نگاهی به اپرای مولوی (VIII)

موسیقی با مدلاسیونی از اصفهان به دشتی میرود و مولانا میخواند: “دستش بهل دل را ببین رنجش برون از قاعده ست صفراش نی سوداش نی قولنج و استسقاش نی زین واقعه در شهر ما هر گوشهای صد عربده است…” نت های پایانی بادی برنجی ها و آکوردی که اجرا میکنند اندوهناک و متاثر کننده است.

این آکورد با تمهیدی جالب بوجود می آید.

آهنگساز در حرکت پایین رونده دشتی را به شور تبدیل می کند و در این میان بعضی از نت ها باقی می مانند که روی هم قرار گرفتن آنها این آکورد خاص را بوجود می آورد، آکورد پایانی با اینکه ترکیبی از نغمه های (از بم به زیر) ر، ر، می بمل، فا، می بمل و لا را دارد و به جز “لا” فواصل یک درجه اختلاف دارند، به خاطر نوانس گذاری و ارکستراسیون مناسب و نوع بوجود آمدن آکورد پایانی، نه تنها آزار دهنده نیست، در عمق بخشی به گفته مولانا، بسیار خوب عمل می کند. بلافاصله بعد از این جمله که مایه های دشتی و شور را همزمان اجرا می کند، صدای پیتزیکاتوهای زهی ها شروع به نواختن میکنند؛ هفت ضربی دشتی ای با شاهدی که یک پنجم درست بالاتر از دشتی قبلی واقع شده است!

به سرعت دلیل این ترفند آهنگساز مشخص میشود؛ او با این وسیله هم یک قطع بوجود می آورد از صحنه قبلی و هم دوباره میتواند از همان آواز دشتی برای گفته پایانی سلطان العلما که گویی در لحظات پایانی زندگی است، استفاده کند.

سلطان العلما میخواند: ” …ای یار بکش دستم آنجا که تو آنجایی برکش از این پستم” و از دنیا میرود… این صحنه یکی از درخشان ترین و تکاندهنده ترین صحنه های اپرای مولوی محسوب میشود.

کسانی که با آواز حسین علیشاپور آشنایی دارند بسیار متعجب خواهند شد اگر بدانند ملودی آواز پایانی از عبدی است، چراکه علیشاپور چندین آواز به این سبک خوانده است و اینکه این آواز به این حد با سبک این خواننده سازگاری داشته جای تعجب دارد (اینجا لازم است اضافه کنم، بهزاد عبدی بعد از اتمام اپرا از حسین علیشاپور برای خواندن این نقش دعوت کرد و زمان ساخت قطعه هنوز خواننده این بخش را در نظر نداشته است- رجوع کنید به گفتگو با حسین علیشاپور).

آواز علیشاپور در این صحنه سبکی خاص دارد که در قدیم بیشتر در شهر تهران خوانده میشده و استاد اصلی علیشاپور، منوچهر همایون پور یکی از شاخص ترین خوانندگان این سبک بوده است؛ جالب اینجاست که امروز شاگردش در یک «اپرا» درس استاد را به خوبی پس داده!

آکومپانیمان ارکستر در هنگام خواندن سلطان العلما بسیار شنیدنی و از نظر فنی قابل توجه است، مخصوصا استفاده خاصی که از هورن ها میشود برای اجرای انگاره ای از جمله آوازی خواننده، بدعتی نو است.

پس از درگذشت سلطان العلما که در حال نظاره شمس از دنیا میرود، همه نگاه ها به سلطان العلما است و کسی جهت نگاه او را که به شمس است را نظاره نمیکند… در واقع وجود شمس در آن صحنه مثالی است و شمسی حضور ندارد. در پرده های دیگر این اپرا هم گاهی مشاهده میکنیم که مولانا با شمس سخن میگوید ولی در واقع شمس در قلب اوست که حضور دارد و وجود مادی ندارد؛ غریب پور بارها در این اثر از جاودانگی صحبت کرده و داستان را به گونه ای رقم زده که “نزدیک دور” را معنی کند.

در ادامه معتمدی در نقش مولانا با تکنیک صدا سازی خاصی از دریغ و افسوس درگذشت پدرش میخواند؛ صدا سازی خاص معتمدی و زنده کردن کاراکتر ها شاید مهمترین خصوصیت هنری معتمدی در این دو اپرا باشد. معتمدی تحصیلاتش در زمینه سینما بوده و آشنایی کافی با کاراکتر سازی دارد، همچنین کارگزدان این دو اثر هم همواره هنگام ضبط خوانندگان در استودیو حضور دارد و از چگونگی فضای صحنه با خوانندگان صحبت میکند.

