موسیقی بلوز – قسمت هفتم

Charlie Patton , 1891 – 1934
Charlie Patton , 1891 – 1934
سبک شناسی بلوز
از دیدگاه تاریخی می توان بلوز را به دو دوره تقسیم کرد: بلوز قبل از جنگ جهانی دوم (Prewar Blues) و بلوز بعد از جنگ (Postwar Blues). استفاده از این طبقه بندی از جنبه سبک شناختی نیز مفید است.

بلوز قبل از جنگ
Prewar Blues در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم موسیقی مختص سیاهان بود که عمدتاً در طبقات فرو دست جامعه سیاه جریان داشت. تمرکز جغرافیایی آن طبعاً در ایالات جنوبی و شرقی آمریکا بود. یعنی همانجایی که تا قبل از جنگ داخلی برده داری و بعد از جنگ هم زمینداری فئودالی سفید پوستان بیداد می کرد.

موسیقی رایج در این مناطق از نظر ساختار و محتوا و شیوه های اجرا با هم متفاوت بود و به همین دلیل محققین بلوز قبل از جنگ را بر حسب موقعیت مکانی آن به سه دسته اصلی تقسیم می کنند:

۱ـ دلتا بلوز (Delta Blues) که در ایالت می سی سی پی و دلتای رود می سی سی پی رواج داشت.

۲ـ تگزاس بلوز (Texas Blues) که در ایالت تگزاس نواخته می شد.
۳ـ پیدمونت بلوز (Piedmont Blues) که در ایالتهای شرقی آمریکا بوجود آمد.

ویژگی اساسی بلوز قبل از جنگ این است که مخصوص گروههای پایین طبقاتی سیاهپوستان بود و بیشتر در روستاها و شهرهای کوچک و درگروههای کوچک ۴ـ۳ نفره نواخته می شد.

سازهای اصلی آن شامل بانجو، فیدل (سازی شبیه ویولن)، ماندولین، هارمونیکا و گیتار بود و به فراخور حال از پیانو و سازهای کوبه ای نیز استفاده می شد و سازهای بادی به آن شکلی که در موسیقی جز بکار می رفت نقش چندانی در این نوع موسیقی نداشتند (البته به جز هارمونیکا).

به دلیل ماهیت بلوز که گونه ای موسیقی آوازی است این امکان وجود داشت که به صورت یک نفره هم اجرا شود یعنی خواننده بلوز می توانست همزمان ساز بزند (عمدتاً با نجو و گیتار) و آواز بخواند.

خوشبختانه این مسأله به اولین صفحه های بلوز ضبط شده نیز منتقل شد. هنرمندان پیشرویی مانند Jefferson Charley Patton ,Blind Blake , Blind Lemon و … اکثر صفحه های خود را به همین شکل پر کرده اند. این شیوه ۲ مزیت (بخصوص برای شنوندگان امروزی بلوز) داشت : یکی اینکه تأکید بیشتری بر ماهیت آوازی بلوز می کرد و دیگر اینکه امکان شناخت بهتر تکنیک غنی نوازندگی آنها را فراهم می کرد. ضمن اینکه شیوه اجرایی مذکور موجب رسیدن به یک بیان شخصی و منحصر به فرد در آثار هنرمندان بلوز می شد و تأثیر آن را بر شنوندگان نسلهای بعدی بلوز دو چندان می نمود.

باب دیلان هم همیشه به قدرت تأثیر گذاری خواننده ای که صرفاً با گیتار خودش همراهی می شود اعتقاد داشته است. در مصاحبه ای در سال ۱۹۸۵ دیلان گفته بود :

«همیشه دوست داشتم به آهنگهایی گوش دهم که در آن یک انسان واقعی با من حرف می زند. یعنی فقط یک صدا را بشنوم. مثل رابرت جانسون(Robert Johnson ). واقعیت عمیق برای من همین است که یک نفر از جاهایی که در آن بوده برایم تعریف کند. جاهایی که من نبوده ام. حقیقت ژرف آن زمانی است که بتوانم زندگی انسان دیگری را به واقع «احساس» کنم.»

