دلاور سهند (IV)

احمد پژمان
احمد پژمان
بازی‌ها:
تواناترین و برجسته‌ترین بازیگران اپرا، «حسین سرشار» (بابک) و «سودابه تاجبخش» (رخسانه) هستند. صدای سرشار -همانگونه که همیشه نوشته‌ام- واقعا «سرشار» است و بخصوص حدصدائی او (بارینتون) با نقش‌آفرینی یک قهرمان ملی‌ مطابقت دارد.

اگر اندام او کمی درشت‌تر و قدش بلندتر می‌بود، برای‌ آفرینش صحنه‌ای شخصیتی چون «بابک» ایده‌آل می‌بود. «سودابه‌ تاجبخش» {با صدای} سوپرانو، «رخسانه» ی مناسبی برای لیبرتوی حاضر است. صدائی جذاب، پرتوان و در صورت ضرورت محزون و رنجیده دارد. یکی‌ از بهترین بازی‌های «دلاور سهند» را «تاجبخش» ارائه میدهد. بخصوص‌ در دو «دوئت» -در یکی با «آذر» و در دیگری با «بابک»- اوج صدائی‌ خود و دل‌ انگیزی آن را مینماید.

«فاخره صبا» (متسو سوپرانو) نقش «آذر» را دارد و با وجود محدودیت نقش خوب می‌خواند، درست چون فاخره صبای همیشگی.

«روبن آقابگیانس» (باس) در نقش «آفرین» -که گویا موبدی‌ باشد- با آنکه در اندک زمان نقش‌آفرینی خود، پختگی و زیبایی صدایش‌ را مینمایاند، معهذا به اعتقاد من وجودش بکلی در این اپرا -از نظر داستانی- زائد است و حذف این نقش هیچ لطمه‌ای به شکل و شمای اصلی لیبرتو نمیرساند.

بعد از این پنج تن، نوبت به گروه اپرا میرسد که نقش‌ سیاهی لشگر را دارند و چند آواز جمعی ارائه میدهند.

کارگردانی اپرا، با «عنایت رضائی» است که قبلا از وی‌ «کوزی فان توته» ی «موزار» و «کاوالریا روستیکانا» ی «ماسکانی» بر وی‌ صحنه آمده است. رضائی تنها کارگردان ورزیده و مکتب دیده‌ی اپرا در ایران است. نقش موثر او در پرورش بازی‌سازان و نیز در پیشبرد جریان‌ داستان بخوبی محسوس است. اگر ضعف لیبرتو نمی‌بود، تلاش‌های وی‌ ارزش بیشتری می‌یافت.

لباس‌ها خوب است و حداقل در آن‌ها -و بخصوص در لباس‌ «بابک»- میتوان اثری از قهرمان‌گری و مبارزه‌جوئی پیدا کرد!

دکوراژ «تئولاو» نیز پسندیده است، منهای آنکه رنگ‌های‌ پریده‌ی دیوارها، بیشتر این مخفی‌گاه مبارزه را {به} صومعه‌های قرون‌ وسطائی شباهت داده است.

قرار دادن صحنه در پائین و در ورودی در بالای پله‌ها، برای‌ القاء حالت زیرزمینی مخفی‌گاه چشم‌گیر و جالب است.

* آنچه در پایان بدین مقال باید افزود آنست که اپرای دلاور سهند با توجه به آنکه نخستین اپرای ساخته و پرداخته‌ی ایرانی است، باید گامی‌ موثر در راه گسترش اپرای ملی در ایران و آشنا ساختن توده‌ها با آن، تلقی شود. به شرط آنکه بهای بلیطهای ورودی آنچنان نباشد که تنها همان‌ اسنوب‌ها و «خواص» همیشگی را بدان راه باشد و با این امید که آنچه در این مقال آمد، بر نیت خیر و بدون شائبه نویسنده حمل شود و لاغیر…

مجله نگین

2 دیدگاه

  • هومن خلعتبری
    ارسال شده در مهر ۳, ۱۳۹۲ در ۱۰:۲۶ ب.ظ

    ممنون از به اشتراک گذاشتن این مقاله قدیمی . این دو اجرا و ضبط تاریخی از اپرای دلاور سهند در هست که نوارش توسط خود استاد احمد پژمان ، در سایت یوتیوپ گذاشته شده .

  • ارسال شده در دی ۱۳, ۱۳۹۵ در ۳:۴۴ ب.ظ

    در مقاله اصلی – بعد از توضیح در مورد اجرا و نقش خانم سودابه تاجبخش ، در مورد نقش « ماهیار » که توسط ” آلک ملکونیان ” خواننده تنور – اجرا شده مطلبی نوشته شده که در اینجا نیست !!!

