پیانو، نحوه انتخاب – قسمت ششم

در نوشته گذشته راجع به برخی شاخص های فنی پیانو مانند کلاویه، صفحه صدا، بریدج، قلاب و پین های نگاه دارنده سیم ها صحبت کردیم. در این نوشته سعی می کنیم به بررسی سایر قسمت های مکانیکی و مهم پیانو بپردازیم که می تواند در ردیف فاکتورهای مهم ارزیابی یک پیانو خوب و سالم باشد.

پدالها
تمام پیانوها، از اولین پیانو ساخته شده تا پیانوهای مدرن امروزی همه به نوعی دارای پدال بوده اند. هر چند در نمونه های اولیه قرن هجدهم پدال بصورتی ساخته می شد که نوازنده آنرا با زانو خود کنترل می کرد اما هم اکنون بیش از نیم قرن است که استاندارد سه پدال برای پیانو ها تقریبآ ثابت شده است.

اما هنگام کنترل یک پیانو برای خرید به چند نکته راجع به این پدال باید توجه داشته باشید.

بخصوص اگر پیانو دست دوم باشد احتمال آن وجود دارد که گرفتن و رها کردن پدال توام با صدا باشد. این صدا معمولآ از سیستم انتقال نیرو به اکشن یا مکانیسم تحت کنترل رخ می دهد. در برخی پیانو های امروزی دیواری برای انقال نیرو از سیم و غلاف (مانند سیم ترمز دوچرخه) استفاده می شود که در اینصورت احتمال بروز چنین صدایی کمتر می شود هرچند از اصالت ساز کاسته می شود. اما در اغلب پیانو های دیگر انتقال نیرو تویط میله هایی چوبی یا فلزی صورت می گیرد.

بخصوص هنگامی که تمام این میله ها فلزی باشد این صدا می تواند بیشتر بروز کند. بسیاری از سازندگان میله های انتقال را یکی درمیان چوب و فلز می گیرند تا هنگام کار تولید صدا نکنند که این خود مزیتی در سیستم انتفال نیروی پدال است.

نکته مهم دیگری که می تواند بعنوان یک مزیت مطرح شود، استفاده از مفصل به هنگام اتصال میله های انتقال دهنده نیروی پدال است. اگر از مفصل برای نقاط وصل استفاده شده باشد، نه تنها تولید صدا بسیار کم خواهد بود بلکه نیرو راحت تر منتقل می شود.

در حالت کلی هرچه مرغوبیت ساز بیشتر باشد این قسمت بهتر و دقیقتر ساخته می شود. اما در هر صورت بروز صدا مشکل خیلی مهمی محسوب نمی شود، یک تکنیسین خوب می تواند این صدا را به راحتی تاحد نزدیک به صفر بگیرد.

Piano Pedals انتقال نیروی پدال توسط قوطی یا میله های فلزی. به پارچه های سبز که واسط درگیری میله های عمودی با قوطی های فلزی است دقت کنید. کیفیت و نحوه مهار مفاصل یکی از مهمترین قسمتهای سیستم انتقال نیرو است.

Damper یا Sustain
سمت راست ترین پدال پیانو پدال کشش صدا است که به آن پدال Damper یا Sustain – که معانی متضاد دارند – هم گفته می شود. کاربری آن برای تمام نتها از بم ترین تا چیزی حدود دو اکتاو مانده به کلاویه های بالای پیانو است و اجازه می دهد پس از اجرای یک نت، صدای آن حتی با رها کردن کلاویه ماندگار بماند.

این پدال همواره – حتی در حالتی که پیانو دو پدال دارد – سمت راست ترین پدالهای پیانو است. هنگامی که این پدال فشار داده می شود، خفه کن های نمدی هر یک از سیمها، از روی سیمها بلند می شوند و حتی در صورت رها کردن کلاویه، خفه کن دیگر به روی سیم باز نخواهند گشت و به سیم اجازه می دهند تا همچنان ارتعاش کند. سیم یا سیم های مربوطه به هر کلاویه برای خود یک خفه کن دارد که در حالت عادی روی سیم نشسته و اجازه ارتعاش به آن را نمی دهد.

