بیانیه‌ی هیات داوران دومین جشنواره‌ی وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌های موسیقی ایران

آروین صداقت کیش
آروین صداقت کیش
افزون شدن شمار وبسایت‌های مرتبط با موسیقی و گسترش نسبی کمیت آنها اشاره‌ای بود بر درستی راهی که اکنون در آستانه‌ی به سرانجام رسیدن دومین پیمایش آن هستیم. اکنون فضای مجازی با شتابی فزاینده در حال تسخیر بسیاری از حوزه‌های نشر محتوای سنتی و آفریدن حوزه‌هایی است که هیچ معادلی در جهان نشر سنتی نداشته‌اند و اگر هم برخی حوزه‌ها را تا به امروز مِلک طِلق خود نساخته‌اند نه از سر مانعی فنی یا ذاتی بلکه بیشتر از آن رو است که هنوز رسمیتی، چنان که باید به بیشتر تولیدات فکری این جهان تودرتوی مجازی داده نمی‌شود و فعالیت در این حوزه همچنان –اغلب- از سر علاقه‌ی صرف است و بس.

در سر منزل نهایی جشنواره‌ی دوم بیش از نخستین جشنواره، طلیعه‌ی اثر گذاری محتوای قابل دسترسی در فضای مجازی بر ما آشکار گشته است و با اطمینان بیشتری و البته به دور از بزرگ‌نمایی، می‌توانیم اذعان کنیم که این جزیان نسبتا آزاد برخورد افکار در حیات موسیقایی ما نقشی یافته است و نقش آن نیز رو به فزونی است. آزادی نسبی موجود در این گستره‌ی پهناور و سهولت بهره‌گیری فنی آن را تبدیل به رقیبی جدی کرده است.

رقابت و همراهی می‌توانند هم‌زاد هم باشند و دو روی یک سکه. از همین رو ما داوران «دومین جشنواره‌ی وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌های موسیقی ایران» باور داریم که امروز سپهر موسیقی‌نویسی مجازی نیمه‌ی جداناشدنی کار فکری درباره‌ی موسیقی به زبان فارسی است. با این همه اشاره می‌کنیم که به گمان ما، به رغم رشد قابل اعتنا، هنوز کیفیت این نیمه‌ی از لحاظ کمی گرانسنگ، جایگاهی برابر با همراه و رقیب کهنسال‌ترش نیافته است.

بررسی‌های هیات داوران این جشنواره اما، ما را برنکته‌ای بسیار با اهمیت واقف ساخت و آن این که؛ اگر روزگارانی روند جابه‌جایی محتوایی یک‌سویه بود و نشریات کاغذی چونان سرچشمه‌ای دور در بالادست، آبشخوری مطمئن برای دنیای مجازی به شمار می‌آمدند، امروز گاه شاهد واژگون شدن این فرآیند هستیم.

نشریات کاغذی (به‌ویژه روزنامه‌ها) گهگاه (البته نه چندان پرشمار) مطالب دنیای مجازی را برای کامل کردن حجم محتوای مورد نیاز خود به‌کار می‌گیرند. همین امر ما را بر آن داشت تا به مساله‌ی چند وجهی ارتباط جهان مجازی-حقیقی انگشت بگذاریم و یادآور شویم که؛ اولا، خرسندیم از این که افزایش کیفیت متون فضای مجازی به حدی رسیده است که بعضی موارد آن می‌توانند مرز مصنوعی میان حامل‌های محتوا را در نوردند. در سال که گذشت، انتشار دست‌کم یک مقاله از فضای مجازی در یک نشریه‌ی پژوهشی را به مثابه شاهدی از این تغییرات کیفیت تلقی می‌کنیم. اگر چه از نظر دور نمی‌داریم که افزایش کیفیت مورد ادعای ما بیشتر درباره‌ی تک قله‌ها صدق می‌کند و در بقیه‌ی موارد بیش از آن که حاصل رشد کیفی محتوای مجازی باشد حاصل افت استاندارد‌های حرفه‌ای در روزنامه‌نگاری سنتی است.

