گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

پیشاپیش باید گفت که موضوعی قهرمانی را به این شکل گزاف، «سانتی مانتالیزه» کردن و در پیچ‌ و خم کلیشه‌های تآتری گردانیدن نوعی‌ نقض غرض است. پرداختن بخش اعظم لیبرتو به عشق پنهان بابک به رخسانه، به حسد زنانه‌ی آذر به رخسانه، به هوس شهوی ماهیار به رخسانه و بالاخره‌ به انتقام خصوصی ماهیار از بابک، دیگر مجالی برای برجسته ساختن نقش‌ انقلابی و مبارزاتی بابک -که در چنین ایرانی باید هدف اصلی باشد- بجای‌ نمیگذارد و از همین جا است که روابط غیرمنطقی میان پرسوناژها جان‌ میگیرد.

بازی‌ها:
تواناترین و برجسته‌ترین بازیگران اپرا، «حسین سرشار» (بابک) و «سودابه تاجبخش» (رخسانه) هستند. صدای سرشار -همانگونه که همیشه نوشته‌ام- واقعا «سرشار» است و بخصوص حدصدائی او (بارینتون) با نقش‌آفرینی یک قهرمان ملی‌ مطابقت دارد.

اگر اندام او کمی درشت‌تر و قدش بلندتر می‌بود، برای‌ آفرینش صحنه‌ای شخصیتی چون «بابک» ایده‌آل می‌بود. «سودابه‌ تاجبخش» {با صدای} سوپرانو، «رخسانه» ی مناسبی برای لیبرتوی حاضر است. صدائی جذاب، پرتوان و در صورت ضرورت محزون و رنجیده دارد. یکی‌ از بهترین بازی‌های «دلاور سهند» را «تاجبخش» ارائه میدهد. بخصوص‌ در دو «دوئت» -در یکی با «آذر» و در دیگری با «بابک»- اوج صدائی‌ خود و دل‌ انگیزی آن را مینماید.

«فاخره صبا» (متسو سوپرانو) نقش «آذر» را دارد و با وجود محدودیت نقش خوب می‌خواند، درست چون فاخره صبای همیشگی.

«روبن آقابگیانس» (باس) در نقش «آفرین» -که گویا موبدی‌ باشد- با آنکه در اندک زمان نقش‌آفرینی خود، پختگی و زیبایی صدایش‌ را مینمایاند، معهذا به اعتقاد من وجودش بکلی در این اپرا -از نظر داستانی- زائد است و حذف این نقش هیچ لطمه‌ای به شکل و شمای اصلی لیبرتو نمی رساند.

بعد از این پنج تن، نوبت به گروه اپرا میرسد که نقش‌ سیاهی لشگر را دارند و چند آواز جمعی ارائه می دهند.

کارگردانی اپرا، با «عنایت رضائی» است که قبلا از وی‌ «کوزی فان توته» ی «موزار» و «کاوالریا روستیکانا» ی «ماسکانی» بر وی‌ صحنه آمده است. رضائی تنها کارگردان ورزیده و مکتب دیده‌ی اپرا در ایران است. نقش موثر او در پرورش بازی‌سازان و نیز در پیشبرد جریان‌ داستان بخوبی محسوس است. اگر ضعف لیبرتو نمی‌بود، تلاش‌های وی‌ ارزش بیشتری می‌یافت.

لباس‌ها خوب است و حداقل در آن‌ها -و بخصوص در لباس‌ «بابک»- میتوان اثری از قهرمان‌گری و مبارزه‌جوئی پیدا کرد!

دکوراژ «تئولاو» نیز پسندیده است، منهای آنکه رنگ‌های‌ پریده‌ی دیوارها، بیشتر این مخفی‌گاه مبارزه را {به} صومعه‌های قرون‌ وسطائی شباهت داده است.

قرار دادن صحنه در پائین و در ورودی در بالای پله‌ها، برای‌ القاء حالت زیرزمینی مخفی‌گاه چشم‌گیر و جالب است.

* آنچه در پایان بدین مقال باید افزود آنست که اپرای دلاور سهند با توجه به آنکه نخستین اپرای ساخته و پرداخته‌ی ایرانی است، باید گامی‌ موثر در راه گسترش اپرای ملی در ایران و آشنا ساختن توده‌ها با آن، تلقی شود. به شرط آنکه بهای بلیطهای ورودی آنچنان نباشد که تنها همان‌ اسنوب‌ها و «خواص» همیشگی را بدان راه باشد و با این امید که آنچه در این مقال آمد، بر نیت خیر و بدون شائبه نویسنده حمل شود و لاغیر…

مجله نگین

محمود خوشنام

دیدگاه ها ۲

  • ممنون از به اشتراک گذاشتن این مقاله قدیمی . این دو اجرا و ضبط تاریخی از اپرای دلاور سهند در هست که نوارش توسط خود استاد احمد پژمان ، در سایت یوتیوپ گذاشته شده .

  • در مقاله اصلی – بعد از توضیح در مورد اجرا و نقش خانم سودابه تاجبخش ، در مورد نقش « ماهیار » که توسط ” آلک ملکونیان ” خواننده تنور – اجرا شده مطلبی نوشته شده که در اینجا نیست !!!

    جناب دکتر خوشنام نوشته اند :

    پس از این دو باید از ” آلک ملکونیان ” نام برد که نقش « ماهیار » را می آفریند. تنور پخته و ظریفی است ، هر چند که وی از نظر طبیعی نمیتواند و نباید در یک نقش « آنتی پاتیک » ظاهر شود. صدای آلک ما را به آینده موفق وی امیدوار میسازد

    متشکرم / هومن خلعت بری

بیشتر بحث شده است