Audio File Avalon Blues

Got to New York this mornin’, just about half-past nine
Got to New York this mornin’, just about half-past nine
Hollerin’ one mornin’ in Avalon, couldn’t hardly keep from cryin’

Avalon is my hometown, always on my mind
Avalon is my hometown, always on my mind
Pretty mama’s in Avalon want me there all the time

Mamie Smith
Mamie Smith , 1883 – 1946
از دیدگاه تاریخی می توان دو رخداد مهم را در سیر تکامل اولیه بلوز قبل از جنگ (Prewar Blues) برشمرد:

اولی همان برخورد دبلیو. سی. هندی (W.C.Handy) با آن مردسیاهپوست بود که موجب آشنائی اوبا این سبک شدوعلاقه ای که ازآن شب فراموش نشدنی دروجوداین آهنگسازبرجسته جز (Jazz) ریشه دوانید اولین کوششهارا درجهت انتشاررسمی بلوزو جلب اقبال عامه به این سبک موسیقی ونیز آشنایی موزیسینهای جز با آن باعث شد.

هندی بعدها در مورد بلوز گفت: “همیشه فکر می کردم چیزهای باارزش را باید در کتابها پیدا کرد. ولی بلوز از کتاب بیرون نیامده بود. قابله هایی که این آهنگها را به دنیا می آوردند رنج و محنت و بدبختی بودند. بلوز را تنها قلب های مشتاق و دردمند درک می کردند.”

توجه داشته باشید که بلوزیک سنت موسیقیایی شفاهی بود و به صورت سینه به سینه به نسلهای بعدی منتقل می شد. شایداگرتلاش هندی نبودامروزه دسترسی به میراث غنی بلوز هم میسر نبود. بی جهت نیست که وی را “پدر بلوز” لقب داده اند. به قطعه ای از آهنگ St. Louis Blues (ساخته W.C.Handy) که در سال ۱۹۲۱ توسط گروه جز Original Dixieland Jazz Band اجرا شده گوش دهید.

Audio File Mamie Smith – Crazy Blues

دومی فروش فوق العاده آهنگ “Crazy Blues” بود که درمجموع به یک رقم میلیونی رسید و جاپای هنرمندان سیاه را در استودیوهای ضبط موسیقی محکم کرد. هرچند نخستین صفحات ضبط شده ازسیاهان را عمدتا ترانه های متأثر از سبک جزتشکیل می داد که درواقع (به همراه موسیقی Folk و Country) موسیقی عامه پسند زمان خود بود(درآن زمان هنوزموسیقی جزبه شکل پیچیده وخاص پسند امروزش درنیامده بود) اماهمین موفقیت تجاری آهنگهای سیاه (که ازآن با نام Race Songs یاد می کردند) کافی بود تا مدیران وقت شرکت های ضبط وپخش موسیقی رابه فکر دعوت ازسایرخواننده ها و نوازنده های (بعضاگمنام) سیاهپوست بیندازد.

به این ترتیب بود که رفته رفته سروکله بلوزهم دربین صفحه های موسیقی عرضه شده به بازارپیداشد و آوای پرشوربلوزدرسرتاسرآمریکا طنین اندازشد.

همانطورکه گفته شد هندی موسیقی دانان جزرابا بلوزآشنا کرد و زمینه رابرای تاثیرپذیری متقابل این دوسبک مهم موسیقی سیاهان فراهم نمود. تنها نگاهی به نام ترانه های جز آن دوران بیندازید:

Homesickness Blues(Nora Bayez,1916), The Dallas Blues(Marie Cahill,1917), Everybody’s Blues(Lucille Hegamin,1920), Jazz Me Blues(Original Dixieland Jazz Band,1921), Booze And Blues(Ma Rainey,1924), Wolverine Blues (Benny Goodman,1928),…

Blind Blake
Blind Blake ,1893 – 1933
نمونه هایی ازاین دست بسیارند اما هیچ یک به توفیق تجاری شگفت انگیزی که نصیب “Crazy Blues” شد نائل نشدند. به همین دلیل است که مورخان بلوزاین رویداد را درزمره وقایع سرنوشت ساز تاریخ بلوز قلمدادکرده اند.

