معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (VIII)

روایت است که مختاری قطعات بسیاری در طول مدت زندانی بودنش ساخت! پس از آزادی او اداره هنرهای زیبا تصمیم گرفت مدرسه شبانه‌ای برای تدریس موسیقی به وچود آورد و رکن الدین مختاری را به ریاست آن مدرسه برگزید. وی هرچند که دیگر به مقام‌ ریاست شهربانی بازنگشت، اما همچنان در دربار راه داشت و کار موسیقی را نیز تا آخر عمر رها نکرد.

مختاری در سال ۱۳۳۵ به عنوان یکی از اعضای هیئت مدیره «انجمن اشاعه و اعلا موسیقی» انتخاب شد و تقریبا در همان موقع «عبد اللّه دوامی» به دعوت او به مدرسه‌ هنرهای زیبا راه یافت. مختاری رغبت زیادی به حفظ گنجینه‌های موسیقی نشان داد و در این مورد عبد اللّه خان دوامی می‌گوید: «رکن الدین خان از طرف هنرهای زیبا پیش من آمد و خواست که من به همراهی‌ ساز ایشان ردیف‌هایم را ضبط نمایم، من قبول کرده و به آقای مختاری گفتم: اگر می‌خواهید ردیف‌های من مطابق میل و کاملا درست ضبط گردد، لازم است شما با من ردیف‌ها را تمرین‌ نمایید تا ساز شما بتواند با ردیف‌های من همنوا شده و اهمیت خود را از دست ندهد. این‌ موضوع باعث شده که کار ضبط عملی نگردد.»

بعد از مرگ مختاری، آثار او این‌جا و آنجا به اجرا درمی‌آمد و حتی گاهی هم به‌ صورت نوار در اختیار علاقمندان قرار می‌گرفت. از جمله، نواری است به نام «آوازهای‌ دیروز» که در سال ۱۳۵۶ توسط «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» منتشر شد.

این نوار شامل آثاری بود، از رکن الدین مختاری، علینقی وزیری، ابو الحسن صبا و روح اللّه‌ خالقی. استاد پایور سال‌ها پیش، ساخته‌های او را نت نویسی کرد و اخیرا «ارشد طهماسبی» به جمع‌آوری آثارش پرداخته است. هرچند که سال‌ها از خاموشی مختاری می‌گذرد، اما هنوز هم آثار او در کلاس‌های‌ موسیقی تدریس می‌شود. ما در این مختصر قصد تحلیل زندگی او را نداریم. بزرگ علوی در مورد اشخاص شبیه مختاری می‌گوید: «به عقیدهء من این اشخاص تقصیری ندارند و اگر گناهی متوجه آنها می‌شد، ناچیز است. اینها محصول اوضاع و احوالی هستند که مجموعا “دورهء سیاه” نامیده می‌شود.»

در پایان کلام با توجه به اینکه مختاری را به عنوان هنرمند می‌شناسیم، می‌گوییم: بزرگترین وظیفهء هنرمند این است که در هیچ دوره و در هیچ شرایطی محصول اوضاع و احوال استبداد زمانه نباشد و این تنها ضامن حفظ شخصیت اوست. مختاری هرچند که در عرصهء هنر مرد بزرگی است، اما به واسطهء نداشتن جهان‌بینی، در گردابی هولناک گرفتار می‌شود و حوادث روزگار او را در جایگاهی قرار می‌دهند که‌ نه برای هنر بلکه برای تاریخ هنر شرم‌آور است.

مختاری شاید آئینهء تمام نمای همهء آنهایی‌ باشد که به مقولهء «هنر برای هنر» اعتقاد دارند و متأسفانه تعداد این افراد حتی هنوز هم در جامعه ما کم نیست.

منابع تحقیق
۱- “پنجاه و سه نفر” نوشته بزرگ علوی‌
۲- موسیقی آوازی ایران نوشته محمد رضا لطفی‌
۳- چهره‌های موسیقی‌
۴- تاریخ تحول ضبط موسیقی در ایران نوشته دکتر ساسان سپنتا
۵- دیوان امیر جاهد
۶- شناسایی موسیقی ایران نوشته عزیز شعبانی‌
۷- پژوهشی کوتاه دربارهء استادان موسیقی ایران و الحان موسیقی در ایران نوشته داریوش صفوت‌
۸- “گذشته چراغ راه آینده است” نوشته جامی‌
۹-امیر شوکت الملک علم نوشته محمد علی منصف‌
۱۰- مجله عماد
۱۱- مصاحبه نویسنده با استاد علی اصغر بهاری‌

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مکتب و مکتب داری (IV)

نمونه ای دیگر، کنسرت گروه اساتید (به کوشش فرامرز پایور) در مایه دشتی به سال ۱۳۵۸ همراه صدای محمدرضا شجریان است. در آلبوم «پیغام اهل راز» استاد فرامرز پایور، روایتی دیگر و برداشتی خاص از تصنیف «خون جوانان وطن» اثر عارف را ارائه داده و یکی از زیبا ترین اجراهای استاد اسماعیلی در همین آلبوم است. ارتباط شنونده این آثار باصدای ضرب (تنبک) استاد، ارتباطی ناخودآگاه است. مانند ارتباط شنونده ارکستر سمفونیک با صدای کنترباس ها و ویولونسل ها و دست چپ پیانو.

