چند درخشش در میان انبوه ابتذال (II)

نخستین گروه «موسیقی اصیل ایرانی» که در جشن هنر برنامه‌ای داشت، گروه هنرمندان‌ وزارت فرهنگ و هنر بود به سرپرستی «محمد حیدری» و مرکب از سازهای سنتور، قیچک، تار، کمانچه و تنبک. دو «ردیف‌خوان» گروه «تورج» بود و «ابراهیمی» و دو تصنیف‌خوان آن «افخم» و «پریوش». «رحمت الله بدیعی» و «حیدری» تک‌نوازان‌ شایسته‌ای هستند و اولی تکنیک و شناخت برجسته‌ای‌ دارد. ولی هم او در این برنامه، «قیچک» را برخلاف انتظار، -انتظاری که از سوابق‌ کار او ناشی میشد- آنگونه که باید ننواخت‌ پرشتاب و شاید کمی سرسری آرشه را جولان‌ میداد.

می اندیشم که شاید بیشتر پرداختن‌ بدیعی به دو ساز دیگر -کمانچه و ویولن- فرصت کار بیشتر روی قیچک را بدو نمیدهد و نتیجه‌اش همین ضعفی است که آنشب در نواخته‌هایش پیدا بود. شگفتی‌آور است که‌ میان سازهای این گروه -که بدان امید بسیار بسته بودیم- همکوکی و همنوازی وجود نداشت. «ابراهیمی» آواز مورد انتظار را ارائه نکرد و شاید مجذوب یا مرعوب جماعت حاضر در حافظیه‌ شده بود، چه که حتی، در مقدمه‌ی بی‌سببی که‌ در باب انتخاب غزلی از حافظ بیان داشت، بخوبی‌ رنگی از «دستپاچگی» هویدا بود! «تورج»، برخلاف، استعداد خود و مایه صدائی مناسبش را متجلی ساخت. از تورج بمدد استعدادش و نیز به یاری مطالعه و کار بیشتر میتوان خواننده‌ای‌ برجسته آفرید.

ایکاش گروه مزبور مطلقا از افتخار عضویت دو خانم تصنیف‌خوان بی‌نصیب‌ میماند! زیرا که آن دو، نخستین توقع هر شنونده‌ی منصفی را نیز برآورده نمیسازند. از تکنیک و احساس در میگذریم، متاسفانه در هیچکدام، مایه‌ی مناسب و اولیه‌ی آوازی وجود ندارد و بخصوص «افخم» که من نمیدانم کدام‌ کارشناس موسیقی و آواز، در او استعداد موسیقی‌ و حداقل مایه‌ی صدائی مناسب تشخیص داده است.

از متن مبتذل تصنیف‌ها چه میتوان گفت‌ که نه محتوی و پیامی دارد و نه دست‌کم فرمی و شکل و شمای موزونی. تصنیف‌های اجرائی نشان‌ داد که نه آهنگساز و نه تصنیف سرا، هیچ یک بویی‌ از قواعد تلفیق شعر و موسیقی نبرده‌اند.

*گروه دیگر از هنرمندان وزارت فرهنگ‌ و هنر، مرکب بود از «پایور»، «تهرانی» و «خاطره پروانه» و این گروه کوچکتر در مجموع برنامه‌ای دلنشین‌تر -و در بعضی بخش‌ها بشکلی درخشان- اجرا کرد، من برای اولین‌بار از «حالی» که در نوای «خاطره» بود لذت گرفتم، میتوان «محدودیت» صدای او را به این «حال» بخشید!

نواخته‌های توام «پایور» و «تهرانی» بی‌تردید درخشان‌ترین گوشه‌ی برنامه‌های انبوه‌ موسیقی ایرانی جشن هنر بود. هر دو از برجسته‌ترین هنرمندان وزارت فرهنگ و هنر -و یحتمل جامعه‌ی موسیقی ما- بشمار می‌روند. تصنیف چهارگاه پرداخته‌ی پایور بسیار دلنشین‌ بود، بخصوص که موسیقی با متنی تمیز و عارفانه‌ تلفیق یافته بود. غزلیات انتخابی برای آواز نیز زیبا و چشم‌گیر بود.

گروه‌های موسیقی ایرانی دیگری -که وابسته به سازمان جدید التاسیس تلویزیون‌ ملی ایران هستند- نیز برنامه‌هائی در جشنواره‌ اجرا کردند، ایکاش نمیکردند. جالب است‌ که بدانید یکی از دخترکان تصنیف‌خوان یکی‌ از گروه‌های مزبور را گویا بصورت آزمایشی در جشن هنر شرکت داده بودند تا اگر کاری مناسب‌ عرضه کرد، در تلویزیون برنامه‌ی ثابتی برایش‌ برقرار سازند!

