ادیت در ویولن (IX)

میزان های شماره ۹۸ تا ۱۰۱ از موومان اول کنسرتو ویولن برامس، مشتمل بر چهار جمله مشابه در بخش ویولن تکنواز است که این جملات پیوند زننده پاساژ آغازین تکنواز به هنگام ورود به ارکستر به جملات سکستوله (Sextole) سه سیمه سولیست می باشد. هر چند این جملات از لحاظ شنیداری القا کننده فضایی همانند و تکرار شونده هستند و الگوی فواصل موسیقایی نت های هر جمله مشابه دیگر جملات است و نیز هر جمله با آکوردی خاتمه می یابد، اما از دیدگاه اجرایی پیچیدگی در بخش دانش آرشه و انگشت گذاری در ویولن (Violin Fingering و یا ادیت) بر میزان دشواری این پاساژ می افزاید.

نگارنده در جهت رسیدن به پاسخی مطلوب از لحاظ انگشت گذاری و تسهیل اجرا ابتدا چند ادیت موجود که از لحاظ اعتبار دارای رواج و پیشینه بیشتری می باشند را مورد بررسی قرار داده و سپس راهکاری دیگر در زمینه انگشت گذاری را پیشنهاد می دهد.

کارل کلینگر (Karl Klinger) برای انگشت گذاری این مجموعه جملات در نسخه منتشر شده سال ۱۹۲۸ انشارات سی.اف.پیترز (C.F.Peters-Leipzig,1928) از روشی همسان در انگشت گذاری جملات سود می جوید که هر چند در ظاهر فرم تکرار شونده نحوه انگشت گذاری جملات نقطه قوت این ادیت محسوب می گردد اما دقت بر چند نکته در اینجا لازم است.

هر یک از این جملات مرکب از پنج نت دولاچنگ و یک دوبل نت دولا چنگ و نیز یک آکورد چنگ در انتها می باشد. در ادیت کلینگر نحوه انگشت گذاری به شکل “تکرار شماره انگشتان” به فرم: (اول-چهارم)، (دوم-سوم)، (دوبل دوم، سوم-اول) بوده و این نحوه انگشت گذاری در سه جمله اصلی (غیر از جمله سوم رابط و نیز تغییری کوچک در انگشت گذاری دوبل جمله آخر) دارای قابلیت بالای به خاطر سپاری در ذهن نوازنده می باشد.

اما اولین نکته در رابطه با این نحوه انگشت گذاری، سوق دادن اجرای دو جمله اول از بکار بردن دو سیم به سمت اجرا با سه سیم (پیش از اجرای آکورد نهایی) می باشد که بر دشواری اجرا می افزاید؛ چنانکه در اجرای آخرین نت دولا چنگ هر جمله با این راهکار دو راه بیشتر پیش روی نوازنده وجود ندارد:
نخست اجرای هشتمین دولا چنگ با انگشت چهارم و دیگر اجرای سه سیمه هر جمله.

اجرای این نت با انگشت چهارم در دو جمله اول و دوم باعث بوجود آمدن کشش طولی اضافه در این انگشت گشته و نیز بدلیل خروج انفرادی و به فاصله زیاد این انگشت نسبت به محل دیگر انگشتان و پوزیسیون آنها، پیدا کردن محل و نحوه اجرا با انگشت چهارم توسط نوازنده دشوار می نماید و به دلایل فوق اجرای آخرین دولا چنگ با انگشت چهارم در روش کلینگر مطلوب به نظر نمی رسد.




اما اجرا با راهکار کلینگر به روش سه سیمه هم چندان مطلوب به نظر نمی رسد، زیرا در این شکل هم علاوه بر افزودن بر شمارگان سیم های مورد استفاده در اجرای یک جمله، در دومین جمله نت سی بمل نهایی با اولین انگشت اجرا خواهد گشت.

اجرای سی بمل با انگشت اول در سیم می بر روی گریف نسبت به اجرای نت هایی چون لا بکار و یا سی بکار توسط همین انگشت که ذهن درک و شناخت بهتری نسبت به محل آنها دارد و نیز با توجه به تمپوی قطعه چندان خوش دست به نظر نمی رسد و دشوار می باشد.

مسئله بعدی در روش کلینگر، مسئله تعویض پوزیسیون های دست چپ با تغییر الگو بر مبنای دوبل انگشتان دوم و سوم است که در جمله نهایی فرم انگشت گذاری (دوبل دوم، سوم) به (دوبل اول، دوم) تبدیل می گردد و فرم اصلی انگشت گذاری پیشنهادی به ناچار دچار بهم ریختگی در الگوی تعویض پوزیسیون می گردد.

