برندا فاسی، مدونای سیاهپوست نشینان آفریقای جنوبی

برندا فاسی (2004-1964)
برندا فاسی (2004-1964)
برندا فاسی، «مدونای سیاهپوست نشینان» یا «ملکه بی چون و چرای خواننده ها»، در سال ۱۹۶۴ در یکی از مناطق سیاهپوست نشین دوره آپارتاید در نزدیکی کیپ تاون به دنیا آمد. مادرش یک نقاش آماتور بود و نام او را از نام برندا لی (Brenda Lee) ستاره موسیقی پاپ-کانتری آمریکا برگرفت. او در چهارسالگی گروه وکال کوچکی به نام تاینی تاتز (Tiny Tots) راه انداخت. او در محله خود مشهور شد و وقتی که کلویی لبونا (Koloi Lebona)، تهیه کننده برجسته آفریقای جنوبی، در سال ۱۹۷۹ به آن محل سر زد، موزیسین های محلی از صدای او بسیار تعریف کردند و لبونا را به خانه مادر فاسی بردند.

لبونا معتقد بود که «چیز خاصی در صدای برندا وجود داشت. من می دانستم که این صدای آینده است.» پس از این ملاقات، فاسی با بی پروایی خاص خود می پرسد که «خب، پس کی به ژوهانسبورگ می رویم؟» لبونا موافقت کرد که برندا تحصیلاتش را در کنار خانواده او و در منطقه تفکیک شده سوئتو در ژوهانسبورگ به پایان برساند. او خیلی زود به یک تریوی وکال به نام جوی (Joy) پیوست و پس از تمام شدن قراردادش با آنها، به گروه موفقی به نام بلوندی و پاپا (Blondie and Papa) پیوست تا به عنوان سولیست در اجراهای خیابانی آنها را همراهی کند.

برندا در سال ۱۹۸۳ گروه خود به نام برندا اند د بیگ دودز (Brenda and the Big Dudes) را تأسیس کرد و توانست با قطعه “Weekend Special” که به سبک بابلگام بود، به موفقیت چمگیری دست یابد. از این اثر بیش از ۲۰۰ هزار نسخه فروخته شد و ورژن های کاور و ریمیکس آن بار ها عرضه شدند که یکی از آنها ورژن ون گیبس (Van Gibbs)، تهیه کننده نیویورکی، در سال ۱۹۸۶ بود که به مدت هشت هفته در جدول تک آهنگ های داغ خواننده های سیاه پوستِ مجله بیلبورد باقی ماند. موفقیت بین المللی این آهنگ به برگزاری تورهایی در آمریکا، اروپا، استرالیا و برزیل انجامید.

پس از جدا شدن از این گروه، برندا همکاری خود را برای ضبط آلبومِ سال ۱۹۸۹ به نام « Too Late for Mama» با سلو «چیکو» توالا (Sello “Chicco” Twala)، تهیه کننده، آغاز کرد. در آلبوم ۱۹۹۱ فاسی آهنگ پرطرفداری به نام رییس جمهور سیاهپوست (Black President) وجود داشت که به نلسون ماندلا تقدیم شده بود که سال پیش از زندان آزاد شده بود. در سال ۱۹۹۴ ماندلا به عنوان اولین رییس جمهور سیاه پوست آفریقای جنوبی انتخاب شد. البته این آهنگ برای مدتی توسط دولت آفریقای جنوبی ممنوع اعلام شده بود اما این کار تنها باعث محبوبیت بیشتر برندا فاسی شد.

audio file بشنوید قسمتی از ترانه “رئیس جمهور سیاه” را

علیرغم این موفقیت ها، زندگی خصوصی برندا در آستانه فروپاشی بود. او از دومیسانی نگوبنی (Dumisani Ngubeni)، یکی از اعضای دهه هشتاد گروه بیگ دودز، پسری به نام بنگانی (Bongani) داشت و دو سال پس از ازدواج یعنی در سال ۱۹۹۱، از همسر اولش، نلانهلا مبامبو (Nhlanhla Mbambo) طلاق گرفت. او در سال ۱۹۹۳ با استرس مضاعف مرگ مادر و به هم خوردن همکاریش با توالا روبرو شد. سپس به اعتیاد به کوکائین روی آورد و به بدنامیِ شرکت نکردن در کنسرت هایش گرفتار شد.

