موسیقی آفریقای جنوبی (IX)

کویتو (Kwaito)
در دهه نود قرن بیستم، سبک جدیدی از موسیقی محله های سیاهپوست نشین به نام کویتو خود را در ذهن و قلب جوانان سیاه پوست آفریقای جنوبی جای داد. همانطور که موسیقی بابلگام مناطق سیاهپوست نشین از دیسکوهای آمریکا نشأت گرفته بود، کویتو نیز تفسیری آفریقایی از موسیقی بین المللی رقص دهه نود بود، ژانری که برای آن عبارت نا دقیق موسیقی هاوس (house music) هم به کار برده می شود.

موسیقی سازان جوان آفریقای جنوبی تغییری خانگی به این موسیقی دادند اما اکو های هیپ هاپ و رپ نیز در آن شنیده می شد. به عنوان مثال، هنرمندان موسیقی مانند اِمدو (Mdu)، مندوزا (Mandoza)، آرتور، چیسکپ (Chiskop) و زولا (Zola) معروف شدند. گروه هایی مانند بنگو مافین (Bongo Maffin)، آباشانته (Abashante)، بوم شاکا (Boom Shaka) و تی کی زی (TKZee) طرفداران بسیار زیادی پیدا کردند.

آلبوم هایی مانند «هالووین»ِ تی کی زی، «مازولای» (Mazola)، امدو، «کلیمر» (Claimer) چیسکپ، «ایتز ابوات تایم» (It’s About Time) بوم شاکا و «مدیبوسنگ» (Madibuseng) از ترومپیز (Trompies) به رده های بالای جدول آهنگ ها راه یافتند و به موسیقی غالبِ شبکه های رادیویی جوانان مانند شبکه شدیدا موفق وای اف ام (Yfm) تبدیل شدند.

هیپ هاپ آفریقای جنوبی
در دهه اول قرن بیست و یکم، انقلابی در موسیقی آفریقای جنوبی در حال رخ دادن بود. در واقع، فرهنگ موسیقی هیپ هاپ به واسطه شبکه های رادیویی جوان و در صدر آنها وای اف ام که این ژانر را تبلیغ می کردند، در حال شکل گیری بود. استعدادهای ناپخته مانند توکس (Tuks)، زوبز (Zubz)، هیپ هاپ پنتسولا (Hip-Hop Pantsula)، پرو کید (Pro-Kid)، زولو بوی (Zulu Boy) و پراورب (Proverb) این چالش را به جان خریدند که ضرب های (thumping beats) هیپ هاپ آمریکایی را با موسیقی آفرو-پاپ (Afro-pop music) ترکیب کنند. قافیه ها (rhyming) اکثرا به زبان های بومی مانند ایسیزولو (isiZulu)، ستسوانا (Setswana) و سستهو (Sesotho) هستند.

موسیقی هیپ هاپ آفریقای جنوبی تأثیری فراموش نشدنی بر عرصه موسیقی بر جای نهاده است و این ژانر همچنان با وجود هنرمندانی چون توکس که جایزه های موسیقی را درو می کند و آلبوم هایش در ده ها هزار نسخه به فروش می روند رشد می کند.

موسیقی نیو آفریکانس (New Afrikaans Music)
سال های پس از برقراری دموکراسی در آفریقای جنوبی شاهد پیدایش دوباره موسیقی آلترنتیو آفریکانس توسط آفریکانر های جوان بوده است که فرهنگی را که عاری از گناه آپارتاید است پس گرفته اند و به آن افتخار می کنند – «نسل کارن زوید (Karen Zoid)».

این نوع موسیقی که اغلب عجیب و غریب است گستره ای از صداهای زمخت و خامِ “Fokofpolisiekar” گرفته تا موسیقی راک کلاسیکِ آرنو کارستنز (Arno Carstens) و موسیقی آرام کریس کاملئون (Chris Chameleon) را در بر می گیرد. منظور از نسلِ زوید، طرفداران زوید است. کارن زوید با نخستین آلبوم سولوی خود به نام پولز اپارت (Poles Apart) در سال ۲۰۰۲ به حدی تخیل منتقدان و مردم را به هیجان آورد که در بازار آفریقای جنوبی به عنوان یک نماد شناخته شد.

