صهبایی: من به موسیقی سمفونیک ایرانی علاقمندم

منوچهر صـهبایی
منوچهر صـهبایی
در مورد قطعه ” سوگ سهراب” ساخته حسین یوسف زمانی صحبت کنید.
آقای حسین یوسف زمانی از نوازندگان قدیمی ارکستر سمفونیک تهران بودند که وقتی من تازه وارد ارکستر سمفونیک شدم ایشون جزو نوازندگان با تجربه ارکستر بودن که با ارکستر سالها کار کرده بودند. وقتی من سال ۱۳۷۱ به تهران اومدم ایشون خیلی با من تماس گرفتند، چون فرزندان هنرمندی هم دارند که در ارکستر می زنن و … به من گفتن که یک قطعه نوشتم به نام “سوگ سهراب”، اینرو می شه اجرا کرد؟ که من نت این قطعه را دیدم و بنظرم قطعه خوبی اومد که من به ارکستر سمفونیک پیشنهاد دادم این کار را بزنن ولی متاسفانه اونها نمی خواستن این کار را بکنن و هر دفعه یک بهانه ای آوردن! یکبار گفتن گروه فرهنگیمون گفته این قطعه خوب نیست یکبار رهبر اون موقع ارکستر مخالفت کرد، خلاصه همگی مخالف بودن…

من هم تصمیم گرفتم این قطعه را اجرا کنم که البته تغییرات کوچکی در اون دادم و در یکی از برنامه های کنسرتم که فکر می کنم آخرین کنسرتی که با ارکستر سمفونیک داشتم این را گذاشتم در پروگرام! می دونستم که همه مخالفن ولی گذاشتمشون در کار انجام شده و گفتم این قطعه جزو برنامه هست! و ما این قطعه را اجرا کردیم که خیلی هم خوب اجرا شد و خیلی مردم دوست داشتن و تشویق کردن ولی خوب چون کسانی که اونجا کار می کردند نمی خواستن اون اجرا بشه کمی از دست من دلخور شدن و این قطعه باعث دلخوری شد.

به هر حال این قطعه اجرا شد در تالار رودکی و بعد که من نتهاش را بردم اروپا، اونجا اجراش کردیم با ارکستر فیلارمونیک و اجرای نسبتا” خوبی ازش داریم که روی CD های بعدی این قطعه خواهد اومد که در دو قسمت هست که داستانش از روی داستان جنگ رستم و سهراب هست و کشته شدن سهراب به دست رستم و وقتی متوجه می شه پسر خودش را کشته… این تراژدی موسیقی اش بسیار زیبا و اصیل هست و چون به نظر من اصالت خیلی مهم هست من از این اثر حمایت کردم و در یکی از CD هام که در آینده ای نزدیک چاپ خواهد شد به بازار میاد و به دست علاقه مندان می رسه.

فایل های صوتی قسمتهایی از مصاحبه:

Audio File قسمت اول

Audio File قسمت دوم

خیلی ها دوست دارن بدونن که چرا بیشتر برنامه هاتون در خارج اجرا می شه و در ایران کنسرتی نمی گذارید؟
من به وضعیت موسیقی سمفونیک و علمی در ایران خیلی علاقه مندم و هر کاری بتونم برای این موسیقی خواهم کرد.همانطور که قبلا” گفتم، نفر اولی بودم که بعد از انقلاب ۱۳۷۱اومدم و ارکستر سمفونیک را رو براه کردم و جمع وجورشون کردم و کار کردیم، کنسرتهای خیلی خوبی داشتیم. ولی متاسفانه کسانی که در کارهای اداری ارکستر هستن تا بحال اونطور که باید همکاری نکردن و همکاری به این صورت هست که من درخارج از ایران به اندازه کافی کار دارم و یک وقت تاریخهایی هست که همزمان سه تا چهارتا جا دعوت دارم که برم یکجا کنسرت بدم و فقط یکی را می تونم انتخاب کنم…

متاسفانه در ایران برنامه ریزی و نظم و ترتیب، حتی یک صدم نظم خارج هم وجود نداره و لازمه اینکه من بیام با ارکستر کار کنم این هست که برنامه ریزی طویل المدت وجود داشته باشه ، دعوتی بشه و فرم داشته باشه! من که نمی تونم کار و زندگیم را در اروپا ول کنم و بیام اینجا ببینم که اینها می خوان یک کنسرت را برگزار کنن یا نه! اگر یکروز بتونن خودشون را جمع و جور کنن، یک اطلاعاتی از کار داشته باشن و برنامه ریزی داشته باشن…

من همیشه با کمال میل، آمادگی برای همکاری باهاشون را دارم ولی شرطش این هست که مقدار زیادی به نظم توجه کنن! با ارکستر سمفونیک هم می شه کار کرد، یکمقدار جوان و کم تجربه هستن ولی بجاش عشق و علاقه دارن به کار و هر چه ارکستر ضعیفتر و بی تجربه تر باشه، رهبر باید به همون حد تواناتر باشه… متاسفانه در سالهای اخیر هم ارکستر یکمقدار بی تجربه بوده هم نابسامانی هایی داشته از نظر مادی، زندگی، از نظر گذراندن امور زندگی هم رهبر درست و حسابی وجود نداشته، چون رهبری که اینجا اومده، اولین تجربه های رهبریش را داشته می کرده، حالا چه از خارج اومده چه از اینجا، اون توانایی هایی که باید می داشته تا ارکستری که می تونیم بهش بگیم، تازه دوباره تشکیل شده را راه بندازه هیچ وقت وجود نداشته …