ثانیا، هشدار می‌دهیم که این در هم شدن مرزها ممکن است -چنان که مواردی از آن را ما نیز رصد کردیم- به عدم رعایت حقوق نویسندگان مطالب منجر شود. متاسفانه اکنون مواردی که ما امیدوارانه کم شمارشان می‌خوانیم، وجود دارد که حاکی از برداشت بی‌اجازه و بی‌رعایت حقوق و به تعبیری سوءاستفاده از محتوای تولید شده در فضای مجازی است. این موارد که اکنون بیشتر در بعضی روزنامه‌ها و به‌ندرت در مجلات به چشم می‌خورند، گستره‌ای از کژرفتاری‌ها را مانند انتشار بدون نام مولف، نشر بدون اشاره‌ به وبسایت یا وبلاگ صاحب حق معنوی، تغییر نام مولف، حک و اصلاح و ویرایش بی‌اجازه‌ی متون و… را در بر می‌گیرد. بریدن و چسباندن یا به اصطلاح اهالی دنیای مجازی «کپی-پیست» که روزی مختص دنیای مجازی بود حال دامن نشریات کاغذی را نیز گرفته است. به گمان ما راه حل ابتدا در رعایت آن در دایره‌ی دنیای مجازی و سپس مبارزه‌ی پی‌گیر با مصداق‌ها و درخواست مراعات حقوق در نشریات سنتی نهفته است.

ما اعضای هیات داوران دومین جشنواره‌ی وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌های موسیقی ایران ضمن این که فرصت را مغتنم می‌شماریم و خوشنودی خود را از افزوده شدن چندین وبسایت قابل اعتنا به جرگه‌ی مجازیان اعلام می‌داریم و اشاره می‌کنیم که مشابه همین رشد (به‌ویژه از منظر کیفی) در وبلاگ‌نویسی موسیقایی رخ نداده است، بخشی از این امر را به کمرنگ‌تر شدن عمومی وبلاگ‌نویسی نسبت به چند سال گذشته و انتقال بخش بزرگی از جنب و جوش آن به پدیده‌ی نوظهورتر شبکه‌های اجتماعی منتسب می‌دانیم و بخشی را نیز با این حقیقت مرتبط می‌پنداریم که نزد بسیاری از فعالان این عرصه، وبلاگ‌نویسی سکوی پرتابی است به سوی موسیقی‌نویسی حرفه‌ای و اغلب چندان در آن می‌پایند تا جواز عبور به مرحله‌ای به زعم ایشان بالاتر را بیابند؛ در نتیجه به نظر ما امکان انباشت تجربه محدود و رشد کیفی کند خواهد شد.

تاکید نخستین بیانیه‌ی ما، مبنی بر اهمیت بی چون و چرای محتوا و امکان به کارگیری امکانات فنی دنیای مجازی به نفع آن، همچنان به قوت خود باقی است. هر چند در دومین دوره نیز شاهد استفاده‌ی خلاقانه‌ای از ترکیب این دو نبودیم، اما مواردی وجود داشت که به نحوی نسبتا مطلوب جنبه‌های مختلف آن را بازمی‌نمایاند.

انتخاب وبلاگ و وبسایت برگزیده کماکان مانند دوره‌ی نخستین از طریق رصد توسط داوران صورت پذیرفته است. از همین رو مثل دوره‌ی پیشین، دور از ذهن نیست اگر وبلاگ یا وبسایتی از دید داوران دور مانده باشد. علاوه بر این در جنشواره‌ی دوم تفسیر گسترده‌تری از محتوای مرتبط با موسیقی مد نظر داوران قرار گرفت که می‌توان ردپای آن را در کاندیداهای وبسایت برگزیده مشاهده کرد.

هیات داوران «نخستین جشنواره‌ی وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌های موسیقی ایران» ضمن تشکر از همه‌ی شرکت‌کنندگان در جشنواره و سپاس از برگزارکنندگان و حامیان، توجه فعالان در این حوزه را به تمرکز بیش از پیش بر بهبود کیفیت و خلاقیت در ارائه‌ی محتوا جلب کرده و اذعان می‌دارد با کمرنگ‌تر شدن مرز مصنوعی میان جهان مجازی و حقیقی، امکان دسترسی‌پذیرسازی منابع مکتوب یکی از برتری‌های غیر قابل رقابت دنیای مجازی است که متاسفانه کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد.
پویا سرایی
پیمان سلطانی
آروین صداقت‌کیش
حمیدرضا عاطفی
سید ابولحسن مختاباد