موسیقی آفریکانسِ جاافتاده تر (more mainstream) هم طرفداران زیادی دارد و از جمله هنرمندان این زمینه می توان از دوزی (Dozi)، استیو هافمِیر (Steve Hofmeyer)، پاتریشیا لوییس (Patricia Lewis)، باک فان بلرک (Bok van Blerk)، تئونس جردان (Theuns Jordaa) و کورت دارن (Kurt Darren) نام برد.
منابع
mediaclubsouthafrica.com
karenzoid.co.za
www.time.com
www.BBc.com

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بررسی تحول ساختارهای موسیقی ایرانی در صد سال اخیر (II)

وقتی بحث ساختار را مطرح کردیم متوجه شدیم که اگر ساختارهای کوچکتر تغییر کنند، ساختارهای بزرگ را نیز به همان نسبت تغییر بزرگتری می کند. لذا آثار به وجود آمده در یک دوره زمانی خاص، از این حیث که تشکیل دهنده ی یک ساختار بزرگتر هستند، با هم در ارتباط مستقیم و در هم تنیده ای هستند و هرگز در هیچ دوره ی تاریخی، نمی توان فقط یک آهنگساز یا نوازنده ی شاخص را دید که به عنوان تک ستاره می درخشد و هیچ آهنگساز و نوازنده ی دیگری وجود نداشته است. بلکه مجموعه ای از ساختارها در کنار یکدیگر قرار گرفتند و به شاخص شدن، یک یا چند اثر برجسته، کمک کرده اند.

ادای احترامی به یازدهمین و آخرین ترک آلبوم «مرثیه پرندگان»

سهم دانش و تخصص و کارآزمودگی در استفهام اعماق و کرانه‌های یک قطعۀ موسیقی تا چه حد است؟ و سهم تاریخ و تبار و ریشه‌های آدمی چقدر؟ آیا یک ژرمن، به فرض که سال‌ها روی عناصر موسیقی دستگاهی ما کار و تحقیق کرده باشد، می‌تواند دیلمانِ دشتی و عراقِ افشاری را بهتر از یک ایرانی بفهمد؟ یا یک موسیقی‌پژوهِ ایرانی جاز و بلوز را بهتر از یک موزیسینِ سیاهپوست آمریکایی؟ همان جازیست آمریکایی رازِ زخمه‌های راوی شانکار را بهتر از یک هندو خواهد فهمید؟ یا همان هندو ارتعاشاتِ شامیسن و کوتو را بهتر از یک ژاپنی؟ یک موزیسینِ ژاپنی، هزاری هم که کاردرست، می‌تواند ادعا کند که کلزمر را بهتر از اشکنازی‌ها درک می‌کند؟

از روزهای گذشته…

گفت وگو با آن سوفى موتر درباره اجراى ۱۰ سونات ویولون از بتهوون

گفت وگو با آن سوفى موتر درباره اجراى ۱۰ سونات ویولون از بتهوون

آن سوفى موتر، یکى از تأثیرگذارترین موسیقى دانان و نوازندگان نسل خودش است. او اولین بار با حمایت هاى رهبر ارکستر معروف، هربرت فون کاریان، به عنوان کودک نابغه در سالن کنسرت دیده شد. از آن پس شاهد اجراهاى زیادى از او هستیم و سالن هاى کنسرت سراسر جهان از او تقاضاى اجرا کردند.او در سن ۳۴ سالگى با لامبرت اورکیس یکى از مهم ترین طرح هاى خود در زمینه موسیقى، یعنى اجراى ۱۰ سونات ویلون بتهوون در سراسر جهان را با موفقیت انجام داد. مصاحبه اى که در این باره با او انجام شد را پیش رو دارید.
نظر من، نظر شما، نظر او

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.
گفتگو با آن سوفی موتر (IV)

گفتگو با آن سوفی موتر (IV)

در حقیقت من از آن دسته موزیسین ها هستم که باید با موسیقی که می نوازم ارتباط احساسی بگیرم. به عبارت دیگر اگر نواختن یک قطعه تنها یک فعالیت ذهنی باشد، من نیازی به اجرای آن بر روی صحنه نمی بینم. چون در این صورت ممکن است نتوانم آن را به اندازه کافی خوب، متقاعد کننده و پر شور بنوازم، در نتیجه مخاطب هم نمی تواند آن را درک کند، از آن لذت برده و الهام بگیرد.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br>روح الله خالقی (قسمت بیست و هشتم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت بیست و هشتم)

خالقی طالبِ فکری بکر و نو بود که زنجیرهای عادت را بگسلد و موسیقی ایران را از انقیاد در حصار یکنواخت ردیف برهاند و این دقیقاً آن چیزی بود که وزیری و تنها وزیری توانسته بود ارائه دهد، بطوری که لطمه ای به موسیقی ملی وارد نشود. به عبارتی دیگر آنچه که خالقی ۱۷ سالله تشنهِ آن بود در آثار وزیری عرضه می شد.
فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (I)

فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (I)

در ضمن بررسی منابعی برای تهیه مقاله ای درباره نقد تاریخنگاری موسیقی ایرانی به این مقاله جالب بر خوردم که برای روشنگری تاریخی درباره مبادلات فرهنگی و موسیقایی شرق و غرب لازم و مفید است؛ و با مقاله های «نقد تاریخنگاری موسیقی ایرانی» و جستارِ پیوست «درباره عقب ماندگی و پیشرفت» ارتباط دارد.
Big Band – آشنایی و تاریخچه

Big Band – آشنایی و تاریخچه

Big bands به معنای دسته های موسیقی بزرگ نوعی گروه موسیقی جز است که در سالهای ۱۹۳۵ تا اواخر دهه ۴۰ یعنی دوران سوئینگ (Swing Era) از محبوبیت بسیاری برخوردار بود. بیگ بند به طور معمول از حدود ۱۲ تا ۱۹ نوازنده در بخشهای مختلف تشکیل میشد . به نامهایی چون ارکستر جز و جز صحنه ای یا stage band نیز شناخته میشد.
تدارک ارکستر (III)

تدارک ارکستر (III)

این دسته به ترتیب اندازه از کوچک به بزرگ ویلن، ویلا، ویلن سل و کنترباس هستند. در این میان ویلن غالبآ مسئولیت اجرای ملودی ها را به عهده دارد چرا که توانایی آن در بیان احساسات بی نظیر بوده و صدای کششی آن میتواند نقش یک راوی را در ارکستر ایفا کند. در ارکستر، ویلن ها به دو دسته (گروه ویلن اول و گروه ویلن دوم) تقسیم میشوند که هر دسته شامل تعدادی نوازنده ویلن است که معمولآ پاساژهای یکدیگر را ادامه میدهند و با یکدیگر مینوازند.
دلاور سهند (II)

دلاور سهند (II)

پیشاپیش باید گفت که موضوعی قهرمانی را به این شکل گزاف، «سانتی مانتالیزه» کردن و در پیچ‌ و خم کلیشه‌های تآتری گردانیدن نوعی‌ نقض غرض است. پرداختن بخش اعظم لیبرتو به عشق پنهان بابک به رخسانه، به حسد زنانه‌ی آذر به رخسانه، به هوس شهوی ماهیار به رخسانه و بالاخره‌ به انتقام خصوصی ماهیار از بابک، دیگر مجالی برای برجسته ساختن نقش‌ انقلابی و مبارزاتی بابک -که در چنین ایرانی باید هدف اصلی باشد- بجای‌ نمیگذارد و از همین جا است که روابط غیرمنطقی میان پرسوناژها جان‌ میگیرد.
دو نمود از یک تفکر (VI)

دو نمود از یک تفکر (VI)

این مقوله را می توان از دیدگاهی کلی تر نیز بررسی نمود. برای مثال در گوشه «چهارپاره» ی ماهور که گوشه ای ضربی است، جمله ی اول در دانگ اول ماهور آغاز می گردد و بلافاصله در جمله ی دوم، گوشه در دانگ دوم ادامه می یابد. هر جمله ای از گستره ای به اندازه یک دانگ (۴ نت) تشکیل شده است که ابتدا از دانگ اول (سل، نت ِ سیم ِ زرد تار و سه تار در حالت “دست باز”) آغاز شده و در جمله ی پنجم گوشه بیشترین حد پیشروی خود را دارد (از می ِ پایین دسته تا لا ی میان دسته) و سپس به تدریج با فواصل دوم و پلکانی رو به دانگ دوم ماهور پایین می آید؛ جمله ی آخر نیز برای زمینه سازی فرود حدفاصل دو ی دست باز ِ سیم سفید تا فا را در بر می گیرد.
هیجان یک اجرای جدید “کنسرت نی‌نوا” (I)

هیجان یک اجرای جدید “کنسرت نی‌نوا” (I)

اجرای مجدد یک قطعه در فضای موسیقی‌ای که آهنگسازی، به مفهوم یک فرآیند آفرینشی از پیش تعیین شده جزء سنت‌های رسمی و از خصوصیات اصلی آن به حساب نمی‌‌آید، اتفاقی جالب و هیجان انگیز است. این هیجان زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم مدت زمانی بسیار طولانی شنوندگان به نوعی با استبداد موسیقایی تنها اجرای موجود کنار آمده‌اند.