قدرت کاراکتر سازی و تغییر رنگ صدایی معتمدی میتواند نمونه خوبی باشد برای آشنایی خوانندگان آواز ایرانی با قابلیت های این نوع آواز.

نوع انتخاب شعر و موسیقی در پرده بازار که پرده پنجم این اپرا است طوری طراحی شده که بصورت فشرده روحیات سلطان العلما و فرهنگ خاندان مولانا را نمایان میکند و اینکه مولانا پس از درگذشت پدر چگونه تنها یاور خود را از دست میدهد.

7 دیدگاه

  • مجید
    ارسال شده در اسفند ۱۸, ۱۳۹۱ در ۸:۱۶ ب.ظ

    به به
    زیباترین لحظات تاریخ ادبی جهان رو داریم ورق میزنیم
    زیاترین سمفونیه عاشقانه بت فراز و نشیب های پر از درد و غم و مملو از وجد و شادی به زبان پارسیه
    بعد از تقریبا ۷۰۰ سال باز این سمفونی روی ساز اومد و جالب اینکه تونست اون تاثیر شگرفی که ۷۰۰ سال پیش قلم برجا گذاشته بود اندکیش رو با زبان ساز به مخاطب برسونه
    لطفا ادامه بدید
    اجازه بدید ما که توی موسیقی بی سوادیم از علم شما استفاده کنیم
    دستمون رو توی این گرداب بگیرید اجازه بدید از این دریای مواج ما هم استفاده کنیم

  • باران
    ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۹۲ در ۴:۳۹ ب.ظ

    سلام
    جالبه برام که اینقد از این اپرا تعریف میکنید
    منم اونو دوس داشتم ولی به نظرم چیز خیلی جالبی نبود
    درصورتی که شما نمیدونم چرا(شاید چون خودتونم یکی از اعضا بودید)اینقد محترمانه و دلسوزانه اونو نقد میکنید در صورتی که من نقدای شما رو پیگیری میکنم نقداتون از لبه ی شمشیرم تیزتره
    در هر حال مرسی از این سایتی که دارین و کمکی که به شناخت موسیقی اصیل ایرانی میکنید

  • باران
    ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۹۲ در ۶:۰۰ ب.ظ

    سلام یه متنی نوشتم براتون نمیدونم اومد یا نه اخه سایتتون از خیلی لحاظ ضعیفه البته منظورم محتواش نیست منظورم اینه که وقتی وارد صفحه سایت میشیم انگار سیستم هنگ میکنه چند بار باید یه متنو بنویسمو بفرستم تا بشه چون همش پیام خطا میده….
    در هر حال پیام قبلیم که فک نکنم اومده باشه باز مینویسم
    من اپرای مولویو دوس داشتم البته به نظرم خیلی قوی نبود ولی خب خوبو جالب بود
    ولی شمایی که نقد میکنید و من نقداتونو خیلی دنبال میکنم و برام مهمه برام خیلی جالبه که تو همه نقداتون بسیار از لبه تیز شمشیرم تیزتره همه رو از دم گردن میزنید به خصوص خواننده هارو از شجریان گرفته(البته کمتر)تا ناظری البته بگم این چیزایی که شما مینویسید اینقد بد مینویسید که بیشتر شبیه توهینه تا یه نقد دلسوزانه منم با خیلی چیزایی که مینویسید موافقم ولی شما اینقد تند و بد و توهین امیز مینویسید که ناخوداگاه بایعث واکنش برخی میشید
    البته من اومدم بگم که جالبه برام با اون همه نقد اتشین و ترسناکتون راجع به همه چقد مهربانانه راجع به اپرای مولوی نوشتید اینقد که احساس میشه بیشتر تمجید کردید تا نقد دلسوزانه نه از اون شمشیر تیز نقد خبری هست نه از بیان تند و گاهی زنندتون مثل یه مادر نقد کردین
    شاید چون خودتون دستی بر کار داشتید؟البته من اصلااینو بد نمیدونم فقط میگم شمایی که اینقد از بدی کارای اینو اون میگید حالا که خودتون برای یه کار زحمت کشیدید چقد درک میکنید که کسی با بی انصافی راجع به کارتون حرف بزنه
    نقد خیلی خوبه تنها چیزی که باعث پیشرفت موسیقی میشه ولی نقد با گستاخی فرق میکنه
    از سایت قشنگتونم تشکر میکنم خوشحالم همچین سایتی هست که موسیقی اصیل ایرانی رو بیشتر و بهتر به مردم علاقه مند معرفی کنه
    دست شما و همه ی دوستانی که برای این سایت زحمت میکشند درد نکنه