معذلک باید گفت که “Crazy Blues” رانمی توان دقیقا یک آهنگ بلوزتلقی کرد. حداقل نه ازنوع Folk Blues یا Country Blues متداول آن زمان. درواقع به این دسته از آثار اولیه که عمدتا توسط خوانندگان زن دهه ۱۹۲۰ مانند Mamie Smith, Ma Rainey, Bessie Smith ودیگران ودر معیت ارکسترهای کوچک ضبط شده و بیانگر آمیزه ای از موسیقی جز و بلوز آن دوران است لفظ “Classic Blues” یا “Vaudevill Blues” اطلاق می شود.

به هرصورت با مداقه بیشتری دراین باب می توان “Papa’s Lawdy Lawdy Blues” را اولین آهنگ واقعی بلوز دانست که برروی صفحه ۷۸ ضبط شد. این صفحه را نوازنده بانجو و خواننده بلوز Papa Charlie Jackson در جولای ۱۹۲۴ برای کمپانی پارامونت (Paramount) پرکرد. این کمپانی بعدها نوازندگان بزرگ دیگری راهم به مخاطبین آن زمان معرفی کرد: غول هایی مانند Blind Lemon Jefferson (که اریک کلاپتون وی رابزرگ ترین گیتاریست بلوز تمام دوران خوانده است) و Blind Blake (که غنای تکنیکی آثارش سایر نوازندگان راتابه امروزبه اعجاب و تحسین واداشته است).

بلایند لمون جفرسون را باید شخصیت مهم و جریان سازی در تاریخ بلوز عنوان کرد. او طرفداران زیادی داشت وصفحاتش خوب فروش می کردند. باآنکه دوره فعالیت اوسه سال بیشترنبود (۱۹۲۶-۱۹۲۹) درهمین مدت کوتاه سهم بسزایی درتاریخ بلوزایفا کرد.

غیرازتاثیرمستقیمی که جفرسون بر نوازندگان بزرگ مکتب Texas Blues مانند Leadbelly, Lightnin’ Hopkins, T-Bone Walker,…داشت توانست دامنه این تاثیرات را درسطح وسیع تری از جامعه گسترش دهد و آن را به میان مردم عادی ببرد. حتی گروه های راک دهه شصت وهفتاد هم به کارهای وی علاقه وافری نشان می دادند تاجایی که گفته می شود گروه Jefferson Airplane هم نام خود رابه احترام این چهره اسطوره ای بلوزبرگزیده است.

درواقع او اولین نوازنده/خواننده پرکار بلوزدر دهه ۱۹۲۰ بودکه آثارش با استقبال فراوان روبرو شد. افزایش تقاضای عمومی برای شنیدن نغمه های بلوز موجب شد تا شرکت پارامونت به جستسجوی سایرنوازندگان(عمدتا مرد) بلوزوبستن قرارداد با آنهاروی آورد به خصوص گروه های Jug (تصورش را بکنید وقتی Gus Cannon برای اولین بار خود رادریک استودیو می دید حداقل چهل وپنج سال سنش بود!) و نوازندگان مطرح Delta Blues نظیر Charley Patton (که وی رابه حق پایه گذارسبک دلتابلوز می دانند) و Son House (که باکمک به احیای این سبک درمیانه دهه ۱۹۶۰ لقب پدر دلتابلوز را به خوداختصاص داد). ازاین رو باید بلایند لمون جفرسون را نوازنده ای استثنایی دانست که درهای تازه ای به روی بقیه خوانندگان بلوز باز کرد.

مروری بر کنسرت «پنجگاه»

گذارِ «نقش» از آغاز، که خود را گروه موسیقی دستگاهی می‌نامید، تا امروز، که به «پنجگاه» رسیده، در نزدیک به ده سال فعالیتِ مداومش شاخصه‌هایی در ذهن شنوندگان پیگیر موسیقی کلاسیک ایرانی به جا گذاشته است: اولویت دادن به دغدغه‌های موسیقی‌شناختی در فرایند آهنگسازی، بهره‌گیری از پتانسیل‌های موسیقی قدیم ایران پیرو آموزه‌هایی که نخستین بار در آلبوم «سرخانه» به عمل درآمد و در عین حال بهره‌مندی از عناصر موسیقی قاجاری، دقت در گزینش کلام و الگوبرداری از قالب‌های شعری مانند مستزاد در تجربه‌های پیشین یا مخمس در «پنجگاه» و…

میراث منگوری (III)

