نوگرایی بر شالوده‌ی یک سنت صلب (I)

سال‌های آغازین دهه‌ی ۱۳۵۰ همه چیز زیر پوست آرامش ظاهری جامعه در حال بازگشت به گذشته بود، بازگشت به بنیادهایی که هویت خوانده می‌شد. بنیادگرایی به معنای نسبت با یک نص صریح یا متن مرجع سرعت بیشتری می‌گرفت و شاخ و برگ‌هایش که گسترش می‌یافت بر ریشه‌هایی استوار بود که دست‌کم از یک دهه قبل در سپهر اندیشه‌ی ما رسوخ کرده بودند. بازگشتن به اصل یا همان بنیادها در یکایک افق‌های زیست فکری جامعه معادلی عملی می‌یافت. بدین معنی آینده‌ی پیش رو همان گذشته بود و حرکت قطار زمان اراده‌ی مردمان معکوس روز و ماه و سال شتاب می‌گرفت.

در دنیای نواها معادلش جریان «مرکز حفظ و اشاعه‌ی موسیقی» بود -که نامش هم خبر از این گرایش می‌داد- و آن متن مرجع، گونه‌ای موسیقی که به باور حافظانش چند دهه‌ای بیشتر از عمرش نمی‌گذشت. این سنت مانند همه‌ی سنت‌ها متنی بود که دست نخورده پنداشته می‌شد و غیرقابل بازخوانی، موجودیتی آویخته در زمان، متصلب و سخت شده، با هویتی تاریخی که محصول تاویل امروزین زمان گذشته بود (اگر نگوییم اختراع مجدد گذشته‌ای که هرگز به آن صورت وجود نداشت) و بی‌تردید راهی جز همان‌گونه «ماندن» نداشت چرا که دگرگونه «شدن»اش به هر روی، عدم بود و بس.

مانند بسیاری پدیده‌ها که متضاد خویش را در دل خود می‌پرورند «نهضت بازگشت» هم گروهی را در دامان خود پرورد که بیش از هر چیز در هوای «دیگر شدن» بودند و هر چیزی را برمی‌تافتند جز «ماندن». حسن علیزاده از این گروه بود و درست در گرماگرم این بازگشت به بنیادها اولین بیانیه‌ی حضورش طنین‌انداز شد. جشن هنر ۱۳۵۴، زمانی که کنسرت دستگاه ماهور گروه مرکز برگزار شد و کمی دیرتر وقتی یک‌ سال بعد دستگاه نوا را در همان جشن اجرا کردند معلوم بود کسی مصمم شده از دل همان گذشته دست به تجربه بزند. گذشته که اختراع شده، تاویل شده، یا روایت شده، هستی خویش را یافته بود و چون عطیه‌ای به دست رسیده بود، پس چاره‌ی کار چه بود؟ امروز را بزییم و آینده را اختراع کنیم.

این همان کاری بود که حسین علیزاده سعی کرد در موسیقی ایرانی انجام دهد. تلاش کرد نزدیکی‌اش با بنیادها پای رفتن‌اش را نبندد. پس به سراغ امکانات درونی خود موسیقی رفت. چه داشت این موسیقی؟ دستگاه‌ها؟ روابط صوتی مخصوص به خود؟ فرم منحصر به فرد؟ همه‌ی این منحصر به فردها و مخصوص بودن‌ها در برابر جهان خارج معنا می‌یافت و دیگرانی از آن برای دیگرگونه بودن بهره جسته بودند، اما او می‌خواست اینجا درون همین دایره نو باشد، پس کاری دشوار در پیش داشت. ریتم را به مثابه عنصری برای خلاقیت به کار گرفت و بسیار نامتفارن و برانگیزاننده به کارش کشید.

کسانی که می‌شنیدند تجربه‌ای نو از رابطه‌ی زمان و موسیقی ایرانی از سر می‌گذراندند. مساله تنها این نبود که ریتم‌های نامتقارن یا لنگ به کار گرفته شد، مساله تنها این نبود که تخیل خود را از تپش درونی متن گوشه‌ها به نمایش می‌گذاشت، او ریتم را به عنوان عامل رنگ‌آمیزی و بافت به کار گرفت. زمانی که قطعه سواران دشت امید را می‌ساخت و بعدها در نوروز و تنظیم قطعه‌ی صبحگاهی و آثار دیگری این توانایی را به نمایش گذاشت که می‌تواند ساختاری ذاتا خطی را برش بزند و در حضور پیدا و پنهان ریتم بافتی گره خورده به وجود بیاورد.

می‌تواند خلاء را، سکوت موسیقایی را به کار گیرد تا بافتش غافلگیر کننده از آب درآید. و اینها همه ریتم‌هایی بودند که از منظر نسل او باقی‌مانده‌ی ریتم‌های ادواری پیچیده‌ی قدیمی محسوب می‌شدند که روزگارانی چند فراموش‌شان کرده بودیم.

