چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (VII)

تجربه شده که جدای از مسئله ی هوش بسیار بالا (شاید در حد یک نابغه) عاملی که باعث موفقیتِ اکثر هنرمندانِ برجسته شده “پشتکار و تمرینِ مدام و پیوسته” بوده است. همانطور که در شماره ى اول گفته شد شیوه اى که قصدِ شرحِ آنرا دارم، پیشرفتِ متعادل و مستمرى را براى شاگردان فراهم مى کند و قابلیت این نیز وجود دارد که رفته رفته به موسیقى جدى تر نگاه کنند و قصدِ حرفه اى شدن را در سر بپرورانند.

در هر تمرین مى توان دو امر را در نظر گرفت یکى مقدارِ تمرین (کمیت) و دوم روش تمرین (کیفیت).

بر طبق تجربه و خاطراتِ موسیقیدانانِ گذشته وقتى مقدار تمرینِ روزانه خیلى بالا باشد (حداقل حدود چهار یا پنج ساعت) حتا اگر روشِ تمرینِ هنرجو هم کاملا درست نباشد ولى چون تمرینِ بسیار زیاد باعث نرمى و مهارتِ فوق العاده ى دستها مى شود، هنرجو مى تواند مدل و روش تمرین و حتا نوازندگى خود را تغییر دهد و البته که مى تواند به چند فُرم و مدل، نوازندگى کند و تغییرِ سبک و روشِ نوازندگى براى او آسان تر خواهد بود (نسبت به کسانى که مقدار تمرین آنها روزانه حداکثر مثلا نیم ساعت است).

در این مورد کمیتِ تمرین، کیفیتِ آنرا تا حدِ قابل قبولى پوشش مى دهد.

ولى اگر شرایط جز این باشد که امروزه براى اکثر مردم شرایط براى تأمین وقت کافى و وافى بسیار سخت است، کیفیتِ نحوه ى تمرین خیلى خیلى بیشتر از پیش اهمیت پیدا مى کند، حال اگر نحوه ى تمرین خوب و زمان زیادى هم براى تمرین موجود باشد، زهى سعادت.

البته چگونگیِ تمرین با بهره وری بالا را هم باید استادى آگاه به شاگرد تعلیم دهد (البته به شرط اینکه خود بداند!)، نه اینکه با سخت گیری و فشارِ بیش از حدِ توانِ شاگرد، او را مجبور به تمرین هاى زیادِ روزانه کند. در این صورت هنرجو تا مدتِ محدودى این وضعیت و سخت گیرى را تحمل می کند و بعد خسته شده و با بهانه ای از کلاس می گریزد.

در این شماره و شماره ى آینده راه کاری را به هنرجویان پیشنهاد می کنم که بتوانند با صرفِ حداقلِ وقت براى تمرین، بهترین نتیجه را بگیرند. نه اینکه حالا اگر هنرجویى وقتِ تمرینِ بیشترى داشت از خود دریغ کند، البته که هر چه تمرین بیشتر و صحیح تر باشد بهتر است.

در وحله ى اول قبل از فکر به چگونگىِ تمرین، بهتر است تمرین در حکمِ یک تفریح باشد تا در حکمِ یک کارِ جدى که هنرجویان بیشتر از تمرین لذت ببرند تا اینکه هنگامِ تمرین دائم درگیر پیدا کردن نت ها و درآوردن یک تکه ى جدید باشند و ذهن و فکر آنها را به شدت مشغول کرده و باعث خستگىِ بیشتر و عدمِ بازدهى شود.