وقتی «ریچارد ریکو استوور» در سن ۷۳ سالگی (۳ فوریه) بر اثر سرطان در ایالت واشنگتن (ایالت متحده آمریکا) درگذشت، گیتار کلاسیک جهان چهره مهم دیگری را از دست داد. ریکو، مشهورترین فردی است که تمام زندگی خود را وقف مطالعه و ترویج زندگی و آثار آهنگساز و گیتاریست پاراگوئه ایی، «آگوستین باریوس» کرده بود. او نه تنها زندگی نامه ی قطعی، «شش پرتوی نقره ای ماه»، (زندگی و بارهای آگوستین باریوس منگوره) را نوشت، همچنین بیش از هر شخص دیگری مسئولیت پخش گسترده موسیقی باریوس را برای گیتاریست ها به عهده داشت.

از روزهای گذشته…

گفتگو با سارا چانگ (II)

گفتگو با سارا چانگ (II)

روش تمرینم در طی سالها تغییر کرده است. فکر می کنم در حال حاضر بیشتر از قبل توجه ام روی پایه است، البته هیچ گاه هم آن اصول پایه ای را نادیده نگرفتم. اینگونه به من درس داده شد که هیچ وقت فرم اولیه، تمرینهای ویبره، تمرین گام و آرپژ و درسهایم را از یاد نبرم، همچنان به انجامشان ادامه می دهم، به خصوص در حال حاضر، این روزها وقتی شما تک نوازی بعد از تک نوازی و گروه نوازی بعد از گروه نوازی را دارید، احتیاج زیادی به دقیق شدن در اصول پایه ای خودتان پیدا می کنید، بنابراین سعی می کنم که این تمرینها را حداقل ۱ یا ۲ ساعت در هر روز انجام بدهم.
مقصد خودِ راه می تواند باشد (II)

مقصد خودِ راه می تواند باشد (II)

بعد از انقلاب بسیاری از این نوازندگان جلای وطن کردند و بعضی خانه نشین شده و بعضی دیگر به تدریس موسیقی پرداختند یا در ارکستری مشغول شدند تا اینکه در زمان وزارت عطاالله مهاجرانی، قرار بر این شد که دوباره آن ارکستر و آن موسیقی ها احیا شود؛ فرهاد فخرالدینی که سالها مشغول تدریس موسیقی و آهنگسازی برای فیلم بود به همراه هیأتی از آهنگسازانِ آشنا به این سبک آهنگسازی گرد آمدند، افرادی مانند حسین دهلوی، علی تجویدی، محمد سریر، حسین علیزاده تشکیل گروهی را دادند که در انتخاب قطعات، فخرالدینی را یاری کنند.

سه خبر

دو فیلم بر اساس زندگی آنتونیو ویوالدی، ویولونیست و آهنگساز برجسته ایتالیایی در دوران باروک، در حال ساخته شدن هستند. کمپانی کلمبیا و ایمیج اینترتینمنت (Image Entertainment) در پاییز گذشته ساخته شدن فیلمی به نام ویوالدی را اعلام کردند. این فیلم که با کارگردانی کاترین هاردویک آغاز شده است، بیشتر بر رابطه بین ویوالدی که یک کشیش بوده است و معشوقه اش آنا ژیرار (Anna Girard) پرداخته است. از طرفی یک کمپانی مستقل به نام مکانیکز (Mechaniks) مشغول تولید فیلم دومی است که آنتونیو ویوالدی نام دارد و فیلمنامه آنرا روزنامه نگاری به نام جفری فریدمن (Jeffrey Freedman) نوشته و قرار است ویولونیست سبک هارد راک اشلی مک آیزاک (Ashley MacIsaac)، نقش ویوالدی را ایفا کند. این فیلمنامه بر روی دوران تدریس ویوالدی در مدرسه دختران بی سرپرست و موفقیت او در مقام معلم موسیقی که به اجرای برنامه در مقابل پاپ انجامید، بنا شده است.
ارکستر سمفونیک جوانان بیلکنت

