از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (I)

اگر از سالنامهء معروف پاریس، که در سال ۱۳۰۵ ش به همت و مدیریت محمد علی‌ امیر جاهد۱، تصنیف‌سرا و آهنگ‌ساز، بنیاد گرفت و در آن مسائل مربوط به‌ موسیقی ایران و نیز تصنیف‌های ساختهء خود او انتشار می‌یافت، درگذریم مجلهء موسیقی را باید قدیمی‌ترین نشریهء فارسی در قلمرو موسیقی به شمار آورد. این‌ مجله از سال ۱۳۱۷ تا ۱۳۵۷، سه دورهء متفاوت و جدا از هم را بسر آورده است. در دورهء نخست، ۱۲ شماره و دورهء دوم ۸ شماره انتشار یافته و در دورهء سوم‌ تعداد شماره‌های آن از ۱۵۰ نیز درگذشته است.

بنیانگذار مجله موسیقی غلامحسین مین باشیان بود، پسر مین باشیان اوّل معروف‌ به سالار معزّز و برجسته‌ترین شاگرد آلفرد ژان بابتیست لومر (A.J.B.Lemaire) که در دورهء ناصری، برای تدریس موسیقی نظام در دار الفنون، به ایران آمده بود. مین باشیان پسر، که تحصیلات خود را در سن‌پترزبورگ روسیه به پایان برده‌ بود، پس از بازگشت به ایران، به سرپرستی مدرسهء موسیقی دولتی، برگزیده شد و تکیه بر جای کلنل علینقی وزیری زد که براثر سرکشی در برابر یکی از”فرمان‌های‌ مبارک‌” برکنار شده بود.

مین باشیان، در سال‌های بعد، پیاپی منصب‌های دیگری‌ نیز به دست آورد: رهبری ارکستر سنفونیک مدرسه، سرپرستی کمیسیون موسیقی‌ در “سازمان پرورش افکار” – که یک سازمان تفتیشی و امنیتی بود – و مدیریت‌ “ادارهء موسیقی کشور” که در سال ۱۳۱۶ بنیان گذاشته شد. او که نظرات تازه و غرب‌گرایانه‌ای دربارهء موسیقی ایران داشت وسیله‌ای می‌جست تا آن‌ها را انتشار دهد. اندیشهء انتشار مجله موسیقی، از این نیاز و جستجو بیرون آمد.

بخت، سخت یار مین باشیان بود که تنی چند از نخبگان روشنفکر زمان، در انجام این‌ کار نه چندان آسان، به او پیوستند: صادق هدایت، محمد ضیاء هشترودی، عبد الحسین نوشین، مجتبی مینوی، مسعود فرزاد و نیما یوشیج. جمع اینان البته‌ گروه کارآمدی را می‌ساخت، ولی گونه‌گونی دانش و بینش آنان، مجلهء موسیقی را نشریه‌ای از کار درمی‌آورد فرهنگی که بخش کوچکی از آن نیز به موسیقی می‌ رسید. ولی همه تقریبا همدل و همرای بودند که باید سنّت‌های دست‌وپاگیر را از میانه برداشت و دگرگونی‌های زمانه‌پسندی، به شیوه‌ای که در مغرب زمین‌ رخ نموده بود، در هنرهای ملی و از جمله موسیقی ایران به وجود آورد.

هدایت به شیوه‌هاای نوین در ادبیات فارسی می‌پرداخت و نیز به ترانه‌ها و متل‌های عامیانه. جالب است که او “هنرهای بومی‌” ایران را ارزنده به شمار می‌ آورد و “هنرهای سنتی شهری‌” را بی‌ارزش و واپسگرا. نیما یوشیج، که چون‌ هدایت تازه کارمند اداره موسیقی کشور شده بود، نخستین شعرهایش را به مجلهء موسیقی می‌سپرد. و بالاخره مین باشیان، نقطه‌نظرهای انقلابی‌ و زیر و زبرساز خود را در آن علنی می‌ساخت.

برخلاف علینقی وزیری، که در اندیشهء “اصلاح‌” موسیقی ملی و جهانی‌ ساختن ارزش‌های آن با به کار بردن شگردهای فنّی غربی بود، مین باشیان، این‌ موسیقی را مبتذل و بی‌ارزش می‌دانست و یکسره رفتن به سوی موسیقی غربی را تبلیغ می‌کرد.