وقتى تمرین در حکم تفریح باشد چند حُسن دارد:
یک باعث انگیزه ى بیشتر مى شود.
دو باعث رفع خستگى مى شود.
سه باعث این دیدگاه براى هنرجو مى شود که یاد گیرى موسیقى آنقدر هم سخت نیست (حداقل به طور ضمنى براى مبتدیانى که نه به قصد حرفه اى شدن درس مى گیرند)

چهارم باعث پیگیرى کلاس بطور مرتب مى شود که در نتیجه ى آن یک هنرجویى که نمى خواست به طور حرفه اى نوازنگى را دنبال کند خواهد دید که بدون اینکه براى تمرین و موسیقى خود وقت کامل و مشخصى بگذارد مثلا شش ماه یا یک سالى است که به کلاس مى رود و تا حدِّ کمى هم دست او راه افتاده و چه بسا که بخواهد از آن به بعد نوازندگى را به صورت حرفه اى دنبال کند و بدین صورت مراحل ابتدایىِ آموختن موسیقى را به راحتى طى نموده.

پنجم اینکه وقتى موسیقى در حکمِ یک استراحتِ ذهنى و فکرى قرار مى گیرد باعث رفع خستگىِ ضمنى مى شود که در نتیجه بهره ورى را در دیگر کارهاى روزانه ى شخص افزایش مى دهد. (من جمله در مطالعه و خواندنِ درس)

در این روش تمرین، براى تمرین نه برنامه ریزى و نه تعیینِ وقت مشخصى مفید نخواهد بود بلکه تمرین ها باید در وقت هاى اضافه یا تلف شده یا در بینِ برنامه هاى دیگر (حتى الامکان) باشد.

شالوده ى این روش، تمرین بر مبناى زمان و کیفیت است، بدین معنى که هنرجو بجاى اینکه تمرکز خود را روى مقدار درس یا چگونگى نحوه ى اجراى آن بگذارد یا مقدارى از وقت خود را صرف برنامه ریزى براى تمرینِ خود کند، بعد هم نتواند طبق برنامه ریزى عمل کند و باعث سرخوردگى شود، هنرجو ذهنِ خود را تنها و فقط متمرکزِ مقدار زمانِ تمرین مى کند و به هیچ در موردِ دیگرى لازم نیست که برنامه ریزى کند.

در شماره ى آینده نحوه ى این روش تمرین را شرح خواهم داد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (IV)

از چنین راستایی می‌توانیم گفت‌وگو با دیگری فرهنگی را در موسیقی شدنی‌تر بیابیم زیرا آغاز راهش سهل‌تر می‌نماید ( و تنها می‌نماید وگرنه دلیلی نداریم که حقیقتاً باشد). احساس اولیه از دریافت دیگریِ فرهنگ موسیقایی اگر به خودبزرگ‌بینی منجر نشود، همچون طعمه‌ای فریبنده پنجره‌ی گفت‌وگو را می‌گشاید. نخست به این معنا که بدانیم دیگری موسیقایی نیز وجود دارد. بر وجود او آگاه شویم. و سپس خواست فهمیدن او پدید آید. و این خواست مفاهمه چیزی افزون بر آن دارد که پیش‌تر میان دریافت‌کننده و دیگری مؤلف برشمرده شد. اینجا پای «خود» به مفهوم هویت جمعی نیز در میان است.

احمد نونهال: گروه های کر با چالش روبرو هستند

گروه کُر «شانته» به‌ رهبری احمد نونهال با همکاری جشنواره موسیقی صبا در دومین رویداد تابستانه پنج قطعه موسیقی کرال را در موزه نگارخانه کاخ گلستان اجرا کرد. احمد نونهال رهبری جوان و پر انگیزه است و توانسته با وجود مشکلات مختلف این گروه جوان را به روی صحنه ببرد. امروز گفتگوی محمدهادی مجیدی را با او می خوانید:

از روزهای گذشته…

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (VII)

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (VII)

گُفری در کتابی با عنوان اِل سیستما: سازماندهی جوانان ونزوئلایی (El Sistema : Orchastrating Venezuela’s Youth) تحقیقاتش را در مورد این برنامه آموزشی در ونزوئلا شرح می دهد و اظهار می نماید که این برنامه “کودکان بسیار محروم را فراموش کرده است”. گُفری همچنین در این کتاب پروژه اِل سیستما را زیر سوال می برد: ” من نوازنده های زیادی از اِل سیستما را ملاقات کردم که معتقد بودند که این برنامه کودکان آسیب پذیر را هدف قرار نمی دهد […] به نظر آنها اکثر کودکانِ اِل سیستما از طبقه متوسط جامعه هستند”.
رمضان: ریتم در آثار آهنگسازان ایرانی جایگاه خاصی دارد

