۸۵ سالگی اسطوره جاز – ۲

1945، با گروه Wolf Pack
1945، با گروه Wolf Pack
سال ۱۹۴۵، نورمبرگ محل تجمع سالیانه نازیها بود و آدولف هیتلر (Adolph Hitler) در طی آنها پیام نفرت خود را پخش میکرد و به همین خاطر شهرت بسیار بدی داشت. اما بعد از پایان جنگ، بروبک با گروه خود به نام Wolf Pack سالن اپرای نورمبرگ را بازگشایی کرد و در اول جولای ۱۹۴۵، پیام صلح و دوستی را به گوش همگان رسانید.

او در این برنامه به نواختن ترانه های محبوب و همچنین تعدادی از اولین آثار جاز خود پرداخت، از جمله ترانه We Crossed the Rhine که بر اساس ریتم حرکت کامیونهایی که با عبور از پلهای موقت فلزی وارد آلمان میشدند، تنظیم شده است.

گروه سوینگ بروبک شامل یک نوازنده ترومبون آفریقایی-آمریکایی بود، و در زمانی که تبعیض نژادی بر ارتش آمریکا حاکم بود، از نظر نژادی، یکی از اولین یکانهای نظامی یکپارچه و برابر به شمار میرفت. این گروه به نواختن موسیقی جاز میپرداختند که توسط جوزف گوبلز (Joseph Goebbels)، رییس تبلیغات حزب نازی، منع شده بود زیرا از نظر او، به خاطر ریشه آفریقایی- آمریکایی آن، هنری مادون انسانی به شمار می آمد.

بروبک میگوید: “جاز درباره آزادی در چهارچوب نظم است، عده ای از مردم نمیدانند که برای نواختن موسیقی جاز تا چه حد باید منظم بود…و این واقعا نظریه دموکراسی هم هست- آزاد بودن در چهارچوب قانون اساسی و نظم.” بروبک گفته است که تجارب دوران جنگش، او را به ساختن آثار متعدد مذهبی واداشت، آثاری که درباره صلح، حقوق مدنی و عدالت اجتماعی بودند. او پس از اینکه تجربه نزدیک به مرگی را در نبرد بالج (Bulge) از سر گذرانید، یک قطعه فوگ کورال به نام The Commandments را نوشت که بر پایه ده فرمان حضرت موسی بود.

“من خشونت بسیاری را دیدم و لمس کردم و فکر کردم که بهترین راه برای بیرون ریختن خشمم موسیقی است. موقعیتهایی چون نبرد بالج موجب میشود که واقعا به آنچه خداوند میخواهد به ما بگوید فکر کنیم.”

بروبک میگوید که بسیاری از هواداران موسیقی جاز از تخصص دیگر او که آهنگسازی ارکسترال و کورال است، اطلاع ندارند. او در سال ۱۹۶۷، پس از اینکه کوارتت کلاسیک خود را منحل کرد، به موسیقی ارکسترال روی آورد. این کوارتت که ساکسوفونیست آن پل دزموند (Paul Desmond) بود، در سالهای ۵۰ موفق شد موسیقی جاز را درمیان دانش آموزان کالج به محبوبیت برساند و بروبک، اولین نوازنده جاز مدرنی بود که تصویرش بر روی جلد مجله تایم Time به چاپ رسید.

“مردم نمی دانند انواع موسیقی و درگیریهای هنری من تا چه اندازه متنوع است، آنها از یکدیگر مجزا شده اند…و هر کس مرا در حیطه ای که خودش به آن علاقه دارد میشناسد.”

یک نقطه اوج در تور اخیر اروپای بروبک، کنسرت تولد او در لندن بود، هنگامی که چهار پسرش داریوس (Darius نوازنده کیبورد)، کریس Chris (نوازنده بیس الکتریک و ترومبون)، دن (نوازنده درامز) و متیو Matthew (نوازنده چلو)- از میان تماشاگران بیرون آمده و بر روی صحنه به پدرشان پیوستند تا قطعه Blue Rondo a la Turk را اجرا کنند. سپس داریوس بروبک قطعه From All of Us، ساخته خودش را به عنوان هدیه جشن تولد برای اولین بار اجرا نمود.

audio.gif Blue Rondo A La Turk

دیو بروبک میگوید :” آنها پیش برنده رسم خانوادگی هستند و من از این بابت بسیار خوشحالم، مادر من همیشه میخواست پیانیست ارکستر بشود و تصمیم گرفت که اگر نتوانست به این خواسته برسد، فرزندان خود را وارد حرفه موسیقی کند. این ادامه خواسته اوست.”

