افسانه‌ی شعرشناسِ خنیاگر (I)

پرویز مشکاتیان (۱۳۳۴-۱۳۸۸)
پرویز مشکاتیان (۱۳۳۴-۱۳۸۸)
افسانه‌ی شعرشناسِ خنیاگر (*)
چهره‌های افسانه‌ای پدیده‌های در خور توجهی هستند، زیرا آرزوهای دست‌یافته و دست‌نیافته‌ی یک جهان فرهنگی را بازمی‌تابانند. آنها نیز مانند ما موجودات میرا به دنیا می‌آیند، اوج می‌گیرند، و گاه در مدت زندگی‌شان در دل و جان مردمان رخ می‌گردانند و به چیزی تبدیل می‌شوند که نبوده‌اند. آنها را می‌بینیم که مانند نواختران آسمان در جایی که هیچ ستاره‌ی پرنوری دیده نمی‌شود، ناگهان درخشیدن می‌گیرند.

اما این بدان معنی نیست که ظهورشان بی‌مقدمه است بلکه به این معناست که ما دوره‌ی تکوین آنها را نمی‌بینیم. افول نیز می‌پذیرند به دو معنی؛ دیگر در آسمان به معنای حقیقی نمی‌درخشند و تنها در یاد مردمی که دوستشان دارند می‌زیند، یا از یاد و خاطر مردم نیز رفته و افسانه‌شان خاموش می‌شود. شخصیت افسانه‌ایی، زمانی که دیگر حضور مادی نداشته باشد انسان‌وارگی‌اش را از دست داده و به نشانه‌ای، موضوعی یا اسطوره‌ای تبدیل می‌شود.

از این دست افسانه‌ها در هر حوزه‌ای وجود دارند. در موسیقی نیز چنین است؛ وزیری نماد مبارزه برای نوآوری، صبا نماد نبوغ، سماعی نماد شایستگی و در عین حال باقی گذاشتن اثری بسیار اندک، رضا محجوبی نماد شیدایی سودازده، جلیل شهناز نماد بداهه‌نوازی و… پرویز مشکاتیان هم یکی از همین افسانه‌هاست در وادی موسیقی. حتا امروز که زیاد از حضور فیزیکی او دور نیستیم او افسانه‌ای است که بخش‌هایی از موسیقی ایرانی را تغییر داد.

امروز هنوز ما بخت این را داریم که از نزدیک ببینیم چگونه ستاره‌ی او متولد شد و چگونه درخشان نقش آسمان گرفت، درست پیش از آن که چند صبح و شام دیگر بگذرد و دیگر افسانه‌ی شکل گرفته هیچ نسبتی با آنچه حقیقتا بود نداشته باشد.

پیش از هر چیز می‌باید پرسید کدام رویه‌ی او قهرمانانه‌ بود؟ اگر اولین اجرهای ثبت شده‌ی مشکاتیان را از نظر بگذرانیم خواهیم دید چگونه او جوانی است در میانه‌ی یافتن زبان شخصی‌اش و تحت تاثیر شخصیت افسانه‌ای دیگر پیش از خودش؛ فرامرز پایور. در این وادی او تنها نیست، اغلب موسیقی‌دانانی که می‌شناسیم، روزگاری از نقطه‌ای آغاز کرده‌اند که پیشینیان ایستاده بودند حتا اسطوره‌ی نبوغ موسیقایی همه‌ی دوران‌ها؛ بتهوون.

به واقع چه چیزی او را به ستاره‌ای درخشان در آسمان موسیقی بدل ساخت؟ خوش نواختن؟ مهارت فنی؟ چیره‌دستی و خوش‌نوازی قهرمان می‌سازد، افسانه می‌پردازد ولی به تنهایی کافی نیست. او و هم‌نسلانش اما در موقعیتی قرار گرفتند که آنها را بر دل مردم نشاند و این بیش از هر چیزی به آنها فرصت افسانه شدن داد. بیشترشان در سال‌های آغاز جوانی بودند که ناگهان تندباد انقلاب برخاست و آنها نیز همراه مردم شدند، این داستانی مکرر است، اما پس از فرونشستن تندباد آنان همچنان محبوب مردم بوده و این بار گداخته‌تر و پخته‌تر به راه ادامه دادند.

درست از همین جا است که یکی از ویژگی‌های پرویز مشکاتیان خود را در نهایت کیفیت به نمایش گذاشت. به این فرهنگ بنگرید، بیشتر افسانه‌هایش در وادی اندیشه کیانند؟ شاعران. مشکاتیان نیز انگشت بر همین رگ حساس فرهنگ فارسی زبان گذاشته بود.

مگر نه این که او «رزم مشترک» را در آغاز راه و حتا پیش از اوج این دوره ساخت و اعتبار «یکی از موفق‌ترین برخورد‌های میان شعر غیر عروضی و موسیقی دستگاهی» را برای خود ثبت کرد. اما کار از این هم فراتر رفت و تا جایی کشید که همه جا صحبت از شعرشناسی و گاه و بی‌گاه حتا انتساب واژگانی شعرگونه به خود او شد. همین امر شاید، او را به مرز افسانه‌ی شناخته شده‌ی فرهنگی نزدیک و نزدیک‌تر کرد.