شما باید هنگام خرید ساز پدال damper را بگیرید و با کلاویه ها شروع به زدن کنید و اطمینان حاصل کنید که پس از رها کردن پدال کلیه صداها ساکت می شود (بجز دو اکتاو بالا). همچنین باید مطمئن شوید که هنگام گرفتن پدال کلیه خفه کن ها از حالت استراحت – روی سیم ها – حرکت کرده و با سیم فاصله می گیرند.

تولید صدا هنگام گرفتن damper می تواند از جابجایی قسمتهای لازم اکشن هم باشد که معمولآ گرفتن این صدا مشکل تر است. بنابراین اگر هنگام گرفتن پدال متوجه شدید که اکشن صدا می دهد، دقیقتر شوید. لزومی به نگرانی نیست اما بدانید که این صدا به این راحتی ها قابل برطرف کردن اگر شما را زیاد اذیت می کند با فروشنده آنرا مطرح کنید.

پدال نرم
که به آن Soft Pedal یا Una Corda هم گفته می شود، دومین پدال مهم پیانو است که در منتهی علیه چپ قرار دارد. حتی اگر پیانو دو پدال داشته باشد این پدال جزو آن دو است.

عملکرد این پدال بگونه ای است که به نوازنده امکان اجراهای آرامتر را می دهد. در انواع پیانو های بزرگ (رویال) هنگام گرفتن پدال تمام صفحه کیبرد به اندازه تقریبی نیمی از عرض یک کلاویه سفید به سمت کنار حرکت می کند. به این ترتیب چکشی که در حالت عادی به سه یا دو سیم پیانو ضربه می زد، تنها به یک سیم از آنها ضربه می زند و طبیعتآ صدایی آرامتر تولید می کند.

لازم به ذکر است که اصطلاح ایتالیایی Una Corda به معنی “یک سیم” است که به دلیل عملکرد این پدال برای آن انتخاب شده است.

Piano Pedals انتقال نیروی پدال توسط چوب؛ این سیستم بصورت عمومی از پیانویی که در بالا نمایش داده شد تولید صدای کمتری خواهد کرد.
در پیانو های دیواری، قسمتی از اکشن که چکش ها را نگاه می دارد با گرفتن این پدال به سیم ها نزدیک می شود بطوریکه فاصله میان چکش و سیم حدودآ نصف می شود بنابراین، زاویه ای که چکش با سیم ها در حالت آزاد می سازد کمتر شده و سرعت خطی ضربه به چکش کم خواهد شد. اتفاقی که در این حالت می افتد آن است که حس لمس کلاویه های پیانو دیوار بشدت دستخوش تغییر می شود، در حالی که برای پیانوهای بزرگ (رویال) این تغییر احساس تنها به هنگام برخورد چکش با سیم حس می شود.

بنابراین همانطور که مشخص است کیفیت اثر این پدال در پیانو های بزرگ بیشتر است، لذا برای افرادی که می خواهند حرفه ای کار کنند این نکته باید مد نظر باشد.

به علت استفاده کم از این پدال و نیز ماهیت مکانیکی آن معمولآ مشکل برای آن وجود ندارد، تنها هنگام کنترل ساز مطمئن شوید که پدال سمت چپ همانند آنچه در بالا توضیح دادیم، درست کار می کند. اگر برای اولین بار پیانو بزرگ (رویال) می خرید ممکن است حرکت کیبرد برای شما کمی غیر عادی بنظر برسد، توجه داشته باشید که اینگونه نیست.

پدال میانی
پدال میانی عمومآ در پیانوهای دیواری و بزرگ (رویال) عملکرد متفاوتی دارد. درپیانوهای بزرگ (رویال) این پدال نقش Sostenuto را بازی می کند. همانند یک پدال Sustain است که فقط روی کلاویه هایی که در زمان گرفتن پدال زده شده است عمل می کند.