نکته نهایی در بررسی این شیوه انگشت گذاری، تعویض پوزیسیون های دست چپ بر پایه دوبل انگشتان دوم، سوم است که تعویض پوزیسیون بر پایه دوبل مرکب از این شماره انگشتان و نیز حاصل از انگشتان دوم و سوم در اجرای دولا چنگ های قبلی چندان جذاب به نظر نمی رسد و جابجایی دست بر این پایه این شیوه انگشت گذاری از پتانسیل تعویض چندان مطلوبی برای دست در اینجا برخوردار نیست.

Viol.ir

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VI)

نمونه اولین چکامه در منظومه درخت آسوریک آمده که تا زمان ما حفظ شده است. باربد را بزرگترین شخصیت ناقل فهلویات به شمار آورده اند. یکی از شکلهای معمول شعری و موسیقی زمان باربد پتواژه بوده است. پتواژه از دو واژه پت و واژه یعنی سخن بزرگ تشکیل شده متن آن از اشعار ستایشی و وصفی ترکیب یافته، بیشتر به قصیده های منبعده ی اسلامی شباهت داشت.

مروری بر آلبوم «لیله راست»

برخورد مستقیم گوش ایرانی با نغمات موسیقیِ عربی، در دوره‌ای (دهه‌های۴۰و۵۰) در کنارِ اشتهار ام‌کلثوم در ایران، در شاخه‌ی منحصربه‌فردی از موسیقی مردم‌پسند در خوانده‌های خوانندگانی چون قاسم جبلی یا داود مقامی و بعد از انقلاب بیش از همه عموماً در تلاوت قرآن بوده‌است. «لیله راست» (شبِ مقامِ راست) فرصتِ شنود و مواجهه‌ی مستقیم با اثری از موسیقی عرب را برایمان فراهم کرده‌است.

از روزهای گذشته…

سه گانه‌ی (نه چندان!) پارسی

سه گانه‌ی (نه چندان!) پارسی

“سه گانه‌ی پارسی” تازه‌ترین اثر منتشر شده به وسیله نشر موسیقی هرمس، کاریست از بهزاد رنجبران آهنگساز ایرانی مقیم آمریکا و استاد دانشگاه جولیارد نیویورک. این اثر به وسیله ارکستر سمفونی لندن و به رهبری جوآن فاله‌تا در سال ۲۰۰۳ ضبط شده است. اجرای اثری و قرار گرفتن این اثر در برنامه اجرای ارکستر سمفونی لندن (که یکی از ارکسترهای مطرح جهان است) نشاندهنده اهمیت این آهنگساز و شناخته شده بودن وی است.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br>روح الله خالقی (قسمت هفدهم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت هفدهم)

در حقیقت اصطلاح تنظیم نمی تواند بیانگر تحول عظیم و دگرگونی ژرفی باشد که خالقی در عرصه موسیقی ارکستری ایران به منصهِ ظهور رسانید. کار تنظیم را ده ها دست اندر کار موسیقی معاصر ما، انجام داده اند و انجام می دهند. تنها و تنها مقایسهِ یکی از تنظیم های خالقی با دیگران کافی است تا ببینیم که تفاوتِ ره از کجاست تا به کجا.
فراخوان «ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت»

فراخوان «ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت»

«ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت» روز سه شنبه سوم اسفند ماه سال جاری در فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود. علاقه مندان به شرکت در این جشنواره که با حمایت موسسه فرهنگی و هنری راداندیش نو و فرهنگسرای ارسباران برگزار می گردد، می توانند آثار خود را تا ۲۵ بهمن ماه به دبیرخانه جشنواره ارسال کنند.
گذشتن از مرز کلمات با «تریو اولریش درِکس‌لِر» (I)

گذشتن از مرز کلمات با «تریو اولریش درِکس‌لِر» (I)

روز پنج‌شنبه یازدهم مهرماه ۱۳۹۲ گروه تریو اولریش درِکس‌لِر در فضای باز موزه‌ی موسیقی تهران به اجرای قطعاتی در سبک جَز پرداختند. متنی که در پی می‌‎آید مروری است بر این اجرا. این اجرا با هماهنگی انجمن فرهنگی اتریش (ÖKF) و موزه موسیقی تهران برگزار شده است.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (V)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (V)

اگر به این مطالب از دیدگاه موسیقی شناسی و با دقت بنگریم، دقیقا نتیجه ای بر خلاف هدف نویسنده خواهیم گرفت و آن این است که موسیقی ایرانی و عربی در روزگار اسلامی قابل تفکیک نیستند. به عبارت دیگر موسیقی رایج در این منطقه و در این دوران یک نوع بیشتر نیست و آنچه تفکیک پذیر است شعر و کلام است نه موسیقی چرا که با تغییر شعر از فارسی به عربی همان موسیقی (همان ملودی واحد) برای یک عرب زبان قابل استفاده می شود، همچنان که با شعر فارسی برای یک فارسی زبان مورد استفاده بوده است.
موسیقی تانگو (II)