این هست که تا این بی نظم وترتیبی وجود داره فکر نکنم اومدن من به اینجا دلیلی داشته باشه و همکاری من اونطور که باید ثمر بخش باشه؛ اگر روزی اون نظم و ترتیب را من کمی احساس کردم با کمال میل!

«داستان وست ساید» با همراهی نوازندگان ایرانی اجرا شد

هنرآموزان موسسه “Bridge of Art” (پل هنر) که از از ۲۴ اگوست وارد کشور اتریش و استان فورالبرگ شده بودند، با رهبری ایوو وارنیتش (رهبر و نوازنده کلارینت اتریشی و مدیر مدرسه موسیقی درنبیرن) آثاری از موسیقی کلاسیک از جمله اثر مشهور لئونارد برنشتاین به نام «داستان وست ساید» را اجرا کردند. در کنار این گروه، هنرجویان دیگری به آموزش نزد استادان کنسرواتوار دولتی فورارل برگ پرداختند.

الیاس: تکنیک های هارمونیکا قابل اجرا روی آکاردئون نیست

جنبه مهم دیگری که شاید موسیقی کلاسیک برای نوازنده‌ها خیلی جالب بوده و خیلی به آن پرداختند این بوده که نوع برخورد با قطعات کلاسیک توسط هارمونیکا می‌تواند خیلی منحصر به‌‌فرد و خاص باشد و می شود از توانایی‌های این ساز در انواع صدادهی‌ها یا افکت‌های مخصوصی که این ساز می‌تواند تولید می کند بهره برد. این تکنیک ها منجر به اجراهای متفاوتی از همان قطعات کلاسیک می شود. ما در هارمونیکا دو مکتب اصلی داریم که گرایش آنها به سمت کلاسیک بوده است. مثلا در آمریکا می‌توانیم مکتب لری ادلر و برادرش و یا جانی پوله و تامی رایل و خیلی‌ کسانی دیگر که می‌توان نام برد… آنها موزیک کلاسیک را از فیلتر‌ هارمونیکا عبور می‌دادند و اجرا می‌کردند.

از روزهای گذشته…

بدفهمى از مدرن (II)

بدفهمى از مدرن (II)

طبعاً این آگاهى وجود دارد که اندیشه ها نمى توانند نقش یک کالا را ایفا کرده و نمى توانند به عنوان یک ثروت خانوادگى محسوب شوند. به محض اینکه ایران وارد بازار جهانى شده، با تکنولوژى غربى آشنا شده و در این داد و ستد رشد بازار صنایع اش را در رقابت شکل داده و برخى را نیز از دست مى دهد. لذا با نوعى از آن تفکر هم روبرو مى شود و درون روندگى فرهنگى را آغاز مى کند ، طبعاً متأثر مى شود، تأثیر مى گذارد، رقابت مى کند و بخشى از اصالت ها را نیز از دست مى دهد. سال ها پیش ایران یکى از صادرکنندگان پنبه در جهان به حساب مى آمده که امروز دیگر این چنین نیست.
بررسی کوتاه در باب سنت و نوآوری در موسیقی ایرانی (IV)

بررسی کوتاه در باب سنت و نوآوری در موسیقی ایرانی (IV)

بیایم بررسی کنیم امروز را با گذشته، ببینیم مثلا در مقابل دستگاه چهارگاه، ما چه چیزی به موسیقی اضافه کردیم؟ وقتی هیچ قدمی در این راه برداشته نمی شود، چنین استنباط می شود که دارایی های امروز ما از موسیقی ایرانی کافیست و حتی فرض کنیم: «اصلا هر کاری که قدما کردند کافیست، موسیقی ایرانی فقط همین ها است، قدما پرونده موسیقی ایرانی را بستند»!
ویولون مسیح استرادیواریوس (IV)

ویولون مسیح استرادیواریوس (IV)

بنابراین ما این ۴ گزینه را برای سنجش و انطباق در اختیار داریم و فقط در رابطه با صفحه رو محدوده خطوط محیطی وجود ندارد که طبیعتا اگر بخواهیم با شواهد بیشتری به استدلال بپردازیم بهتر است صفحه زیر را مورد تحقیق قرار دهیم زیرا که هر چهار گزینه در ارتباط با آن موجود هستند و البته به طور معمول بیشتر صفحه زیر به جهت الگوبرداری مورد استفاده قرار می‌گیرد تا صفحه رو.
آشنایی با «باس رونده»

آشنایی با «باس رونده»