بنابراین خفه کن های کلاویه هایی که در حالت استراحت هستند، سر جای خود باقی می مانند. این نوع خاص از Sustain برای مواردی که شما نت پدال در موسیقی دارید و یا مواقعی که نمی خواهید هارمونیک های زیادی به هنگام گرفتن پدال Damper در تولید صدا دخیل باشند کاربرد زیاد دارد.

ساختار مکانیکی نسبتآ پیچیده آن شما را مجبور می کند که هنگام خرید آنرا به دقت در قسمت های مختلف ساز چک کنید و ببینید که درست کار می کند یا خیر. ممکن است به دلیل عملکرد غلط هنگام گرفتن آن سیم های کمتر یا بیشتری از آنچه شما کلاویه هایشان را فشار داده اید، از خفه کن رها شوند.

بجز معدودی از پیانو های دیواری که پدال Sostenuto دارند، بیشتر آنهایی که سه پدال دارند پدال وسط را به پدال تمرین تخصیص داده اند. این پدال که حالت قفل شدن دارد که معمولآ یک پارچه نمدی میان چکش ها و سیم ها حائل می مکند و باعث می شود که چکش ها بجای آنکه به روی سیم ضربه بزنند به پارچه ضربه بزنند. به این ترتیب صدای خروجی ساز در حد بسیار کمی پایین خواهد آمد و مناسب برای انجام تمرین می شود.

تنها موردی که باید آنرا کنترل کنید آن است که آیا پدال به راحتی قفل و آزاد می شود و اینکه به هنگام قفل شدن آیا صدای تمام سیم ها کاهش پیدا می کند یا خیر. برخی مواقع مشکلی در تنظیم آن وجود دارد که با گرفتن آن صدای نیمه بالایی ساز کاهش پیدا نمی کند.

در ارتباط با نحوه قفل شدن پدال باید گفت اگر برای قفل شدن بجای چوب بدنه پیانو مکانیسم دیگری در داخل پیانو استفاده شده باشد، کیفیت این پدال بهتر خواهد بود.

زیستن با هنر سلوکی عاشقانه (III)

انتشار آلبوم بیداد با تکنوازی تار استاد غلامحسین بیگجه خانی و پس از آن درگذشت استاد در فروردین ماه سال هزار و سیصد و شصت و شش باعث شد که توجه بسیاری از نوازندگان دوباره به شیوه ایشان جلب شود. من به شیوه نوازندگی ایشان علاقمند بودم و به همین دلیل، وقتی جناب داوود آزاد از تبریز به تهران آمدند حدود یک سال البته به طور پراکنده درخدمت ایشان، بعضی از بخش های ردیف موسیقی و تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی را نواختم که البته فراگیری آثار خیلی برایم مهم نبود؛ بلکه لحن و شیوه نوازندگی ایشان برایم اهمیت بیشتری داشت. پس از آن نیز به تدریج به آوانگاری تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی پرداختم.

از بحران اندیشه تا نااندیشیدگی بحران در موسیقی ایران (IV)

در چنین شرایطی حتی امر هنری که دیگر نقش وجودی خود را از کف داده و با فاصله گرفتن از نقش اثرگذار و هستی بخش خود، تنها به یک ابزار در دست قدرتها و یا حتی یک شیء تزئینی بدل شده است، ناتوان از ایجاد بسترهای یک جریان تاریخی نوشونده و پویا به ورطه های تکرار و فراموشی فرومیغلتد و فرد مصداق جریان کلی جامعه، اندک اندک خود را در مغاک توهم غرقه می یابد: از نگاه اراده گرایانه و کوشش بیهوده برای اعمال آن به واقعیت جریان تاریخی، تا اشکال گوناگون جزم اندیشی و حتی غرقه شدن در بسترهای فروبستۀ تجرید و تفکر محدود انتزاعی، همه و همه به نظر می رسد که محصول چنین وضعی باشند.

