نوگرایی بر شالوده‌ی یک سنت صلب (II)

او حتا به سراغ سرزمین ممنوعه هم رفت. در آمیختن موسیقی ایرانی و ارکستر غربی، چیزی که سنت‌گرایان متعصب نه تنها بدان دست نمی‌یازیدند که نسل پیش از خود را هم به کیفر آن تکفیر می‌کردند. شگفتا که نتیجه بسیار بر دل شنوندگان نشست و از «ایرانی» ترین قطعات نوشته شده برای ارکستر زهی و سازی ایرانی شد. تجربه‌ای که شاید بتوان آن را از منظری دیگر، آخرین مرحله از چیرگی زیباشناسی بازگشت بر دنیای موسیقایی آن روز دانست.

تا پیش از آن کمتر دیده شده بود که فرم خود گوشه‌های ردیف به شکلی اعلام شده و آگاهانه دستمایه‌ی تصنیف قرار گیرد. پیش از این دوره، نغمه‌های شناخته شده، فواصل و روابط نغمگی یا ساختن قطعه‌ای ایرانی بود با مشخصات ارکستری و در این میان امر در خور اعتنا (و گاه حتا جدل) هم اغلب یافتن بستر چندصدایی مناسب می‌شد.

اگر از «خون ایرانی» اثر «علی رهبری» صرف‌نظر کنیم که بر بستری دیگر شکل گرفته بود و رابطه‌اش هم با فرم آواز در موسیقی ایرانی مبهم‌تر بود، با نی‌نوا فرم هم منشاء عمل خلاقه قرار می‌گیرد و میناتورهای ملودیک درون بدنه‌ی دستگاه هم راهشان را به تخیل آهنگساز باز می‌کنند. بدین ترتیب آهنگساز از انتزاع محض فواصل می‌گذرد و به بدنه‌ای که بر اساس آن فواصل ساخته شده نفوذ می‌کند.

این تنها سرزمین ممنوعه یا کم تردد موسیقی ایرانی نبود که او بدان پای نهاد. تا پیش از او یک بار استادی نام‌آور چون صبا چند گوشه ساخته و بر ردیف افزوده بود و یک بار هم نقل می‌کنند نوگرایی نستوه چون وزیری در خلوت دوستان با سازی چیزی می‌نواخت که به گفته‌ی خودش در محدوده‌ی هیچ دستگاهی قرار نمی‌گرفت. بدین معنی هر دو استاد دست به کار آفرینش مقام و ملدی‌های مدل شده بودند.

مشخص نیست که آیا استادان دیگر نیز چنین تجربه‌هایی کرده بودند یا نه اما اگر هم چنین باشد نتایج کارشان را (حتا وزیری) در معرض شنیدار عمومی قرار ندادند. حسین علیزاده به این وادی نپیموده هم پای گذاشت و مولفه‌ای ژرف‌تر را هدف گرفت؛ آفرینش مقام از طریق اتصال بخش‌هایی از مقام‌های موجود و آن را نیز با نامی شاعرانه و زیبا (داد و بیداد) آراست.

این کنشی است که مدت‌ها در اندیشه‌ی خودآگاه آفرینش موسیقی ما غایب بوده است. اگر چه هنوز هم به جز همان استثناهای شجاعانه نه این گونه پیوندزدن مقام‌ها فراگیر شده و نه خود آن تک مقام آفریده‌ی او در دستان دیگران زاینده گشته است.

اکنون بازگشت به بنیادها شاید دیگر مساله‌ی اندیشه‌ی ما نباشد و کسی نگران این که چیزی در هویت ما در حال فروریختن و از دست رفتن است نشود، با این حال منش و روش حسین علیزاده یکی از سه پاسخ ممکن به موضع‌گیری ما میان سنت و مدرنیته (نفی تام گذشته، بنیادگرایی متعصبانه و به کارگیری گذشته برای ساختن آینده) در عهد معاصر را برای مساله‌ای موسیقایی رقم زد، پاسخی که شاید به نسبت دو همتای دیگرش -که یکی میدان را باخته بود و دیگری که سرمست یکه‌تازی می‌کرد- میانه‌روترین و خردمدارترین بود و بیش از همه امکان نوآوری آزاد هنرمند موسیقی‌دان را در آن دوره فراهم می‌کرد.