موسیقی تانگو (II)

تانگو به زودی از سمت فرانسه، در تمام اروپا محبوبیت یافت. رودولف والنتینو Rudolph Valentino 1895-1926 متولد ایتالیا سوپراستار سینمای صامت آمریکا، با ایجاد تصویری جذاب از رقص تانگو در فیلمهایش، مخاطبین تازه ای برای تانگو به وجود آورد. در دهه ۱۹۲۰ تانگو از انحصار خانه های بدنام و طبقه نه چندان درستکار بیرون آمد و به فرمی آبرومند و قابل احترام از موسیقی و رقص درآمد.
بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (I)

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (I)

هدف از این نوشتار بررسی کوتاه و گذرای چند اثر ساخته شده از هنرمند بزرگوار زنده یاد پرویز مشکاتیان است. در نگاهی کلی آثار پرویز مشکاتیان به دو بخش بداهه و قطعات ساخته شده تقسیم می شود. مسلما بررسی ویژگی های بارز بداهه پردازی و بداهه نوازی در تکنوازی های پرویز مشکاتیان با سازهای سنتور و سه تار، مجالی دیگر می طلبد و در این بحث نمی گنجد. بنابر این در ادامۀ مطلب اشاره ای گذرا به برخی ویژگی های ساختاری آثار ساخته شدۀ پرویز مشکاتیان خواهیم داشت. قطعات پرویز مشکاتیان به چند الگوی ساختاری تقسیم می شوند که عبارتند از: پیش درآمد، چهارمضراب، ضربی، چند مضراب، مضراب پرانی، رنگ، تصنیف، ترانه و آثار تنظیم شدۀ تلفیقی برای گروه بزرگ سازهای ایرانی و جهانی.
نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (IX)

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (IX)

آکورد اول که با رنگ قرمز مشخص شده ر – فا – ر- سی است که در واقع آکورد معکوس اول فاصله دوم شوشتری “لا” است که در واقع سی – ر – فا بوده است که به آکورد می – فا – می – دو اتصال یافته که یک آکورد دو-می-سل است که پنجم آن یعنی سل حذف شده است؛ این آکورد که با رنگ سبز مشخص شده، درجه سوم شوشتری است که بوسیله “فا” (که از آکورد قبلی مانده) شبیه به آکوردهایی با فواصل زوج شده که به زعم صاحب این قلم برای کدر شدن آکورد این فا حفظ شده است.
«مشک و عطار»

«مشک و عطار»

در ایران امروز تقریباً همراه هر آلبوم، فارغ از رسانه‌اش، دفترچه‌ای حاوی اطلاعات می‌توان یافت. عجیب نیست. در اغلب جاهای دیگر دنیا هم رسم است. به‌هرحال مخاطبان آلبوم‌های موسیقی لازم دارند بعضی اطلاعات را درباره‌ی نام قطعات، آهنگسازان، نوازندگان و… بدانند. از طرف دیگر با توجه به قوانین انتشار و حقوق معنوی امروزین درج بعضی اطلاعات ضروری است. ما درباره‌ی این نوع داده‌ها صحبت نمی‌کنیم بلکه درباره‌ی بیانیه‌ها، توصیف‌ها و تحلیل‌هایی حرف می‌زنیم که سعی اصلی‌شان نشان دادن اهمیت و ارزش آلبوم یا ارائه‌ی راهی برای چگونه شنیدن آن است. به زبان ساده آنها که در کارِ این‌اند که بگویند «آلبوم بااهمیت است» یا «آن را فلان طور باید شنید».
گفتگو با پولینی (IV)

گفتگو با پولینی (IV)

به اعتقاد پلینی در حالیکه اشتوکهاوزن و بولز «کاملا جا افتاده هستند اما هنوز آثارشان فقط گاهی اوقات اجرا می شود. از نظر من آنها فوق العاده اند و آثارشان از جمله قطعات کلاسیک رپرتوار است. اکنون برای ما استراوینسکی، دبوسی، راول و بارتوک بخش عادی رپرتوار به حساب می آیند. من برگ را نیز به این لیست اضافه می کنم و به نظرم شوئنبرگ و وبرن نیز تا حدودی در آن جای می گیرند. آهنگسازان بزرگ نیمه دوم قرن بیستم (بولز، اشتوکهاوزن، بریو، نونو، لیگتی) تا حدودی از عامه مردم دورند و نمی توان قطعات آن ها را برای یک کنسرت عادی در برنامه قرار داد.»