کم کم از محبوبیت او کاسته شد و در سال ۱۹۹۵ این محبوبیت به کمترین حد خود رسید. او که مثل همیشه رک بود، به اعتیاد، مشکلات زندگی زناشویی و دیگر مشکلاتش اعتراف کرد اما با این وجود تقریبا هیچ گاه طرفدارانش را از دست نداد.

audio file بشنوید قسمتی از ترانه “Weekend Special” را

او در سال ۱۹۹۷ با انتشار آلبوم “Memeza” (به معنی فریاد) دوباره به عرصه موسیقی برگشت و موفقیت “Vulindlela” («راه را باز کنید») را رقم زد. علیرغم بحث هایی که مانع فعالیت های حرفه ای او بودند، فاسی به شخصیت مهمی در پیشرفت موسیقی پاپ مناطق سیاهپوست نشین تبدیل شد.

برندا فاسی (Brenda Fassie) تا زمان در گذشتش در سال ۲۰۰۴ شاید بحث برانگیزترین و شناخته شده ترین شخصیت در موسیقی پاپ محله های سیاهپوست نشین بود. او در روز بیست و ششم آوریل سال ۲۰۰۴ در اثر مصرف مواد در منزلش بیهوش شد و بیمارستان منتقل شد و پس از حمله آسم به کما رفت. نلسون مندلا، وینی ماندلا و ثابو مبکی (Thabo Mbeki)، رییس جمهور وقت آفریقای جنوبی، فاسی را ملاقات کردند. او در نهم ماه می سال ۲۰۰۴ در سی و نه سالگی درگذشت.

آلبوم های برندا فاسی:
 ۱۹۸۹: Brenda
 ۱۹۹۰: Black President
 ۱۹۹۴: Brenda Fassie
 ۱۹۹۵: Mama
 ۱۹۹۶: Now Is Time
 ۱۹۹۷: Memeza
 ۱۹۹۷: Paparazzi
 ۲۰۰۰: Thola Amadlozi
 ۲۰۰۱: Brenda The Greatest Hits
 ۲۰۰۳: Mali
 ۲۰۰۳: The Remix Collection
 ۲۰۰۴: Gimme Some Volume
منابع
www.musicianguide.com
www.time.com
www.mediaclubsouthafrica.com
www.wikipedia.com
www.music.org.za
www.BBc.com
مجله زنان موسیقی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نامه ای از سیاوش بیضایی درباره سرود «وطنم» یا «ایران جوان»

نوشته ای که پیش رو دارید، نامه ای از سیاوش بیضایی است که برای رعایت قانون مطبوعات در این ژورنال منتشر می شود. لازم به ذکر است که جلسه ای مطبوعاتی درباره موضوع این نامه در روز سه شنبه ۲۸ خرداد با حضور سیاوش بیضایی برگزار می گردد. بدینوسیله از پیمان سلطانی و کارشناسان قوه قضاییه دعوت می گردد که در این نشست که به منظور رونمایی از اسناد بیشتر درباره این پرونده برگزار می گردد حضور یابند. این نشست در ساعت ۱۰ بامداد در خبرگزاری ایلنا به آدرس پستی: تهران، خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه نرسیده به روانمهر، پلاک ۱۳۲ برگزار می گردد.

معیار چیست؟ معیار کجاست؟ (II)

دیدیم که سلیقه و درستی معیارهای خوبی برای ارزشیابی نبودند. اگر کمی بیشتر بگردیم راه دیگری برای پیدا کردن ارزش یا اهمیت چیزها به ذهنمان می‌رسد. ما اغلب برای پیدا کردن اهمیت چیزها با چیزهای مشابه مقایسه‌شان می‌کنیم. ذهن آدم‌ها این‌طور است. برای این که بفهمیم این ماشین خوبی است یا نه آن را با یک یا چند ماشین دیگر مقایسه می‌کنیم و می‌پرسیم؛ سرعتش از آنها بیشتر است؟ پایداری سطحی‌اش چطور؟ مصرف سوخت چطور؟ و بعد روی‌هم از مقایسه‌ی این عوامل نتیجه می‌گیریم.

