معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (III)

رکن الدین مختاری
رکن الدین مختاری
تسلط مختاری بر ردیف و دستگاه و گوشه‌های موسیقی ایرانی کاملا مشهود است. به‌ کارگیری تنوع ریتم، گاه در آثارش چنان است که پیش از او سابقه نداشته است. مانند پیش‌درآمد ماهور که برای اولین بار در وزن‌های مختلف می‌سازد و شاید به همین دلیل است‌ که صفوت او را در احساس ضرب بی‌همتا می‌داند.

در میان آثار مختاری، تصانیفی هم به چشم می‌خورد که اشعار بیشتر آنها را ملک الشعرای بهار سروده است.

مختاری در سال ۱۳۵۲ به‌درود حیات گفت و نتوانست به‌ وعده‌ای که چند ماه پیش از آن داده بود، عمل کند؛ قرار بود، آنچه را که از موسیقی‌ می‌داند، بر روی نوار ضبط و به رایگان در اختیار سازمان رادیو و تلویزیون آن زمان قرار دهد.

اما آنچه که گفتیم فقط بخشی از زندگی هنرمند است که این‌جا و آن‌جا در اسناد کتبی موسیقی به آن اشاره شده است.

در بخش دیگر او را به نام «سرپاس مختاری» می‌شناسیم، همان شخصیت ویرانگر و نامعقولی که اهل موسیقی، رغبت زیادی به سخن گفتن‌ پیرامون آن ندارند.

خالقی می‌نویسد: «مرا به جهانی به زندگی اجتماعی و خصوصی وی کاری نیست، زیرا باید وارد جزئیاتی شوم که از حوصلهء این کتاب خارج است و قضاوت دربارهء آنها کاری است بس‌ مشکل… ای کاش همواره چون آغاز عمرش وقت خود را صرف موسیقی نموده بود تا مشاغل‌ دیگر برای پایان زندگی ثمرات تلخ به بار نمی‌آورد.»

مختاری علاوه بر اینکه هنرمندی تواناست و وجودش در عرصهء موسیقی وزنه‌ای‌ حساس تلقی می‌شود، او را با عنوان رئیس شهربانی رضاه شاه در دوره‌ای از بحرانی‌ترین‌ روزهای این دیار می‌شناسیم.

وی پیش از آنکه در تهران صاحب این سمت شود، رئیس‌ شهربانی کرمانشاه بود و در آنجا هم موسیقی و هم وظیفه نظامی‌اش را به‌طور جدی دنبال‌ می‌کرد.

«حسینعلی دفتری» که از نوازندگان همان روزگار است ارتباط خود را با مختاری‌ اینگونه توضیح می‌دهد: «ابتدا پیش مرحوم باقر کمانچه‌کش تعلیم می‌دیدم، بعد که پدرم والی کرمانشاه شد با علاقه‌ای که به موسیقی داشتم از سرپاس مختاری که در آن زمان رئیس شهربانی کرمانشاه‌ بود خواهش کرد هر وقت به خانهء ما می‌آید با من تمرین کند. مدتی هم به این ترتیب تعلیم‌ می‌دیدم که از کرمانشاه به تهران آمدیم.»

«سرپاس مختاری» در تهران دوستان بسیاری داشت، که هرازچندگاه سازش را برای آنها به صدا درمی‌آورد، از آن جمله می‌توان «امیر شوکت الملک علم» را نام برد.

«محمد علی منصف» در کتاب خود با نام «امیر شوکت الملک علم، امیر قائن» می‌نویسد: «سالهای عمر که امیر مقیم تهران بود، بهترین اوقات خوشش معاشرت با مرحوم‌ تیمسار رکن الدین مختاری بود، مختاری هم به امیر علاقه وافری داشت و با همهء گرفتاری‌هایی که به مناسبت شغل ریاست شهربانی داشت، هر دو هفته یک شام را در منزل امیر صرف می‌کرد و کمتر دفعه‌ای بود که درین شب‌ها، مختاری به خواهش امیر ویولن را به‌ صدا درنیاورد و به خصوص اگر کلنل علینقی وزیری هم حضور داشت، بدیهی است که در این‌ صورت استادی این دو استاد، یکی در ویولن و یکی در تار، هنگامه‌ای خاص برپا می‌کرد و مجلس را به صورت کم نظیری در می‌آورد».