از روزهای گذشته…

جاوید افسری راد به عنوان آهنگساز سال نروژ برگزیده شد

جاوید افسری راد به عنوان آهنگساز سال نروژ برگزیده شد

رادیوو تلویزیون نروژ ، جاوید افسری راد هنرمند ایرانی را به عنوان آهنگساز سال ۲۰۰۷ در این کشور اروپای شمالی برگزید و در مراسمی به عنوان خلاق ترین هنرمند سال از وی تجلیل کرد. این عنوان به خاطر آهنگهایی که افسری راد برای ارکستر سمفونیک نروژ ساخته و به اجرا درآمده به وی داده شده است.
در باب متافیزیک موسیقی (II)

در باب متافیزیک موسیقی (II)

الفاظ برای موسیقی چیزی اضافی و بیگانه اند و چنین می مانند، چون تاثیر اصوات به طرز غیر قابل مقایسه ای نیرومند تر، پایدارتر و سریع تر از تاثیر الفاظ است. از این رو، هنگامی که الفاظ نیز در موسیقی وارد می شوند، صرفا باید موقعیتی کاملا تبعی را اشغال کنند و خود را به طور کامل با موسیقی تطبیق دهند. اما وقتی که یک قطعه موسیقی برای یک شعر خاص و لذا برای نغمات یا اشعار اپرا ساخته می شود، این رابطه جریان عکس پیدا می کند.
درباره‌ی نقد نماهنگ (XI)

درباره‌ی نقد نماهنگ (XI)

نخستین نامزد «برآوردن» غنا و ژرفای معنایی یک نماهنگ است (مقصود اهمیت یا ارجمندی داستانی که بازگو می‌شود یا به عبارتی سطحی‌ترین معنای برداشت شده از آن نیست). ژرفا و غنایی که از برخورد سه زبان موسیقایی، کلامی و تصویری برمی‌آید. هر چه زیباشناسی پیوند برآورده‌شده‌تر باشد تنیدگی منسجم‌تری در میان آن زبان‌ها برقرار است و در نتیجه ارزش بیشتری هم می‌توان به آن داد. این اندیشه به‌راستی ما را به پرسش از وضوح معنا می‌کشاند. ژرفا و غنایی که می‌گوییم یک سوی روشنشی هم دارد. اما آیا خود این روشنش ارزش ذاتی دارد؟ اگر در سوی جهان موسیقی ایستاده باشیم شاید نه (و البته چنین جایگاهی ممکن است از نو مستلزم نقض رابطه‌ی جزء و کل نماهنگ باشد). اما اگر جز این باشد چنان که دیدیم فرآیند روشنش در دل خود همان ارزش زیباشناختی‌ را حمل می‌کند که ورزیدن هر زبان دیگری. پس مساله می‌شود میزان کشف و عینیت‌بخشیدن به امکانات زبانی فروخفته.
متبسم: من فرزند گروه های پیشین هستم!

متبسم: من فرزند گروه های پیشین هستم!

اگر بخواهیم مقایسه ای بین گروه دستان و گروه های موجود در ایران داشته باشیم قطعا باید از نظر تفکر آهنگسازی و تاثیر آهنگساز این موضوع را بررسی کنیم. در همین راستا می توان دستان را با ارکستر سازهای ملی به سرپرستی فرامرز پایور مقایسه کرد و البته اینکه من جنس کارهای حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان را می پسندم و باید بگوییم که دستان فرزند این گروه ها است که در یک روند طولانی و با یک آنسامل کوچک تر حرکت کرده است؛ حال ممکن است از نظر صدادهی قابل مقایسه با یک گروه ۱۰ نفره نباشد اما از نظر تفکر آهنگسازی این گونه است.
هشتادمین سالمرگ درویش خان (II)

هشتادمین سالمرگ درویش خان (II)