ارکستر سمفونیک جوانان بیلکنت

ارکستر سمفونیک جوانان بیلکنت (BGSO) یکی از ارکستر های جوان و برجسته در ترکیه است. نوازندگان این ارکستر همگی موزیسین های جوانی هستند که تحصیلات خود را در موسیقی، از سنین پایین و در مدرسه ابتدایی دانشگاه موسیقی و هنرهای اجرایی آغاز کردند. ارکستر سمفونیک جوانان بیلکنت در سال ۱۹۹۴ به عنوان یک گروه مجلسی و با مدیریت ماهیر چاکار (Mahir Çakar) پایه ریزی شد.
سالی بدون همایونپور (II)

سالی بدون همایونپور (II)

نظریه­های همایون­پور در زمینه آواز و آثار آوازی وی یکی از مراجع مکتب آواز اصفهان محسوب می­شود. همایون­پور بی­آنکه بخواهد یک تئورسین آواز به تمام معنا بود.
جای خالی تو سرد نخواهد شد

جای خالی تو سرد نخواهد شد

پانزدهم تیرماه گذشته او را از دست دادیم. یک سال بدون او به سر بردیم و خاطراتش را مرور کردیم. تا دیروز وجود کریم و پرمحبتش، دل ما را گرم می کرد و اکنون خاطراتش این کار را می کند. ایرج ایقانی، هنرمند مردمی و مردم دوست، در این دهه های اخیر صحنه ای در اختیار نداشت و جوان ترها با نام او ناآشنا هستند، ولی میانسالان و بالاتر، آنها که با نوع موسیقی مورد علاقه ایرج ایقانی و دوستانش- هنرمندانی اکثرا از دست رفته- آشنا هستند نام او یادی است پاک و درخشان.
چرخ مولد صدا

چرخ مولد صدا

تولید و فروش رادیوهای A-Box برای کمپانی هموند (Hammond) در عرض یکسال معادل ۱۷۵ هزار دلار سود به ارمغان آورد.
کنسرت مجدد زند آوه در خانه هنرمندان

کنسرت مجدد زند آوه در خانه هنرمندان

نوید زند آوه در تاریخ ۱۶ و ۱۷ تیر ماه سال جاری (۱۳۹۰) رسیتال دیگری را در خانۀ هنرمندان ایران برگزار خواهد کرد. زند آوه در این رسیتال آثاری از آهنگسازانی چون: ناروائز، سور، گرانادوس، باریوس، دوفایا و آلبنیز و چند قطعۀ ایرانی نوشته شده برای گیتار کلاسیک از ایشان و فرزان زحمتکش اجرا خواهد نمود که رپرتواری به نسبت متفاوت در مقایسه با اجرای ماه پیش وی میباشد.
نمایش نقاش های لوریس چکنواریان

نمایش نقاش های لوریس چکنواریان

انجمن هنرمندان خود آموخته نمایشگاهی از خودآموختگان را از تاریخ ۱۷ الی ۲۶ فروردین در گالری ممیز خانه هنرمندان ایران برگزار نموده که بزرگترین نمایشگاه این ژانر هنری در سالهای اخیر است. بویژه حضور لوریس چکناوریان موسیقیدان کشورمان که خود یک هنرمند خودآموخته است که با نمایش چهار اثر زیبای خود به نام «چهار فصل ویوالدی» نقطه عطفی در این بخش از نمایشگاه را به نام خویش رقم زده است.
نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (IV)

نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (IV)

پیمان سلطانی در بخش دوم مطلبش می نویسد: “شعر کلاسیک یک پیشینه ی قدرتمندِ نقش بازی کردن برای ارضاء حس هنری ایرانی داشته است” راست اش در اینجا اصلا متوجه منظور ایشان نشدم! در ادامه می گوید: “به دلیل ممنوعیتِ سایر هنرها از جمله موسیقی نتوانست آهنگ درونی شعر را متبلور کند اما در دوره ی معاصر و به دلیل گذر از انقلاب صنعتی و هم آمیزی با دوران توسعه در علم و هنر موسیقی در شعر بسیاری از شاعران از جمله هوشنگ ابتهاج نمود عینی پیدا کرد”، چگونه می توان پذیرفت که ممنوعیت موسیقی باعث لطمه زدن به موسیقی شعر شده است؟! همان طور که گفتیم موسیقی یکی از عناصر جدا نشدنی شعر است و نه تنها شعر کلاسیک بلکه شعر نو و حتی شعر سپید هم از عنصر موسیقی بهره گرفته است. حال در شعری موسیقی کمتر است و در شعری بیشتر.