دلاور سهند (III)

احمد پژمان
احمد پژمان
به اعتقاد من اگر واقعه قتل او را نیز در اپرا میگنجاندند و تحقیرهائی را که دشمن دید آشکار می‌نمایاندند، نه تنها موقعیت قهرمانی‌ او تشدید میشد حتی اپرا میتوانست دارای دراماتیک‌ ترین صحنه‌های‌ حماسی باشد و از این راه تاثیری شدید، موثر -و حتی انقلابی- در پوبلیک‌ بجای بگذارد.

در بروشور برنامه خواندیم که متن اپرا {از} «سعدی حسنی» و «منوچهر شیبانی» است، ولی از دوستان آگاه شنیدیم که اصل داستان از «حسنی» است و «شیبانی» در تنظیم شاعرانه دیالوگ‌ها دست داشته است. بهرحال نویسندهء داستان نشان داده است که در کار داستان‌پردازی، آنهم‌ برای اپرا -که نباید چندان سهلش گرفت- ناپخته و ضعیف است.

دیالوگ‌ها که برمی آید که از شیبانی باشد، در برخی صحنه‌ها بسیار زیبا، روان و شاعرانه است و در برخی دیگر معمولی و حتی گاه در یکی‌ دو صحنه زائد. نظیر صحنه برخورد آذر و رخسانه و گفتگو بر سر آنکه‌ مهمان تازه وارد چه میخواهد تا برایش حاضر شود و او میگوید که «هیچ» یا «هیچی»! بیش از این نمیتوان درباره دیالوگ‌ها صحبت کرد.

زیرا که متن اپرا در دسترس نیست و نمیدانم فکری برای انتشارش کرده‌اند یا نه؟… و راستی آیا «شیبانی» کار آزموده، خود قبل از کار روی‌ داستان «دلاور سهند»، نقاط ضعف آن را نیافته است!

موسیقی
موسیقی «دلاور سهند»، بی‌هیچ تردید، از درخشان‌ ترین قطعاتی است که در سال‌های اخیر در ایران آفریده‌ شده است.

«احمد پژمان» که این موسیقی از او است، هنوز در آکادمی موسیقی‌ وین، به ادامه‌ی تحصیل و مطالعه اشتغال دارد و گویا موسیقی «بابک» را در مدت اقامت در ایران در تابستان گذشته، پرداخته و تنظیم کرده است. باوجوداین درخشندگی اثرش کم‌نظیر است. آنچه از نخستین لحظه‌ برنامه -حتی قبل از باز شدن پرده- جاذبه‌ای شدید به «دلاور سهند» اعطاء میکند موسیقی «پژمان» است.

می‌اندیشم که اگر موسیقی پژمان نمی‌بود و لحظه‌به لحظه با صحنه‌ هم‌نوائی و تطابق نمیداشت، حتی در بسیاری صحنه‌ها، ضعف‌های لیبر تو را روی نمی‌پوشانید، «دلاور سهند» چه سرنوشتی می‌یافت؟

در پرده اول، موسیقی پژمان کمتر رنگ ملی دارد، ولی فی‌نفسه سرشار از قدرت و جاذبه است. ولی در پرده دوم، بخصوص در سرآغازش، چاشنی مایه‌های‌ دل‌انگیز ملی، جانی نو به اثر می‌بخشد و جاذبه آن را صدچندان میسازد. فینال اپرا از پر تحرک و پر تاثیرترین بخش‌های موسیقی پژمان است.

گوئی پژمان بیش از نویسنده لیبرتو با سرنوشت و پایان کار قهرمانی بابک‌ آشنائی دارد و میکوشد از طریق ضربه‌های شدید و ریتم‌های جاندار آن را بیان کند. این کوشش تا بدانجا است که مغلوب ضعف شدید داستان آخرین صحنه، نمیشود.