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بررسی تحول ساختارهای موسیقی ایرانی در صد سال اخیر (II)

وقتی بحث ساختار را مطرح کردیم متوجه شدیم که اگر ساختارهای کوچکتر تغییر کنند، ساختارهای بزرگ را نیز به همان نسبت تغییر بزرگتری می کند. لذا آثار به وجود آمده در یک دوره زمانی خاص، از این حیث که تشکیل دهنده ی یک ساختار بزرگتر هستند، با هم در ارتباط مستقیم و در هم تنیده ای هستند و هرگز در هیچ دوره ی تاریخی، نمی توان فقط یک آهنگساز یا نوازنده ی شاخص را دید که به عنوان تک ستاره می درخشد و هیچ آهنگساز و نوازنده ی دیگری وجود نداشته است. بلکه مجموعه ای از ساختارها در کنار یکدیگر قرار گرفتند و به شاخص شدن، یک یا چند اثر برجسته، کمک کرده اند.

ادای احترامی به یازدهمین و آخرین ترک آلبوم «مرثیه پرندگان»

سهم دانش و تخصص و کارآزمودگی در استفهام اعماق و کرانه‌های یک قطعۀ موسیقی تا چه حد است؟ و سهم تاریخ و تبار و ریشه‌های آدمی چقدر؟ آیا یک ژرمن، به فرض که سال‌ها روی عناصر موسیقی دستگاهی ما کار و تحقیق کرده باشد، می‌تواند دیلمانِ دشتی و عراقِ افشاری را بهتر از یک ایرانی بفهمد؟ یا یک موسیقی‌پژوهِ ایرانی جاز و بلوز را بهتر از یک موزیسینِ سیاهپوست آمریکایی؟ همان جازیست آمریکایی رازِ زخمه‌های راوی شانکار را بهتر از یک هندو خواهد فهمید؟ یا همان هندو ارتعاشاتِ شامیسن و کوتو را بهتر از یک ژاپنی؟ یک موزیسینِ ژاپنی، هزاری هم که کاردرست، می‌تواند ادعا کند که کلزمر را بهتر از اشکنازی‌ها درک می‌کند؟

از روزهای گذشته…

آرتور توسکانینی، نابغه رهبری (II)

آرتور توسکانینی، نابغه رهبری (II)

پخش های تلویزیونی شبکه NBC بر روی دیسکتهایی با ضبط الکتریکی نگهداری می شد، هم بر روی ۷۸-rpm و ۳۳-۱/۳ rpm ضبط می شد تا آنکه در سال ۱۹۴۷ شبکه NBC از نوار کاست استفاده کرد. صدها ساعت از تمرینهای توسکانینی به همراه ارکستر NBC در آرشیو میراث توسکانینی در کتابخانه عمومی نیویورک نگهداری می شود. توسکانینی اغلب به دلیل نادیده گرفتن موسیقی آمریکایی مورد انتقاد قرار گرفته، گرچه در ۵ نوامبر ۱۹۳۸ دو اثر ارکستر از ساموئل باربر (Samuel Barber) را رهبری کرد.
شهریار فریوسفی، صدای آشنای تار!

شهریار فریوسفی، صدای آشنای تار!

ساعاتی پیش با تماس یکی از دوستان موسیقیدانم، خبر درگذشت یکی از مشهورترین و خوش نام ترین نوازندگان تار و سه تار ایران را شنیدم… به طور اتفاقی دیروز این هنرمند را در خیابان دیدم و برایم قابل تصور نبود که فردای آن روز باید یادنامه ای برای درگذشتش بنویسم. ملاقات هایم با او به چند گفتگو بر میگردد در مرکز موسیقی صدا و سیما، درباره اجراها، سازهای مورد استفاده اش، نوع اجراهایش که باعث شده، بیشتر آهنگسازان از او برای نواختن قطعاتشان استفاده کنند.
دیمیتری شوستاگویچ (II)

دیمیتری شوستاگویچ (II)

در سال ۱۹۲۷ “دومین سمفونی” خود را ساخت همچنین در همان دوران آغاز به نوشتن اپرای “بینی” (The Nose) کرد بر اساس داستانی از گُگُل (Gogol) بود. در سال ۱۹۲۹ این اپرا توسط سازمان موسیقی استالین (RAPM)، فورمالیست و ممنوع خوانده شد! در سال ۱۹۲۷ با آهنگساز ایوان سولرتینسکی (Ivan Sollertinsky) آشنا شد که به دوستی بلند مدت آنان تا مرگ ایوان منجر شد.
هیتلر و موسیقی