    جناب دکتر خوشنام نوشته اند :

    پس از این دو باید از ” آلک ملکونیان ” نام برد که نقش « ماهیار » را می آفریند. تنور پخته و ظریفی است ، هر چند که وی از نظر طبیعی نمیتواند و نباید در یک نقش « آنتی پاتیک » ظاهر شود. صدای آلک ما را به آینده موفق وی امیدوار میسازد

    متشکرم / هومن خلعت بری

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«پالیز ۱» منتشر شد

گروه مستقل موسیقی ایرانی «پالیز» پس از حدود یک دهه فعالیت عملی و آکادمیک همراه با تمرینات آنسامبل مستمر در حوزه موسیقی ایرانی، اولین آلبوم خود با نام «پالیز۱» و در آواز بیات اصفهان با ۸ قطعه با عنوان‌های «لالایی، کمانچه، امشب، سنتور، شیدا، تنبک، رقص ژاله، یارمن» با نوازندگی و تکنوازی کیخسرو مختاری (کمانچه)، سولماز بدری (سنتور), ستار خطابی (تنبک) و با صدای علی صمدپور و سولماز بدری را منتشر کرد.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (V)

موسیقی ایران موسیقی بی‌نهایت وسیعی است. به خاطر اینکه موسیقی ایران یک سیستم دوگانه «دوآل‌سیستم» (Dual System) دارد که از قرن‌های متوالی به ما رسیده است. بخشی از این سیستم که قدیمی‌تر است سیستم «مقام» است که از قرن هشتم میلادی تا قرن نوزدهم میلادی در ایران رواج داشته است. و به خاطر شرایطی تاریخی که من از آن آگاه نیستم، به علت اینکه موزیکولوگ نیستم، سیستم جدیدتری به اسم «دستگاه» در ایران رشد می‌کند ولیکن مقام از بین نمی‌رود و در موسیقی نواحی ایران هنوز با سیستم مقام سروکار داریم و هنوز مقام به زندگی خودش ادامه می‌دهد. درنتیجه با دو سیستم در موسیقی ایران مواجه هستیم. به همین خاطر وسعت این سیستم دوگانه بی‌نهایت زیاد است. نمی‌خواهم به مسائل تکنیکی بروم اما مثل اقیانوسی است که می‌شود از هر کجایش آب برداشت. هر نوع موسیقی‌ای که بخواهیم می‌شود از این سیستم درست کرد.

از روزهای گذشته…

نگاهی به آلبوم و کنسرت «به زمین و آفتاب» (III)

نگاهی به آلبوم و کنسرت «به زمین و آفتاب» (III)

چهار قطعه گرگانی اما بر خلاف تصاویر روستایی که از ریتم منطقه بخصوصی پیروی نمی کرد، بر اساس تم مشخصی از موسیقی مازندرانی ساخته شده است. این قطعات از کتاب روح الله خالقی (از موسیقی مازندران) انتخاب و استخراج شده اند که بطور کلی بیش از چند میزان نیست اما هنرمند آنرا بسط و گسترش داده و موفق به خلق فضای جدیدی شده است.
هماهنگی در موسیقی ایران (I)

هماهنگی در موسیقی ایران (I)

مقاله ای که پیش رو دارید به قلم روح الله خالقی، آهنگساز و رهبر ارکستر گلها است. وی در این مقاله به تاریخچه چندصدایی در موسیقی ایران پرداخته است و در حاشیه نقطه نظرات خود را نیز در این زمینه مطرح کرده است.
یادی از نوازنده کلیمی، یحیی زرپنجه (II)

یادی از نوازنده کلیمی، یحیی زرپنجه (II)

«روزی به کارگاه یحیی تارساز (آوانس آبکاریان) می رود و تاری را به قصد امتحان کردن برمی دارد اما استاد تارساز که همنام او بود دستش را می گیرد و می گوید: آخر چنان مضراب به سیم می زنی که پوست را پاره می کنی. اما زرپنجه هنگام نواختن با سازهای لطیف و ظریف و خوش صدا این گونه نبود، هیچگاه به ساز فشار نمی آورد بلکه قدرت و ورزیدگی خود را در سریع نوازی و به خصوص ریزهای آبشار مانندش به کار می گرفت».
پیرگلو: استاد پایور موضوع تزم بود

پیرگلو: استاد پایور موضوع تزم بود

آن دو سالی که آکادمی استکهلم می رفتم پیانو را ساز تخصصی خودم انتخاب کرده بوده و البته معلم بسیار خوبی در آن جا داشته ام به اسم استلا چایکوفسکی که ظاهرا از نوادگان چایکوفسکی بزرگ بودند که مهاجرت کرده بودند به لهستان و بعد از آن جا ۱۹۶۴ مهاجرت کرده بودند به سوئد و دیگر در سوئد زندگی می کردند، با اینکه حدود ۶۷ ساله بودند ولی بسیار پیانیست خوبی بودند و دوست صمیمی تاتیانا نکلای وا بود که شوستاکویچ پرلودهایش را به نکلای وا تقدیم کرده است.
صهبایی: من به موسیقی سمفونیک ایرانی علاقمندم