امروز به عکس، سکون و سخت‌شدگی باقی‌مانده از آن بازگشت (که دیرگاهی است فوران خلاقیت تک‌سواران پیشروش نیز فرو نشسته) چالش موسیقی ماست. اکنون باید دید او هنرمندانه به این امر چه پاسخی می‌دهد. آیا هنوز به دل این بن‌بست‌ها می‌زند و سکون را می‌رماند؟ آیا ریشه‌های او در سنت، می‌گذارند علیه تصلب همان سنت بشورد؟ یا مانند بسیاری دیگر در دهه‌ی ششم زندگی می‌اندیشد؛ «همه‌ کار را لازم نیست یک نفر انجام دهد» (نقل به مضمون از مصاحبه با ابوالحسن مختاباد)

هفته‌نامه آسمان

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (IV)

شکل و هیئت معماری مدرن، بیادآوردنده هیچ فرمی از گذشته و تاریخ یا خاطره ای قومی یا ملی نیست، بلکه نشان دهنده دیدگاه و تفکر «مدرن» ی است که با واقعیت گرایی در پی شناخت حقیقتِ فرم و مصالح است. جمله معروف «کمتر، بیشتر است» معرف برنامه معماری مدرن شد.

پیرگلو: برای انتخاب اجباری سنتور خوشحالم

من ۲۶ آبان هزار و سیصد و سی نه در تهران بدنیا آمده ام و موسیقی را از کتاب خانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در واقع در پارک نیاوران (گمان می کنم سال ۱۳۴۸ یا ۴۹) شروع کرده ام. در آن مقطع مربیان زیادی می آمدند و می رفتند از جمله خانم ابراهیمی، آقای راسخ ولی تنها کسی که روی من تاثیر به سزابی گذاشتند و راهم را در زندگی عوض کردند، آقای محمد رضا درویشی بوده اند و اولین قطعه ای هم که راه من را مشخص کرده است، سونات اول بتهوون، سونات پاتیتیک بوده است که آن آکورد اول راه بنده را در زندگی عوض کرده و تا امروز هم ادامه دارد.

از روزهای گذشته…

جایگاه موسیقی در چین باستان

جایگاه موسیقی در چین باستان

تاریخ موسیقی – ثبت شده – در چین به بیش از ده هزار سال پیش از میلاد مسیح (ع) می رسد، شکل مقابل نمونه هایی از فلوت را نشان می دهد که باستان شناسان قدمت آنها را به حدود نه هزار سال قبل از میلاد نسبت می دهند، این فلوت ها از استخوان بدن پرنده ها و ماهی ها ساخته شده است و هم اکنون نیز قابل نواختن می باشند.
دانشکده موسیقی منهتن

دانشکده موسیقی منهتن

دانشکده موسیقی منهتن (Manhattan School of Music)، در آموزش موسیقی حرفه ای در سطح ملی و بین المللی جریانی اصلی می باشد که این مرکز در حدود ۹۰ سال پیش به وجود آمده است و امروزه یکی از بزرگترین کنسرواتوآرهای خصوصی دنیا می باشد که موسیقی جاز و کلاسیک در سطح بالا در آنجا تدریس می شود. این دانشکده افراد با استعداد را برای دنبال کردن حرفه خود و پیشرفت و کار در جامعه به عنوان موسیقیدان و مدرس آماده می کند و همواره تماشاچیان بسیاری را برای دیدن اجراهای زنده هنرجویان در دانشکده دعوت می کند. این دانشکده در سال ۱۹۱۸ توسط ژانت د.شنک (Janet D. Schenck) پیانیست و خیر در یکی از ساختمانهای شهر نیویورک تشکیل شد.
طراحی سازها (IV)

طراحی سازها (IV)

ما مفهوم ریاضی را بصورت آکادمیک بدین عنوان فرا گرفته ایم که قوانین ریاضی به منزله یک کیف بی‌جان پر از ابزار و فنون است که مورد استفاده مهندسین و حسابدارها قرار می گیرد، اگر بتوانیم این مفهوم را از بین ببریم، و به این قوانین به چشم یک راز سر به مهر برای اصلاح فرهنگ مردمی نگاه کنیم، دست‌کم توانسته‌ایم فضای روشن‌فکرانه‌ای را در برابر معضل درک تصورات ریاضی دوران قبل ایجاد نماییم.
Jazz Repertoire