  • ارسال شده در فروردین ۹, ۱۳۹۲ در ۱۲:۰۸ ق.ظ

    دوست گرامی اینقدر شما ضد و نقیض نوشته اید که واقعا نمیدانم خودتان دنبال چه هستید!
    اول گفتید اپرای مولوی را دوست داشتید بعد گفتید قوی نبود و جالب بود!
    دوم گفتید نقدهای من را دنبال می کنید ولی توهین می کنم و گستاخی می کنم، بعد هم گفتید که باندبازی هم می کنم و در مورد کاری که در آن نقش داشتم خوب می نویسم!
    دوست عزیز! اولا توجه داشته باشید که این سلسله نقدها در مورد اپرا هنوز تمام نشده که پرونده اش را می بندید! دوم کمتر پیش می آید که کسی در کاری که دوست ندارد و منافع مالی و هنری هم برایش ندارد همکاری کند، البته هست کاری که به دلایلی که از حوصله این بحث خارج است شرکت داشتم ولی برای آن نقد هم نوشته ام (از آن نقدهای به قول شما ترسناک!) پس این احتمال را در نظر بگیرید که کسی که در کاری حضور دارد احتمال زیاد آن کار را دارای ارزش می داند سوم بنده در این اثر نقش زیادی ندارم! چهارم اگر هم داشته باشم اخلاق حرفه ای به من اجازه پارتی بازی را در این زمینه نمی داد و نمی دهد و پنجم اگر کمی روی گفته هایتان دقت بیشتری داشته باشید اینقدر سردرگم و متناقض نمی نویسید و نوشته های شما جدی تر گرفته می شود.

  • باران
    ارسال شده در فروردین ۱۰, ۱۳۹۲ در ۳:۱۴ ب.ظ

    حرفای من کاملا واضح بود من گفتم کار خیلی قوی نیست ولی اینقد هم ضعیف نیست که قابل قبول نباشه البته من نظر شخصی خودمو گفتم گفتم که ازش بدم نیومدولی شما هم خوبه انصاف داشته باشید چون همین نقد و بزارید کنار سایر نقداتون ببینید با یه نوع ادبیات نوشته شده
    از شمایی که همه رو نقد میکنید(البته کار بزرگ و خوبی میکنید و کسی مخالف نقد نیس)خوبه خودتونم کمی جنبه نقد داشته باشید و اینقد عصبی نشید
    شاید سوء تفاهمی که پیش اومد(البته فک میکنم شما منظورمو کاملا متوجه شده بودید)به خاطر این بود که من متنو جایی ننوشتم و فقط همون لحظه تایپ کردم وقتی دیدم نیومده دوباره نوشتم واسه همین احیانا ادبیاتم یکم متفاوت بود ولی منظورم یکی بود که بالا نوشتم(اثر قوی نبود ولی من خودم باهاش ارتباط برقرار کردم(نظر شخصی))

  • باران
    ارسال شده در فروردین ۱۰, ۱۳۹۲ در ۳:۲۰ ب.ظ

    در هر صورت کمال تشکر و از شما و همکاراتون بابت این سایت دارم
    و اینکه خیلی زود جواب میدید نشون میده که کارتون و سایتتون و کلا موسیقی ایرانی براتون خیلی مهمه
    به امید نقدای سازنده ی دیگه ای از شما و همکاران
    فقط خواهشا از نظر کیفیت نرم افزاری سایتو ارتقد بدید تا بعد از فرستادن پیام سردرگم نشیم که ایا اومده یا نه و چند بار مجبور به نوشتن باشیم
    با سپاس

  • ارسال شده در فروردین ۱۱, ۱۳۹۲ در ۲:۵۱ ق.ظ

    دوست گرامی
    شاید گفته های شما برای افرادی غیر از من و خود شما واضح بوده ولی برای بنده نیست. من انتظار ندارم در مورد یک اثر به طور سیاه و سفید نظر بدهید و بگویید خوب است یا نیست، ولی انتظار دارم که دقیق نظر بدهید و بگویید اگر خوب نیست چرا خوب نیست و همینطور اگر تعجب کرده اید که چرا در مورد این اثر می نویسم یا خوب می نویسم دلیل تعجبتان را بفرمایید، مثلا بگویید این اثر به این دلایل ارزش تجلیل یا حتی تحلیل ندارد ولی شما پارتی بازی کردید و تحلیل کردید…