ببینید که از این قرار «فستیوال» چه مفهوم تازه‌ای بخود میگیرد! تک‌نوازان -منهای فرهنگ شریف و نیز زرین‌پنجه که متواضعانه کمتر می‌نواخت!- همه ضعیف و ناپخته بودند. همنوازی مطلقا در میان نبود و خوانندگان که لب باز میکردند گوئی نزد کارشناس آواز؛ برای آزمایش صدای‌ خود آمده‌اند -که البته هیچ کارشناس نیمه‌ وارد و باانصافی رای بر قبولی اینان نمیتواند داد- معهذا می‌بینیم که در ژوری آزمایش‌ تلویزیون ملی ایران قبولی یافته‌اند و روانه‌ «فستیوال» شده‌اند!

برای آنکه انصاف رعایت‌ شده باشد، باید گفت که در «پروین روزبانفر» حالتی و استعداد اولیه‌ای -و فقط همین- تمیز داده میشد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی شناسی فمنیستی (VII)

مسائل مطرح شده در تحلیل های کسانی مانند نیلی و مونتانی بسیار قابل توجه هستند. با داشتن این فرضیات روان کاوانه، به عنوان نمادهای جهانی، به درستی در می یابیم که تحلیل های این دو پژوهشگر هر دو می توانند درباره ی همه ی انسان ها تعمیم پذیر باشد. البته از آنجا که این گونه اندیشه ها. مبنی بر مدارک تجربی نبوده و علاوه بر آن هیچ تحلیل مشابهی در مورد موسیقی مردم غیر غربی انجام نشده است، احتمال درستی آن ها، به طور جدی زیر علامت سوال می رود. اگر این گونه توصیفات، به عنوان قواعد جهانی تلقی شوند، به طور حتم در کاربردی ساختن آن در بافت های می ان فرهنگی به مشکل بر می خوریم.

ریتم و ترادیسی (VIII)

دو نمونه در شکل ۱۰ نشان داده شده است. در قسمت (الف)، یک موج مربعی دارای دو تغییر در واحد زمان با یک موج مربعی دارای سه تغییر در واحد زمان ترکیب شده است. در حالت برآیند، تعییرات (نت های جدید) در چهار زمان از شش زمان ممکن اتفاق می افتد. ریتم حاصل شده همچنین در نت نویسی موسیقایی استاندارد، و در نت نویسی چرخه ای نیز نشان داده شده است. به طور مشابه، قسمت (ب) یک الگوی چهار-بر-سه را نشان می دهد، که منجر به یک چندریتمی پیچیده تر شده است. نظام شِلینجِر روش مولد چندریتمی ها است که روش ترکیب سلسله ضربان های چندگانه ی پی در پی، هر یک با دوره ی تناوب خاص خود می باشد. وقتی هم زمان نواخته شوند، چندریتمی به صدا درمی آید.

از روزهای گذشته…

گفتگو با حسین علیشاپور (IV)

گفتگو با حسین علیشاپور (IV)

چنین اتفاقی تا حد زیادی در مورد ساز، مثلا سبک های سه تار و تار نوازی رخ داده. به طور مثال تاری که استاد علیزاده می نوازد با تاری که میرزاعبدلله می نوازد بسیار تفاوت دارد. اما این اتفاق در مورد آواز چندان رخ نداده.‌ در مورد آواز خیلی ها هستند که ردیف را شناخته اند و از آن عبور کرده اند. منتهی ما در هیچ حوزه ای از موسیقی ایرانی شخصیت کاریزماتیکی مثل آقای شجریان نداریم.
روزنه ای به اخلاق حرفه ای در وبلاگ نویسی

روزنه ای به اخلاق حرفه ای در وبلاگ نویسی

یکی از مهمترین حامیان فعالیت مجازی اهل موسیقی در این چند ساله، روزنامه نگار، عضو هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران و دبیر و سخنگوی کانون نویسندگان و پژوهشگران خانه موسیقی آقای سید ابوالحسن مختاباد بوده است. ایشان بخاطر مسافرتی که برایشان پیش آمد نتوانستند در همایش شیراز شرکت داشته باشند، به همین خاطر مقاله شان بدون حضور خودشان در همایش خوانده شد، امروز متن این پیام را می خوانید.
دیمیتری شوستاگویچ (III)

دیمیتری شوستاگویچ (III)

در سال ۱۹۴۳ آنان به مسکو رفتند، در آنجا سمفونی هشتم را نوشت که غم و خشم شوستاکویچ در این اثر نمایان است و تا سال ۱۹۵۶ این اثر، اجرایش ممنوع بود. سمفونی نهم در سال ۱۹۴۵ در تضاد با اثر قبلی و نوعی تقلید طعنه آمیز بود! او به نوشتن موسیقی سالنی ادامه داد و در سال ۱۹۶۷ دومین تریو پیانوی خود را به یاد سولرتینسکی، دوست و همکار دیرینه اش، نوشت.
کتاب‌شناسی: کتابی درباره‌ی کتاب‌ها (I)

کتاب‌شناسی: کتابی درباره‌ی کتاب‌ها (I)