بروبک و همسرش ایولا (Iola)، شصت سال پیش در دانشگاه پاسیفیک (University of the Pacific) با یکدیگر ملاقات کردند و مدتی است که موسسه بروبک را در این دانشگاه تاسیس کرده اند تا پرداخت کمک هزینه تحصیلی در سطح کالج، مجتمع تابستانی جاز و فستیوال سالیانه موسیقی بروبک، مشوق نسل بعدی جاز باشند.

بروبک گفت که با وجود سختیهای زندگی در جاده، به هیچ وجه قصد ندارد تور موسیقی خود را تعطیل کند.

“یک موسیقی دان، برای ادامه دادن به چنین کاری باید دلیل بسیار جذابی داشته باشد زیرا این شیوه زندگی بسیار مشکل است و با بالا رفتن سن، مشکلتر هم میشود. اما آیا میتوانید یک موسیقی دان برای من نام ببرید که تا جایی که میتواند، به کار ادامه نداده باشد؟”

MSNBC

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (II)

ضربی: این قطعات در موسیقی قدیم ایران اکثرا دوضربی یا سه ضربی بودند و معمولا به همراه ساز تنبک اجرا می شدند. ضربی هم به مانند چهارمضراب در اکثر ردیف های سازی موسیقی دستگاهی ایران به چشم می خورد و در اکثر مواقع به عنوان اثری مستقل در میان گوشه ها یا تکنوازی ها اجرا می شده است. شاید بارز ترین قطعۀ تحت این عنوان، قطعۀ ضربی اصول از ردیف میرزا عبدالله به روایت نورعلی خان برومند باشد که قطعه ایست کاملا مستقل که از توالی نغمات متعدد در دستگاه شور تشکیل شده است.

آواز بنان (IV)

او غزلی را اجرا کرده است با ردیف «نشینم» (۲) که غزل‌سرا به جای «ببوسم»، «نشینم» را انتخاب کرده و بنان با چنان مهارتی این غزل را اجرا کرده که زهر و ابتذال کلمه را گرفته و این کاری است که از عهده همه کس برنمی‌آید.

از روزهای گذشته…

«لحظه های بی زمان» (VI)

«لحظه های بی زمان» (VI)

نه به طور مشخص ولی بیشتر به آن دوره تاریخی اشاره دارد. اینکه بگوییم ما باید همان راهی را برویم که آهنگسازان آوانگارد در سالهای جوانی دنبال می کردند و همه آثار آنها حجت است و هر کس یک آکورد سه صدایی بنویسد یا در فرم کلاسیک یک قطعه بنویسد یا در شور بنویسد، این ها خیانت به موسیقی و کهنه گرایی است، از دید من نگاهی منسوخ است. خود سر دمداران این اندیشه هم در دهه های بعدی فهمیدند که این نوع نگاه به نوعی تندروی است. همان طور که اشاره کردم نکته مثبتی در موسیقی آوانگارد وجود داشت و آن جستجوی افق های صوتی جدید بود.
هستی و شناخت در منظر هنر (I)

هستی و شناخت در منظر هنر (I)

شناخت حاوی مثلثی از خیال، تجربه و عقل است. هر شناختی از خیال آغاز، سپس به تجربه و در فرجام به عقل یا همان مجموعه منطق های زاییده شده فرجام پیدا می کند. حذف هر یک از این سه قلمرو منجر به ابتر ماندن شناخت خواهد شد. خیال نیرو و انگیزه تحرک برای شناخت را فراهم می کند، بستر ظهور عشق و کنجکاوی است، نیرویی است که انسان را وا می‌دارد تا از تسلط خطرناک تکرار برخود رها شود، قدرتی است پرسش آفرین.
منظره صوتی

منظره صوتی

اگر به یک نقاشی یا منظره نگاه کلی داشته باشید، متوجه خواهید شد قسمت های مختلفی که می بینید از زوایای متفاوت با هم بالانس هستند و به نوعی به یکدیگر در زیبا سازی مجموعه کمک می کنند …
کارایندرو، بانوی موسیقی لایت (II)

کارایندرو، بانوی موسیقی لایت (II)

خانم النی کارایندرو در بازگشت به آتن، لابراتورای از سازهای سنتی در مرکز فرهنگی ORA کشف کرد و کشفیاتش را در برنامه رادیویی اتنوموزیکولوژی بیان کرد. همچنین در سال ۱۹۷۶ با مرکز ECM آشنا شد، او درباره این مرکز می گوید: “من دنیای خود را کشف کردم. بداهه نوازی و آهنگسازی بر اساس احساسات و بدون هیچ گونه قید و بند سبکی و فرمی.” در این دوره بود که او به نوشتن آغاز کرد (به خصوص برای فیلم و تئاتر).
صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (I)

صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (I)