امکانات فرم اجرای موسیقی دستگاهی را آزمود. از همان لحظه که تحریر مشهور نوا را در کنسرت سال ۱۳۵۵ با گروه نواختند نطفه‌ی تجربه‌های نوگرایانه‌ی او در فرم اجرا بسته شده بود. شاید حتا عقب‌تر از زمانی که در سال ۱۳۵۴ سازها به هم جواب آواز دادند. بر بنیاد همین تجربه‌های بازی با فرم او توانست راهی بجوید به هم‌آوا کردن سازهای ایرانی در متن موسیقی‌ای که ضرباهنگی مشخص نداشت و همین کار هم‌صدایی و دگر‌صدایی آن را دشوار می‌کرد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مختصری درباره فرم موسیقی ایرانی (I)

در موسیقی ایران فرم مشخص وجود ندارد. هر قطعه فرم مخصوص به خود دارد. برای تشخیص فرم باید تا انتهای قطعه گوش داد. اگر قطعه ای را فورا در ابتدا تشخیص دادیم که چیست مثلا چهارمضراب یا تصنیف اینها ژانر و گونه هستند و فرم نیستند. در فرم بخش های مختلف را با حروف بزرگ لاتین نشان می دهیم. هر جمله در موسیقی یک فرم مشخص دارد هر چقدر هم کوتاه باشد. برخی فرم ها موفق تر می شوند مانند پیش درآمد اصفهان نی داوود، در ادامه به انواع ژانرها و فرم های موسیقی ایرانی خواهیم پرداخت.

مروری بر کتاب «ردیف آسان است؛ قدم به قدم با ردیف موسیقی ایران، دستگاه شور»

روژا پیتِر –ریاضیدان مجار- در کتاب «بازی با بینهایت» بدون اینکه نام کتابش را «ریاضی آسان است» بگذارد، هنرمندانه پیچیده‌ترین موضوعاتِ ریاضی را دست‌یافتنی کرده است. اگر فرمانروای مطلقِ همه‌ی دانش‌ها می‌تواند آسان شود پس ردیفِ ما هم علی‌القاعده باید بتواند. کتابِ حاضر با وجود تلاش‌هایی که شده نه تنها در این کار توفیقی نیافته بلکه به جای زدودنِ ملال و پیچ و خم‌های زاید از پیکره‌ی موضوع (بر طریقِ یک متدلوژیِ منسجم و به پشتوانه‌ی یک ساختمانِ نظری مستحکم و واحد) به خوبی توانسته است نشان دهد که ردیف چقدر می‌تواند غامض و گیج‌کننده باشد.

از روزهای گذشته…

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (VII)

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (VII)

با این واژگان می‌رویم سراغ ویژگی‌ها و ارکان یک موسیقی و وقتی مثلا من می‌گویم این جا یک پاساژ است، ایشان هم کمابیش همان معنایی را درک می‌کنند که من درک می‌کنم. شما هم که اهل موسیقی هستید باز کمابیش همان معنا را درک می‌کنید، مگر این که مربوط به نحله خاصی باشید که مثلا پاساژ را جور دیگری می‌فهمند. با فکر کردن به این چیزها و بررسی کردن آن‌ها یک مقدار درباره موسیقی، درباره آن چیزی که می‌خواهیم بکاویمش، اطلاعات بیرون می‌آوریم. حال این اطلاعات هر طور که باشد پردازش بشود یا بدون پردازش در اختیار مخاطب قرار بگیرد، وقتی بیرون‌شان می‌آوریم و جلوی مردم می‌گذاریم‌شان، در حکم انگشت گرفتن است.
«نیاز به کمالگرایی داریم» (I)

«نیاز به کمالگرایی داریم» (I)

اگر اهل مطالعه نوشته های مربوط به موسیقی باشید حتما نام سجاد پورقناد برای شما آشناست؛ او سردبیر قدیمی ترین مجله اینترنتی روزانه موسیقی به نام گفتگوی هارمونیک است. البته فعالیت در عرصه مطبوعاتی (اینترنتی و کاغذی) تنها بخشی از فعالیت های پورقناد را تشکیل می دهد. او غیر از فعالیت گسترده در زمینه نقد، گزارش و مقاله نویسی، تلاش های قابل توجهی در زمینه تولید و اجرای موسیقی داشته است که شامل آثار مختلفی از نوازندگی، خوانندگی و در این اواخر آهنگسازی می شود.
دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (II)

دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (II)

از نظر فیثاغورث موسیقی یکی از شاخه های علم ریاضی بود که هارمونی موجود در آن، با تناسب های ریاضی کنترل می شد. او نخستین پایه گذار علم موسیقی شناخته شده است و عقیده داشت که اعداد، حقایق اصلی یا تنها حقایق این جهان هستند. به باور او اعداد در روابط طبیعی، فردی و اجتماعی، نقشی اساسی داشتند. هارمونی، صداهای گوش نواز، قرینه و فواصل کمکی، زاییده اعداد و روابط ریاضی بودند و ریاضیات، مادر تمام علوم و از جمله موسیقی به شمار می رفت. از نظر فیثاغورث موسیقی یک امر واحد ترکیب یافته از روابط اعداد بود و چون اعداد فی نفسه دارای صفات اخلاقی بودند، موسیقی هم باید در زمره ی ارزش های اخلاقی ارزش یابی و بررسی می شد.
مرور آلبوم «باغ بی برگی»

