افسانه‌ی شعرشناسِ خنیاگر (II)

پرویز مشکاتیان (۱۳۳۴-۱۳۸۸)
پرویز مشکاتیان (۱۳۳۴-۱۳۸۸)
پیش از این دوره آهنگ با کلام ساختن اغلب بر شعری بود پرداخته‌ی ترانه‌سرا، اما با تغییر ذائقه‌ی پیش آمده پس از گسست ژرف آن سال‌ها، موسیقی‌دانان شعر کلاسیک ایران را دستمایه‌ی کار کردند. بی داوری در مورد آن که کدام‌یک از این روش‌ها پسندیده‌تر است و بدل کردن تفاوت‌های سبکی به دگم‌های ایدئولوژیک، با یک مرور سریع خاطره‌های تاریخی می‌توان گفت که آثار مشکاتیان از این نظر بهترین‌های شیوه‌ی دوم هستند.

او اشعار دشواری را بر موسیقی نشاند که حتا نزدیک شدن به آنها نیز برای دیگر موسیقی‌دانان کابوسی از نبرد تن به تن با وزن و انحنای کلام فراهم می‌کرد. تخیلی که از وزن آنها و رابطه‌شان با موسیقی درموسیقی‌اش جاری می‌ساخت چنان روان بود که حتا روخوانی شعرها نیز چنین جاری نمی‌شد؛ به راستی چه کسی جز او می‌توانست تصنیف «صبح است ساقیا» را از دل آن غزل دشوار-خوان حافظ بیرون بکشد یا «برآستان جانان» و «شیدایی» را بر آن آهنگ‌ها بنشاند یا حتا از اینها دشوارتر پنجه در پنجه‌ی شعری مانند «قاصدک» بیافکند.

به یاد داشته باشیم افزون بر اینها که گفته شد زیبایی این شعرهای انتخاب شده و جرح و تعدیل‌هایی که روی آنها اعمال می‌شد –گاه که از سر اجبارهای فراموسیقایی نبود- نیز بخشی مغفول مانده از ارزش هنری کار او است.

خوانش موسیقایی او از آن شعرها که به سادگی هر موسیقی‌دانی را گرفتار وزن خویش کرده و نتیجه‌ی کار را به فرآورده‌ای معمولی مبدل می‌کردند، از چنان تخیل و درکی حکایت می‌کند که به راستی دست نیافتنی می‌نماید. همچون همه‌ی افسانه‌ها البته احتمال دارد در این یکی نیز از جنبه‌هایی بزرگ‌نمایی شده یا حتا حقیقت دیگرگونه به نمایش درآید، اما در ساختار یک افسانه آنچه مهم است آن است که تا چه اندازه بر آرزوهای انباشته شده در یک فرهنگ منطبق باشد و نه لزوما واقعیت به معنای روزمره‌ی آن.

بدین ترتیب، شعردوستی فرهنگی ما با بسیاری موضوعات دیگر درآمیخت و فروغ ستاره‌ی پرویز مشکاتیان را روزافزون کرد. دوره دوره‌ی اقبال دوباره‌ی موسیقی دستگاهی بود و پرویز مشکاتیان بخشی از بهترین‌های این دوره را از خود به یادگار گذاشت.

دوره‌ای که جوش و خروش تنیده در آثار چاووش فرونشسته بود و توجه‌ها به زبانی رمزآلودتر و جهانی عارفانه‌تر یا شاید عاشقانه‌تر جلب شده بود. مشکاتیان چنان که گفته شد دست و پنجه نرم کردن با شعر حافظ و عطار و سعدی و دیگران را خوب می‌دانست، پس ره افسانه زد و افسانه شد.

اگر به آن سال‌ها که هنوز بسیار دور نیست بیاندیشیم، گاه انسان در می‌ماند که این شرایط است که او را ساخته بود یا او که شرایط را زیر و زبر می‌کرد. در مورد افسانه‌ها سخت می‌توان داوری کرد که کدام نخستین عامل تعیین کننده است اما در هر حال مشکاتیان هم دگرگون کننده بود و هم در شرایطی زیست و به بار نشست که در دوره‌ی معاصر یکی از منحصر به فردترین‌ها است، پس او نیز آگاهانه یا ناآگاهانه نبض این زمان را دریافت و دست‌کم تا مدتی قدر دانست.