    امیدوارم بتوانیم به زودی این اشکال سایت را رفع کنیم چون موجب کلافگی بسیاری از دوستان شده. البته شخصا هنوز با این ارور برخورد نکردم ولی حجم نظرات تکراری در سایت نشاندهنده این مشکل از بعضی از آی پی ها است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

دژآهنگ: از تدریس اشمل بسیار بهره بردم

از طرفی سونوریته ای که در صداسازی‌های هارمونیکا انجام می شود به شدت قابلیت شخصی‌سازی دارد. مثلا شما می‌توانید از تغییر پوزیشن فک پائین و زبان، جنس صداهای مختلفی را ایجاد کنید که چنین چیزی با آکاردئون قابل انجام نیست.

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (IV)

ارتباط ملودیکی بین دو صدا هر چه قدر هم آرام نواخته شود همزمانی با یکدیگر پیدا می کنند و می توانند هارمونی به وجود آورند. هنگامی که سه صدا مانند دو-می-سل به صورت پیوسته و به دنیال هم خوانده شوند تصور یک آکورد را در ذهن به وجود می آورند و تمرین خوبی برای درک آکورد می باشد. فواصل هارمونیک (چهارم و پنجم) نیز در حین خواندن آکورد آن ها، شناسایی و توجه می شود. فواصل سوم و ششم را نیز در خواندن آکوردهایشان می توان درک کرد. فواصل دوم و هفتم دارای ماهیت پیوندی هستند که توسط فواصل هارمونیک قدرت و شدت می گیرند.

از روزهای گذشته…

کاری ماری آندروود، بت کانتری

کاری ماری آندروود، بت کانتری

خانم کاری ماری آندروود (Carrie Marie Underwood) متولد ۱۰ مارس ۱۹۸۳، خواننده و سراینده اشعار موسیقی کانتری و هنرپیشه، کسی است که چهار مرتبه برنده “بت آمریکایی”-آیدل آمریکایی، شده است. آندروود برنده جایزه گرمی، سه بار برنده آکادمی موسیقی کانتری و برنده برترین خواننده زن موسیقی کانتری می باشد.
نوازندگی نی (III)

نوازندگی نی (III)

در خصوص محل قرار گرفتن زبان نیز باید گفت که بین نوازندگان اختلاف نظر وجود دارد؛ عده ای نوک زبان را روی تیغه سر نی و عده ای نیز روی دندان های پیشین تحتانی یا پشت آن می گذارند که البته این امر را میتوان نوعی عادت نوازندگی دانست ولی این نکته را نیز نباید فراموش کرد که زبان به دلیل نقش مهمی که در تولید و تغییر صدای نی ایفا می نماید،‌ می بایست دارای جایگاه ایستا و ثابتی باشد تا بتوان تغییر حالت های زبان در ایجاد صداهای مختلف را به شکل بهتری کنترل کرد.
علی رهبری و ضبط آثار سمفونیک ایرانی

علی رهبری و ضبط آثار سمفونیک ایرانی

علی رهبری امروز پرکارترین رهبر ایرانی در سطح بین المللی است. رهبری هنرآموخته هنرستان موسیقی ملی است، همان هنرستانی که در آخرین سالهای زندگی اش در ایران، مدیریت آن را هم (به همراه مدیریت هنرستان عالی موسیقی) به عهده داشت. خصوصیت بیشتر فارغ التحصیلان هنرستان ملی که در دوره ریاست حسین دهلوی تحصیل کرده اند، توجه خاص به موسیقی ایرانی است، چراکه بر خلاف هنرستان عالی که تمرکزش تنها بر شناخت و اجرای موسیقی کلاسیک غرب و رپرتوار وسیع آن بود، هنرستان ملی به سازها و موسیقی ایرانی توجه ویژه ای داشت.
با هم به راه افتادیم، بی او برگشتیم (II)

با هم به راه افتادیم، بی او برگشتیم (II)

