسیار زیاد این قطعات را به دست آوردیم و داریم اجرا می کنیم و می خواهم بیایند و بازخورد این اتفاق را به ما برگردانند.

شما با ارکستر های زیادی کار میکنید، چه تفاوتی می بینید بین این ارکستر در قیاس با دیگر ارکسترها؟

پدرام فریوسفی: ما هدفمان در ارکستر فیلارمونیک تهران این نیست که خودمان را به رخ بکشیم و مقایسه کنیم با دیگران…

ولی مقایسه می شوید!

پدرام فریوسفی: بله، اما این دیگر به ما ارتباطی ندارد، این با مخاطبان و منتقدان است. ما تنها می خواهیم یک کار خوب ارائه دهیم و کنسرت دهیم در خارج از کشور و بیشتر دوست داریم با ارکسترهای خارجی قیاس شویم تا داخلی.

پس هدف اصلی شما مقایسه شدن با ارکستر های خارجی است؟
گوران: یکی از اهداف ما این است. ما دوست داریم تفسیرهایی که داریم روی این قطعات و اعتقاد دارم در مقیاس بین المللی قابل توجه است که برآمده از آنالیز های ما روی این قطعات است، در خارج از این مرزها دیده و شنیده شود.

چندین سال پیش آقای علی رهبری ارکستری یک آلبوم منتشر کردند با ارکستری متشکل از نوازندگان ایرانی که می خواستند تواناییهای هنرمندان ایرانی را در دید کشورهای دیگر بگذارند، آیا شما هم همین برنامه را دارید برای ارکسترتان؟
دقیقا، ما هم چنین قصدی داریم و امیدواریم به موفقیت برسیم. ما نمیتوانیم پیاشاپیش بگوییم موفق خواهیم شد یا خیر ولی با اجرا شدن این آثار مخاطبان ما به ما می گویند که به چه میزان موفقیت داشته ایم.

ما تلاش می کنیم، وقت می گذاریم، انرژی می گذاریم و به قول آقای فریوسفی عشق می گذاریم و کارهایی که در ایران تا به حال اجرا نشده را با دید دیگری نگاه می کنیم و تفسیر خودمان را ارائه می دهیم.

من اعتقاد دارم بسیاری از نوازندگان این ارکستر می توانند در خاورمیانه و حتی در اروپا حرف برای گفتن داشته باشند و در فستیوالهای بین المللی شرکت کنند.

ما قطعه ای که از تاکمیتسو می زنیم در اروپا و آمریکا هم زیاد اجرا نشده، در حالی که جایزه های بسیاری گرفته و قطعه معتبری است.

این قطعه که رکوئیم نام دارد از نظر بافت ریتمیک بسیار مشکل است، از نظر بافت متریک بسیار مشکل است و از نظر بافت صدایی بسیار مشکل است، ترکیباتی دارد از حس های مختلف که بچه های ما در هر تمرین یکی یکی این حالات را دارند آنالیز می کنند و اجرا می کنند.

8 دیدگاه

  • پدرام فريوسفى
    ارسال شده در آبان ۱۳, ۱۳۹۱ در ۴:۰۷ ق.ظ

    با سلام و تشکر از شما آقاى پور قناد عزیز
    خواستم یه مسئله را یاداورى کنم من فکر میکنم راجع به ارشه گذارى قطعات سؤتفاهم شده ، به دلیل اینکه ارشه گذارى ارکستر فیلارمونیک وظیفه بنده میباشد نه کس دیگه اى البته نسبت به سرعت و ریتم و نوانس نوشته شده اهنگساز و بیان اثر و سلیقه رهبر ارکستر ، این مهم به انجام میرسد

  • پدرام فريوسفى
    ارسال شده در آبان ۱۳, ۱۳۹۱ در ۴:۰۹ ق.ظ

    بیان اثر

  • پدرام فريوسفى
    ارسال شده در آبان ۱۳, ۱۳۹۱ در ۴:۱۰ ق.ظ

    با تعریف کردن از خودمون مخالف هستم

  • پدرام فريوسفى
    ارسال شده در آبان ۱۳, ۱۳۹۱ در ۴:۱۹ ق.ظ

    باز هم کنسرت دادیم و فراموش شد
    کنسرت در ایران مثل فردی میماند که میمیرد و به فراموشى سپرده میشود
    واقعاً متأسفم

  • نیما
    ارسال شده در آبان ۱۴, ۱۳۹۱ در ۳:۴۰ ب.ظ

    فکر میکنم برای جلوگیری از فراموشی، بهترین کار ثبت کردن است. به نظر من کنسرت ها باید به صورت تصویری یا حداقل صوتی ضبط شوند. با این کار طیف وسیع تری از مردم و هنرمندان و منتقدان کار را می بینند و میشنوند، و نقاط ضعف و قوت بهتر بررسی میشود و به روند پیشرفت کمک میکند. قطعاً دو یا سه شب کنسرت فراموش میشود، حتی برای کسانی که در کنسرت حضور داشتند. و این باعث تأسف است که از خیلی از کنسرت های خوب در ایران چیزی جز چند عکس باقی نمیماند.