رمضان: ریتم در آثار آهنگسازان ایرانی جایگاه خاصی دارد

من خودم الان حدود سه سال هست که مشغول انجام این پروژه هستم، جدیداً متوجه شدم چون من هم ایرانی هستم و ریتم را مثل همه‌ی ایرانی‌ها جور دیگری احساس می‌کنم و این را وقتی متوجه شدم که دیدم یک قطعه‌ای که از یکی از همین آهنگسازهای جوان من اجرا کرده بودم را روی سایت آهنگساز دیدم که با اجرای نوازنده دیگری توانستم این را بشنوم و برای من خیلی جالب بود که آن جور که من ریتم آن قطعه را احساس می‌کنم آن نوازنده کاملاً مدل دیگری احساس می‌کند و این یک چیزی هست که حتی اگر خود آدم هم به آن واقف نباشد، به طور غریزی این بیان را داشته باشد.
ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (II)

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (II)

از زمان تاسیس، اِل سیستما متکی به بودجه عمومی است، از هزینه تامین مکان، رفت و آمد و غذای کودکان گرفته تا هزینه گزاف کرایه و تهیه آلت ها و ابزار موسیقی. پس از موفقیت درخشان ارکستر آبرئو در یک مسابقه بین المللی در سال ۱۹۷۷ که در شهر آبِردین (Aberdeen) در کشوراسکاتلند برگزار شد، دولت ونزوئلا هزینه های کامل ارکستر آبرئو را بر عهده گرفت. از همان ابتدا، ال سیستما تحت نظر وزارت خدمات اجتماعی قرار گرفت و نه وزارت فرهنگ، و این امر به صورت اساسی در بقای آن سهیم بود.
بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (IV)

بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (IV)

در بخش آغازین هر سه کتاب چنان که در اکثر کتاب‌های آموزشی موسیقی ایرانی مرسوم است فصلی به توضیح نکات مربوط به قواعد نغمه‌نگاری در کتاب اختصاص یافته است. این بخش در کتاب منا مفصل‌تر و کامل‌تر است. وی آن را به صورت مقاله‌ای در مورد رسم‌الخط در نغمه‌نگاری آثار سنتور درآورده که خلاصه‌ای است از (منا ۱۳۸۳). برای این که تفاوت مقدمه‌ی وی با بقیه مشخص شود توجه کنید که در هیچ یک از راهنماهای چاپ شده در ابتدای کتاب‌های مورد بررسی چیزی در مورد روش نغمه‌نگاری دیگران نمی‌یابیم در حالی که منا گاه گاه در متن به نقد و اصلاح علایم و اختصارات پیشین نیز پرداخته است.
موتسارتى که ما نمى شناسیم!

موتسارتى که ما نمى شناسیم!

همه افراد، حتى کسانى که موسیقى کلاسیک را خیلى کم مى شناسند، موتزارت را دوست دارند. شاید به همین دلیل، تنفر از [اپراى] «دون ژوان» و سمفونى «ژوپیتر» مانند تنفر داشتن از نور خورشید باشد! باید گفت موتزارت نه تنها براى احیاى زیبایى موسیقایى، بلکه براى دفاع از آن متولد شده است.ما نشانه هاى آثار موتزارت را مى شناسیم. در کنسرت ها، ضبط، رادیو و تلویزیون، آنها از همه جهت ما را احاطه کرده اند. این آشنایى باعث شده است که فراموش کنیم این آثار براى شنوندگان هم عصر موتزارت، در سالهاى اوج او، از ۱۷۸۲ تا زمان مرگ غیر منتظره اش در ،۱۷۹۱ تا چه اندازه جدید بودند.آیا مردم معاصر با او نیز مانند ما، او را مى ستودند؟ نسبتاً بله.
توماس آلبینونی آهنگساز ونیزی