6 دیدگاه

  • منتقد
    ارسال شده در آبان ۲۰, ۱۳۹۱ در ۸:۵۳ ب.ظ

    سلام
    شدیدا با انتخاب یک سایت با فعالیت موسیقی تجاری و مردم پسند به عنوان سایت برتر مخالف هستم. سایت های مردم پسند درآمدزایی بالایی دارند و به هر حال یک سایت موسیقی مردم پسند می تواند از هر سایت دیگری پربازدید تر باشد (حتی از سایت پربازدیدترین روزنامه های کشور)، چون ۹۹% از ایرانیان به موسیقی مردم پسند گرایش دارند. وقتی که یک وبسایت درآمد بالایی دارد، امکانات و رفاه بیشتری در دنیای مجازی هم دارد. جدا از این مقایسه چنین سایت هایی با سایت هایی با فعالیت موسیقی هنری کار درستی نیست. به جای انتخاب وبسایتی که صاحب آن آشنایی به موسیقی ندارد و صرفا برای پول کار می کند، باید انگیزه رقابت را برای سایت هایی که با کلی تلاش و بدون هیچ درآمد و سرمایه به موسیقی هنری و موسیقی واقعی می پردازند محیا کرد. هدف چیست؟ هدف جشنواره وبسایت ها حمایت از هنر معرفی شده بود.
    این جشنواره باید فضایی برای پیشرفت موسیقی هنری فراهم کند. سایت های تجاری به اندازه کافی حمایت می شوند، اما متاسفانه هیچ نهاد و سازمان دولتی و غیر دولتی نیست که از موسیقی هنری حمایت کند.
    یک نفر علاقمند، موسیقیدان یا دانشجوی موسیقی با کلی زحمت و با اتکا به دانشش و فقط برای پیشرفت هنر یک وبسایت ایجاد می کند و بدون هیچ هدف مالی به نوشتن مشغول می شود. این واقعا در قبال یک سایت تجاری که هرکسی می تواند با مقداری سرمایه آن را داشته باشد، کمتر است؟
    مرسی، به هر حال ممنون و موفق باشید

  • ارسال شده در آبان ۲۰, ۱۳۹۱ در ۸:۵۹ ب.ظ

    دوست گرامی منظور شما کدام سایت است؟ سایت گلها اول شد که تجاری نیست.

  • آروین صداقت کیش
    ارسال شده در آبان ۲۰, ۱۳۹۱ در ۱۱:۴۲ ب.ظ

    دوست عزیز منتقد؛
    علاوه بر این که سایت برگزیده ی امسال گلها بود که سایتی تجاری نیست، میزان بازدید کننده نیز جزء عوامل مورد بررسی هیات داوران جشنواره ی اول و دوم نبود. به طور کلی در این دو دوره توجه اصلی به محتوای ارائه شده و مفید بودن آن برای فضای موسیقی، فارغ از سبک و گونه بود. به بیان دیگر همان طور که در جشنواره ی گذشته نیز توضیح داده بودیم ما می کوشیم سبک ها و گونه های موسیقی را بر یکدیگر برتری ندهیم بلکه کیفیت پرداختن به هر یک را معیار داوری قرار دهیم.