هیتلر و موسیقی

باخ، بتهوون، برامس، واگنر و هندل به عنوان سمبولهای برتری نژاد آریا در موسیقی از دید نازیها بودند. از ایده های اصلی هیتلر آن بود که در هر زمینه ممکن حتی هنر (موسیقی، نقاشی و…) برتری نژادی آنها باید به رخ مردم جهان کشیده شود.
نیلوفر محبی: حضورم در این ارکستر جنبه مادی ندارد

نیلوفر محبی: حضورم در این ارکستر جنبه مادی ندارد

در این ارکستر اتفاقاتی وجود دارد (نه به معنی خوب یا بد) که آنرا با دیگر ارکستر ها متفاوت می کند؛ صحبت های رهبر این ارکستر، تفسیر او از قطعات، شیوه تمرین با ارکستر، مسائلی هستند که بسیاری از بچه ها را در اینجا دور هم جمع کرده اند. در مورد مسائل مالی باید در مورد خودم بگویم که در بسیاری از برنامه ها فقط قصدم داشتم درآمد است ولی حضورم در این ارکستر به هیچ وجه به این دلیل نیست و به خاطر شیوه کار آقای گوران و تفسیرهای ایشان است و از همه مهمتر خروجی این برنامه است.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (II)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (II)

موسیقی‌شناسی (۳) رشته‌ای است که به شکل مدرن‌اش وامدار عصر روشنگری است و سابقه‌ای دور و دراز ندارد (۴). تاریخ آشنایی ما هم با آن به دوره‌ی معاصر بازمی‌گردد. تا پیش از این هیچ کتابی با این عنوان به فارسی نداشتیم. مقالات ترجمه یا تالیف اندک شماری که برخی روش‌‌های آن را به کار می‌بستند و از آن اندک ‌شمارتر مقالاتی درباره‌ی مباحث بنیادی این رشته، همه‌ی دارایی ما را در این زمینه تشکیل می‌داد.
جنیفر پال، تلاش و استمرار روی یک ساز

جنیفر پال، تلاش و استمرار روی یک ساز

جنیفر ایرنه پال (Jennifer Irène Paull) متولد ۲۴ نوامبر ۱۹۴۴ در لیورپول انگلستان، موسیقیدان، ناشر، سخنران و نویسنده است. وی سلوئیست ابوا دمور (oboe d’amore) است. وی به سرعت به عنوان نوازنده ابوای دمور در ارکستر سمفونیک BBC و ارکستر فیلارمونیک BBC حضور یافت. جنیفر پال به کمک معلم پیانوی خود در سنین بسیار پائینی دنیای غنی موسیقی را شناخت.
چرا سنتور سل کوک؟ (III)

چرا سنتور سل کوک؟ (III)

ابتدا از لحاظ ابعاد: طول سنتورهای سی کوک حدوداً ده سانت و عرض آن یک یا حداکثر دو سانت کمتر از سنتورهای سل کوک است و این اندازه کاملاً مناسب با میزهای جدیدی است که سطح آنها کوچکتر شده (تقریبا نصف میزهای قدیمی). بنابراین ابعادِ یک سنتور سی کوک با جعبه فقط “کمی” بزرگتر از ویلن (با جعبه) خواهد بود. (ویلن هایی که جعبه ی آنها مستطیل شکل است).
بانگ چاووش (II)

بانگ چاووش (II)

کانون چاووش، پرکار و پر شور به فعالیت مشغول بود؛ هنرمندان جوان این کانون، خودشان، می ساختند، خودشان می نواختند و می خواندند، خودشان ضبط می کردند و همینطور خودشان آثار را توزیع می کردند! ساختمانی که گروه چاووش در آن به فعالیت می پرداخت، ساختمانی قدیمی بود در خیابان حقوقی (۴) که امروز در این ساختمان «مکتب خانه میرزاعبدالله» و انتشارات «ماهور» مشغول به کار است.
شبی با هارپ (II)

شبی با هارپ (II)

او تاریخچه‌ی هارپ را تا ساخته شدن هارپ مدرن به طور فشرده‌ای بازگو کرده و انواع چنگ‌های مورد استفاده در تاریخ را به سه گروه کمانی، زاویه‌دار و قاب‌دار تقسیم کرد و محدوده‌ی استفاده‌ی امروزین هر یک از این انواع را برشمرد. شب دوم سخن از قطعات و کارگان هارپ اروپایی بود که از دوره‌ی پیش از باروک تا اوایل رومانتیک را پوشش می‌داد. صداقت‌کیش در این سخنرانی نام آهنگسازان و نوازندگان برجسته‌ی این دوره، تکنیک‌های اجرایی و تغییرات فنی ساز را به اختصار برای حضار بیان کرد.