باس رونده (در حال حرکت) یا Walking Bass از زیباترین روشهای اجرای باس در موسیقی سبک Jazz است، با وجود سادگی نواختن و نداشتن تئوری های پیچیده پشت آن، گاه آنچنان زیبا اجرا می گردد که خطوط اجرایی آن حتی بیش از ملودی در ذهن شنونده تاثیر می گذارد. این سبک اجرای باس در موسیقی های سوئینگ، بلوز، بوگی ووگی کاربرد بیشتری دارد.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br />روح الله خالقی (قسمت پنجم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت پنجم)

این ترانه نیز با کلام جدیدی از شادروان فریدون مشیری، با گروه کر و ارکستر به نام “نگاه عاشق” بوسیله خانم گلنوش خالقی اخیرا بازسازی شده، که در قیاس با اجرای قدیمی شورانگیز و پرتحرکتر است، آنچنان که گویی اثری جدید و امروزی است و تنها مبنای ملودیک آن از آهنگ قدیمی اقتباس شده است. متن ترانه و نت آهنگ در کتاب از نور تا نوا (صفحات ۲۸۴ و ۲۸۵) که یادواره استاد بنان میباشد و در موسسه انتشاراتی دنیای کتاب در تهران و بوسیله دکتر داریوش صبور در سال ۱۳۶۹ انتشار یافته، موجود است.
ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (IV)

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (IV)

اِدیکسون روییز (Edicson Ruiz) یکی از شخصیت های موفق اِل سیستما است. او فرزند یکی از خانواده های فقیر کاراکاس است و به لطف آقای آبرئو توانست به آموختن موسیقی ادامه دهد. مایستر به او یک کنترباس هدیه داد، به او آموزش نواختن داد و با استخدام او در یک ارکستر حرفه ای، شانس تامین معاش.
وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (IV)

وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (IV)

یک پرسش اما باقی می‌ماند، و آن این که؛ چگونه از لحاظ تکنیکی مشکل فرق میان دو گونه، دو سبک و فرهنگ مختلف، اختلاف میان دو سر این آمیختگی حل شده است؟ پاسخ آهنگساز به این پرسش پنداری از «مونودی» مدرن است. او برای این که بتواند آنها را با هم ترکیب کند مونودی را همچون کلیدواژه‌ای به کار می‌گیرد که هم می‌تواند درباره‌ی ویژگی‌ خاصی در آثار موسیقی آوانگارد اروپایی به کار رود و هم درباره‌ی اکثر موسیقی‌های شرقی (از جمله نمونه‌هایی که انتخاب کرده است) و هم رابطه‌ای قوی با آموخته‌هایش، محیط هنری که در آن آموزش دیده و کار می‌کند، دارد.
سکانسی به نام موسیقی فیلم (I)

سکانسی به نام موسیقی فیلم (I)

موسیقی عنصری است که در تفهیم بیان به کمک سایر هنرها می رود ولی به تنهایی در انتقال مفهوم خود عاجز است. دور از ذهن به نظر می رسد که قطعه ی بی کلام و بدون نامی را بشنویم و درک و دریافتمان از آن با خواسته و منظور آهنگساز یا نوازنده یکسان باشد. اگر برای کسی ” مرثیه ای برای قربانیان هیروشیما ” اثر آهنگساز لهستانی، پندرسکی را پخش کنیم که تا کنون آن رانشنیده باشد و نامی هم از عنوان اثر نبریم، هرچند او به موسیقی اشراف داشته باشد بسیار بعید به نظر می رسد که بتواند به گوید یادش به قربانیان هیروشیما افتاده است. هرچند که در این اثر پنجاه و دو ساز زهی سعی در انتقال سوژه ی ذهنی آهنگساز کرده باشند و شاید به این مطلب بسنده کند که موسیقی مدرن است.
پورساعی: استاد نباید شاگردش را محدود کند

پورساعی: استاد نباید شاگردش را محدود کند

در این چهار سال گذشته من چند بار به ایران آمده‌ام که البته به‌دلیل مسائل خانوادگی که باید خود را بیشتر با آن مشغول می‌کردم نتوانستم مستر‌کلاس و کنسرت برگزار کنم، اما این‌بار زمان بیشتری داشتم و خواستم از تجربیاتی که در این مدت در فنون انرژی‌زایی کسب کرده‌ام، برای نوازندگانی که بی‌دلیل در روی صحنه، در اثر التهاب، هنر و توانایی خود را از دست می‌دهند روش‌هایی را بیاموزم که بتوانند با این روش‌ها، به‌راحتی انرژی لازم برای یک نوازندگی خوب در صحنه را به‌دست بیاورند.
رامین جوادی و “Batman Begins”

رامین جوادی و “Batman Begins”

فیلم پرهزینه و پر فروش “بتمن آغاز میشود” محصول سال ۲۰۰۵، به کارگردانی کریستوفر نولان و بازیگران سرشناسی چون کریستین بیل در نقش بتمن، مایکل کین، لیام نیسن و مورگان فریمن ۱ است. این فیلم پنجمین فیلم از این سری پس از بتمن سال ۱۹۸۹ است، داستان و ساختاری متفاوت دارد و این تفاوت به خصوص در موسیقی آن مشاهده میشود.