یادداشتی بر آلبوم «گلعذار»

گوش‌ها را به شنیدن و چشم‌ها را به خواندن رنجه نساختن، در تنه‌ی موسیقی خلأ اندیشه و خِرد را با ایدئولوژی پر کردن‌، از هنر جز ژست گرفتنش را نداشتن، از جعل و شید تاریخ ساختن، کندذهنی و بی‌دقتی و درجا زدن در بنیان‌های سستِ آموزش‌های علیلِ آمیخته با انواع توهمات و خرافات، همه و همه ثمرِ آفت‌زده‌ای جز همان «انبساط خاطر» و زبان‌آوری‌های مجانی و بی‌باج در دورهمی‌های موسیقایی‌ای که حال به لطفِ بسترِ مهیا‌ی خانه‌ی عفافِ نشر در ایران رسمیت یافته‌اند نخواهد داشت.

از روزهای گذشته…

محمد رضا درویشی و کلیدر (II)

محمد رضا درویشی و کلیدر (II)

همانگونه که در قسمت اول این نوشته بیان شد، شاید اجرای قطعۀ موسیقی کلیدر و آثار مشابه هنری بهانۀ خوبی باشد، برای بررسی علل و عوامل عدم استقبال عمومی از اینگونه آثار و اینکه چرا اینگونه آثار تا این حد برای مردم و مخاطبین نا آشنا و مبهم می نماید و اینکه آیا یک اثر هنری با محتوا و ساختاری اینچنین سنگین بدون پیش زمینه های قبلی، قابل درک و دریافت است یا خیر…؟
گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (V)

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (V)

صداقت‌کیش پس از ذکر پنج مولفه امر دراماتیک به این سوال رسید که ارتباط آن با موسیقی چیست؟ یا چه می‌تواند باشد؟ و ادامه داد: مسئله اول میمسیس یا محاکات بود که اشاره کردم می‌توانید آن را به عنوان نوعی باوراندن یا وانمود کردن در نظر بگیرید که در زندگی عادی‌مان هم رخ می‌دهد. اگر امر دراماتیک چنین چیزی باشد که من به آن اشاره کردم و کنش در آن اهمیت اصلی را داشته باشد و واجد پنج ویژگی‌ای که نام بردم هم باشد حال ما می‌توانیم ویژگی‌های آن را در بعضی از قلمروهای هنری به خوبی مشاهده کنیم.
درباره موسیقی رایانه ای و سمپل (I)

درباره موسیقی رایانه ای و سمپل (I)

«موسیقی رایانه ای» موسیقی است که بالطبع ابزاری به نام رایانه و نرم افزارهای رایانه ای ساخته می شود. با مراجعه به تاریخچه شکل گیری این موسیقی متوجه می شویم که این ابزارها سالهاست به اجرایی شدن بسیاری از ایده های آهنگسازان کمک قابل توجهی کرده و توانسته اند در تولید اصوات مورد نظر آهنگساز و همچنین اجرای ایده ها و ترکیبات صوتی و همچنین فواصلی که در عمل قابل اجرا نیستند و در خلق آثاری زیبا و قابل دفاع سهیم شوند.
لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (II)

لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (II)

آثاری که تحت عنوان نظریه‌پردازی و پژوهش از وی در کتاب سال شیدا منتشر شده حول دو محور اصلی متمرکز است. این دومحور که هر دو به گفته‌ی خودش در سال‌های دهه‌ی ۱۳۵۰ (۲) شکل گرفته نوشته‌های وی را به دو قسمت تقسیم کردهاست هر چند که جهان‌بینی لطفی در هر دوی آن‌ها به یک شکل خودنمایی می‌کند. یکی از دو محور اصلی توصیف-تشریح متفکرانه‌ی بخش‌هایی از موسیقی دستگاهی است که پیش از نوشته شدن مقالاتش در فرهنگ شفاهی در مورد آن‌ها نکاتی وجود داشته اما به دقت مورد بررسی قرار نگرفته بود (۳) و دیگری پرداخت نظریه‌ای برای توضیح روابط موسیقی دستگاهی است.
همکاری مجدد غریب پور و عبدی روی صحنه رفت