در وجود او، در آثارش، در شیوه‌ی کنش هنرمندانه‌ی او چیزهای زیادی هست که او را افسانه‌ای کند. این امر تنها مدیون شعرشناسی و موفقیت او در آفرینش آثار باکلام نیست، بسیاری کیفیت‌های فنی و غیر فنی دیگر نیز در آن دخیل هستند (**).

او نه تنها شوریده‌سر می‌آفرید بلکه حتا خودسوزی عمدی یا غیرعمدی‌اش که آدم را به یاد نیای افسانه‌ای سنتورنوازان امروزی، حبیب سماعی می‌اندازد، نیز ردی از افسانه بر خود دارد.

(**) از آنجا که قبلا در مورد بعضی از این جنبه‌ها در جاهای مختلف -و گاه بسیار گسترده- نوشته‌ام نیازی ندیدم در این یادداشت بیش از این اشاره‌ای به جنبه‌های دیگر بشود.
کتاب هفته‌ی نگاه پنجشنبه

3 دیدگاه

  • سنتور ني
    ارسال شده در آذر ۱۱, ۱۳۹۱ در ۱۱:۱۲ ق.ظ

    سلام واحترام
    جناب آقای صداقت کیش
    اگر به جای توصیف تحلیل تخصصی بفرمایید مطلب کاربردی تر می شود.

  • آروین صداقت کیش
    ارسال شده در آذر ۱۲, ۱۳۹۱ در ۹:۳۶ ق.ظ

    سنتور نی عزیز،
    این نوشتار کوتاه، جهت چاپ در هفته نامه ی نگاه پنجشنبه، برای پرونده ای به به مناسبت سالگرد درگذشت پرویز مشکاتیان نوشته شده است. در نظر داشته باشید فضای یک هفته نامه ی فرهنگی هنری عمومی مناسب تحلیل فنی (یا چنان که شما می نامید؛ تخصصی) نیست. با وجود این آنچه در نوشته ی کوتاه من بازتاب یافته، مختصری از ویژگی های فنی رابطه ی شعر و موسیقی در آثار پرویز مشکاتیان و اندکی نیز در باره ی جایگاه او در این وادیست که متناسب با گنجایش قالب، ارائه شده است.

  • سنتور ني
    ارسال شده در آذر ۱۳, ۱۳۹۱ در ۱۰:۴۲ ق.ظ

    با سلام و احترام
    از آنجاییکه این سایت تخصصی است مطلب را عرض کردم.درهر حال از بذل عنایت شما ممنونم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (III)

محمدالله مستوفی گوید: در زمان بهرام کار مطربان بالا گرفت چنانکه مطربی روزی بصد درم قانع نمیشد بهرام گوراز هندوستان دوازده هزار لولی آورد که نوادگان ایشان هنوز در ایران مطربی می کنند.

از روزهای گذشته…

خداوندگار سنتور (I)

خداوندگار سنتور (I)

مرگ حبیب سماعی (استاد بزرگ سنتور) در سال ۱۳۲۵، ضربه جبران ناپذیری بر پیکره موسیقی ایرانی و همینطور ساز سنتور وارد ساخت و از آن به بعد بود که دوران رکود این ساز آغاز شد.
تار مرد (II)

تار مرد (II)

سرانجام، مقصود را برای دوستی که در سفارت روس کار میکرد، تشریح کرد و به توصیه او، تارش را برداشت و در سفارت روس، نزد دوستش مقیم شد. خودش می گوید:
ارکستر سازهای ملی به روی صحنه می رود

ارکستر سازهای ملی به روی صحنه می رود

به گواه دانش اتنوموزیکولوژی، کشور ایران از معدود ممالک جهان است که دارای موسیقی کلاسیک ملی است. موسیقی کلاسیک ایران نیز در سالیان درازی که در حال رشد و پویایی بوده است به قابلیت های مختلفی از نظر تکنیک های نوازندگی و آهنگسازی رسیده است؛ این واقعیت به خودی خود جای خالی یک ارکستر بزرگ غیر خصوصی از سازهای ایرانی را که قابلیت اجرای موسیقی چند صدایی ایرانی را داشته باشد گوشزد می کند.
اولین کنگره‏ بین المللی موسیقی در تهران (I)

اولین کنگره‏ بین المللی موسیقی در تهران (I)