از روزهای گذشته…

باغسنگانی: برای من اصل وجود راوایان نزدیک زندگی شخصی بوده است

باغسنگانی: برای من اصل وجود راوایان نزدیک زندگی شخصی بوده است

همیشه برای من اصل وجود راوایان نزدیک زندگی شخصی بوده است و نه کار از این جهت خانم منتخب صبا، بهترین کسی بود که من می توانستم وارد زندگی اش شوم. شرط من برای کار درباره این شخصیت ها در قدم اول رضایت خانواده این بزرگان بوده است. در این جا باید نام ببرم از دوست تازه درگذشته ام شادروان فرخ معیری، و نیز خانم گلرخ معیری دو برادرزاده شاعر عاشقان، رهی معیری که حق بسیار زیادی بر گردن من دارند.
گفت و گو با لانگ لانگ، نوازنده پیانو (II)

گفت و گو با لانگ لانگ، نوازنده پیانو (II)

لانگ لانگ نوازنده جوانی است که اجراهای عمومی زیادی دارد و همین مساله هم برای دیگران نوعی مبارزه طلبی محسوب می شود. او اعتقاد دارد که هنوز مثل یک مقاله نیمه تمام است و می خواهد از هنرمندان بزرگ چیزهایی یاد بگیرد. در برلین این پیانیست در کنسرت تولد ۶۵ سالگی استادش دنیل برنبویم برنامه اجرا کرد، و در مورد اجرای اخیرش با دومینگو ابراز خوشحالی نمود و گفت قصد دارد با چچیلیا بارتولی هم برنامه ضبط کند.“کار کردن با خواننده ها برای من مهم است.”
“همه رشته های موسیقی می توانند در جشنواره شرکت کنند”

“همه رشته های موسیقی می توانند در جشنواره شرکت کنند”

شاید بیش از آنکه نام سجاد پورقناد به عنوان موسیقیدان برای اهالی موسیقی آشنا باشد، نام او به عنوان نویسنده مقالات انتقادی موسیقی در اینترنت و مطبوعات دیده میشود. او یکی از قدیمی ترین چهره های فعال موسیقی در اینترنت است و امروز دوازده سال از شروع فعالیت او در این فضا میگذرد. در سال ۱۳۸۶ نشستی با حضور فعالین وب سایتهای موسیقی فارسی زبان در شیراز برگزار شد و پس از آن این نشست با تغییراتی به یک جشنواره جدی تبدیل شد. دبیری این جشنواره سجاد پورقناد است که گفتگوی ما را با او میخوانیم:
طالب خان شهیدی، فراسوی تمامی مرزها

طالب خان شهیدی، فراسوی تمامی مرزها

طالب خان شهیدی آهنگساز شهیر تاجیک در ۱۳ مارس ۱۹۴۶ در شهر دوشنبه متولد شد. وی فرزند Ziyodullo Shahidi بنیانگذار آکادمی موسیقی حرفه ای تاجیکستان می باشد. طالب خان از سن ۱۴ سالگی شروع به یادگیری موسیقی پرداخت. وی در سال ۱۸۶۵ از مدرسه موسیقی شهر دوشنبه و در زمینه آهنگسازی که زیر نظر Uri Ter-Osipov اداره میشد فارغ التحصیل شد.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (XI)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (XI)

این راپسودی که به صورت تم و واریاسیون برای پیانو و ارکستر نوشته شده، مبتنی است بر کاپریچیوی معروف “نیکولو پاگانینی”، چهره ای غول آسا در نوازندگی ویولن و آهنگساز ایتالیائی که در سال ۱۹۳۴ به اتمام رسید. پیش از راخمانینوف، “یوهانس برامس” و “فرانتس لیست” هم بر روی همین تم پاگانینی واریاسیونهائی ساخته بودند و راخمانینوف نیز در راپسودی خود از ایده آنها بهره برده است.
ارکسترهای جاویدان (I)

ارکسترهای جاویدان (I)