(*) این یادداشت کوتاه برای پرونده‌ای که هفته‌نامه‌ی نگاه پنجشنبه به مناسبت یادروز درگذشت پرویز مشکاتیان (۳۰ شهریور) منتشر کرد، نوشته شده است.

یک دیدگاه

  • ریزوندی
    ارسال شده در آذر ۵, ۱۳۹۱ در ۷:۲۳ ب.ظ

    من نمی دانم مشکاتیان به جز ساختن سه چهار ملودی زیبا چه کار دیگری انجام داده است که تبدیل به اسطوره می شود؟

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«شیوه‌ی نوازندگی» در موسیقی ما چه معنایی دارد؟ (I)

اگر در موسیقی کلاسیک غربی کار می‌کنیم دادن جواب همه‌فهم به این سوال نسبتا ساده است. یعنی روشی که هر نوازنده آثار را می‌نوازد. بخشی به رابطه‌ی فیزیکی‌ای که یک نوازنده با سازش دارد مربوط است، یعنی مسائلی مثل روش دست گرفتن ساز یا پشت ساز نشستن، نحوه‌ی انگشت گذاشتن، انتقال نیرو به ساز (تقریبا اِکول) و … بخشی هم به مسایل صوتی، مثل صدایی که از ساز درمی‌آورد، دامنه‌ی شدت و ضعف‌هایی که می‌تواند به هر نت یا پاساژ بدهد، شیوش‌های مختلفی که می‌تواند هنگام نواختن هر نغمه یا تکنیک ایجاد کند و بخشی هم به مسایل تکنیکی مثل دامنه‌ی ویبراتوها و از این قبیل.

جمال الدین منبری پس از سالها سکوت به روی صحنه می رود

ارکستر ملی ایران به رهبری فریدون شهبازیان و خوانندگی جمال الدین منبری و پوریا اخواص، ۱۶ اسفند ماه ۹۷ ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه در تالار وحدت به روی صحنه می رود. این برنامه آخرین کنسرت سال ۹۷ ارکستر ملی با رهبری شهبازیان خواهد بود.

از روزهای گذشته…

رحیمیان و موسیقی سمفونیک ایران

رحیمیان و موسیقی سمفونیک ایران

اوایل انقلاب همراه با شور و هیجانات اجتماعی ، موج نویی از موسیقی به ظهور رسیده بود که ساختاری بسیار متفاوت با گذشته داشت. این موسیقی (اعم از موسیقی برای گروه سازهای ایرانی و غیر ایرانی) حال و هوایی حماسی و آزادیخواهانه داشت …
گروه ریمونز (I)

گروه ریمونز (I)

ریمونز یا ریمون ها (Ramones) یک گروه مشهور راک آمریکایی هستند که بیشتر به عنوان اولین گروه پانک راک شناخته شده اند. این گروه در منطقه ای در سال ۱۹۷۴ در تپه های جنگلی (Forest Hills, Queens) در نیویورک به وجود آمد. تمامی اعضای گروه، نام ریمون را به جای نام فامیل خود برگزیدند! آنها به مدت ۲۲ سال و بدون وقفه در حدود ۲۲۶۳ کنسرت برگزار کردند. در سال ۱۹۹۶ بعد از شرکت در جشنواره موسیقی لولاپالوزا (Lollapalooza)، گروه آخرین کنسرت خود را به مناسبت جدایی اعضا از یکدیگر اجرا کرد. در مدت این هشت سال جدایی، سه تن از بنیانگذاران گروه؛ جوی ریمون (Joey Ramone) خواننده، جانی ریمون (Johnny Ramone) گیتاریست و دی دی ریمون (Dee Dee Ramone) بیس نواز، فوت کردند.
نمودی از جهان متن اثر (XIV)

نمودی از جهان متن اثر (XIV)

اولین موضوعی که در برخورد با آنالیز معمولا مطرح می‌شود این است که آیا آنچه در فرآیند تجزیه و تحلیل به‌دست می‌آید، رابطه‌ای با خواست آگاهانه‌ی آهنگساز دارد یا خیر؟ این مسئله حاوی این نگرانی است که آیا دلیلی داریم که ثابت کنیم اگر تحلیل‌گری ویژگی ۱ را در اثری یافت و آن را در تحلیل خود گزارش کرد، این ویژگی‌ بر اساس اراده‌ی آهنگساز در قطعه هست؟ این مسئله را در شکل بسیار ساده‌اش به صورت «آیا آهنگساز هم این موضوع را می‌دانسته؟» بیان می‌شود.
مدرسه موسیقی سلطنتی ارتش (RMSM)

مدرسه موسیقی سلطنتی ارتش (RMSM)