در تاریخ افرادی هستند که با کارشان، با بودنشان، با تاثیری که بر وقایع زمانه می‌گذارند جریان یک‌سویه و یک‌پارچه‌ی زمان را به قبل و بعد از خودشان تقسیم می‌کنند. بی‌شک وقتی در سال ۱۲۸۱ ابوالحسن نامی در خانواده‌ی فرهیخته‌ی کمال‌السلطنه متولد شد یکی از همین شخصیت‌ها پا به عرصه‌ی وجود گذاشته بود. هنگامی که هم او، در واپسین روز پاییز ۱۳۳۶ به تاریکی طولانی‌ترین شب آن سال پیوست دیرگاهی بود که می‌شد بخش‌هایی از تاریخ موسیقی معاصر را از جنبه‌های متعدد به قبل و بعد از او بخش کرد.
نور، دوربین  (III)

نور، دوربین (III)

قطعات این اجرا (و البته اجراهای قبلی) تا حدودی خصوصیات شبیه به یکدیگر دارد. اولین ویژگی که در بخش قبل هم به آن پرداخته شد تنک شدن تزینات است. مهم‌ترین چیزی که در قطعات به چشم می‌خورد استقلال کم بخش‌های مختلف گروه نسبت به یکدیگر است؛ در میان قطعات کمتر قطعه‌ای را می‌توان یافت که حضور ۵ سنتور را توجیه کند.
گفتگو با زیگمونتوویچ

گفتگو با زیگمونتوویچ

کتاب ویلون ساز نوشته جان مارکیز که اوایل آوریل سال ۲۰۰۷ منتشر شد زندگی زیگمونتوویچ را در حال ساخت ویولون یوجین دراکر ویولونست Emerson String Quartet به تصویر می کشد. این کتاب که حول دیدگاه مارکیز به عنوان یک نوازنده ترومپت، انتظارات دراکر از یک ویولون و فرایند ساخت پیچیده زیگمونتوویچ می چرخد کتاب بسیار جالبی است. نویسنده یک سال تمام زیگمونتوویچ را زیر نظر داشت و من کنجکاو بودم که نظر زیگمونتوویچ را درباره این کتاب بدانم. متن مصاحبه با او از این قرار است:
به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (III)

به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (III)

لازم به یاد آوری است که علاوه بر بسیاری از سنت گرایان، حتی برخی از غرب گرایان هم چون دکتر هرمز فرهت هم در کل با چند صدایی کردن موسیقی ایرانی مخالفت دارند و بر این اعتقادند که این عمل ظرایف و پیچیدگی های موسیقی ایرانی را زایل میکند چراکه به زعم آنها هم موسیقی ایرانی ذاتا خصلت تک نوازی و بداهه پردازی دارد. (از جمله رجوع شود به مصاحبه با هرمز فرهت مندرج در گزارش موسیقی ۱۹).
مرزهای زنانگی در هنر (I)

مرزهای زنانگی در هنر (I)

پرداختن به مسائل حوزه ی زنان که طی یکی دو دهه ی اخیر با تبی فراگیر توجه روشنفکران و گاهی روشنفکرنماها را در سطح جهان به خود مشغول کرده است، در قرن هجدهم و با انتشار بیانیه ای سیصد صفحه ای از سوی “مری ولستون کرافت” (۱) نویسنده و ادیب انگلیسی آغاز شد و سرآغازی شد بر جریانی اجتماعی که به موج اول فمینیسم (۲) مشهور است و هدف آن بیشتر روی رفع تبعیض های جنسیتی در قوانین اجتماعی تمرکز داشت. اما امروزه پرداختنِ ناآگاهانه به چنین موضوعاتی از سوی خیلی ها نه تنها به پیشبرد اهداف این جریان کمکی نمی کند بلکه با اهداف متناقضین عدالت جنسیتی بیشتر سازگار شده است. نوشته ی پیش رو به دور از بحث های دستمالی شده ی مذکور، تنها سعی دارد جایگاه مفهوم زنانگی را از منظر فلسفه ی هنر، در روند تکوین یک اثر هنری و متعاقباً در کیفیت فهم مخاطبان آثار هنری مورد پژوهش قرار دهد.
اهمیت شنیدن

اهمیت شنیدن

هنگامی که به وضعیت موجود بسیاری ازهنرجویان نوازندگی نگاهی می کنیم متاسفانه ضعف شدید درشناخت و شنیدن آثار تصنیف شده مصنفان برای ساز مورد علاقه شان را شاهد هستیم. زمانی که هنرجویی در شناخت آثار ساز تخصصی خود ناتوان است، تکلیف شنیدن آثار موسیقایی سایر سازها و قطعات گروهی و… نیز ناگفته پیداست.