توماس آلبینونی آهنگساز ونیزی

توماس آلبینونی (Tomaso Albinoni) در سال ۱۶۷۱ در ونیز متولد شد. او فرزند کوچک خانواده ثروتمندی بود، پدرش تاجر و ملاک بود و برخلاف نظر خانواده ترجیح داد تا در زندگی به موسیقی بپردازه تا تجارت و بازرگانی. او موسیقی را از سن ۹ سالگی با ساز ویلن و آواز آغاز کرد و به دلیل وضعیت خوب مالی که داشت برخلاف اغلب موسیقیدانان نیازی به کار کردن برای امرار معاش نداشت و این نقطه قوتی برای او بود چون می توانست روی موسیقی تمرکز بیش از حد داشته باشد.
گزارش از نقد آلبوم عطاریه (II)

گزارش از نقد آلبوم عطاریه (II)

پورقناد در پایان گفت: به نظر من آلبوم عطاریه به جز در قطعه «سرچشمه» به صورت خودخواسته سعی کرده پا را فراتر از فرم های شناخته شده نگذارد. در این اثر قطعات «سرچشمه» و دو تصنیف در آواز بیات ترک که از قدرت ملودیک قابل قبولی برخوردار است، بهترین آثار این آلبوم محسوب می شوند. وی همچنین با انتقاد از اجرای بعضی از بخش های متر آزاد این اثر به صورت بداهه گفت: بخشی از آواز های این آلبوم خوشبختانه به صورت طراحی شده ارائه شده بود که کیفیت قابل قبولی داشت ولی ظاهرا در بخش هایی از آلبوم بداهه نوازی انجام شده که بهتر است امروز از این کار اجتناب شود چراکه به خاطر تکرار مکررات، دچار کلیشه و اشباع شده ایم.
ضبط آلبوم کیوان میرهادی به پایان رسید

ضبط آلبوم کیوان میرهادی به پایان رسید

کیوان میرهادی که امروز یکی از پرکارترین هنرمندان موسیقی ایران در زمینه موسیقی معاصر جهان محسوب می شود، برای اولین بار دست به انتشار آلبومی می زند که آثاری ار آهنگسازی و نوازندگی او را در بر دارد.
همگون و ناهمگون (IV)

همگون و ناهمگون (IV)

تفاوت شیوه نقش‌خوانی نقش‌خوانان نسبت به نسل قبل تنها در لحن و بیان حسی است و در سایر زمینه‌ها نقش‌خوانی بدون هیچ کم و کاست و هیچ دخل و تصرف، عیناً مانند نسلهای قبل خوانده و گفته می‌شود. بخشهای غنایی نقش‌خوانی که بسیار محدود، گه‌گاه و اتفاقی است، به حافظه موسیقایی، دانش آوازخوانی، سونوریته، توانایی حنجره و مهارت خواندن بستگی دارد که کاملاً سلیقه‌ای و شهودی است و گاه چندان ادامه می‌یابد و به درازا می‌کشد که به خارج از موضوع نقش‌خوانی می‌کشد. این بخش از موسیقی قالیباف‌خانه‌ای به دلیل عدم تکرار و حسی بودنِ بیش از حد در حافظه‌ها باقی نمی‌ماند و غیرقابل انتقال است.
آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (IV)

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (IV)

حتی خود من هم که مطالعه کرده و تز دکتری در موسیقی ایرانی نوشته بودم کارهای دیگری را برعهده‌گرفته بودم. مثلاً درس کنترپوان و تاریخ موسیقی و دوران‌های موسیقی را من اداره می‌کردم. برای اینکه در آن زمان کسیکه بر این مسائل و دروس احاطه داشته باشد نداشتیم و من نیافتم.