مطلبی که پیش رو دارید به مناسبت چهل و دومین سالگرد اولین کنگره‏ بین المللی موسیقی در تهران توسط عبد الحمید اشراق در آذر ماه ۱۳۸۲ در مجله بخارا نوشته شده است که به دلیل اهمیت این مطلب در گفتگوی هارمونیک به انتشار می رسد.
بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (XII)

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (XII)

صفیر راک حسن‌ختامی است معنادار؛ در درجه‌ی اول، برای گوشه‌های راک و در درجه‌ی دوم، برای دستگاه ماهور. در این گوشه، دانگ‌هایی با خصوصیّات مشابه سه دستگاه به‌طور مستقیم در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند: شور، همایون، و ماهور. از این‌رو، تعداد دانگ‌هایی که در این گوشه تعریف می‌شود یک دانگ بیشتر از گوشه‌های پیشین، یعنی پنج دانگ، است.
موسیقی یا مُسکِن؟! (II)

موسیقی یا مُسکِن؟! (II)

بررسی پژوهش های چندگانه ثابت کرد که موسیقی نه تنها احساس درد بیمار را کاهش می دهد بلکه نیاز آن ها به استفاده از مسکن را نیز تضعیف می کند. البته این تحلیل و دیگر بررسی ها اذعان داشته اند که علیرغم نتایج امیدبخشی که وجود دارند پژوهشگران هنوز باید داده های بیشتری برای حمایت از استفاده از انواع خاص مداخله موسیقایی و همچنین استفاده از موسیقی برای تسکین درد با گروه های مختلف مردم استفاده نمایند.
عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (II)

عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (II)

در سال ۱۹۷۵ هیئت مدیره کنسرواتوار دولتی موسیقی ترکی در استانبول (İstanbul Devlet Türk Müziği Konservatuarı) عارف ساق را به عنوان استاد مدرس و عضو هیئت علمی خود برگزید. تدریس موسیقی مردمی و نوازندگی باغلاما در این آکادمی بر عهده او بود. در سال ۲۸۹۱ از کنسرواتوار بیرون آمد و تدریس را در خانهی موسیق عارف ساق ادامه داد. خانهی موسیقی عارف ساق در سال ۱۹۸۰ با همکاری یوسف تورامان (Yusuf Toraman) نوازنده و سازندهی باغلاما پایه گذاری شد. در یک دوره از سال ۴۸۹۱ تا ۷۸۹۱ با دیگر استادان باغلاما از جمله موسی اَراُغلو (Musa Eroğlu)، مُخلص آکارسو (Muhlis Akarsu) و یاووز تُپ (Yavuz Top) سری آلبومهای “محبت ۵-۱” را منتشر کرد( معروف به گروه چهار نفرهی باغلاما).
شاهین مهاجری

شاهین مهاجری

متولد ۱۳۵۰ تهران لیسانس زمین شناسی٬ دانشگاه تهران٬ ۱۳۷۴ نوازنده و محقق تمبک٬ میکروتونالیست [email protected]
کارگاه «آشنایی با نقد موسیقی» در خانه موسیقی

کارگاه «آشنایی با نقد موسیقی» در خانه موسیقی

کارگاه «آشنایی با نقد موسیقی» با حضور و تدریس آروین صداقت کیش، منتقد و پژوهشگر موسیقی در ۸ جلسه در دی و بهمن ماه در ساختمان فاطمی برگزار می‌شود .خبرنگاران، منتقدان و کلیه علاقمندان به شرکت در این کلاس‌ها می‌توانند برای ثبت نام با شماره تلفن خانه موسیقی: ۶۶۹۱۷۷۱۱ تماس بگیرند. یا به نشانی: خیابان فاطمی غربی، نرسیده به جمالزاده، پلاک ۲۷۰، بروند.
پرآرایش و رامش و خواسته (V)

پرآرایش و رامش و خواسته (V)

در تکرار دو بیت ذکر شده، حالات (نوانس ها) آوازی خوانده شده توسط همایون شجریان – که به هیچ عنوان قابل نگارش دقیق نیست – کاملا بیانگر است. علاوه بر آن، تکنیک هایی که پیش از این، آن ها را بیشتر در نوازندگی سازهای ایرانی شنیده بودیم نیز توسط وی شنیده می شوند. برای مثال در همین تکرار ابیات، استکاتو روی کلمات “بزد” و”نگه” اجرا می شود.