    از طرف هیات داوران

  • منتقد
    ارسال شده در آبان ۲۱, ۱۳۹۱ در ۱۲:۲۱ ب.ظ

    من با هر کدام از هم دانکشده ای هایمان درباره این جشنواره صحبت کردم، دقیقا این مسئله مطرح شد. وقتی که گفته میشه “جشنواره وبسایت های موسیقی ایران”، پس باید “موسیقی” را مد نظر قرار داد.
    «موسیقی ما»
    اصلا من در این لحظه کاری به سبک و سیاق سایت ندارم که از چه سبک موسیقی حمایت می شود و اصلا این موسیقی ها از تئوری موسیقی و اصول برگرفته شده یا خیر. کاری ندارم که اکثر آهنگسازان این سبک ها می توانند مفهوم گام و تونالیته را توضیح دهند یا نه!
    ولی چنین سایتی اصلا یک سایت علمی نیست. شما یک سایت خبری را در کنار یک سایت علمی قرار داده اید و معرفی کرده اید. مثل این است که سایت برتر، بخش موسیقی سایت روزنامه همشهری باشد. پس با این حساب بخش همشهری و ده ها سایت روزنامه های دیگر هم می توانستند کاندیدا باشند!
    اگر قرار است یک سایت خبری انتخاب شود، پس یک جشنواره برای سایت های خبری برگزار می کردید.
    برادر من هم که فروشنده است، می تواند با چند میلیون تومان سرمایه یک سایت خبری موسیقی یا هر سایت خبری دیگر راه اندازی کند و در مدت کوتاهی صفحات اول گوگل را به خود اختصاص دهد، بدون آنکه بررسی تکنیکی موسیقی داشته باشد. فرزاد فرزین فلان روز کنسرت دارد… گروه راک ایکس، سازهایشان را شکستند…
    فکر می کنم یک تفاوت ویژه ای بین سایت زنان موسیقی و موسیقی ما وجود داشته باشد، و آن اینکه سایت زنان موسیقی یک سایت موسیقی است و سایت موسیقی ما یک سایت خبری با تمرکز بر روی حاشیه کنسرت های پاپ و راک.
    همان سایت گلها هم بررسی تکنیکی و تئوری ندارد و تنها یک آرشیو است. شاعر و آهنگساز فلان موسیقی درج شده اند و امکان یک جستجو ترتیب داده شده. فکر می کنم کاندیدای خوبی برای بخش موسیقی جشنواره طراحی وبسایت باشد.
    من انتظار داشتم که یک فضای مثبت “هنری” و ایجاد احساس انگیزه و حمایت برای “هنرمندان موسیقی” به وجود بیاید.