مدرسه موسیقی سلطنتی ارتش در توئیکنهام در غرب لندن به تعلیم نوازندگان برای گروه های ۲۹ گانه موسیقی ارتش انگلیس می پردازد. این مدرسه بخشی از سپاه موسیقی ارتش است که مکان آن نلر هال (Kneller Hall) می باشد که قبلا اقامتگاه روستایی گارفری نلر، نقاش درباری، بوده و در سال ۱۸۴۸ پس از آتش سوزی بازسازی شده است.
آکورد مینور ۹

آکورد مینور ۹

اغراق نیست اگر بگوییم آکورد مینور۹ بنظر یکی از زیباترین آکوردهای ساده ای است که دنیای موسیقی بخود دیده.
دیمیتری شوستاگویچ (III)

دیمیتری شوستاگویچ (III)

در سال ۱۹۴۳ آنان به مسکو رفتند، در آنجا سمفونی هشتم را نوشت که غم و خشم شوستاکویچ در این اثر نمایان است و تا سال ۱۹۵۶ این اثر، اجرایش ممنوع بود. سمفونی نهم در سال ۱۹۴۵ در تضاد با اثر قبلی و نوعی تقلید طعنه آمیز بود! او به نوشتن موسیقی سالنی ادامه داد و در سال ۱۹۶۷ دومین تریو پیانوی خود را به یاد سولرتینسکی، دوست و همکار دیرینه اش، نوشت.
گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

در ایران به نظر مدرس، این نوع نگرش به موسیقی اگر هم وجود داشته باشد هنوز بیشتر معطوف به مرحله‌ی نخست و یافتن و آشکار کردن کار و آثار آنها است. مانند اغلب فعالیت‌هایی که اکنون در «سایت زنان موسیقی» صورت می‌گیرد. هنوز در آثار موسیقایی به ندرت ممکن است نشانه‌هایی از ژرف‌تر شدن این گفتمان به چشم بخورد. این مساله ممکن است تابعی از مشکلاتی باشد که در جوامع دیگر حل شده و در جامعه‌ی ما هنوز باقی است.
گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (IX)

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (IX)

در اوایل دهۀ نود، آقای بهداد بابایی هم با من تماس گرفتند و گفتند در این پروژه دارند کارهایی انجام می‌دهند و قرار بوده که این ردیف را اجرا کنند. دوست مشترکی گفته‌ بودند که چون من (اسعدی) هم در این زمینه‌ها علاقه دارم کار مشترک در این زمینه انجام دهیم و چند جلسه‌ای ما با هم رفتیم و آمدیم. پس از چهار پنج جلسه به ایشان گفتم این پروژه خیلی سنگین است و به این سادگی نیست؛ دقت بیشتری می‌خواهد و باید ملایم‌تر پیش برویم و پس از مدتی گفتم فعلاً به دلیل مشغله‌های کاری نمی‌توانم ادامه دهم، مگر آنکه یک سال فرصت مطالعاتی داشته باشم و همۀ کارهایم را تعطیل کنم و بر این مجموعه متمرکز شوم، ببینیم می‌شود یا نه و این کار را ادامه ندادم. آقای بابایی هم داشتند قسمت‌هایی از این ردیف را اجرا می‌کردند ولی هنوز منتشر نکرده‌اند.
نخستین «کارشناس موسیقی» در دادگستری

نخستین «کارشناس موسیقی» در دادگستری

در میان هنرمندان دنیای موسیقی هم مانند رشته‌های دیگر که به ویژه با قشر گسترده‌ای از مردم سرو کار دارند اختلاف‌ها و جر و بحث‌ها بر سر مسایل گوناگون کم نبوده است. در همین ایران خودمان یا در بین هنرمندان ایرانی در خارج، شاید بارها شنیده باشید که گفته شود شعر یا موسیقی فلان اثر از شخص دیگری بوده و به نام شخص دیگری معرفی شده؛ یا پروژه‌هایی که در میانه‌ی راه به خاطر اختلاف هنرمندان به پایان نرسیده‌اند.
گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (VIII)

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (VIII)

نوع دیگر از دسته بندی، تقسیم موسیقی به موسیقی هنری و انواع دیگر موسیقی است که از این دیدگاه، فاقد ارزش های هنری هستند، با این ویژگی که اولی محصول خلاقیت و نبوغ است و در درجه اول شامل موسیقی های تصنیف شده توسط آهنگسازان نامدار است که به عنوان هنر غیر وابسته (autonome Kunst) یا هنری که فقط به خلاقیت و نبوغ سازنده اش متکی است، شناسایی می شوند. البته در مورد شناسایی موسیقی های غیر هنری بین ناظرین و منتقدین و تئوری پردازان توافقی وجود ندارد. در این گروه بنا به دیدگاه های متفاوت، انواع مختلف موسیقی ها مانند موسیقی بازاری (Musik Kommerz) برای مصرف در حیطه تجارت و اغلب محصول تقلید و کپی برداری یا موسیقی های محلی و فلکلور های شهری و روستایی و موسیقی های سنتی و آئینی که بدون «خلاقیت هنری» وجود داشته و دارند، شناسایی می شوند که برنامه کاری اتنوموزیکولوژی است.