Jazz Repertoire

اگر موسیقی کلاسیک (به معنای عام) کار کرده باشید حتما” متوجه شدید که برای یادگیری سبک و سیاق این موسیقی باید کارهای تعدادی از آهنگسازان این دوره ها را شنیده یا با ساز خود تمرین کرده باشید.
در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (I)

در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (I)

مهم‌ترین بخش کارگان (رپرتوار) موسیقی کلاسیک ایران که همچنان از دوره‌ی پیش از ضبط موسیقی (مکتوب و صوتی) در دسترس قرار دارد ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران است. با توجه به اهمیت یافتن ردیف به عنوان ماده‌ی اصلی آموزشی پس از دهه‌ی ۱۳۴۰ شمسی و همچنین خطر از دست رفتن قسمت اعظم این میراث کلاسیک در آن سال‌ها، وزارت فرهنگ و هنر و رادیو و تلویزیون ملی وقت تلاش‌هایی در زمینه‌ی ضبط و نغمه‌نگاری ردیف از اجرای استادان بزرگ موسیقی ایرانی به عمل آورد.
نی، وسیله یا هدف!

نی، وسیله یا هدف!

هفته گذشته در آمفی تئاتر سازمان میراث فرهنگی کشور همایشی با حضور دکتر حسین عمومی برگزار شد و دو مورد از پیشنهادات ایشان در مورد سازهای نی و تنبک به نمایش گذاشته شد.
هنر و موسیقی انسان نئاندرتال (II)

هنر و موسیقی انسان نئاندرتال (II)

هنر انسان نئاندرتال بخشی از هنر دوران پارینه سنگی است که سرآغاز آفرینش های هنری می باشد. آثار هنری این دوران به جز موارد معدود در آسیا (مثلا در نزدیک دریاچه بایکال) اکثرا در اروپا مشاهده می شود. اسپانیا و فرانسه بیشترین شواهد را در خود نهفته دارند. تقریبا به طور قاطع می توان گفت که کانونهای بزرگ دیگری نیز وجود داشته اند ولی به دلیل مصرف مواد بی دوام هیچ مدرکی از آنها وجود ندارد.
“کلین با شور می نوازد”

“کلین با شور می نوازد”

“ناتالی کلین نوازنده ای با جذابیتی فوق العاده است که ذهن تماشاگران را با خود می برد، زمانی که اجرایش به پایان می رسد گویی شوکی به شما وارد می شود و خود را بار دیگر به دنیای واقعی بازگردانده می بینید.”
شناخت کالبد گوشه‌ها (III)

شناخت کالبد گوشه‌ها (III)

پیش از هر چیز و حتا قبل از ورود به محتوا عنوان بخش دوم، برآورد داریوش طلایی را از کار خودش (یا دقیق تر بگوییم هدف پژوهش اش را) ظاهر می‌کند. همان طور که اشاره شد در تمامی سه پژوهشِ تاکنون منتشر شده از وی، هدف اصلی یافتن نوعی دستور زبان بوده است آن هم نه با هدف صرف تجزیه و تحلیل بلکه به آن امید که شاید بتوان با به سطح خودآگاه کشیدن آن انرژی آفرینشی را در میان نوازندگان موسیقی دستگاهی آزاد کرد و به برخورد متصلب با متن ردیف خاتمه داد (۹).
عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (I)

عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (I)

در سال ۱۹۴۵ میلادی در شهر آشکاله (Aşkale) از توابع استان ارضروم (muruzrE) که در میان کوه ها واقع شده، به دنیا آمد. از حدود ۳-۴ سالگی که با پدرآسیابانش به آسیاب می رفت، با صداهای موزون آشنا شد. خود عارف ساق (ARIF SAĞ) در این باره چنین می گوید : ” صدای آب، آبی که به پره های آسیاب برخورد می کرد، صدای گردش پره ها و ساییده شدن دو سنگ آسیاب و مخلوطی از این صداها به گوش می رسید و این صدای موزون را یک عنصر دیگر بر هم می زد؛ آن هم چوب کار کرده ای بود که نعل روی آن کوبیده بودند و صدای شق شق می داد. به این ترتیب صداهای موزون با یک ریتم منظم به گوش می رسید. شنیدن مدام این اصوات، انسان را به خیال و رؤیا می برد. درک موسیقی و ریتم از همان سالها شروع شد و من از آنجا سرم را به موسیقی مشغول کردم.”