با اینهمه ارزش واقعی کار پژمان در «اصالت» او است. از غرب، جز آنکه از تمهیدات بین المللی کمپوزیسیون استفاده جسته، همانگونه که‌ از همسایه‌های شرقی، تاثیر و تقلیدی در موسیقی وی احساس نمیشود.

کار پژمان را بخوبی میتوان به عنوان مدلی برای آنها که در جستجوی‌ راه اصیل خلاقهء موسیقی هستند، معرفی کرد.

«حشمت سنجری» یکی از درخشان‌ترین رهبری‌های خود را در «دلاور سهند» نشان میدهد. همنوازی ارکستر چشم‌گیر و بالمآل‌ «سونوریته» ی آن عالی است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

از روزهای گذشته…

چهلمین سالروز درگذشت روح الله خالقی

چهلمین سالروز درگذشت روح الله خالقی

بیست و یکم آبان ماه امسال، چهلمین سالروز درگذشت روح الله خالقی، آهنگساز و پژوهشگر نامدار ایرانی است. هنرمندی متعهد که با ساخت آثاری چون سرود «ای ایران»، ترانه های «حالا چرا»، «می ناب» و نگارش کتاب هایی چون «سرگذشت موسیقی ایران» و «نظری به موسیقی» تاثیری عمیق و انکارناپذیر بر موسیقی ایران گذاشت.
گزارشی از اجرای ارکستر فرهنگ و هنر

گزارشی از اجرای ارکستر فرهنگ و هنر

ارکستر فرهنگ و هنر (واحد ۴۶) به رهبری شهرام توکلی و علی اکبر قربانی روز ۷ و۸ خرداد ماه در سالن رودکی به روی صحنه رفت. خوانندگان این ارکستر در بخش فارسی، وحید تاج و در بخش آذری مهدی آقا محمدی بودند. این کنسرت که با حضور فرهاد فخرالدینی همراه بود، راس ساعت ۱۸ با قدردانی شهرام توکلی از فرهاد فخرالدینی و کسب اجازه از ایشان آغاز شد.
بیانیه هیات داوران هفتمین جشنواره نوشتارها و وب‌سایت‌ها موسیقی

بیانیه هیات داوران هفتمین جشنواره نوشتارها و وب‌سایت‌ها موسیقی

شکی نیست سلیقه عمومی و شناخت صحیح نسبت به موسیقی در جامعه نیازمند راهبری و هدایت فکری است و این مهم در سایه نگارش و انتشار مقالات، نقدها، یادداشت و گزارش‌های پر مغز در رسانه‌ها تقویت می‌شود. و همین اهمیت بوده است که هر گاه سخن جدی گفتن از موسیقی در رسانه‌ها جدی گرفته شد سطح سلیقه عمومی و دانش شنیداری جامعه نسبت به آنچه به نام موسیقی تولید می‌شود بالاتر رفت و امروز که جدیت این مهم رنگ‌باخته شاهد زوال سلیقه موسیقایی در جامعه هستیم.
فروغ فروزان موسیقی ایران(II)

فروغ فروزان موسیقی ایران(II)

هیچ گاه برای فروغ موسیقی نگاری یک شغل محسوب نمی شده و نمی شود، زیرا نه تنها برای وی نان و نام آور نبوده که حتی نان و نام زدا بوده است. تاریخ موسیقی باید به ثبت و ضبط فداکاری این فدارکاران و کاشفان فروتن شوکران موسیقی کشور بپردازد که کسی چون فروغ در این راه چه مشقت ها که نکشید. مشقت هایی که زبان از بیان آن قاصر است. دیده نشده حتی اندکی از مشقت های وی را موسیقی دانان خودمان کشیده باشند.
تکنیک های نی و محدودیت های آن (I)

تکنیک های نی و محدودیت های آن (I)