کتاب‌شناسی یا معادل انگلیسی‌اش (Bibliography) ترکیبی است که در آن واژه‌ی Bible به معنای انجیل و مطلق کتاب مورد استفاده قرار می‌گیرد. استفاده‌ا‌ی شبیه آن‌چه در زبان فارسی در ترکیب «اهلِ کتاب» از واژه‌ی کتاب می‌شود که در این‌جا مراد از آن «نوشتنی» و اثر مکتوب است. بنابراین کتاب‌شناسی‌ها به ثبت و دسته‌بندی آثار مکتوب درباره‌ی یک موضوع خاص می‌پردازند. در زبان فارسی برای انواع اختصاصی‌تر کتاب‌شناسی (برای مثال فهرست و دسته‌بندی مقالات مربوط به یک موضوع) اصطلاح مقاله‌شناسی یا گاهی مرجع‌شناسی یا منبع‌شناسی نیز به کار رفته است که همگی بر کلی‌ یا جزئی‌تر شدن دایره‌ی شمول موضوع دلالت دارند نه تغییر ماهوی در کارکرد.
هایدن و مراسمی برای سالگردش (II)

هایدن و مراسمی برای سالگردش (II)

در این دوره او شغلهای گوناگون و بدون هیچ گونه قراردادی داشت: معلم موسیقی، موسیقیدان خیابانی و سرانجام در سال ۱۷۵۲ به دستیاری آهنگساز ایتالیایی نیکولا پورپورا (Nicola Porpora) درآمد که خود هایدن بعدها گفت: “از نیکولا بود که پایه صحیح آهنگسازی را آموختم.” دوره ای که هایدن در گروه کر بود، تئوری زیاد و اساسی درباره آهنگسازی نیاموخت و خود از آن دوره به عنوان یک فاصله جدی یاد می کرد.
آموزش موسیقی به وسیله موسیقی

آموزش موسیقی به وسیله موسیقی

واضح است که تا کسی موسیقی نشنیده باشد نمی تواند موسیقی تولید کند. فرض کنیم شخصی تا به حال موسیقی به گوشش نخورده باشد و بیاییم او را صرفا از طریق تئوری با موسیقی آشنا کنیم. آیا انتظار آهنگساز شدن این شخص انتظار بجایی است؟ حال بیایید فرض را کمی واقعی تر کنیم؛ اگر شخصی بر فرض موسیقی ایرانی نشنیده باشد آیا می تواند موسیقی ایرانی بسازد؟
صبا از زبان سپنتا (I)

صبا از زبان سپنتا (I)

استاد ابو الحسن صبا در سال ۱۲۸۱ هجری‌ شمسی در تهران تولد یافت. پدر او کمال السلطنه‌ که مردی ادیب و هنرمند بود، ابو الحسن خان‌ شش ساله را برای فراگرفتن سه تار نزد میرزا عبد الله‌ هدایت کرد. صبا سه تار را از استاد زمانه میرزا عبد الله و درویش‌خان، سنتور را از میرزا علی اکبر شاهی، تنبک را از حاجی خان، کمانچه را از حسین خان اسماعیل‌زاده، فلوت را از اکبرخان و ویلن را از حسین هنگ آفرین فرا گرفت.
نقدی بر هارمونی زوج (V)

نقدی بر هارمونی زوج (V)

علاوه بر این نویسنده در اصالت پا را فراتر می گذارد و به خطا می افتد. او می پندارد که تنها سازهای ایرانی هستند که از دیگر قوم ها تاثیر گرفته اند. کدام یک از سازهای غربی یا شرقی هستند که تنها زاده و ساخته ی یک فرهنگ هستند؟ رجوع کنید به تاریخ پیانو، ویولن، گیتار، تنبور و رباب. در بسیاری موارد تاثیر پذیری چندان زیاد بوده که در هیچ سندی یک فرهنگ یا کشور را سازنده ی یک ساز نمی دانند.
مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (VII)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (VII)

هدف از انتخاب نوع خاصی از دست‌گرفتن مضراب در اجرای عود، دستیابی به صدایی دقیق و رساست. مضراب نقش تعیین‌کننده‌ای در میزان زیر و بمی صدا، نُوانس و نیروی محرک آن دارد. هنگامی که روش‌ها براساس نگهداشتن مضراب و فنون آن قیاس ‌شوند، روشن خواهد شد که در بیشتر اوقات، مضراب تارگان در عین نرمی و بی‌عیب و نقصی، چالاک است. علاقه‌ی تارگان به موسیقی غربی در این خصوص تأثیرگذار بوده است و در مواقعی می‌توان حالت‌های گیتارنوازی را در به کارگیری مضراب او مشاهده کرد.
درگذشت روجیرو ریچی

درگذشت روجیرو ریچی

روجیرو ریچی، ویولنیست ویرتوز، روز یکشنبه در نود و چهار سالگی در منزلش در پام اسپیرینگ در کالیفرنیا درگذشت. ریچی نخستین مخاطبانش را در ده سالگی و با نواختن بی عیب و نقص مندلسون بدست آورد. او بعدها به موزیسینی کارکشته تبدیل شد که گستره کارهایش از بندبازی های قرن نوزدهی کاپریس های پاگانینی تا نخستین اجراهای آثار معاصر را در بر می گرفت.