  • آروین صداقت کیش
    ارسال شده در آبان ۲۵, ۱۳۹۱ در ۶:۴۸ ب.ظ

    دوست عزیز منتقد؛
    پیش از هر چیز بگویم که این تفسیر شماست از اهداف، آیین نامه ها و عملکرد جشنواره که بخش بزرگی از آن با آنچه ما رسما اعلام کرده بودیم، منطبق نیست. جشنواره همان طور که به درستی گفته اید «جشنواره ی وبسایت ها و وبلاگ های موسیقی ایران» نام دارد پس به نظر ما نه «موسیقی» بلکه «وبسایت ها و وبلاگ های» موسیقی و نحوه ی عملکردشان نسبت به موسیقی باید مورد ارزیابی و بررسی قرار گیرد.
    روشن نیست اصطلاح «سایت علمی» که به کاربرده اید دقیقا به چه معناست. آیا منظور سایتی است که مطالب علمی دارد؟ اگر به چنین معنایی به کار برده اید باید بگویم که علمی بودن جزئی از فاکتورهای انتخاب نبوده است زیرا تایید آن نیاز به فرآیندی دارد که در خود دنیای علم هم بسیار طولانی و پیچیده است. ما می توانیم در مورد صحت محتوا تا حدودی تحقیق کنیم اما فرآیند داوری علمی (که در نشریات پژوهشی گاه به بیش از شش ماه برای یک مقاله نیز می رسد) چیز دیگری است که از توانایی های چنین جشنواره ای خارج است. برای آن که بتوانید پیش خودتان قضاوت کنید به این سایت ها نگاهی بیاندازید: http://www.mehregani.ir و http://anthropology.ir/branches_music_sound و http://www.oirvm.com اگر درست منظورتان را فهمیده باشم اینها هم سایت های علمی مرتبط با موسیقی محسوب می شوند اما هر یک بنا به دلایلی نمی توانستند برگزیده ی ما باشند.
    سایت های دیگری هم که به آنها اشاره کرده اید تنها به دلیل تعریف آیین نامه ی جشنواره برای شرکت در این بخش (سایت و وبلاگ برگزیده) که صراحتا تاکید می کند باید انحصارا به موسیقی بپردازند (و نه این که بخشی از آن مانند صفحه ی موسیقی همشهری آنلاین مختص موسیقی باشد)، از رقابت حذف می شوند وگرنه چه بسا که داوران آنها را نیز در زمره ی کاندیداها قرار می دادند. علاوه بر آن هر سایت یا وبلاگی که یکی از داوران یا اعضای هیات برگزاری جشنواره در مدیریت آن نقشی داشته باشند طبق قوانین ما (برای بیطرفانه ماندن داوری ها) حق شرکت در این بخش را ندارند بدین ترتیب بخش موسیقی همشهری به مدیریت ابوالحسن مختاباد، گفتگوی هارمونیک به دلیل سردبیری سجاد پورقناد، مهرگانی به دلیل شرکت من در شورای نویسندگانش، وبلاگ های شخصی داوران و … از شرکت در این رقابت محروم بودند.
    برادر شما و البته هر کس دیگری، در صورت تمایل به سرمایه گذاری، می تواند یک سایت به گفته ی شما علمی نیز تاسیس کند و همان پولی را که به خبرنگاران می پردازد به سردبیری کارکشته، محققان و نویسندگان مقالات بپردازد. بنابراین مثالی که زده اید نشان نمی دهد که راه اندازی و اداره ی سایتی مثل موسیقی ما کاری سهل و آسان است و آن دیگری دشوار.
    به صراحت و برای چندمین بار اعلام می کنم که اختصاص صفحات اول گوگل، تعداد بازدیدکنندگان فراوان و فاکتورهای مربوط به جمعیت که هم به خودی خود نشانه ی ارزشمندی نیستند و هم با ترفندهای فنی قابل دستکاری اند، تاثیری در بررسی های ما نداشته اند.
    نوشته اید «من انتظار داشتم که یک فضای مثبت “هنری” و ایجاد احساس انگیزه و حمایت برای “هنرمندان موسیقی” به وجود بیاید». این انتظار شما ضمن آن که محترم است، اما با روندها و تعاریف جشنواره منطبق نبوده است. ما قرار نبوده از هنرمندان موسیقی حمایت کنیم اگر چه این امر بسیار پسندیده است. بلکه ما قرار بوده است رقابتی میان وب نگاران و موسیقی نویسان فضای مجازی برگزار کنیم و از این طریق به طور غیر مستقیم انگیزه ی نویسندگی در فضای مجازی را افزایش دهیم و احتمالا باعث افزون شدن کیفیت شویم.
    کیفیت مورد بحث ما لزوما با آنچه شما «بررسی های تکنیکی» نامیده اید، یکی نیست. از دیدگاه مربوط به این جشنواره، یک خبر یا گزارش یا حتا گزارش تصویریِ با کیفیت همان قدر ارزشمند است که یک مقاله ی دقیق و روشنگر، بنابراین ما مجموعه ای از همه ی عوامل را در نظر گرفته و سپس به انتخاب کاندیدا دست زدیم. انتخاب بر اساس تعاریف و آیین نامه های موجود جشنواره باعث شد که در میان کاندیداهای انتخاب شده؛ گرایش ها، سبک ها و نحوه های مختلف پرداختن به موسیقی به چشم بخورد. شاید در دوره های بعد هیات داوران با تفکیک انواع مختلف سایت ها و وبلاگ های برگزیده بتوانند تغییری را که مورد نظر شماست ایجاد کنند.
    شاید جالب باشد که بدانید در دوره ی گذشته نگرانی ای معکوس نقد شما وجود داشت؛ یعنی دست اندرکاران سایت های خبری-تحلیلی نگران بودند که چون اکثر داوران خود گرایش های دیگری دارند این گرایش ها را در انتخابشان دخالت داده و به هنگام سنجش میان سایت های خبری-تحلیلی و سایت هایی که بیشتر بر مقالات تکیه دارند، رای به برتری دسته ی دوم بدهند.
    از طرف هیات داوران

  • سینا
    ارسال شده در آبان ۲۶, ۱۳۹۱ در ۱۱:۵۶ ب.ظ

    ضمن تشکر از پاسخگویی و حوصله و سعه صدر جناب صداقت کیش. من فکر می کنم پس از برگزاری هر. جشنواره یا مسابقه و…. عده ای ممکن هست بر نتایج یا روند اجرایی و انتخاب نهایی معترض باشند و البته این موضوع به کرات قابل مشاهده است و به طبع هیچگاه یک جشنواره نمیتواند باعث خوشایند تمامی افراد شود. به هر حال فکر میکنم نیازی نباشد که داوران محترم در این جشنواره دست به تشریح دلایل خود بزنند به هر حال اگر ما جشنواره ای روقبول داریم نتایج انرا هم مپذیریم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (XI)

همانطور که قبلا تاکید کردم، آهنگساز باید آزاد باشد که به هر نوع زبان موسیقایی و به هر نوع استیل که می خواهد آهنگسازی کند. آشنایی با موسیقی ایران افق دید آهنگساز را باز می‌کند صرف نظر از هر استیلی و هر زبان موسیقایی که آهنگساز بخواهد در آن کار کند.