وقتی از گورستان ظهیرالدوله بیرون می‌آمدیم، ساعت نزدیک به دو ساعت از ظهر گذشته بود. بازگشت ما دو تفاوت عمده با رهسپاری‌مان به‌سوی گورستان داشت. اول اینکه، بازگشت‌مان برخلاف رفتن که جماعت در جمع بودند، بسیار پراکنده بود. دوم اینکه، در رهسپاری‌مان از خانه‌اش با او بودیم و اینک در بازگشت، بدون او. همه‌ی ما به او فکر می‌کردیم و به هنر و دانشش که در لابلای خاک، پیچیده ماند.
شریفیان: چرخش را در سردمداران آوانگارد می بینید

شریفیان: چرخش را در سردمداران آوانگارد می بینید

بله. شما بولز را در نظر بگیرید که یکی از بزرگترین سردمداران آوانگاریسم و مبتکرجریان سریال انتگرال بوده است، سی سال است فعالیت اصلی اش رهبری است و کارهای بتهوون، شومان، دبوسی، مالر و… را اجرا می کند! این چرخش را در سردمداران این گرایش کاملا می بینید. به نظر من این قابل تحسین است که اغلب این آهنگسازان آوانگارد قبلی شجاعت اعلام به بن بست رسیدن خود را داشته اند و تعییر مسیر خود را اعلام عمومی کرده اند. ولی هستند افرادی که در طی آن بیست و پنج سال این سبک را فراگرفته اند و توانایشان فقط در همین سبک است، و در مراکز آکادمیک جمع شده اند و به شدت و به شکل متعصبانه ای این سیستم را سعی درحفظ کردن دارند.
Bebop چیست ؟

Bebop چیست ؟

Bebop که به حالت اختصار به آن Bop هم گفته می شود، گونه خاصی از موسیقی Jazz است که معمولا” دارای تمپوی بالا بوده و بداهه نوازی در آن بیشتر بر اساس ساختار هارمونی انجام می گیرد تا حالت ملودیک.
جایزه گولدن گلاب موسیقی متن

جایزه گولدن گلاب موسیقی متن

شب گذشته در مراسم اعطای جوایز گولدن گلاب، جایزه بهترین موسیقی متن برای فیلم The Painted Veil به الکساندر دسپلات Alexandre Desplat تعلق گرفت.پیانو سولوی این موسیقی توسط لنگ لنگ Lang Lang پیانیست نابغه و جوان چینی (متولد ۱۹۸۶) و ویولون سل آن نیز توسط وینسنت سیگال Vincent Ségal اجرا شده است.
پاسخی بر نظرات مقالۀ خواننده و خواننده سالاری

پاسخی بر نظرات مقالۀ خواننده و خواننده سالاری

مطلبی که تحت عنوان خواننده سالاری منتشر شد، مقاله ای بود در نکوهش جایگاه کاذب خوانندگان و تلاش آنها برای حفظ این تصورات دروغین در میان مخاطبین و طرفداران خود، نه مقاله ای برای تخریب و نکوهش آقای محمدرضا شجریان. با توجه به تعصبات و نگاه های مقدس مابانۀ برخی علاقمندان هنر موسیقی بالاخص طرفداران آقای شجریان بر آن شدم تا مطالبی را در توضیح برخی نظرات بیان کنم.
مصاحبه با ری چین، برنده مسابقه منوهین (I)

مصاحبه با ری چین، برنده مسابقه منوهین (I)

از گفتگو با یهودی منوهین توسط دیوید دوبال:”می دانید از کلمه نابغه متنفرم. احساس غیر طبیعی به من می دهد. این یکی از دلایلی است که می خواستم مکتبم را آغاز کنم… شاید اشتباه می کنم اما دوست دارم خودم را نرمال بدانم. شاید هم من هیولا باشم! تمامی بچه های موسیقی عادی هستند، بچه های که باید فضای گسترده داشته باشند. فکر می کنم به بچه ها توجه اندکی می گردد. معتقدم بچه ها نسبت به توانایهای که ما در سالهای اولیه از آنها انتظار داریم، توانایی های بیشتری دارند.”
قاسمی: برد و باخت برایم مهم نیست

قاسمی: برد و باخت برایم مهم نیست

ما بیستم همین ماه (اسفند) می رویم و بیست و چهارم برمی گردیم. ما دفتر موسیقی را در جریان رفتنمان به این فستیوال قرار دادیم و من از آقای ارجمند تشکر کردم. من در مورد مسائل مالی چیزی از ایشان نخواستم چون فستیوال هزینه رفت و آمد و اسکان ما را بر عهده گرفته است که شرکت های مختلفی هستند و اکثر آنها به ما پولی ندادند ولی به فستیوال داده اند و فستیوال بلیط و هتل در اختیار ما قرار دهد.