همکاری مجدد غریب پور و عبدی روی صحنه رفت

سه شنبه ۲۶ دی ماه، اولین اجرای اپرای حافظ با موسیقی بهزاد عبدی با دعوت از هنرمندان این اپرا به روی صحنه رفت و بهروز غریب پور کارگردان و نویسنده اپرای حافظ با دعوت از گروه موسیقی اپرا به تالار فردوسی، از آهنگساز و نوازندگان و خوانندگان این اثر تقدیر کرد.
یادداشتی بر کتابِ «جامعه‌شناسی موسیقی»

یادداشتی بر کتابِ «جامعه‌شناسی موسیقی»

آگوست کُنت (۱۸۵۷-۱۷۹۸) که نخستین بار واژه‌ی «جامعه‌شناسی» را به کار گرفت، موسیقی را اجتماعی‌ترین هنرها می‌دانست. علم نوظهور، به سمتِ تبیینِ هرگونه انگاشتِ اجتماعی ِپدیده‌های انسانی حرکت کرد تا وجوهِ ناپایدارِ آنچه را که پایدار به نظر می‌رسید درک کند. از سوی دیگر، جهانِ آکادمیک رشته‌‌های متمایزی تعریف می‌کرد و جامعه‌شناسیِ موسیقی –اندیشیدن به هرگونه رابطه‌ی موسیقی و اجتماع- زاده‌ی این گسترش و تفکیکِ توأمان بود که نخستین ایده‌هایش بخشی از ساختمان فکری جامعه‌شناسی بودند و نسبت‌هایی نیز با رشته‌ی عام‌تر -جامعه‌شناسی هنر- می‌یافت.
مروری بر آلبوم «هزاره‌ی تنبور»

مروری بر آلبوم «هزاره‌ی تنبور»

تنبوریان همیشه تنبور را در متقال مقدسی از اعماق تاریخ و اسطوره پیچیده‌اند. هر کجا صحبت از تنبور است، رد پای گزاره‌های ماورایی صوفی‌نمایانه و باستان و اعصار را نیز می‌توان یافت.
نوای مشترک

نوای مشترک

پاسکال رُفه (Pascal Rophe ) فرانسوی، از دو سال پیش رهبر ثابت ارکستر فیلارمونیک شهر لیژ (Liege) در بلژیک است. او در سال ۱۹۸۸ در کنکور رهبری ارکستر، در شهر بزانسون فرانسه مقام دوم را نسیب خود میکند و از آن پس به عنوان رهبر میهمان، همکار ارکسترهای سمفونیک فرانسه، انگلستان، سویس، ایتالیا، فنلاند، کره و ژاپن بوده است. وی به عنوان متخصص موسیقی قرن بیستم و بیست و یکم شناخته شده، با موسیقی سمفونیک آشناست و در کارش بسیار موشکاف، دقیق و سخت گیر است و گوشش در شناخت موسیقی و تشخیص دقت اصوات خالص و صددرصد Absolut است.
گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (IV)

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (IV)

کتاب ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی که آقای اسلامی با کمک آقای قادری توسط دانشگاه هنر چاپ کرده بود هم واقعاً قابل استفاده نیست، به چندین دلیل: اول اینکه این کتاب خیلی قطور است و به‌صورت افقی و عریض چاپ شده است و عملاً استفاده از آن‌را برای علاقه‌مندان غیرممکن می‌کند. این کتاب روی هیچ پایه‌نُتی جا نمی‌شود مگر پایه‌نُت رهبری اُرکسترسنفونیک. دیگر اینکه علائم خود را که امروزه به‌کار نمی‌روند به‌کار برده است و شاید منتشرکننده خواسته است امانت‌داری خود را نسبت به نسخۀ اصل رعایت کند ولی این امانت‌داری در نوشتار باعث شده که عملاً این ردیف غیرقابل اجرا باشد. درصورتی‌که به اعتقاد من همۀ ما باید به‌سوی یکسان‌سازی علائم پیش برویم که راحت‌تر بتوانیم از مطالب همدیگر استفاده کنیم.
مقدمه‌ای بر تجربۀ شنیداری معماری (I)

مقدمه‌ای بر تجربۀ شنیداری معماری (I)

آیا تجربۀ فضاهای معماری تنها وابسته به حس بینایی است و چگونه می‌توان بناها را هم دید و هم شنید؟ در این نوشتار سعی بر این است که علاوه بر پاسخ به سؤالات فوق، مفهوم معماری شنیداری در بستر زمان و فرهنگ‌های مختلف بررسی شود. غارهای فرانسه، معابد مایا و معماری یونان در ابعاد معماری، و شهرهای فرانسۀٔ قرن نوزدهم فرانسه در ابعاد شهرسازی، در این نوشته بررسی و جنبه‌های مختلف روابط انسان، صدا و فضا تحلیل می‌شوند. شیوه‌های مختلف تعامل انسان‌ها با صوت در بناها، تأاکیدی براین موضوع دارد که درک فضای معماری تنها از‌طریق دیدن میسر نمی‌شود، بلکه، تمامی حواس از جمله حسّ شنوایی، در ارتباط با معماری فعّال هستند و بیدار.