محمدرضا امیرقاسمی «شبی برای پیانوی ایرانی» را به روی صحنه می برد

کنسرت گروه موسیقی برف با عنوان «شبی برای پیانوی ایرانی» در تاریخ جمعه ۱۰ اسفند ساعت ۲۰ در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران روی صحنه خواهد رفت. سرپرست و تکنواز پیانوی گروه برف محمدرضا امیرقاسمی و خواننده این کنسرت علی امیرقاسمی و اجرای تمبک با سحاب تربتی می باشد. در این برنامه علاوه بر اجرای آثار اساتید بزرگ پیانوی ایرانی نظیر جواد معروفی و مرتضی محجوبی، از چند نوازنده پیانوی دوره قاجار مانند اساتید محمود مفخم (مفخم الممالک) و مشیرهمایون شهردار هم قطعاتی اجرا خواهد شد. اجرای آثاری کمیاب و خاص از پیانو نوازیِ دوره ی قاجار و عصر مشروطه اولین بار است که در یک کنسرت اتفاق می افتد.

از روزهای گذشته…

مصاحبه ای با رنه فلمینگ (IV)

مصاحبه ای با رنه فلمینگ (IV)

علاوه بر اجرای قطعات فرانسوی، من به آرا بلا (Arabella) می روم، آثار استرائوس (Strauss) را اجرا خواهم کرد، زیرا موسیقی فوق العاده زیبایی است. هسته اجراهای من آثار وی و موزار خواهد بود به همراه موسیقی فرانسوی و بخشهایی از اشعار بل (bel)، زیرا می خواهم صدایم را جوان نگاه دارم، خود را درگیر اجراهای سنگین نمی کنم. در کنار آنها چند قطعه غیر معمول… نقشهای وردی (Verdi)، سچ (Czech) و جانک (Janacek) و احتمالا راسالکا (Russalka) که نقش محبوب من است، آثار بسیار وسیعی هستند اما از لحاظ نوع صدا آنچنان متفاوت نیستند.
جواهری: در ایران شیوه نگارش موسیقی متعدد هستند

جواهری: در ایران شیوه نگارش موسیقی متعدد هستند

من فکر می کنم که خود ماها باید همت کنیم و انتظار از اونها نداشته باشیم! اون نسل کار خودشون را کردند و آثارشون را ارائه دادند. من فکر می کنم نسل ما تنبل و کم کار بوده، حداقل کار جدیدی ارئه نمی دن، بیان کارهای نسل گذشته را باز سازی و باز پروری کنن! خیلی کارهای خوب هست!
دلاور سهند (III)

دلاور سهند (III)

به اعتقاد من اگر واقعه قتل او را نیز در اپرا میگنجاندند و تحقیرهائی را که دشمن دید آشکار می‌نمایاندند، نه تنها موقعیت قهرمانی‌ او تشدید میشد حتی اپرا میتوانست دارای دراماتیک‌ ترین صحنه‌های‌ حماسی باشد و از این راه تاثیری شدید، موثر -و حتی انقلابی- در پوبلیک‌ بجای بگذارد.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (X)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (X)

اولین جنگ جهانی، الگار را به شدت تحت تأثیر خود قرار داد. به غیر از چند اثر میهن پرستانه و آثاری همچون “نور روشن ستارگان” (The Starlight Express op. 78)، که برای یک نمایش کودکانه نوشته شده بود، “روح انگلستان” (Spirit of England op. 80) که بر اساس اشعار “لارنس بینیون” نوشته شده و اکنون به عنوان یکی از شاهکارهای الگار در نظر گرفته می شود و به غیر از باله “طرفدار سرخ روی” در ۱۹۱۷ هیچ اثر مهمتری از او به اجرا در نیآمد.
گزارش جلسه یازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه یازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

چنین دیدگاهی باعث شده است که نگاه نشانه‌شناسی موسیقی به ساختارگرایی معطوف باشد. از سوی دیگر اگر دیدگاه پیرس سرلوحه‌ی کار قرار گیرد تفکیک میان نشانه به مثابه شمایل (Icon) یا نمایه (Index) نکاتی دارد که به کار نشانه‌شناسی موسیقی می‌آید.
پرآرایش و رامش و خواسته (III)