با پیشرفتهایی که جهان غرب در تمامی عرصه های زندگی کرد، کشورهای دیگر سعی در همگون کردن خود با معیارهای غرب نمودند و این همگونی بی تاثیر از سلطه استعماری غرب بر کشورهای عقب مانده نبود. در این بین موسیقی نوین اروپایی که از مظاهر پیشرفت اروپا به شمار می رفت، در کشورهای دیگر از جمله ایران ریشه دواند؛ به مرور زمان با درخواست شاهان قاجار که طعم زرق و برق فرنگ را چشیده و سرمست شده بودند، عده ای برای تعلیم موسیقی و تشکیل ارکستر نظام راهی ایران شدند و این سرآغازی بود برای تعامل موسیقی غربی و ایرانی. از این زمان بود که موسیقیدانان ایرانی به پیروی از سنت غرب سعی در تشکیل ارکسترهای مختلف کردند و تا امروز این ارکسترها همواره در فراز و نشیب به سر می برند.
اُرفِ ایرانی؟ (II)

اُرفِ ایرانی؟ (II)

برخورد با وزن در این قسمت بیشتر با فرهنگ فارسی زبان نزدیک است. بچه‌ها بدون تلاش زیاد برای به کار بردن ترکیبات مصنوعی، تنها با استفاده از اسم همدیگر و جواب‌هایی مانند «اومدم» که در گفت‌وگوی روزمره مورد استفاده است، با الگوهای ریتمیک مختلف آشنا می‌شوند. این همان روشی است که در گذشته در بازی‌های آهنگین ایرانی هم موجود بود. نمونه‌ی معروف آن که شاید هنوز بچه‌ها انجام‌ش می‌دهند «عمو زنجیرباف» و آن «بَعله»ی مشهورش است. در اینجا یکی از خصوصیات اصلی روش آموزشی ارف که تاکید بیشتر، بر آموزش از طریق ریتم است با نوعی آموزش شفاهی قدیمی ایرانی وجه مشترکی یافته. مولف از این همسایگی سود برده و اینها را در هم ادغام کرده است.
روی دانوب زیبای آبی (II)

روی دانوب زیبای آبی (II)

یوهان اشتراوس این والس را کـه اصـلا بـرای آواز جمعی‌ و ارکستر‌ نوشته بود و به «انجمن خـوانندگان ویـن‌» تقدیم‌ کرد و آنها‌ در‌ ۱۵‌ فوریه ۱۸۶۷ در تالار‌ دیانا (محل امروز دیاناباد) {این اثر را} به‌ اجرا در آوردند. مـتن اشـعار آن را افسر پلیس یوزف وایل‌‌ سـاخته‌ و بـا این مـطلب شـروع مـی‌شد:
“رازهای” استرادیواری (III)

“رازهای” استرادیواری (III)

بواسطه فضای موسیقایی که در اطراف Molinari در جریان بود، Sacconi توانست با بسیاری از ویولونیست‌ها و ویولون سلیست‌های این قرن ارتباط برقرار کند. این افراد چه در زمینه آگاهی پیدا کردن در مورد سازهای قدیمی و چه در زمینه سازهایی که در اختیار داشتند در زمره مراجعین وی قرار می گرفتند. او نام تمام مراجعینش را برای من ذکر کرد و مایل بود که من تمام آن‌ها را به همراه ویژگی‌ها و شخصیت هنری‌شان بیان کنم. اسامی این فهرست با لحنی آهنگین در کلام او طنین‌انداز شد و گویی بیانگر مرحله‌ای خاص از زندگی وی و روزهای بیاد ماندنی مواجه و رویارویی با مردمانی استثنایی بود.
“من خجالتی نیستم” (I)

“من خجالتی نیستم” (I)

پیر بولز (Pierre Boulez) آهنگساز و رهبر فرانسوی، متولد ۲۶ مارچ ۱۹۲۵ است. بولز آهنگساز و رهبری است که بهتانها و نقدهای زهردار فراوانی را نسبت به خود در روزنامه ها و اخبار موسیقی طاقت آورده، با این وجود وی معتقد است مخالفت مفید است. بولز نه تنها از پروژه خود صرف نظر نکرد بلکه به دنبال دریافت تائید عمومی نسبت به طرز تفکرخویش نیز نبود. نظریات آتش افروز وی مبنی بر آنکه موسیقی کلاسیک معاصر دهه های ۵۰ و ۶۰ که راهکارهای جدی و مفید شونبرگ را دنبال نکرده اند “به دردنخور” هستند و “بهترین راه حل برای رشد اپرا از بین بردن تالارهای اجرای اپرا است” باعث مشکل و دشمن تراشی برای وی می شوند.