مرور آلبوم «باغ بی برگی»

زبان اصالت برای مدرنیست‌ها یا آهنگسازان «موسیقی معاصر» ما معادل منطق زبانی است. عمدتاً گنجینه‌ی از پیش موجود دستگاهی را می‌کاوند تا بخشی از منطقش را در بستری آشنازدایی‌شده به‌کارگیرند و موسیقی به‌راستی پیشرو بیافرینند. برای بعضی (که بیشتر در خارج از ایران کار و زندگی می‌کنند) همین برداشت ماده‌ی اولیه کافی است. ماده‌ای که برداشته‌اند یا منطقی که ترکیب کرده‌اند به‌قدر کافی ناآشنا هست که «مدرن» بنماید. اما برخی دیگر از این پله فراتر می‌روند. درک و جذب منطق زبانی و توان تکلم با آن ولو با کلماتی که از آنِ همان زبان نیست، هدفشان می‌شود (گرچه گاه ناخودآگاه). آنها در پی چیرگی نوآورانه بر منطق کهن و تصعید آن به جهانی نو هستند.
آکوردهای sus – قسمت اول

آکوردهای sus – قسمت اول

آکوردهای sus – قسمت اول به روایتی دوک الینگتون جزو اولین کسانی بوده است که از سال ۱۹۳۰ شروع به استفاده از آکورده های sus کرده است. اما استفاده متداول از این آکوردها از سال ۱۹۶۰ شروع شد.
چکناواریان و ارکستر سمفونیک تهران

چکناواریان و ارکستر سمفونیک تهران

سه شنبه ۲۷ دی، تالار وحدت، میزبان ارکستر سمفونیک تهران به رهبری(رهبری میهمان) لوریس چکنواریان بود. ارکستر با اشاره چکناواریان قسمتی از باله گایانه ساخته آرام خاچاتوریان آهنگساز برجسته ارمنی را به اجرا گذاشت. سپس “افق بیکران” ساخته حشمت سنجری و پس از آن “رقص دایره” را از همین آهنگساز نواخت.
دو نمود از یک تفکر (IV)

دو نمود از یک تفکر (IV)

همین مساله سبب آن می گردد تا در درک و دریافت یک اثر معماری یا موسیقی ایرانی، با اتفاقی “آنی” طرف نباشیم و همه چیز با کشف و شهود، مراقبه و به صورت تدریجی انجام گیرد. کشف تفاوت ها و خصیصه های هر بنا، کشف جزییات تزیینات سر در یک بنا یا شبستان یک مسجد و یا کشف تفاوت های تاویل دو نوازنده یا موسیقی دان متفاوت در مواجهه با گوشه ای یکسان است که “تنوع” در عین “وحدت” را در هنر ایرانی معنا می بخشد. شاید این تفکر “کشف و شهود”ی، کلیدی باشد برای دریافت بیشتر بینش آثار هنری در شرق و به خصوص در ایران.
“نگرش کلاسیک به هارمونی و پیانوی جَز” منتشر شد

“نگرش کلاسیک به هارمونی و پیانوی جَز” منتشر شد

به طور کلی منابع موجود به زبان فارسی برای علاقمندان موسیقی جَز (Jazz) بسیار ناچیز بوده و کتابهایی که در این زمینه در دسترس می باشند عمدتاً به بررسی اجمالی تاریخچه، سبکها و یا ویژگیهای کلی این نوع موسیقی می پردازند.
“ناگهان رستخیز”

“ناگهان رستخیز”

به تازگی احمد پژمان، اثری را به سفارش حوزه هنری بر روی اشعار مولانا برای ارکستر سمفونیک و کر تنظیم کرده است که چند ماه است که ضبط آن به اتمام رسیده ولی هنوز توسط انتشارات حوزه هنری به بازار نیامده است. این اثر یکی از معدود آثار سمفونیک سمفونیک ساخته شده توسط این آهنگساز برجسته است در ۳۰ ساله اخیر.
موسیقی تجربی؛ آن گیاه ناشناخته (I)

موسیقی تجربی؛ آن گیاه ناشناخته (I)

موسیقی تجربی، یک واژه‌ی فنی است، یک اصطلاح. واژه‌ای که امروز فکر می‌کنیم یک نوع موسیقی را از بقیه جدا می‌کند یا حتا نام سبکی است از سبک‌های موسیقی با تعریف دقیق و آهنگسازانی که به آن وفادارند. این قبول که واژه واژه‌ای فنی است، اما آیا آنقدر که ما می‌پنداریم معنی‌اش واضح و روشن است؟ آیا همه‌ی آهنگسازانی که در زیر چتر آن جمع شده‌اند یک تصور مشابه از آن دارند؟ منتقدان و نظریه‌پردازان چطور؟ تجربه‌ی زندگی روزمره می‌گوید این طور نیست.