در مباحث گذشته بیشتر در خصوص شیوه های نوازندگی نی و راههای تولید صدا و نیز انواع صداهای نی بحث شد. در این مقاله سعی خواهد شد راجع به قابلیت های تکنیکی ساز نی و توانائیهای این ساز در اجرای قطعات و تکنیکهای مختلف سازی بحث شود. قبل از ورود به بحث اصلی این نکته یادآور میشود که این مقاله بر اساس قابلیت های نی هفت بند سنتی که بصورت دندانی نواخته میشود، نگاشته شده و در مواردی یک تکنیک یا حتی اجرای یک نت بوسیله این نی غیر ممکن و یا بسیار مشکل است ولی با نی کلید دار و یا بصورت لبی قابل اجراست این تفاوتها و وجه تمایزها توضیح داده خواهد شد.
گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

فراز بعدی از «ادوارد تی کُن» بود که مقاله‌اش، «مرجعیت نقد موسیقی» در فصلنامه‌ی ماهور شماره‌ی ۳۷ در جلسه‌ی ششم نیز مورد اشاره قرار گرفت:
از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (I)

از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (I)

اگر از سالنامهء معروف پاریس، که در سال ۱۳۰۵ ش به همت و مدیریت محمد علی‌ امیر جاهد۱، تصنیف‌سرا و آهنگ‌ساز، بنیاد گرفت و در آن مسائل مربوط به‌ موسیقی ایران و نیز تصنیف‌های ساختهء خود او انتشار می‌یافت، درگذریم مجلهء موسیقی را باید قدیمی‌ترین نشریهء فارسی در قلمرو موسیقی به شمار آورد. این‌ مجله از سال ۱۳۱۷ تا ۱۳۵۷، سه دورهء متفاوت و جدا از هم را بسر آورده است. در دورهء نخست، ۱۲ شماره و دورهء دوم ۸ شماره انتشار یافته و در دورهء سوم‌ تعداد شماره‌های آن از ۱۵۰ نیز درگذشته است.
گوستاو مالر (IV)

گوستاو مالر (IV)

سمفونی های مالر مربوط به سه دوره می شوند: دوره اول؛ با اشعار آلمانی “Wunderhorn” غالب شده که مالر در این دوره چهار سمفونی اول خود را نوشت. سمفونی شماره ۱ از ایده ای ملودیک برگرفته از شعرهایی از “Gesellen” به وجود آمده که در قسمت اول این سمفونی قرار دارد، سومین قسمت سمفونی اول شامل اشعار فرانسوی “Frère Jacques” می باشد که در مینور است. نکته خاص سومین قسمت در سمفونی شماره ۲ کم بودن صدای ارکستر و بلند بودن صدای خواننده است. سومین قسمت در سمفونی شماره ۳ بار دیگر آهنگی خیالی از اشعار “Wunderhorn” است.
روایاتی از زندگی بتهوون

روایاتی از زندگی بتهوون

به روایتی بتهوون ۱۸ ساله بود که پدر خود را از دست می دهد و مسئولیت اداره زندگی دو برادر کوچکترش را عهده دار می شود و مجبور می شود که به منظور گذران زندگی در ارکستری در شهر بن به نوازندگی ویولا بپردازد.
طراحی سازها (V)

طراحی سازها (V)

Herodotus، پدر تاریخ باستان، داستانی را درباره زایش هندسه و ارتباط آن با طغیان فصلی رود نیل، نقل می‌کند. به دنبال تقسیم اراضی میان مردم توسط شاه Sesostris در قرن ۱۴، باید شیوه‌ای برای محاسبه میزان زمین‌هایی که به علت طغیان نیل دچار خسارت می‌شدند در نظر گرفته می‌شد تا برحسب آن مالیات صاحبان این اراضی به تناسب مشخص گردد. این روند به یک سیستم مدون برای اندازه‌ گیری زمین‌ها منجر شد و در آن geo به معنی زمین و metron به مفهوم اندازه بود، در نتیجه geometry یا هندسه را می‌توان «هدیه نیل» دانست.