آنچه روشن می‌نماید این است که مجله موسیقی دورهء اوّل، بیش از آنکه در جامعهء موسیقی ایران تأثیری برجای بگذارد و با اهل موسیقی رابطه‌ برقرار کند، بیشتر در میان ادیبان پیشرو هواخواهانی یافته بود و جایگاهی شده‌ بود برای عرضهء تجربه‌های تازهء ادبی.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

یادداشتی بر آلبوم «نوهنگام»

عناصرِ موسیقیِ جَز گونه‌ی نوهنگام، بی‌جلوه‌گریِ ویژه‌ای (مثلاً با ویرتوئوزیته و تکنیک یا نوسان‌های برجسته در شدت‌وری) کنار هم مسیری آرام و رام را طی می‌کنند. هر مسیر، ابتدا با پرسه زدنِ سازها (سه ساز غربی و یک سه‌تار/تنبور) در یک اشل صوتی مشخص شروع می‌شود و پس از تثبیت یک اتمسفر مدال، آنچه گروه را همگام می‌کند موزون شدنِ موسیقی‌ست که آن نیز همچون عناصر دیگر موسیقی، قرار نیست به دنبال پیچیدگی باشد. حرکت مدال در هر قطعه ثابت نمی‌ماند و مدگردی‌هایی (از پیش تعیین شده) را در طی مسیر از سر می‌گذراند. گاه زمزمه‌ای تک بیتی نیز با موسیقی همراه می‌شود. این گزارشی از موسیقی نوهنگام است.

گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری (V)

در ادامه، سیّدعلیرضا میرعلی‌نقی، پژوهشگر موسیقی دستگاهی، به سخنرانی دربارۀ آلبوم به‌یاد بهاری پرداخت. او در ابتدای صحبت خود اشاره کرد، علی‌رغم تعداد کم حضار، همین تعداد را هم انتظار نداشته است و گفت گمان می‌کند این نسل از آخرین نسل‌هاست که این موسیقی را عاشقانه دوست دارد و علاقه‌مندان این موسیقی هم‌اکنون چنان کم هستند که گاه تصور می‌کنم برای مردم پنجاه صد سال پیش صحبت می‌کنم یا برای پنجاه سال بعد!

از روزهای گذشته…

موسیقی با کلام و تجربه‌ی تغییر (I)

موسیقی با کلام و تجربه‌ی تغییر (I)

اگر کمی به آثار موسیقی سال‌های اخیر گوش بسپاریم نوعی تعیین نشدگی در وضعیت فرم موسیقی ایرانی به چشم می‌خورد. پیش از این، رایج ‌ترین ساختار یک اجرای کامل، توالی گوشه‌ها و ضربی‌ها بود اما این وضعیت اکنون مدتی است که در حال تغییر است، تو گویی در دوره‌ی گذاری به سر می‌بریم. تاثیر این وضعیت بر فرم اجرا در «آب، نان، آواز» (اثر جدید علی قمصری) هم مانند دیگر آثار با کلام قبلی‌اش، به خوبی دیده می‌شود.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه هشتم

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه هشتم

در اتنوموزیکولوژی و رشته‌های مرتبط مانند مردم‌شناسی و رفتارشناسی، پژوهش‌ در محل (۲) به یکی از دو شیوۀ نگاه از درون (emic) و نگاه از بیرون (etic) انجام می‌شود.
شریف؛ مردم سالار موسیقی (I)

شریف؛ مردم سالار موسیقی (I)

از زمان اختراع رادیو و ورود آن به ایران، موسیقی یکی از مهمترین ابزارهایی بوده که می توانست این اختراع جدید را در میان مردم رواج دهد. بدین جهت بود که از همان ابتدا، برنامه های موسیقی در رادیو شکل گرفت. نکته حائز اهمیت در این رابطه این بود که به همان میزان که رواج رادیو در ایران نیازمند برنامه های موسیقی بود، موسیقی آن دوره نیز برای رواج در بین مردم از طریق رادیو نیازمند تغییر و تحولات اساسی بود.
هلن گریمود (I)

هلن گریمود (I)

هلن گریمود (Hélène Grimaud) پیانیست شهیر فرانسوی ، در ۷ نوامبر ۱۹۶۹ در آکسی، شهری در جنوب فرانسه، به دنیا آمد. او زیر نظر ژاکلین کورتین (Jacqueline Courtin) در کنسرواتوار و پس از آن با پیه ره باربیتز (Pierre Barbizet) در مارسی تحصیل کرد. در سن ۱۳ سالگی در کنسرواتوار پاریس پذیرفته شد، همان جایی که جایزه پیانوی سال ۱۹۸۵ را دریافت کرد! در ماه جولای بلافاصله بعد از فارغ التحصیلی، سونات شماره ۲ سرگی راخمانیوف (Sergei Rachmaninov) را ضبط کرد و در سال ۱۹۸۶ اتودهای تابلئوکس (Etudes-Tableaux) را ضبط کرد.
مصاحبه ای با دیلنا جنسون (IV)

مصاحبه ای با دیلنا جنسون (IV)

دیلنا:” اما پس از مدتی از پا نشستم، نباید خودم را به آن سادگی از دست می دادم. یک توصیه بسیار گرانبهایی که برنامه ریز به من کرد این بود که: تو نمی توانی به همه بگویی که ساز نداری چون اینطوری من نمی توانم هیچ کنسرتی برایت رزرو کنم…! حق با او بود، همه چیز خراب شده بود، شرکت ضبط از من عصبانی بود زیرا با آنان قرارداد داشتم که به مدت ۱۰ سال، سالی یکبار با آنان ضبطی انجام دهم. تقریبا همه از من دلگیر بودند زیرا نمی توانستم مشکلم را حل کنم و برای خودم ویلنی تهیه سازم.”
فیلیپ گلس (I)