پرآرایش و رامش و خواسته (III)

سابقه ی گروه نوازی در موسیقی ایرانی، با رعایت و توجه به قواعد مرسوم آن به گروه مرحوم فرامرز پایور بازمیگردد. سازبندی این گروه به استانداردی برای گروه نوازی در موسیقی ایرانی بدل شد: یک کمانچه و یک قیچک (به عنوان سازهای زهی کششی، و قیچک به عنوان قسمتی از صدای آلتوی گروه)، نی، تار، عود، سنتور، رباب و بالاخره تنبک که تکنیکی ترین ساز کوبه ای در موسیقی ایرانیست. به دلیل سابقه ی کم گروه نوازی، سازهای موسیقی ایرانی بی توجه به چنین نیازی ساخته شده اند؛ به گونه ای که با دقت در سازهای ارکستر سمفونیک درمی یابیم که در هیچ یک از سه گروه سازهای آن سازی مضرابی (به عبارت بهتر، سازی با صدای غیر ممتد) وجود ندارد و حتی پیانو نیز جزو سازهای ارکستر نیست.
گفتگو با عمر زیاد قانون‌نواز عراقی (II)

گفتگو با عمر زیاد قانون‌نواز عراقی (II)

در کشور عراق اولین کسی که قانون و قانون نوازی را در ارکستر رسمی کرد چهره ی سرشناسی بود به اسم “یوسف زعرور” (Yusuf Zaarur) که ایشان از یهودی های کشور عراق بودند و از ایشان می توانم به عنوان “موسس قانون” در کشور عراق نام ببرم. او در زمان خودش شیوه های خاصی داشت و فرد متمایزی بود و این مربوط به دهه های ۲۰ و ۳۰ میلادی است و بعد از آن با ورود رادیو و تلویزیون به معروفیت و شهرت ایشان اضافه شد. “زعرور” با بسیاری از هنرمندان و خواننده های معروف همکاری داشته است. بعد از او از نسل های دیگر می توان از “سالم حسین” و “حسن شکارچی” نام برد.
اینک، شناخت دستگاه‌ها (I)

اینک، شناخت دستگاه‌ها (I)

پیش‌ترها، زمانی که خیلی دور نیست و بسیاری از ماها هنوز به یادش داریم، پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایی بودند (نمی‌دانیم اندک یا پرشمار، اما بودند) که وقتی موسیقی ایرانی می‌شنیدند به آسانی تشخیص می‌دادند که در کدام دستگاه است، «ننه جون، نگاه کن قمره، دشتی می‌خونه». اکثرشان حتا سواد خواندن و نوشتن هم نداشتند چه رسد به انتظار آموختگی علمی و عملی در ساز و آواز. با این ترتیب چگونه می‌توانستند تشخیص دهند؟ جواب در رابطه‌های اندام‌وار اجزای یک فرهنگ است. اگر دقت بیشتری می‌کردی آنها شعر زیبا هم از بر داشتند یا زیبایی شعر پرمغز را اگر از پیش نشنیده بودند به محض شنیدن تشخیص می‌دادند، خط زیبا و تذهیب پرفن و نامه‌ی روان و معماری خانه‌ی زیبا و… را نیز همین‌طور، و در یک کلام مردم اهل دلی محسوب می‌شدند.
تار مرد (II)

تار مرد (II)

سرانجام، مقصود را برای دوستی که در سفارت روس کار میکرد، تشریح کرد و به توصیه او، تارش را برداشت و در سفارت روس، نزد دوستش مقیم شد. خودش می گوید:
ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (VII)

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (VII)

گُفری در کتابی با عنوان اِل سیستما: سازماندهی جوانان ونزوئلایی (El Sistema : Orchastrating Venezuela’s Youth) تحقیقاتش را در مورد این برنامه آموزشی در ونزوئلا شرح می دهد و اظهار می نماید که این برنامه “کودکان بسیار محروم را فراموش کرده است”. گُفری همچنین در این کتاب پروژه اِل سیستما را زیر سوال می برد: ” من نوازنده های زیادی از اِل سیستما را ملاقات کردم که معتقد بودند که این برنامه کودکان آسیب پذیر را هدف قرار نمی دهد […] به نظر آنها اکثر کودکانِ اِل سیستما از طبقه متوسط جامعه هستند”.