صهبایی: من به موسیقی سمفونیک ایرانی علاقمندم

بدنبال تهیه مطالب “آخرین پرچمدار” ، “باید به مردم کار باکیفیت ارائه کرد” و قسمت سوم مصاحبه،در این مطلب قسمت چهارم و پایانی مصاحبه با منوچهر صهبایی موسیقیدان معاصر را میخوانید. همچنین به اطلاع می رساند که سایت شخصی منوچهر صهبایی به آدرس www.sahbai.com راه اندازی شده است.
موسیقی در عصر روشنگری

موسیقی در عصر روشنگری

کنسرت هایی که زیاد می شدند و سالن های اپرایی که رونق می گرفتند، در حقیقت برای زعامت سنتی کلیسا و دربار جایگزینی فراهم می کردند. در این زمینه موسیقیدانان ایتالیایی چون آنتونیو ویوالدی (۱۷۴۱-۱۶۷۸) و دومنیکو اسکارلاتی (۱۷۵۷-۱۶۸۵) گام های آغازین را برداشتند. محصولات عظیم ویوالدی در زمینه موسیقی و اپرای مقدس، شامل بیش از ۴۵۰ کنسرت بود. اسکارلاتی که فرزند آلساندرو اسکارلاتی (۱۷۲۵-۱۶۶۰) بنیانگذار مکتب اپرای ناپلیتن بود، بیش از ۵۰۰ سونات برای سازهای شستی دار نوشت.
شکوری: استاد باید شاگردش را به اطرافش حساس و هوشیار کند

شکوری: استاد باید شاگردش را به اطرافش حساس و هوشیار کند

اول از اینکه بنده به تدریس علاقه دارم و فکر می کنم وقتی که شما کاری را دوست دارید، خود به خود در آن ایده های نو هم دوست دارید بیاورید و با آن بیشتر می توانید کارهای که می خواهید را انجام دهید. بنده فکر می کنم درسی که من داده ام برای شاگردانی که ۵ ساله هستند یا کسانی که مثلا ۸۵ ساله هستند باید تفاوت داشته باشد ولی مسئله ای که در آن مشترک است آن وصلی است که به سازشان دارند، بنده به این موضوع تاکید می کنم برای آن که اگر آن را نداشته باشند و اگر واقعا ندانند که چکار دارند می کنند و برای چه دارند ساز می زنند به بی راهه می روند.
روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (III)

روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (III)

اوربیسن به همراه کمپانی ضبط سان موفقیتهای نسبی به دست آورد و توانست وارد حلقه الویس پریسلی شود. تنها امتیازی که ضبط سان برای او داشت آن بود که برای خرید دوباره کالیداک بنفش خود پول کافی داشته باشد، اما به تدریج دست از همکاری با آنان کشید و ضبط آثارش را متوقف کرد. وی به سرتاسر تکزاس سفر کرد و برای ۷ ماه هیچ اجرایی نداشت. او اغلب در بحران شدید مالی بود و به خانواده و دوستان خود وابسته بود.
بررسی کوتاه در باب سنت و نوآوری در موسیقی ایرانی (IV)

بررسی کوتاه در باب سنت و نوآوری در موسیقی ایرانی (IV)

بیایم بررسی کنیم امروز را با گذشته، ببینیم مثلا در مقابل دستگاه چهارگاه، ما چه چیزی به موسیقی اضافه کردیم؟ وقتی هیچ قدمی در این راه برداشته نمی شود، چنین استنباط می شود که دارایی های امروز ما از موسیقی ایرانی کافیست و حتی فرض کنیم: «اصلا هر کاری که قدما کردند کافیست، موسیقی ایرانی فقط همین ها است، قدما پرونده موسیقی ایرانی را بستند»!
نگاهی به رقابت درجشنواره موسیقی فجر (I)

نگاهی به رقابت درجشنواره موسیقی فجر (I)

جشنواره موسیقی فجر مانند بسیاری دیگر از رویدادهای فرهنگی کشورمان در گذر زمان رویکردی بومی گرا داشته است. “تقویت فرهنگ ملی” و “حفظ فرهنگ خودی در برابر فرهنگ بیگانه”، رویکرد مشترک اکثر جشنواره های فرهنگی-هنری این سالها بوده است. در میان این تقابلهای فرهنگی و بعضا سیاسی، وضعیت موسیقی وضعیتی مبهم تر از سایر هنرهاست؛ چه از نظر نوع و میزان حمایت دولت و چه از نظر مشخص نبودن مرز موسیقی ملی، قومی و مردمی. اصطلاح هایی مانند موسیقی فاخر، موسیقی والا و موسیقی عرفانی هم هنوز معنای مشخص و دقیقی پیدا نکرده اند؛ نه در کلام آنها که از این عبارات برای ممیزی و ارزش گذاری موسیقی استفاده می کنند و نه در سیاستهای کلان جشنواره ای.