  • مریم
    ارسال شده در آبان ۲۹, ۱۳۹۱ در ۱۰:۰۲ ق.ظ

    نه اقای فریوسیفی لااقل برای کسانی مثل من که عاشق این ارکست هستند و برای رسیدن به این سطح عاشقانه تلاش می کنند این ارکست و اجراشون فراموش نشدنی و میدونم که امثال من زیاد هستند

    از طریق ضبط قطعات به صورت تصویری و ارائه ان به مردم می شه این ماندگاری را بیشتر از پیش کرد

    واقعا برای این ارکست ارزوی موفقیت می کنم

  • مریم
    ارسال شده در آبان ۲۹, ۱۳۹۱ در ۱۰:۰۴ ق.ظ

    راستی برای من که ۸ ابان روز تولدم بود و همان روز امدم اجرای ارکست رو دیدم
    برای من که ان شب جلوی تالار شما رو دیدم و لذت اجرای ارکست را از نزدیک حس کردم همیشه این روز رو به یاد داردم ۸ سال شد که ویلن میزنم

  • ناصر
    ارسال شده در مرداد ۲۳, ۱۳۹۶ در ۱۰:۴۵ ب.ظ

    اگه مشکل مالی نداشتم و مشکلات دیگه ….هه..چی بگم..هر جا میریم میگن…پول…پول…پول…وگر نه که عاشق ویولن هستم.دیوانه وار تسلیم این سازم و چند ساله که در اختیارشم.ولی چه کنم که بالاخره یه راهنما لازم دارم.منم آرزو دارم که جزئی از افراد نابغه بشم.بگذریم……..

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نقد آرای محمدرضا درویشی (II)

اگرچه محمدرضا درویشی کتاب «بیست ترانه‌ی محلی فارس» را در سال ۱۳۶۳ با انتشارات چنگ منتشر کرده بود ولی می‌توان گفت، او فعالیت قلمی و نوشتاری در حیطه‌ی موسیقی را با چاپ نخستین مقاله‌اش با عنوان «موسیقی محلی ایران، سنّت یا نوآوری» در فروردین ماه ۱۳۶۷ در مجله‌ی آدینه (شماره‌ی ۲۱) آغاز کرد.

امیرآهنگ: تقریبا تمام کتاب های آموزشی موسیقی نظری غربی ایران کپی است

با قاطعیت می توان گفت بجز چند مورد بسیار نادر و اِستثنایی، تقریباً تمامِ کتاب ها و مِتُد های آموزشی ای که در خصوص آموزشِ تئوری موسیقی عمومی، سُلفِژ، هارمونی و غیره توسط موسیقی دانان ایرانی نوشته شده و چاپ شده اند، رونویسیِ دوباره و کپی برابر با اصل بطور عینی از کتاب های تألیفیِ نویسندگان خارجی آن هم اغلب بطور ناقص ارائه شده اند. آن هم بدونِ در نظر گرفتن اینکه آیا اصلا طریقه و شیوه موردِ نظرِ آموزش از نظر طریقه بیان در آن کتابِ مربوطه متناسب با درک و فهم هنرجوی ایرانی می باشد یا نه؟!

از روزهای گذشته…

خبر شوکه کننده برای ویولنیست ها؟! (I)

خبر شوکه کننده برای ویولنیست ها؟! (I)

دو سال پیش مطلبی با عنوان «عدم تشخیص صدای استراد توسط سولیست ها!» در سایت منتشر شد که در آن به نتیجه آزمایشی پرداخته شد که طی آن ویولنیست های شرکت کننده در آزمایش، طی شرایط خاصی به نوازندگی با ویولن های مختلف می پرداختند و پس از آن به پرسش هایی در باره سازی که با آن نواختند پاسخ می دادند که مطلب یاد شده به این پاسخ ها پرداخت. مطلب زیر علاوه بر مرور نتایج این آزمایش، نظرات مخالف و موافق با آن را نیز مرور می کند:
قدر و منزلت یک موسیقیدان

قدر و منزلت یک موسیقیدان

بتهوون زمانی پای به عرصه هستی نهاد که تقدیر روزگار بصورت کاملا” عجیب و مرموزی افراد نابغه و تاثیر گذار تحویل جامعه می داد از ناپلئون جاه طلب گرفته تا گوس ریاضی دان، از میشل فارادی، جیمز وات و آندره آمپر فیزیکدان ولاپلاس ریاضی دان گرفته تا ژان ژاک روسو نویسنده و محقق یا آدام اسمیت تئوریسین بزرگ اقتصادی و … در این میان قرعه بنام بتهوون افتاد که در این دوران پای به روی زمین بگذارد و بانی بسیاری تحولات در دنیای هنر موسیقی باشد.
تران وانکه، اتنوموزیکولوژیست ویتنامی