همراهان سفر دوم باقر خان رامشگر – طاهر زاده- اقبال آذر و عبدالله خان دوامی بودند. پس از ظهور مشروطیت و آزادی اجتماعات و بر پایی جشنها و کنسرتها و آشنایی با ارکسترهای خارجی به آهنگها و قطعات ضربی بیشتری احتیاج پیدا شد.
نگاهی به فعالیت های جدید هادی سپهری

نگاهی به فعالیت های جدید هادی سپهری

هادی سپهری، اتنوموزیکولوگ، خواننده و نوازنده که این روزها مشغول تمرین با ارکستر سمفونیک تهران برای اجرای سمفونی ارمیا ساخته دکتر محمد سعید شریفیان است، به تازگی تک آهنگ «دل دیوانه» که ترانه ی محلی ترکی است، را در فضای مجازی به صورت صوتی و تصویری به انتشار رسانده است. در این اثر هادی سپهری، خوانندگی، تنظیم، نوازندگی سازهای عود، جورا باغلاما و باغلاما را بر عهده داشته است.
بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XIII)

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XIII)

به همین ترتیب مثال های زیر را مشاهده کنید و سعی کنید جملات تاثیر گرفته از ردیف را مقایسه کنید. قطعۀ «پیش درآمد نغمه» در دستگاه چهارگاه و گوشۀ زنگ شتر از ردیف میرزا عبدالله.
لیر یا چنگ ارجان؟ (II)

لیر یا چنگ ارجان؟ (II)

با مشاهده تصاویر مربوط به این جام سازهای آن زمان را می توان مشاهده نمود. شخصی که پیشاپیش گروه حرکت می کند به نواختن نوعی ساز زهی دسته دار مشغول است. نفر دوم سازی بادی را می نوازد و نفرات سوم و چهارم، ۲ نوع چنگ و نفر پنجم ساز لیر می نوازند.
فرافکنی در کمانچه نوازی! (II)

فرافکنی در کمانچه نوازی! (II)

سعید فرجپوری در قسمتی دیگر از گفتگویش به این نکته اشاره می کند که : “علاوه بر این، نوع موسیقی ما هم با موسیقی آذربایجان فرق می کند. موسیقی ما خیلی درونگراست و تحرک و حرکتی که در موسیقی آذربایجانی می بینید در آن وجود ندارد. هر کدام شان خاصیت و زیبایی های خودشان را دارند. با این حساب موافق نیستم که بگوییم آنها قوی ترند. در ایران هم کارهایی اجرا شده، خیلی خوب است مخصوصاً اینکه ما در اینجا فواصل ربع پرده را داریم و آنها ندارند. این مساله کار آنها را راحت تر می کند و به جای ربع پرده در فواصل سازی شان (کمانچه) نیم پرده می گیرند.”
مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (VIII)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (VIII)

مقایسه‌ی روش‌ها بر حسب سبک نوازندگی نشان می‌دهد که سبک عودنوازی، مبین روش‌هایی است که نوازندگان پس از گذراندن آموزش‌های اصلی در پیش می‌گیرند. ممکن است چنین به نظر برسد که در روش تارگان، پس از آموزش اصلی، هدف، رسیدن به ویرتوئوزیته است. اگرچه تارگان نوازنده‌ی بسیار خوبی ا‌ست، به سبب تحصیل موسیقی غربی، سبک او فاقد سنت‌گرایی‌ ا‌ست که این امر بسیار طبیعی ا‌ست. بازتاب ذوق و قریحه‌ی تارگان در شیوه‌اش مشخص است، اما به نظر می‌رسد که روح مقام‌ها کاستی‌هایی‌ دارند و روش خاص تارگان، برای نوازندگان سنتی عود، مناسب نیست. اما این روش برای اجراهای تکنوازی بسیار مناسب است. تارگان در اجراهای گروهی شرکت نمی‌کرد و از مقام‌های سنتی مانند صبا و هُزام نیز بهره نمی‌برد (Yildiz,2005:42).