فیلیپ گلس (I)

فیلیپ گلس متولد ۱۹۳۷ در آمریکا است؛ خانواده او از مهاجران اوکراینی به آمریکا بودند. با وجود آنکه پدر وی صاحب یک مغازه صفحه فروشی از سبکهای مختلف بود، اما مجموعه صفحه های فیلیپ جوان اغلب شامل صفحه های فروش نرفته موسیقی مدرن مانند آثار هیندمیت (Hindemith)، بارتوک (Bartók) و شوستاکوویچ (Shostakovich) و موسیقی کلاسیک مانند کوارتتهای زهی بتهوون و تریوهایی با دو پیانو از شوبرت (Schubert) بود.
سایه سار بلوط بر دامن زاگرس

سایه سار بلوط بر دامن زاگرس

هفدهم اسفندی که گذشت برای دیدن این جشنواره وارد نورآباد ممسنی فارس شدم. جشنواره ای که از روز قبل به مدت دو روز در حال برگزاری بود. وقتی با محمدرضا امیری دبیر این جشنواره صحبت می کردم می گفت در دوسال و دو دوره ی نخست با هدف کمک به منابع طبیعی و محیط زیست این جشنواره را برگزارکردیم اما پس ازپی بردن به این مهم که فرهنگ زیر بنای هر شالوده ای در بستر جامعه است ضروری دیدیم از المان های فرهنگ و هنر از جمله صنایع دستی، سوارکاری، کوچ، بازی های محلی، موسیقی محلی(فولکلور) و شعر در نهادینه کردن حفظ محیط زیست و منابع طبیعی کمک بگیریم. لابه لای صحبت ایشان یادم به نگاه نسبیت گرایانه فرهنگی افتاد که می گوید: «باورها از فرهنگ ها متاثر می شوند و بهترین راه فهمیدن آن ها در بستر فرهنگ است» و این موضوعی است که به دغدغه ای مهم در جشنواره بلوط تبدیل شده است.
موسیقی ایرانی برای گیتار کلاسیک (III)

موسیقی ایرانی برای گیتار کلاسیک (III)

نوازنده برای اجرای صحیح آنچه که در کتاب آمده باید سطح تکنیکی قابل قبولی داشته باشد در غیر این صورت چه در «تمپو» و چه در موزیکالیته و پیوستگی و آرتیکولاسیون دچار مشکل می‌شود. پیش‌تر ضبط برخی از این قطعات در سی‌دی‌ هزار و یک‌شب به‌نوازندگی افشار عده‌ای را ترغیب به یادگیری آن‌ها کرده بود که اینک با در دسترس قرار‌گرفتن نت آن‌ها می‌توان انتظار داشت که بیشتر شنونده‌ی این آثار در برنامه‌های اجرایی گیتار باشیم.
باغسنگانی: اگر اجازه داشتم، شب ها هم در رادیو می ماندم!

باغسنگانی: اگر اجازه داشتم، شب ها هم در رادیو می ماندم!

این موضوع بعد از مدتها یکی از مشکلات من هم شده بود. گاهی وقتها حجم کار به حدی بود که تقریبا هر روز یکی از مجلات یا روزنامه های آن روز یک مطلب از من را منتشر کرده بود یا حتی روزهایی هم بوده است که پنج روزنامه و مجله مطلبم را منتشر کرده اند. با تمام اینها هم افزایش این دیدارها و گفتگو و هم نفس مباحثی که با محققان و هنرمندان و شخصیت های فکری برجسته، همه و همه، این نکته را به من یادآوری می کردند که ای کاش می شد تمام این مباحث را به گونه ای بتوان بازنشر کرد. کاری که تقریبا اغلب کسانی که روزی روزگاری این حجم از کار را در اختیار داشته اند تقریبا مطالب خودشان را یکجا منتشر کرده اند. منتها اگر من می خواستم منتشر کنم ده ها جلد مطلب بود که خود این موضوع هم باعث شد که راه دیگری را انتخاب کنم. راه دوم تغییر مسیر بود؛ به این معنا که دست از پراکنده کاری بردارم و مستقلا درباره موضوعات و اشخاص کار کنم.
سلطانی: ما در فضای چند زبانی و پلی فونیک قرار داریم

سلطانی: ما در فضای چند زبانی و پلی فونیک قرار داریم

تحریر در موسیقی آوازی تبدیل به یک فرهنگ و یک شاکله شده، در واقع ساختار موسیقی آوازی را در کنار عناصر دیگری تعریف می کند، معانی بسیار زیادی در پی خود دارد و تعاریف و شیوه ها و علم خاص خود را دارد. با این وصف، تحریر را به دِلِی دِلِی یا با عرض معذرت عرعر عنوان کردن نشان از عدم آگاهی و عجولانه صحبت کردن ایشان دارد. از شاملو با آن دانش و خلاقیت و هوش سرشار در مورد قضاوت شان انتظار دیگری می رفت.