تران وانکه، اتنوموزیکولوژیست ویتنامی

تران وانکه (Tran Van Khe) یکی از بزرگترین استادان موسیقی سنتی ویتنام است که در بیست و چهارم ژوئن سال ۱۹۲۱ در خانواده ای با تاریخچه ای از چهار نسل موزیسین در ویتنام متولد شد. وانکه که پدر و مادر خود را در کودکی از دست داد سنت موسیقایی خانواده را از عمه خود “Tran Ngoc Vien” و دایی اش ” Nguyen Tri Khuong” فرا گرفت. وانکه فارغ التحصیل دکترای موسیقی شناسی از دانشگاه سوربن پاریس است؛ در «مرکز ملی پژوهش های علمی» (Centre National de la Recherche Scientifique) به پژوهش پرداخته و همچنین استاد دانشگاه سوربن و و عضو افتخاری شورای بین المللی موسیقی یونسکو بوده است.
حفظ  قطعه برای اجرا

حفظ قطعه برای اجرا

همواره دیده شده است، نوازنده ای که قطعه مورد اجراء را به حافظه سپرده و سپس می نوازد از توانایی بیشتری در اجرای تکنیکی و همچنین بیان احساسات برخوردار است.
تنبک نواز، نه تنبک

تنبک نواز، نه تنبک

نوشته ای که می خوانید گفتگویی است از محمد افتخاری با زنده یاد علی تجویدی که در مجله «کلک» شماره ۱۶ در تیر ماه ۱۳۷۰ به انتشار رسیده است و به کنسرت دو نوازی بهمن رجبی و محمود فرهمند بافی می پردازد.
شریفیان: موسیقی کلاسیک آزاد و لیبرال است

شریفیان: موسیقی کلاسیک آزاد و لیبرال است

به هیچ وجه! در غرب موزیسین ها اطلاعات بسیار زیادتری از سبکهای موسیقی کلاسیک دارند، چراکه این موسیقی در آن کشورهای سابقه بسیار زیادی دارد و به نوعی بومی است. ما سبکهای بسیار زیادی در موسیقی کلاسیک داشته ایم، مثلا در قرن بیستم، امپرسیونیسم داریم، اکسپرسیونیسم داریم، آتونالیه داریم، پلی تونالیته داریم، نئوکلاسیک داریم و… ترکیبهایی از اینها که شامل انواع دیگری از موسیقی می شوند که بر اساس محورهای ثقل نتی بوجود می آیند که گوناگونی ها و پیچیدگی های خود را دارند.
رنه فلمینگ

رنه فلمینگ

رنه فلمینگ (Renée Fleming) خواننده برجسته سوپرانو، در ۱۴ فوریه سال ۱۹۵۹ در پینسیلوانیا امریکا بدنیا آمد و عمده فعالیت وی خوانندگی در اپرا میباشد؛ هر چند وی یکی از خوانندگان مطرح در سبک جز نیز میباشد. در زمینه خوانندگی او را میتوان در دسته full lyric soprano قرار داد که قابلیت بسیار بالا از نظر وسعت صدا و تکنیک و صدایی رسا و قدرتمتد دارد که میتواند به راحتی از وسعت صدایی خویش فراتر رود.
دنیس برین، مروج هورن (IV)

دنیس برین، مروج هورن (IV)

برین در ضبط چهار کنسرتو هورن موزار که اکنون اساس رپرتوار تکنوازی هورن به شمار می روند همکاری کرد. این کنسرتوها در اصل برای جوزف لوتگب یک هورن نواز طبیعی (natural horn player) سالزبرگ ساخته شدند. مهارت برین در آهنگ سازی با ساخت کادانس برای کنسرتوهای اول و سوم قطعات ضبط شده خودش به اثبات رسید. برین همچنین باعث مشهور شدن دو کنسرتو ریچارد استرائوس شد.
بیانیه هیات داوران سومین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی

بیانیه هیات داوران سومین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی

در سومین جشنواره سایت ها و وبلاگهای موسیقی، دکتر پیروز ارجمند به عنوان سخنگوی هیات داوران به روی صحنه آمد و بیانیه هیات داوران را قرائت کرد که در ادامه متن این بیانیه را به همراه تصاویری از جلسه هیات داوران،‌ می خوانید و می بینید:
سعید تقدسی: دو سال و نیم با ارکستر سمفونیک تهران کار کردم

سعید تقدسی: دو سال و نیم با ارکستر سمفونیک تهران کار کردم

من از سن ۱۲ سالگی وارد هنرستان شدم و تا دوره دیپلم متوسطه بود آنجا ادامه تحصیل دادم؛ در این مدت معلمایی که داشتم به ترتیب اسم می‌برم آقای خیرخواه بود بعد آقای منشی زاده شدند، بعد یک آقای آلمانی به اسم آقای کاییزار (Kaiser) اسم کوچیکش خاطرم نیست و دو معلم آمریکایی داشتیم که تمام این معلم ها در سمفونیک کار می‌کردند، خانم سوزان ایلور (Susan Ayler) می بود که شوهرش هم کلاینت می‌زد، یک خانمی بود به اسم سوئینتلا (Merlin Swindler)بعد از این خانم یک آقایی به نام یوهان ریستا (Johann Rista) بود. بعد از ایشان آخرین معلمی که داشتم آقای مهدی جامعی بودند که یک سال آخر را باهاش کار کردم.